رضا اسماعیلی، شاعر آئینی کشور به مناسبت ایام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) رباعیات تازهای سروده است.
به گزارش فارس، رضا اسماعیلی، شاعر آئینی و پیشکسوت کشورمان به انگیزه فرا رسیدن ماه محرم و ایام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) رباعیاتی را در مدح این امام همام سروده و در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده که به شرح ذیل است.
در کرب و بلا، اسیر بودن زیباست
همبستر تیغ و تیر بودن، زیباست
مانند شغال زنده ماندن، زشت است
در محضر مرگ، شیر بودن زیباست
***
در غربت کربلا، اسیری عشق است
در مسلخ عشق، سر به زیری، عشق است
در حضرت مرگ، سرخ رو رقصیدن
وقتی که زمرگ ناگریزی، عشق است
***
ای مرثیهخوان! شبیه زینب، آری
یک خطبه بخوان، به لهجه بیداری
آتش تو بزن به خرمن خونخواران
گر همچو حسین، از ستم بیزاری
***
ای مرثیهخوان! چرا دگرگون گفتن؟
از کربوبلا، حدیث وارون گفتن؟
از زینب قهرمان بیاموز ای مرد
از کربوبلا، چگونه و چون گفتن
***
با کرب و بلا، سراب میبافی تو
یک پرسش بیجواب میبافی تو
مفهوم حسین را نمیفهمی، حیف
با خون حسین، آب میبافتی تو!
***
ای مرثیهخوان! کدام عباس است این؟!
زیباترین و دلرباتر از هر شیرین!
پیداست نشانهای نداری، افسوس!
از آن یل با وفای حیدر آئین
***
ای مرثیهخوان! بگو که عباس کجاست؟
فرمانده عشق، روح احساس کجاست؟
این مرد درون روضه یک بیگانهست
عباس کجاست؟ ایهاالناس کجاست؟!
***
ای مرثیهخوان! دوباره مستی؟ توبه
مشغول به کار بتپرستی؟ توبه
مولاست، و «لا اله الا الهش»
اما تو حسین میپرستی! توبه
***
ای دلشدگان! حسین «عبدالله» است
گوینده «لا اله الا الله» است
هر کس که حدیث دیگری میگوید
سوگند به نور، مشرک و گمراه است
***
ای شاعر اهل بیت (ع)! سلمان باشیم
مانند حسین، ما مسلمان باشیم
مولا سگ آستان نمیخواهد مرد
او کرده قیام، تا که انسان باشیم
***
ای مرثیهخوان! بیا مکرم باشیم
در بندگی خدا، مصمم باشیم
اسلام، غلام و سگ نمیخواهد مرد!
دین آمده است، تا که «آدم» باشیم
***
ای مرثیهخوان! بگو تو از عاشورا
از خون خدا، خلاصه خوبیها
این واقعه را به چشم زینب بنگر
تفسیر کن این حماسه زیبا
***
ظلمست، مگو تشنه آب است این مرد
از فرط عطش، به پیچ و تاب است این مرد
این غیرت سرخ، وارث دریاهاست
پیغمبر آب و آفتابست این مرد
***
با خولی نفس، تا که پیمان داریم
همواره چو شمر، میل طغیان داریم
لعنت به یزید میفرستیم، اما
صد کوفه یزید، زیر فرمان داریم!
***
تا شیعه جهل و مصلحت اندیشیم
در سجده، به سیب و سکه میاندیشیم
گر نفس یزید «ری» ببخشد ما را
از خولی و شمر و ابنملجم پیشیم
شعری دیگر از رضا اسماعیلی در مدح امام حسین (ع):
خیلی بد است حال دلم در غیاب عشق
بر قلب بینوای خودم گریه میکنم
در کربلا نشستهام اما، چرا دروغ؟!
بر گور دردهای خودم گریه میکنم
نفرین به «شمر» و «ابن زیاد» درون من
شرمنده! از بلای خودم گریه میکنم
آتش پرست افعی روح خودم شدم
از نیش اژدها خودم گریه میکنم
روح حماسه، خون خدا، گریه بر شما؟!
هرگز! به ماجرای خودم گریه گریه میکنم
«از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست»
انسان؟!.... و با دعای خودم گریه میکنم