
در روزهایی که این مدافعان حق به زنجیر شده بودند، کلمهای از سخنان و دفاعیات ایشان و نیز گزارشات واقعی ساواک درباره انگیزه آنان، در بیرون انعکاس نیافت، اما از آن روی که سنت حق آشکار گشتن حقیقت است، این اسناد هم اینک در اختیار ماست. آنچه پیش رو دارید سه برگ نشر نایافته از این پرونده است که به مناسبت این رویداد تاریخی به شما تقدیم میگردد.
گزارش تحقيقات مورد ترور حسنعلي منصور
محترماً نتيجه اقدامات و تحقيقات اداره اطلاعات را در مورد ترور مرحوم حسنعلي منصور نخستوزير سابق ذيلاً به استحضار ميرساند:
۱ـ پس از جريان سوءقصد كه در ساعت ۱۱ روز اول بهمنماه ۴۳ محمد بخارايي [به] وسيله مأموران دستگير و به اين اداره دلالت گرديد، بلافاصله از نامبرده شروع به بازجويي شد كه در بدو امر از گفتن حقايق امتناع داشته و در برابر سؤالات اوليه جوابهاي نامربوطي(۱) داده است.
۲ـ به موازات بازجويي مقدماتي از بخارايي مأموراني به منزل وي اعزام و پدر و مادر نامبرده را به اين اداره هدايت نمودند، از والدين وي در مورد طرز تفكر و رفتار و همچنين معاشران نزديك مشاراليه اطلاعاتي اخذ و معلوم گرديد كه محمد بخارايي از چند سال قبل دچار افكار تند افراطي به اصطلاح مذهبي گرديده و حتي نسبت به والدين خود نيز بياعتنا بوده و اعمال آنها را نيز برخلاف موازين شرعي اسلام دانسته و تقبيح مينموده است، ضمناً با چند نفر جوانان متعصب مذهبي نيز معاشرت دائمي دارد، نشاني دو نفر از دوستان صميمي وي كه در چند روز اخير با او بودهاند از مادرش اخذ و بلافاصله مأموران جهت دستگيري آنها اعزام گرديدند.
۳ـ در ساعت ۱۹ همان روز (۱/۱۱/۴۳) مأموران اين اداره با انجام تشريفات قانوني و حفاظتي منزل مرتضي نيكنژاد يكي از دوستان وي را مورد بازرسي قرار داده و نامبرده را با يك كيسه مدارك و اعلاميههاي مختلف روحانيون كه درصدد جمعآوري و اختفاي آنها بوده دستگير مينمايند، در حيني كه مأموران مشغول تهيه صورتمجلس قانوني در منزل وي بودهاند، رضا صفارهرندي يكي ديگر از رفقاي محمد بخارايي به منزل نيكنژاد مراجعه مينمايد، نامبرده نيز [به] وسيله مأموران بازداشت و هر دو نفر را با مدارك و اعلاميههاي مكشوفه به اداره ميآورند.
۴ـ بلافاصله پس از ورود دو نفر اخيرالذكر به اين اداره با استفاده از اصول تحقيقاتي فني و روانشناسي از نامبردگان به طور انفرادي شروع به تحقيقات نموده پس از سه ساعت بازجويي معلوم گرديد كه اين دو نفر به همراهي بخارايي در زمان وقوع حادثه (تيراندازي به مرحوم منصور) در ميدان بهارستان حضور داشته و در محلهاي مناسبي قرار گرفته و ناظر حادثه بودهاند و نيز اعتراف نمودند كه در شب قبل از حادثه در منزل رضا صفارهرندي با حضور دو نفر ديگر به نامان صادق اماني همداني و سيدعلي اندرزگو جلسهاي تشكيل داده و در آن جلسه نسبت به ترور نخستوزير تصميم قطعي اتخاذ نموده و قرار ميگذارند كه روز پنجشنبه اول بهمنماه موقع رفتن نخستوزير به مجلس شوراي ملي تصميم خود را عملي نمايند ولي از ذكر اينكه اين دو نفر مسلح به اسلحه باشند، جداً خودداري مينمودند (توضيحاً به عرض ميرساند كه اين دو نفر در بدو امر از ذكر اسامي حقيقي صادق اماني و سيدعلي اندرزور امتناع داشته و هر يك با نام مستعار ديگري آنها را معرفي ميكردند.)
۵ـ پس از دستگيري اين دو نفر و اخذ اعترافات لازم مجدداً بخارايي تحت بازجويي قرار گرفته و بوي تذكر داده ميشود كه با دستگيري رفقاي ديگرش مطالب بر مأموران تحقيق كاملاً روشن گرديده و آنها جريانات را به طور وضوح اعتراف كردهاند و انكار وي سودي نخواهد داشت، بخارايي از اين عمل غافلگيري مأموران سخت ناراحت شده و اظهار ميدارد، من تصور نميكردم كه رفقايم اين اندازه سست و بياراده و ترسو باشند لذا به تدريج شروع به اعتراف و جوابگويي به سؤالات مطروحه مأموران نموده و اعتراف رفقاي خود را تأييد و اظهار ميدارد گفتههاي آنها را تصديق مينمايم.
۶ـ پس از اعترافات مرتضي نيكنژاد و رضا صفارهرندي و بعداً محمد بخارايي معلوم گرديد كه دو نفر ديگر (صادق امانيهمداني ـ سيدعلي اندرزگو) در جلسه شب قبل از ترور حضور داشته و ضمناً صادق امانيهمداني مشوق آنها در امر ترور نخستوزير بوده است، نظر به اينكه از ذكر نشاني منزل و محل كار صادق اماني هر سه نفر منظور جداً امتناع داشته و در اين مورد سكوت مينمودند، لذا با بررسي سوابق موجود در بايگاني اين اداره نشاني محل كسب و منزل صادق تعيين و در روز ۲/۱۱/۴۳ [به] وسيله مأموران جهت دستگيري وي اقدامات لازم به عمل آمد.
۷ـ جهت دستگيري صادق اماني كه متواري بود، عمليات دامنهداري انجام و چون مشاهده شد برادر ديگر وي به اسم هاشم اماني نيز متواري است دخالت برادران مذكور در توطئه ترور براي مأموران محرز و مسلم گرديد و ضمن بازرسيهاي محلهايي كه احتمال ميرفت در آنجاها مخفي شده باشند و همچنين اجراي يك رشته مراقبتهاي مداوم بدواً هاشم اماني كه طبق سوابق موجود و مدارك مكشوفه عضو جمعيت فداييان اسلام بوده و در زمان فعاليت جمعيت مزبور مسئول امور مالي و تحصيلدار فدائيان اسلام بوده است، دستگير و تحت بازجويي قرار گرفت.
۸ ـ پس از دستگيري هاشم اماني و شروع بازجويي از نامبرده قرائن و اماراتي در مورد مخفيگاههاي برادرش صادق اماني و همچنين محل اختفاي اسلحه و مدارك ديگر به دست آمد كه پس از يك سلسله اقدامات تعقيبي و مراقبتي سرانجام چمدان محتوي هشت قبضه اسلحه كمري و مقادير زيادي فشنگ مربوطه و قالب نارنجك و همچنين چهار حلقه نوار ضبطصوت(۲) كه در يك حلقه آن صداي محمد بخارايي مبني بر خواستهها و هدفهاي عاملان ترور ضبط گرديده و چهار برگ نامه به خط و امضاي (محمد بخارايي ـ صفارهرندي ـ مرتضي نيكنژاد) و مقادير زيادي فتوكپي نامههاي مزبور و پاكاتي كه روي آنها به عنوان سفارتخانههاي خارجي در ايران و روحانيون و چند نفر ديگر نوشته شده، كشف گرديد و به موازات كشف چمدان مزبور خود صادق اماني نيز در ساعت چهار بعد از نيمه شب در منزل ابوالقاسم رضويفرد وكيل دادگستري دستگير گرديد.
۹ـ صادق اماني پس از دستگيري و بازجويي اعتراف نمود كه از يكسال قبل به معيت برادرش هاشم و مهدي ابراهيم عراقي و عباس مدرسيفر جلساتي تشكيل داده و در آن جلسات در پيرامون فشارهايي كه به روحانيون وارد ميشود مذاكره نموده و بالاخره تصميم به ترور اشخاص مؤثر دولت منجمله آقاي علم نخستوزير وقت ميگيرند و براي آمادگي با اين كار درصدد تهيه و خريد سلاح برميآيند كه در نتيجه به تدريج تعداد هشت قبضه سلاح كمري و مقداري فشنگ با كمك مالي هاشم اماني [به] وسيله برادرزادهاش تقي اماني و همچنين ابوالفضل حيدري خريداري و آماده ميشود، ضمناً درصدد ساختن نارنجك بودهاند كه در اين مورد مهدي ابراهيم عراقي به حميد ايپكچي كه تا اندازهاي اطلاعات فني دارد مراجعه و با تبادل نظر يكديگر بدواً با استفاده از لولههاي دو اينچي آب چند قطعه نارنجك تهيه كرده و در حوالي جاده خراسان منفجر و آزمايش ميكنند، نظر با اينكه نتيجه آزمايش نارنجكهاي مزبور رضايتبخش نبوده لذا شروع به تهيه قالب نارنجك از نوع نارنجكهاي ارتشي مينمايند كه يك قالب آلومينيومي و يك قالب گچي بدين منظور تهيه مينمايند و تصميم داشتهاند كه از اين نوع ۴۰ عدد نارنجك تهيه و آماده سازند كه موفق نشدهاند.
۱۰ـ محركان و عاملان توطئه قتل مرحوم منصور در بازجوييهاي خود اعتراف نمودهاند سال گذشته كه موضوع ترور آقاي علم(۳) مطرح بوده يكبار عباس مدرسيفر را نزد آقاي ميلاني به مشهد اعزام داشتهاند كه در مورد ترور اشخاص مؤثر مخالف روحانيون از مشاراليه فتوي بگيرد كه ميلاني اظهار داشته اين عمل جايز نيست، ضمناً حبيبالله عسگراولادي را كه از مريدان خاص آقاي خميني و مسئول جمعآوري وجوه سهم امام ميباشد به قم اعزام و نظر خميني را در مورد ترور استعلام مينمايند كه مدعي هستند خميني اين عمل را صلاح ندانسته است، سپس شيخ محيالدين انواري از طرف عاملان توطئه در مورداخذ فتوي به خميني مراجعه و به وي نيز جواب رد داده ميشود، مجدداً حبيبالله عسگر اولادي را به قم اعزام و به وي مأموريت ميدهند از آقاي خميني چنين سؤال بكند «چنانچه اشخاصي قصد ترور اشخاص مؤثري از دولت را داشته باشند آنان را منع بكنند يا نكنند». در اين مورد مدعي هستند كه خميني چنين پاسخ داده است «شما چه كاره هستيد منع بكنيد يا نكنيد.»
۱۱ـ صادق اماني اعتراف نموده در مورد ترور اشخاص با شيخ جواد فومني (يكماه است فوت كرده) نيز مشورت نموده نامبرده با اين عمل موافق بوده است.
۱۲ـ در اثر تحقيقات مداوم ۱۷ نفر عاملان و معاونان جرم (ترور) كه هر يك به نحوي در اين امر دخالت داشتهاند با مدارك مثبت دستگير و تمامي آنها به عمل خود اعتراف كردهاند، يكنفر به نام سيدعلي اندرزگو (رابط صادق اماني با سه نفر عاملان ترور) متواري است كه به زودي دستگير خواهد شد، ضمناً سه نفر ديگر (حسين دانشپور مقدم ـ علياصغر حاجيبابا ـ شيخ محمدباقر محيالدين انواري) كه هر يك به نحوي با متهمان پرونده ارتباط داشتهاند ولي مدارك لازم براي ارائه اتهام آنها در اين پرونده موجود نبود، دستگير و جهت تعقيب موضوع به ساواك تحويل گرديدهاند.
۱۳ـ ضمن تحقيقات از دستگيرشدگان معلوم گرديد كه شش نفر از آنها در هيئت مؤتلفه اسلامي كه از يكسال قبل به منظور تمركز جمعيتهاي مذهبي تشكيل گرديده عضويت دارند كه در مورد هيئت مزبور اطلاعات جالب توجهي از شش نفر منظور كسب و در اختيار سازمان اطلاعات و امنيت كشور قرار داده شد.
رونوشت امريه تيمسار رياست شهرباني كل كه اصل آن در پرونده كلي ضبط است (به شرف عرض مبارك ملوكانه رسيد در مورد دستگيري اندرزگو اوامر مباركشان شرف صدور يافت).
پينوشتها:
(۱) يكي از منابع ساواك. اظهارات فرجالله رهنورد عضو حزب ملت ايران را به اين شرح گزارش كرده است: در ساعت ۱۹:۳۰ روز ۱۲/۱۱/۴۳ فرجالله رهنورد ضمن صحبت خصوصي در مورد ضارب نخستوزير اظهار نموده است كه پس از دستگيري بخارايي رئيس كلانتري از او ميپرسد: «تو چرا نخستوزير را زدي؟» بخارايي جواب ميدهد: «تو صلاحيت آن را نداري كه از من سؤال كني». رئيس كلانتري به تيمسار سپهبد نصيري هم گزارش ميدهد. سپهبد نصيري خود به كلانتري ميآيد و كشيدهاي به گوش ضارب ميزند و ميگويد: «چرا زدي؟ كي به تو دستور داده بزني؟» بخارايي هم به تيمسار نصيري فحش ميدهد و ميگويد: «تو به من دستور دادي، اسلحه را هم خود تو به من دادي». رئيس شهرباني هم بلافاصله آنجا را ترك ميكند. به نقل از مدارك ساواك.
(۲) از نوارهاي مذكور تاكنون سابقهاي به دست نيامد. به نقل از «مركز بررسي اسناد تاريخي.»
(۳)... چون هاشم اماني در تحقيقاتي كه از وي به عمل آمد، صراحتاً اعتراف نمود از يكسال قبل به اتفاق مهدي عراقي و صادق اماني جلساتي به منظور ترور آقاي علم داشته و... گزارش ساواك.
آقاي تقي خاموشي نيز در خاطرات خود به اين نكته اشاره كرده است: ... علم ميرفت شهرستانك، يك چند روزي شهرستانك ميماند. من هم آنجا بودم. داشتيم طرح ترور او را ميريختيم. تلفن كردم (كه علم اينجا هست با وسايل بياييد آماده است)، ولي نگرفتند حرف من را ـچون خيلي تلگرافي صحبت كردم ـ و نتوانستم آقاي اماني اينها را آگاه دقيق بكنم و... .