کد خبر: 456787
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۹
پاره‏اي از اينان «خيال» پردازان قاهري هستند. تبحر ويژه‏اي در «هست» كردن «نيست»ها دارند. آنان همواره در دنياي مجازي مي‏زييند؛ دنيايي تنيده شده از زشت و زيباهاي خيالي و رؤيايي. بهتر بگوييم آنان زيستي انگاره‏اي و نمادين دارند. نظام انديشگي آنان، با واقعيت‏هاي بيروني چندان سازگاري ندارد. صفتشان را «صادق» مي‌نامند اما صادقاني كه «جاهلاني پر مدعا» بيش نيستند. هر بي‌رنگي را اسير رنگي مي‏كنند وانديشه بي‌رنگ خود را به صد رنگ مي‏آلايند.
بر قامت خيال واره‌هاي خود، جامه‏اي از حقيقت مي‏پوشانند و جمله حقايق ديگر را خيال و ضلال مي‏پندارند و چون بر بطلان انگاره‌هاي‏شان دليل مي‏آوري، جز صفرا نمي‏افزايد و جز خيال‏شان بيش نمي‏شود.
سخت اسير پيشا فرض‏ها و پيشا فهم‏هاي خود هستند. جملگي بر اين تصورند كه هر پديده واقعيتي «مستي» خود را وام‏دار گفتمان آنها است.
پيش چشمان خود، شيشه‏اي كبود نهاده‏اند. از اين رو، عالم و عالميان، كبودشان مي‏نمايد. اما، اگر رنگ كبود به ذائقه‏شان خوش نيايد، سريع رنگ عوض كرده و بر مشرب «فرافكنيسم» در آمده و به زمين و زمان ناسزا مي‏گويند.
شايد اين بندگان خدا هم به همان ويروسي مبتلا شده‏اند كه ويروس غرض و مرض سياسي جناحي مي‏نامندش. ويروس عجيبي است. جسم و روح، سرش نمي‏شود. در هر زمينه‏اي قابليت رشد و نمو دارد.
در سيستم كه قرار مي‌گيرند، قدرت تعامل پاييني دارند و مي‌خواهند از قاعده بگريزند و فردمحوري را جايگزين كنند چرا؟ چون به «انبوه متملق» نيازدارند. اين تنها بيماري آنها نيست. سيستم و سازمان را به اضمحلال مي‌برند، چنان كه كذب برايشان خورشت رزقشان است. هر كه با آنان نباشد دگر مي‌شود و دگر آزاري مرامشان.
آنان خويشتن را در اختيار ادراك تخيلي، آن هم از نوع وهمي آن، مي‏نهند و همواره شبه و صورت وهمي شئ را به جاي شئ واقعي مي‏گيرند و مهم‏تر آنكه گمان مي‏كنند حقيقت را يافته‏اند. اما رها شدن از وهم و برخاستن و گذشتن از بندهاي استوار گمان، خود بلوغ دوباره است.
آري بايد به آنان گفت كه «وهم» نوعي ضدخرد است؛ ضد خردي كه چونان كودكي در دنيايي از شبهه‌ها مي‏زيد. اين دنياي وهم به تصويرهاي ذهني خود اعتماد مي‏كند. صاحب چنين معرفتي هرگز نمي‏پرسد كه آيا اين تصويرها با چيزي از امور واقعي در انطباق است يا نه. عالم ادراك وهمي در نهايت، خود دنيايي است ضد خرد كه تا بي‌نهايت، مرزهاي خود را مي‏گسترد؛ دنيايي است كه فقط «وهم» در آن جاي دارد و تا آنجا كه امكان دارد، هرگونه راه جويي و ورود به واقعيت را ناممكن مي‏سازد، بنابراين معرفت وهمي، كوري كامل است و هم پيوسته حقيقت را با جايگزيني تصوير شبه گونه شيئي را به جاي شئ واقعي، در پرده مي‏افكند.
بيمار وهمي، خود آفريدگار جهان جامعه و حوادثي است كه خود مي‌جويد. رويدادهاي گذشته وحال را با حال و خيال و آرزوهاي خويش در مي‏آميزد و از آميزش اين گونه «حقيقت» و «واقعيت» تاريخي را باز مي‏ساز.
اينان بي‌شك بيمارند و رفتار و ذاتشان زرد آنچنان كه سيرتشان سخت به صورتشان رنگ مي‌زند. آري برادر، اينان سخت بيمارند و سيستم‌ها را نيز به وهم و كذب خود مي‌آلايند.
براي داشتن ساحتي اخلاقي در عرصه سياست بايد طرد كرد اين بيماران زرد را.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار