پس از اعلام هفته گذشته غريباني رئيس دورهاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات مبني بر عدم اعلام فهرست انتخاباتي و معرفي نامزد براي انتخابات دهم، حزب منحله مشاركت با صدور بيانيهاي با ادعاي اينكه برگزاري انتخابات، نمايشي است كه حاصل آن مجلس فرمايشي خواهد بود، عدم مشاركت در انتخابات را به عنوان خط مشي اصلي طيف افراطي اين جريان اعلام و ساير طيفهاي همسو نيز به تبع اين گروه با صدور بيانيه اعلام همبستگي ميكنند.
اين راهبرد اگر چه با مخالفت طيف معتدل اين جريان مواجه شده و آنها با ثبتنام نامزدهاي مطرح و حضور در عرصه انتخابات استقلال خود را از گروههاي سلطهگر در اين جريان اعلام داشتند، اما رسانههاي بيگانه با استقبال از اين سناريو، خط تحريم انتخابات و «كاهش مشاركت مردمي» را پي گرفتند. راديو فردا در اين زمينه در ارزيابي طيفهاي افراطي اين جريان ميگويد: دو صفت «نمايشي» و «فروپاشي» ترجيعبند تمامي افراد و گروههايي بوده است كه تاكنون با شركت در انتخابات مخالفت كردهاند. اين راديو با بازخواني متن بيانيه حزب منحله مشاركت ميگويد: اراده حاكميت برگزاري انتخابات نمايشي است كه حاصل آن مجلسي فرمايشي خواهد بود. در انتخاباتي كه در فضاي آزاد برگزار نشود، نامزدهاي مردمي اجازه ورود و رقابت نداشته باشند و از آن مهمتر رأي مردم به هيچ انگاشته شود، نميتوان شركت كرد.
در زمينه چرايي راهبرد اين گروه و ديگر گروههاي همجهت كه بيانيههاي آنها نيز رونويسي شده از بيانيه مشاركت است به نكات زير ميتوان اشاره كرد: ۱- حوادث و تحولات دو سال گذشته و فتنه اخير سبب شده است كه سازمان رأي و ساختار جريان موسوم به اصلاحات از هم پاشيده و آنها نه تنها ظرفيت يك فراخوان گسترده اجتماعي را در خود نميبينند، بلكه احساس ميكنند حتي قادر به تشكيل يك اجتماع قابل توجه دانشجويي (همانند مراسم ۱۶ آذر امسال) نيز نيستند، لذا ترجيح دادهاند كه هزينه اين ريزشها را تحت پوشش عدم فراهم شدن زمينه حضور در انتخابات، بر نظام تحميل كنند. ۲- اگر چه تحريم و عدم حضور در صحنه رقابتهاي انتخاباتي ميتواند به مفهوم خودزني يك جريان فعال سياسي باشد، اما آنها آن باخت را نسبت به عدم مشاركت براي خود پرهزينهتر ميدانند، لذا در انتخاب اين دو مسير، عدم مشاركت را برگزيدهاند تا از آن طريق بتوانند هزينههاي بيشتري را بر نظام تحميل كنند. مردم تهران فراموش نكردهاند كه اين طيف به رغم حضور فعال در انتخابات مجلس هشتم و معرفي يك ليست ۳۰ نفره، تنها موفق به فرستادن يك نفر به مجلس در مرحله دوم شدند كه دليل پيروزي او نيز به عوامل ديگري باز ميگشت و آن فرد در اين انتخابات مسير خود را كاملاً از طيف افراطي جدا كرده است. ۳- بخشي از آراي نامزدهاي اين طيف در انتخابات دهم مرهون تلاشهاي برخي از افراد فعال و افراطي اين جريان براي دوقطبيسازي و هيجاني ساختن فضاي انتخابات بود كه اكنون اغلب آنها با پناهندگي به امريكا و انگليس به مجريان دست چندم رسانههاي ضدانقلاب تبديل شدهاند و به دليل برخي اقدامات... آبرويي براي اينها و حتي مردم ايران نگذاشتهاند. ۴- جريان موسوم به اصلاحات هيچ اميدي براي كسب اكثريت در انتخابات مجلس ندارد و تصور ميكند كه اقليت كنوني نيز با همان آراي سنتي (نه سياسي) مردم در حوزههاي انتخابيه قادر به كسب آرا براي تشكيل فراكسيون اقليت مجلس نهم نيز هست، لذا راهبرد آنها بهويژه در تهران و شهرهاي بزرگ بر زمينهسازي براي كاهش مشاركت اجتماعي استوار گرديده است. ۵- جريان مذكور راهبرد عدم مشاركت را بهترين بستر براي تشديد فشارهاي حقوقبشري غرب عليه ايران ميداند لذا متن بيانيهها به گونهاي تنظيم شده كه همين فرصت را براي بيگانگان ايجاد كند.
در اين زمينه اگرچه به شاخصههاي ديگري نيز ميتوان اشاره كرد اما همانگونه كه عناصر اين جريان در انتخابات گذشته با سناريوي «تقلب» كوشيدند تا انتقام ادبار اجتماعي مردم را با غائلهآفريني از نظام بگيرند، در اين انتخابات نيز ميكوشند تا با سناريوي عدم مشاركت، به زعم خود كاهش مشاركت اجتماعي در انتخابات نهم را زمينهسازي كنند و اين دقيقاً همان تكميل پازل استراتژي تركيبي استكبار عليه ايران اسلامي است؛ استراتژياي كه مبتني بر افزايش فشارها و تهديدها، ناكارآمدسازي نظام و به تبع آن كاهش مشروعيت آن را دنبال ميكند و راهبردي كه به زعم طراحان آن ميتواند اقدامات افراطيتري را به دنبال داشته باشد.