حسن كوشا |سفارت انگليس كه نقش بسيار عمدهاي در سازماندهي و راهاندازي اغتشاشات پس از انتخابات داشت، طرحهاي خود را براي راهاندازي انقلاب رنگي در ايران از سال ۸۷ با تشكيل كلاسهاي خبرنگاري و همچنين شناسايي NGOهاي فعال در داخل ايران و آموزش آنها براي روز موعود آغاز كرد. اتفاقاتي كه روز سهشنبه در تهران روي داد، اگرچه باعث شوك مقامات غربي شد اما موضوعي تازه براي مردم نبود؛ مردمي كه ۳۲ سال قبل رفتاري مشابه در قبال خيانتهاي ايالات متحده عليه كشورمان در پيش گرفتند و لانه جاسوسي امريكا در تهران را فتح كردند. واقعيت اين است كه آن روزها مردمي بصير جلوتر از تمام بازيها و مبادلات سياسي حركت كردند و بدون كوچكترين هماهنگي با دولت وقت و در اوج شور و شعور انقلابي اقدام به تسخير لانه جاسوسي امريكا در تهران كردند، البته اين حركت مردم كه با هدايت دانشجويان خط امام صورت گرفت، با مخالفت دولت وقت بازرگان مواجه شد و ماجرا تا جايي پيش رفت كه دولت موقت در اعتراض به اين ماجرا يك روز پس از تسخير سفارت امريكا در تهران تصميم به استعفا گرفت. اگرچه امام خميني(ره) تنها چند ساعت پس از اين اقدام در تأييد حركت دانشجويان و مردم عنوان كردند كه انقلابي بالاتر از انقلاب شكل گرفته است.
حالا گويي بخشي از تاريخ در حال تكرار شدن بود و در آستانه روز دانشجو، جمعي از دانشجويان و مردم انقلابي با همان شور و شعوري كه گويي هنوز رنگ و بوي سال ۵۷ را داشت، به سفارت انگليس در تهران رفتند تا با تسخير سفارت يكي از مهمترين دشمنان جمهوري اسلامي، پاسخي ديگر به اقدامات ضدبشري حكومت انگلستان بدهند؛ ماجرايي كه به گفته دانشجويان نه در سال ۹۰ بلكه بايد در سالهاي نخستين شكوفايي انقلاب صورت ميگرفت تا دست يكي از بزرگترين خائنان به ايران در طول تاريخ، از خاك كشورمان كوتاه شود؛ خائناني كه تاريخ گواهي ميدهد حجم خيانتشان بسيار بزرگتر و عميقتر از ايالات متحده بوده است.
انگليس دشمني تاريخي
نگاهي به تاريخ پرفراز و نشيب روابط ايران و انگلستان نشان ميدهد كه اين روابط نه رو به بهبودي بلكه با كارشكنيهاي مداوم دولتهاي مختلف بريتانيا روز به روز بدتر از قبل ميشد و حكام استعمارگر پير هميشه در حال پيشروي براي تسلط بر ايران و ايرانيان بودند. اين موضوع از زمان سلسله تيموريان كه روابط ايران و انگلستان شكل گرفت، آغاز شد و تا امروز نيز ادامه داشته است. انگلستان هميشه در پي تجزيه ايران بوده است، چنانكه در جنوب با حمايت از شيوخ منطقه و در كرمان و نواحي سيستان و بلوچستان با حمايت آقاخان كرماني رهبر فرقه اسماعيليه، قصد جداسازي اين مناطق را از خاك كشور داشتند.
علاوه بر اين انگليسيها از علاقه ناصرالدين شاه به تجديد فراش و سفر به فرنگ نهايت سود را براي گسترش آمال استعماري خود بردند و توانستند امتيازات زيادي در جهت غارت ذخاير و منابع ملي و فرهنگي ايران كسب كنند، از اين جمله ميتوان به تأسيس بانك شاهنشاهي، تأسيس تلگراف، تأسيس خط آهن، استخراج معادن و فلزات و سنگهاي گرانقيمت و آثار باستاني، كشتيراني در كارون و استخراج انواع فرآوردههاي دريايي اشاره كرد كه با سرمايه ملي ايران اجرا ميشد و سود آن عايد شركتهاي هند و اروپا (انگليس) . اين در حالي بود كه سالها بعد نيز حكام نالايق قاجار در قراردادي خفت بار معادن نفت و ديگر فلزات در تمام نقاط ايران را به انگليسيها واگذار كردند. آنها با نفوذ تجاري در بين قبايل منطقه جنوب، قصد تجزيه و جدا كردن اين منطقه حاصلخيز و سرشار از نفت را داشتند و در اين راه جنگهاي زيادي در اين مناطق به راه انداختند و جنايات بيشماري را مرتكب شدند كه از جمله آنها جنگ محمره و تصرف خوزستان و بوشهر و خارك بود. اين نفوذ انگلستان در ايران تنها مدت كوتاهي پس از قراردادهاي اقتصادي، به موضوع سياست نيز كشيده شد و انگليسيها عملاً ادارهكننده ايران شدند و استقلال سياسي، اقتصادي و نظامي كشور را در دست گرفتند كه سرانجام آن تحميل معاهده پاريس (۱۲۷۳ / ۱۸۵۷ م) و جدايي افغانستان از ايران بود، البته اين نفوذ با روي كار آمدن سلسله پهلوي به ويژه پهلوي دوم كه وابستگي بسيار نزديكي به امريكا داشت تحتالشعاع قرار گرفت و ايران عملا صحنه يكهتازي امريكا شد، البته شايد همين موضوع نيز باعث تأخير در برخورد انقلابي مردم با عوامل انگليس در ايران شد.
قطع رابطه براي همراهي با صدام
با تسخير لانه جاسوسي امريكا در ايران، انگلستان هم به خواسته امريكا، روابط خود را با ايران تا سال ۶۷ قطع كرد و در همين حال حمايت بيسابقهاياز صدام در جنگ تحميلي عليه ايران انجام داد؛ ماجرايي كه خود انگليسيها نيز به آن اعتراف كردند. گزارش ۲۰۰۰ صفحهاي قاضي اسكات به پارلمان انگليس در سال ۱۳۷۵ مؤيد اين ادعاست. در اين گزارش برخلاف تعهدات بينالمللي مبني بر عدم تأمين تسليحات طرفين درگير، انگليس مقادير زيادي اسلحه غيرمتعارف به ارزش ميلياردها دلار به عراق فروخته بود.
اما پس از سال ۶۷ و راهاندازي مجدد سفارت انگليس در ايران، بازهم چيزي جز دشمني عايد ايران نشد و انگلستان همچنان همان سياستهاي خصمانه گذشته خود عليه ايران را دنبال ميكرد.
انگليس، دشمن هستهاي ايران
همزمان با تصميم ايران براي حضور در باشگاه هستهاي جهان، يكي از مهمترين موانع و سدكنندگان راه ايران در اين مسير بريتانيا بود. اين كشور به همراه دو كشور ديگر اروپايي يعني آلمان و فرانسه همواره با فعاليتهاي هستهاي ايران مخالفت كردهاند و با دخالتهاي خود زمينه پيشرفت دانشمندان ايراني را در اين عرصه گرفتهاند. اين در حالي است كه ايران همواره بر صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهاي خود تأكيد كرده اما انگلستان به عنوان يكي از اعضاي دائم شوراي امنيت كه از حق وتو نيز برخوردار است، مدام كوشيده تا با فشار به جمهوري اسلامي ايران اين روند علمي را متوقف كند. علاوه بر اين، انگليس همواره با بهانه قرار دادن موضوع هستهاي اقدام به مصادره اموال جمهوري اسلامي ايران در اين كشور و اعمال تحريمهاي يكجانبه عليه كشورمان كرده است، البته در اين ميان وجود برخي افراد نالايق در دستگاههاي اجرايي كشور نيز باعث گستاخي هرچه بيشتر انگلستان در موضوع هستهاي شده است. مؤيد اين موضوع ادعاهاي مقامات انگليسي در زمان مذاكره با تيم هستهاي دولت اصلاحات بود كه طي آن توني بلر كه سمت نخستوزيري وقت انگليس را به عهده داشت، در جلسهاي خصوصي به صراحت گفته بود كه دست ايرانيها همواره در مذاكرات هستهاي خود از پيش باز است و عملاً مذاكرهكنندگان اروپايي هيچگونه نگراني و دغدغهاي از روند مذاكرات هستهاي با طرف ايراني ندارند و متنهايي كه قبل از جلسات در مورد موارد مطرح شده در مذاكرات تهيه ميشود، بدون كم و كاست به تأييد و تصويب طرفهاي ايراني ميرسد!
انگليس عامل تروريسم در ايران
اما انگليس به همين دشمنيها بسنده نكرد و با زير پا گذاشتن تمامي ادعاهايي كه در خصوص صلح و مبارزه با تروريسم داشت، به اقدامات تروريستي در داخل ايران روي آورد. نمونهاي از اين اقدامات بمبگذاريهاي سال ۸۳ و ۸۴ در اهواز بود كه اسناد نقش انگليس در اين خصوص، در اختيار وزارت اطلاعات است. نكته جالب دراين خصوص آن است كه اطلاعيههاي عوامل ضدانقلاب كه مسئوليت اين انفجارها را بر عهده گرفتهاند، از انگليس صادر شده كه مقر اصلي فرماندهي اين عوامل است. اين در حالي است كه انگليسيها علاوه بر حمايت اقتصادي و معنوي از گروهكهاي ضدانقلاب، به آنان آموزش ميدهند تا در داخل كشور آشوبهاي قومي و مذهبي به راه بيندازند.
روباه پير و براندازي نرم
شايد بتوان به صراحت اينگونه گفت كه انگليس دخالتها و دشمنيهاي خود با ايران را پس از وقايع سال ۸۸ علنيتر كرده است. اين سفارت كه نقش بسيار عمدهاي در سازماندهي و راهاندازي اغتشاشات پس از انتخابات داشت، طرحهاي خود را براي راهاندازي انقلاب رنگي در ايران از سال ۸۷ با تشكيل كلاسهاي خبرنگاري و همچنين شناسايي NGOهاي فعال در داخل ايران و آموزش آنها براي روز موعود آغاز كرد. ديپلماتهاي سفارت همچنين در ايام تبليغات انتخاباتي نيز ملاقاتهاي مستمري با اعضاي فعال ستادهاي موسوي و كروبي داشتهاند. پس از روشن شدن آتش درگيريها در تهران، كاركنان سفارت بريتانيا در نقش رهبران آشوبهاي خياباني ظاهر شدند و اقدام به تحريك و هدايت شركتكنندگان در اين آشوبها كردند. اين حضور به حدي علني بود كه تعدادي از كاركنان سفارت توسط نيروهاي امنيتي دستگير شدند، اگرچه بنا به دلايل نا معلوم اين افراد پس از چندي آزاد و در مقابل قاضي حاضر نشدند. بر اساس گزارشهاي رسمي جداي از كاركنان محلي سفارت انگليس كه در اغتشاشات حضور مستقيم داشتند، برخي كاركنان غيرمحلي نيز در صحنه آشوبها حضوري فعال داشتند. بر اين اساس، گزارشها حاكي از آن است كه «آلكس پنيفلد» دبير اول سياسي و «توماس برن» دبير دوم سياسي در مورخه ۲۴/۳/۱۳۸۸ در خيابان سنايي حين درگيري و تظاهرات حضور داشتهاند. علاوه بر اين، «ساموئل مورگان» ديپلمات بخش روابط عمومي اين سفارتخانه نيز در مورخه ۲۵/۳/۱۳۸۸ در حوالي خيابان شهيد مطهري و شريعتي حين تظاهرات و دستگيري برخي معترضان حضور داشته است. علاوه بر اين «توماس برن» و «پاول بلامي» معاون بخش ويزا(اخراجي از كشور) نيز در برخي از درگيريها حضور داشتهاند كه اسناد اين حضور در اختيار نيروهاي امنيتي قرار دارد. تمامي اينها در حالي است كه حسين رسام وابسته مطبوعاتي سفارت انگليس در تهران كه در همين ايام بازداشت شد، به صراحت پرده از نقش سفارت استعمارگر پير در اغتشاشات برداشت.
اما هيچ كدام از اين دستگيريها نتوانست از اشتياق بريتانيا براي دخالت در امور ايران بكاهد چراكه درست يك سال بعد كاركنان سفارت، بار ديگر نقش مهمي در درگيريهاي پراكنده روز ۲۵ بهمن تهران ايفا كردند. بر اساس گزارشها افراد وابسته به لانه جاسوسي انگليس روز ۲۵ بهمن با حضور در صحنه درگيريها با ماشينهاي پلاك سياسي اقدام به فيلمبرداري و عكسبرداري از درون ماشينها مينمودند، همچنين ترددهاي مشكوكي در نقاط حادثهخيز تهران در ساعاتي قبل از اغتشاشات داشتند.
حال شايد با نگاهي به تمامي اين عوامل، اين موضوع را درك كرده باشيم كه حركت مردمي تصرف لانه جاسوسي انگليس، اقدامي بود كه با تأخير زياد صورت گرفته است كه البته اگر از حركات احساسي صورت گرفته و تخريبها جلوگيري ميشد، حلاوت ديگري داشت.