کد خبر: 456720
تاریخ انتشار: ۲۹ آذر ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۴
مردي كه انتقادهايش را پاياني نيست
دنيا حيدري | تقريبا مي‌توان گفت جامعه فوتبال، به انتقادهاي گاه و بي‌گاه او عادت كرده؛ انتقادهايي كه هر بار، عده زيادي را از دم تيغ مي‌گذراند!صحبت از حاج مايلي است كه اگر چه چيرو و فردوسي پور را شومن مي‌خواند اما خودش كم از اين دو نمي‌آورد. مايلي‌كهن را در زمان‌ها و حالت‌هاي مختلف ديده‌ايم. در حال دو، نشسته روي نيمكت مربيگري، كنار خط زمين، در حال تمرين و... اما نام او را اگر ببري، بي‌درنگ به ياد يك چهره مي‌افتي كه به شدت در حال انتقاد است و هرازگاهي نيز براي نشان دادن بيش از اندازه عصبانيت خود، دست‌هايش را با حالت‌هايي خاص در هوا به حركت در مي‌آورد.
اما حاجي بي‌شك يك روي آرام و ساكت هم دارد؛ رويي كه شايد كمتر شاهد آن بوده باشيم، رويي كه اگر با آن انتقادهايش را بيان مي‌كرد، بيشتر به دل مي‌نشست. اما امروز، با ديدن هر مصاحبه و انتقادي از او، بدون آنكه حرف‌هايش را تا انتها بخوانيم، بي‌درنگ مي‌گوييم:«باز هم تو حاجي؟»
نمي توان منكر صحت برخي گفته هايش شد. حرف‌هايي كه شايد خيلي‌ها جرئت بيان آن را ندارند. اما حرف زدن زياد از حد هم مي‌شود... و ديگر ارزش خود را ندارد! مايلي‌كهن اگر چه مدعي است كه آدم كينه‌اي نيست و از هرچيزي به راحتي و زود مي‌گذرد و برخي را بابت نداشتن اين خصلت ملامت مي‌كند: «مشكل ايشان اين است كه كينه از دلش خارج نمي‌شود.» اما هنوز خيلي از انتقادهايي كه به برخي افراد دارد، از سر كينه هايي قديمي است كه از آنها به دل گرفته است.
اين رويه، تا كنون مشكلات زيادي براي مايلي‌كهن داشته و حتي در مقطعي او را از نشستن روي نيمكت تيم ملي محروم كرد. با اين وجود اما مايلي‌كهن همچنان در همين راه قدم بر مي‌داردو گويا قصد تغيير رويه كه ندارد هيچ، به كاري كه مي‌كند و راهي كه مي‌رود نيز افتخار مي‌كند. در حالي كه بي‌شك اگر انتقادهايش را به شكلي ديگر و بدون توهين بيان مي‌كرد، تأثير‌گذار بود.
آخرين بار، به واسطه نمايشي كه در برنامه ورزش و مردم به راه انداخت، به كميته انضباطي احضار شد. اما هرگز به اين كميته نرفت و مدعي شد نامه‌اي مبني بر احضار به كميته انضباطي دريافت نكرده است«هيچ نامه‌اي در اين زمينه به دستم نرسيد كه اگر هم مي‌رسيد نمي‌رفتم. اما آقايان اگر مي‌خواهند برخورد كنند با آنهايي برخورد كنند كه هر روز عليه افراد مصاحبه مي‌كنند و اتهام مي‌زنند. »در حاليكه اين جمله مايلي‌كهن، به خود او برمي گردد با مصاحبه هايي كه هراز گاهي انجام مي‌دهد و در آن، همه را از دم تيغ انتقاد مي‌گذراند!
براي او فرقي نمي‌كند طرفش امير قلعه نويي است يا فردوسي پور. چيرو است يا نمايندگان مجلس. فتح اله زاده است يا علي دايي يا دلالان پشت پرده يا افرادي كه در ظاهر وجود خارجي ندارند و در اصل گردانندگان اصلي هستند.
او همه را با يك چوب مي‌زند. علي دايي، به عنوان كسي كه فصل قبل مربي پرسپوليس بوده و براي اين تيم دو جام به ارمغان آورده و سهميه آسيا كسب كرده اما به شكلي نامناسب از اين تيم كنار گذاشته شده، حق هيچ گونه اعتراضي را ندارد و حتي نبايد كه بگويد دست آقايان روشد. اما مايلي‌كهن كه خود مي‌دانست پرسپوليس به چه روزي مي‌افتد و به همين دليل وبه دليل بي‌توجهي به او و نظراتش از پرسپوليس جدا شد و هيچ سمتي در اين تيم و هيچ تيم ديگري ندارد، مي‌تواند سرمربي راه آهن را كه از ابتداي فصل سرش تنها به تيم خودش بوده، به بدترين شكل به باد انتقاد بگيرد و او را بابت آنچه كه اتفاق نيفتاده و ممكن بود كه اتفاق بيفتد، محكوم كند (دايي مي‌خواست پيراهن‌هاي بنجل توليدي‌اش را به پرسپوليس بيندازد)!
جالب اينكه مايلي‌كهن درحالي در آخرين انتقادهاي خود دايي را محاكمه مي‌كند كه حرف‌هاي دايي، همان حرف‌هاي مايلي‌كهن است و دايي اگر در ساير موارد محق نباشد، در اين مورد كاملاً حق دارد. مايلي‌كهن درست به همان مسئله‌اي كه دايي از آن شاكي است، تأكيد دارد: « من از استيلي دلخورم، دلخورم به خاطر اينكه تنها كسي كه مي‌خواست بدون شيله پيله به او كمك كند من بودم. مي‌توانستم مثل بقيه افرادي كه كنارش بودند، به او بگويم تو بهترين هستي و عاقبتش همين مي‌شد كه الان مي‌بينيد. جفايي كه استيلي به خودش و كاشاني و پرسپوليس كرد به هيچ كس نكرد.»
مايلي‌كهن در شرايطي دايي را به دليل تنها يك اظهار نظر كوتاه در خصوص پرسپوليس محاكمه مي‌كند كه خود هر چند وقت يك بار طي مصاحبه‌اي بلند، به صغير و كبير فوتبال مي‌تازد و كسي از او در امان نيست. اما از نظر او، مايلي‌كهن محق است در خصوص هر چه كه مي‌خواهد حرف بزند. چون او خود را دلسوز همه مي‌داند. اما ديگران اگر حرفي بزنند، حق ندارند و نبايد كه پاي خود را از گليم شان درازتر كنند و هدفشان هرچيزي هست جز دلسوزي!
مصاحبه‌هاي او زماني جذابيت داشت. نه از لحاظ محتوا، كه از لحاظ حاشيه‌اي و كساني كه به دنبال حاشيه بودند، به خواندن آن مشغول مي‌شدند. اما افراط او در اين مقوله باعث شده كه امروز ديگر مصاحبه هايش حتي از لحاظ حاشيه‌اي هم جذابيت ندارد و تكراري شده است. اما دردناك‌ترين قسمت ماجرا اين است كه او، با روشي كه در پيش گرفته، بر احترام خود مي‌تازد. چراكه قرار نيست ديگران برابر حرف‌هاي او سكوت كنند و دعوا هم قانون و قاعده خود را دارد و در هيچ دعوايي هم حلوا خيرات نمي‌كنند و در اين ميان، همه چيز به دست فراموشي سپرده مي‌شود از جمله احترام مايلي‌كهن و او خود مقصر اصلي اين مسئله است!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار