
براساس مصوبه جدید هیئت وزیران که مرحله ابلاغ را هم پشت سر گذاشته است، آموزش و پرورش موظف است برای سال آینده، ۲۵ هزار دانشجوي معلم متعهد را از طریق آزمون سراسری و در مقطع کارشناسی جذب کند اما این بار نه برای مراکز تربیت معلم، بلکه برای دانشگاه ویژه فرهنگیان. چنین مصوبهای، تأییدی بر تعطیلی مراکز تربیت معلم است که مسئولان آموزش و پرورش و مدیران دولتی، پیش از این زیر بار پذیرش اخبار منتشر شده در باره تعطیلی این مراکز نمیرفتند.
وزیر آموزش و پرورش مهرماه سال گذشته در واکنش به اخبار تعطیلی مراکز تربیت معلم گفت: آموزش و پرورش در حال احيا کردن تربيت معلم است و اين مهم برآورده نميشود، مگر آنکه تربيت معلم را همانند زمان شهيد رجايي و باهنر احيا کنيم و دانشجو بگيريم.
حاجی بابایی با انتقاد از کساني که ميگويند مراکز تربيت معلم تعطيل شدهاند، تأكيد کرد: اين مراکز را به دليل پايين بودن تعداد دانشجويان تجميع کرديم، حال آنکه تربيت معلم را چندين سال است که تعطيل کردهاند، ما ميخواهيم تربيت معلم را زنده کنيم و به عنوان مثال براي اين کار در شهر تهران چهار ساختمان تربيت معلم کافي است، لذا ساعتهاي ديگر اين مراکز را در اختيار هنرستانها و دبيرستانها قرار خواهيم داد.
وزير آموزش و پرورش آن زمان تصریح کرد: اگر وزير نبايد آن قدري قدرت داشته باشد که يک ساختماني را خالي کند و در ساختمان ديگري کار را ادامه دهد، پس چکاره است؟!
جبران تعطیلی تربیت معلم با دانشگاه فرهنگیان
به هر رو، مصوبه اخیر هیئت وزیران مبنی بر استخدام ۲۵ هزار دانشجوي معلم متعهد در دانشگاه ویژه فرهنگیان، شاید تعبیر رویای وزیر درباره احیای مراکز تربیت معلم باشد، البته برخی کارشناسان آموزشی معتقدند اگر مراکز تربیت معلم مورد توجه و عنایت ویژه دولت واقع میشد، ظرفیت بالایی برای تربیت معلمانی متخصص و متعهد داشت، اما مسئولان آموزش و پرورش ترجیح دادند به جای صرف توجه و اصلاح کاستیهای موجود در این مراکز، آنها را تعطیل کنند. اما آیا تعطیل کردن مراکز تربیت معلم و تأسيس دانشگاه ویژه فرهنگیان، به معنای تحول در نظام آموزشی و رسیدن به توانمندی تربیت معلمان متعهد است؟!
رضا فیضی کارشناس تکنولوژی آموزشی در این باره به «جوان» میگوید: صرف ایجاد دانشگاهی با نام دانشگاه ویژه فرهنگیان و حذف تربیت معلمها، نمیتواند در سبک تدریس معلمان تحولی ایجاد کند و یا سبب افزایش تعهد آنان شود، مگر آنکه دانشگاه فرهنگیان با سبکی متفاوت و کارشناسانه قصد فعالیت داشته باشد.
ساز و کار تربیت «معلم متعهد» تعریف شده یا نه؟
پرسشی که در این میان مطرح میشود این است که چرا تعداد قابل توجهی از معلمان که در استخدام رسمی آموزش و پرورش هستند، انرژی لازم را برای تدریس و تفهیم دروس به دانش آموزان در مدارس نمیگذارند و در عوض، با جان و دل در مؤسسات خصوصی کنکور و تست تدریس میکنند و یا برای تدریس به منازل دانشآموزان میروند؟ در حقیقت چرا این دسته از معلمان تعهد لازم را به نظام آموزش و پرورش کشور ندارند؟
یا این که تعدادی از معلمان بنا به دستور مدیران مدارس، به دانشآموزانی که نمره تک رقمی میآورند، نمره قبولی میدهند! یا این که بسیاری از معلمان، آموختههای خود را به روز نمیکنند و سالهای سال، مطالبی تکراری و قدیمی را به دانشآموزان آموزش میدهند!
چنین مواردی، نشانگر آن است که سازوکار تربیت معلم متعهد در نظام آموزشی ما چندان شفاف تعریف و نهادینه نشده است.
با این حال، دولت با تصویب و ابلاغ مصوبه پذیرش ۲۵ هزار دانشجو معلم متعهد، امیدوار است کادر آموزشی «متخصص و متعهد» نظام آموزشی تأمين شود و تحول اساسی در ساختار تعلیم و تربیت رخ دهد. هنوز برای قضاوت زود است و باید منتظر ماند و دید که آیا آموزش و پرورش میتواند این ۲۵ هزار دانشجوي معلم را متعهد بار بیاورد یا نه!