پس از آنكه گروهي از دانشجويان دانشگاههاي تهران به صورت خودجوش اعتراض و خشم خود را از مداخلات دولت انگليس عليه كشورشان و همراهي لندن با توطئهها و فشارها عليه ملت ايران را به سفارت آن كشور و باغ قلهك كشاندند، موج جديدي از تحركات سياسي توسط انگليس و حاميان غربي آن سازمان داده شده كه فراخوان برخي سفراي اروپايي، تشديد دامنه تحريمها، به راه انداختن كارناوال نمايشي اتومبيلهاي چند سفارتخانه همسو با انگليس در تهران و... از آن جمله است. همچنين دستگاههاي رسانهاي تحت سلطه غرب به بهانه دفاع از قوانين و ضوابط بينالمللي و حقوق سياسي كشورها، بدون توضيح اصل ماجرا و بيتوجه به نقش انگليس در پديد آوردن نفرت و خشم دانشجويان به عنوان نماينده افكار عمومي ملت ايران، به دامن زدن و حاشيهپردازي روآورده و تنها به ارائه تفاسير مورد نظر امريكا و انگليس پرداختهاند تا از آن به عنوان يك بهانه و سوژه عليه كشورمان و توجيه ستمها و رفتار غيرمنطقي دولت انگليس استفاده كنند. حال آنكه در همين روزها و قبل از آن اقداماتي مشابه عليه سفارتخانههاي جمهوري اسلامي در كشورهاي اروپايي اتفاق افتاده كه همين كشورها در رسانههاي حامي آن به راحتي از كنار آن عبور كرده و بيتوجهي به قوانين بينالمللي و حقوق سياسي ديپلماتهاي ايراني از سوي كشورهاي ميزبان را ناديده گرفتهاند. نمونه اين وقايع اشغال سفارت ايران در ارديبهشت سال ۱۳۵۹ در لندن است كه با شهادت دو تن از ديپلماتهاي كشورمان پايان يافت يا سفارت ايران در كشور سوئيس با كوكتل و سنگ در روزهاي اخير مورد تعرض قرار گرفت ولي هيچ كدام از اين بنگاههاي رسانهاي و دستگاههاي سياست خارجي كشورهاي مدعي قوانين و حقوق بينالمللي نسبت به آن واكنشي نشان ندادند. آنچه موجب همراهي برخي دولتها و رسانهها با اين موج رسانهاي همسو با سياستهاي تبليغاتي انگليس شده بيتوجهي به عوامل و زمينههاي شكلگيري اعتراض دانشجويان و جهتگيري آن عليه سفارت انگليس در تهران است كه مهمترين آنها عبارتند از: ۱- خشم و نفرت مضاعف دانشجويان از سياستهاي ضد ايراني دولت انگليس كه علاوه بر حوادث رنجآور تاريخي، تبيين نقش كشورهاي حامي امريكا از جمله انگليس، در كشاندن پرونده هستهاي كشورمان به شوراي امنيت و واداشتن ايران به ارائه فهرست دانشمندان هستهاي خود كه مقدمه ترور گروهي از اين دانشمندان از جمله شهيد شهرياري شده، عامل اصلي اين اعتراض بوده است. | بقيه در صفحه ۲
دانشجويان حمله كننده به سفارت انگليس، همان دانشجويان شركتكننده در مراسم سالگرد شهادت اين دانشمند هستهاي ايران بودهاند كه مظلومانه به دست تروريستهاي مخالف توسعه و پيشرفت علمي كشورمان ترور شده و زمينهساز اين ترور نيز سياست خصمانه كشورهايي چون امريكا و انگليس بوده است.
۲- تأثيرگذاري فضاي انقلابي برخاسته از بيداري اسلامي، كه گرچه خود ريشه در انقلاب اسلامي دارد، اما به صورت متقابل اقشاري از جامعه ايراني بهويژه جوانان را متأثر ساخته و شور انقلابي و عزتطلبي را همراه با نفرت از مداخلات بيگانگان به آنان دميده است. به طوري كه در حمله دانشجويان به سفارت انگليس، نيروي انتظامي در اين ورود مقتدرانه به سختي با اين شور آميخته با خشم عليه انگليسيها مواجه شد و تنها با حضور فرماندهان عاليرتبه پليس ايران بود كه امنيت ديپلماتها و سفارت تأمين شد و گرچه گلهمندي دانشجويان را به دنبال داشت، اما نشاندهنده پايبندي دولت جمهوري اسلامي به موازين و قوانين ديپلماتيك بود.
۳- اقدامات دولت انگليس در همراهي با امريكا و رژيم صهيونيستي براي سازماندهي فشار و تحريم عليه ملت ايران و اعمال تحريمهايي خارج از چارچوب قطعنامهها و كمك به صدور قطعنامههاي جديد، اخباري نيست كه در افكار و قضاوت دانشجويان و اقشار فكري جامعه بدون بازتاب بماند و متأسفانه دولت انگليس در ماههاي اخير در اين زمينه زيادهرويهايي به خرج داده بود كه خروجي آن نفرت و خشم جوانان ايراني است كه اعتراض دانشجويان تنها يك بخش از آن به حساب ميآيد.
با توجه به اين عوامل و زمينههاست كه اقشار فكري و گروههاي نخبگي ايران، كاهش سطح روابط سياسي و تجاري با دولت انگليس را، اقدامي در راه دادن پيام به سران لندن براي تجديد نظر در سياستهاي خصمانه عليه ملت بزرگ ايران دانسته و در سطوحي از آن مثل دانشجويان قطع كامل ارتباطات و تنبيه دولتمردان مغرور انگليسي دنبال ميشد. اماگويي كه سران لندن به جاي پندآموزي از اين ماجرا و تجديدنظر نسبت به سياستهاي خصمانه و تصحيح رفتارهاي غلط، همچنان اصرار دارند بر طبل دشمني و توطئه بكوبند و نه تنها مدال روباه پير مكار را حفظ كنند بلكه به دريافت مدال همكار گرگ غدار نيز نايل آيند. چنين مدالهايي در افكار عمومي ايران نه تنها هيچ خوف و ترسي بر نميانگيزد بلكه تنها به خشم و نفرت از انگليس دامن ميزند و حاميان او را هم بيبهره نميگذارد.
همراهي و حمايت برخي كشورها از ادعاي بياساس دولت انگليس نيز حكايت رقص با گرگها است كه هيجان موقت آن هيچ تناسبي با هزينههاي خطرناك آن ندارد.