احمد كاظمزاده | بلافاصله پس از خاكسپاري سلطان بن عبدالعزيز وليعهد، دفتر پادشاهي عربستان سعودي با انتشار بيانيهاي كه از تلويزيون رسمي اين كشور پخش شد، اعلام كرد ملك عبدالله پادشاه اين كشور تصميم گرفته و به شوراي بيت اين كشور اعلام كرده است كه نايف بن عبدالعزيز با حفظ سمت وزارت كشور و معاونت شوراي وزيران، مسئوليت وليعهدي اين كشور را برعهده بگيرد. اين در حالي است كه پيش از اين گمانهزنيهاي بدبينانهاي درخصوص حل مسئله جانشيني در اين كشور مطرح شده بود و حتي احتمال درگيري شاهزادگان سعودي به خصوص از سوي نسل دوميها مطرح شده بود. بنابراين، اولين سؤالي كه در اين زمينه مطرح ميشود اين است كه چرا چنين اتفاقي نيفتاد؟ سؤال ديگري كه طبعاً ذهن هر مخاطبي را به خود جلب ميكند اين است كه چه چشماندازي را ميتوان براي سياست داخلي و خارجي عربستان در سايه وليعهدي نايف بن عبدالعزيز تصور كرد؟
الف) علل و چرايي انتخاب نايف به وليعهدي
با وجود برخي گمانهزنيهاي بدبينانه انتخاب نايف بن عبدالعزيز به وليعهدي از قبل نيز قابل پيشبيني بود. زيرا براساس يك سنت ديرينه به جا مانده از دوران عبدالعزيز بن سعود بنيانگذار عربستان، منصب پادشاهي از برادر بزرگتر به برادر كوچكتر به ارث ميرسد و در حال حاضر برادر بزرگتر در بين هشت فرزند ذكور در قيد حيات عبدالعزيز، نايف است. هرچند در عربستان قانون اساسي به معني واقعي آن وجود ندارد اما براساس بند «ب» ماده ۵ آنچه قانون اساسي اين كشور خوانده ميشود، حكومت و پادشاهي صرفاً از آن فرزندان و نوادگان ملك عبدالعزيز، پايهگذار عربستان سعودي است.
علاوه بر اين، تركيب شوراي نوپاي بيعت نيز به گونهاي است كه احتمال توافق درباره وليعهدي نايف ميرفت. اين شوراي ۳۵ نفره از فرزندان و نوادگان عبدالعزيز تشكيل شده و مأموريت آن تضمين انتقال مسالمتآميز قدرت از پادشاه به وليعهد است. در صورتي كه يكي از اعضا به دليل كهولت سن يا بيماري نتواند در هيئت حضور پيدا كند، يكي از فرزندان وي جانشين آن فرد ميشود، علاوه بر اينكه يك نفر از فرزندان پادشاه و يك نفر از فرزندان وليعهد نيز به اعضاي فوق افزوده ميشوند.
براساس ماده ۷ بند «الف» شوراي بيعت، پادشاه پس از به دست گرفتن قدرت، با رايزني و مشورت با اعضاي شورا يك يا دو يا سه نفر از افرادي راكه براي احراز پست وليعهدي مناسب به نظر ميرسند، معرفي ميكند تا يك نفر را از ميان آنها به عنوان وليعهد انتخاب كنند.
در صورت دست نيافتن به توافق بر سر گزينههاي ارائه شده، شوراي بيعت اقدام به رأيگيري ميكند و كسي كه در اين ميان بالاترين آرا را به دست آورد، به عنوان وليعهد انتخاب ميشود.
نايف به عنوان يكي از اعضاي شوراي بيعت علاوه بر امتياز سني داراي كارنامه قطوري به خصوص در حوزه امنيتي كشور بوده كه تهديدهاي ناشي از خيزشهاي مردمي در منطقه لزوم حضور وي را در رأس قدرت دوچندان ميسازد تا شايد بتواند با بهرهگيري از تجارب خود، كشتي سعودي را از ميان صخرههاي درياي مواج خاورميانه عبور دهد.
نايف كيست؟
«نايف بن عبدالعزيز» يكي از هفت عضو باقي مانده از خانواده «سديري» است كه همه آنان از فرزندان «ملك عبدالعزيز بن سعود» هستند و مادرشان «حصه بنت احمد السديري» پنجمين و محبوبترين همسر نزد ملك عبدالعزيز در ميان ۲۲ زن ديگر عبدالعزيز بود. نايف از حدود ۴۰ سال پيش مسئوليت وزارت كشور را بر عهده دارد و در عين حال داراي ۲۰ سمت رسمي و افتخاري ديگر هم هست كه مهمترين آنها رياست افتخاري شوراي وزيران، رياست كميته عالي حج، رياست كميته مبارزه با مواد مخدر، رياست شوراي عالي مقابله با بحران، رياست شوراي عالي امور اسلامي و عضويت در شوراي بيعت است. نايف در طول اين سالها در مقايسه با برادرانش كاركرد بهتري در اداره امور داخلي كشور به خصوص در برخورد و سركوب القاعده از خود نشان داده، با اينكه بسياري از مسئوليتهاي وزارت كشور را به «احمد بن عبدالعزيز»، برادر و معاونش و «محمد بن نايف» پسرش سپرده است.
همچنين نايف در ايجاد توازن در خانواده به ويژه هنگام درگيريها و اختلافات شديد ميان فهد و شاهزاده سلطان (وليعهد متوفي) و خنثي كردن اقدامات و فعاليتهاي مخفيانه سلطان عليه فهد نقش فعالي ايفا كرد و در مجموع در مقايسه با سلطان بن عبدالعزيز، وليعهد متوفي و برادر بيمار و مريض خود نقش فعالتري در اداره امور پادشاهي عربستان داشته است.
ب) چشمانداز سياستهاي داخلي و خارجي عربستان در پرتو وليعهدي نايف
برخي از ديدگاهها حاكي از اين است كه با انتصاب نايف بن عبدالعزيز به مقام وليعهدي- كه امكان رسيدن عنقريب او به مقام پادشاهي نيز وجود دارد- روند سنتگرايي و محافظهكاري در قبال حركتهاي بطئي و جزئي اصلاحطلبي كه ملكعبدالله به تازگي شروع كرده است، تقويت خواهد شد و در عين حال امكان تشديد سركوبها نيز وجود خواهد داشت. حمايت قاطع امير نايف از پليسهاي امر به معروف و نهي از منكر كه نزد جامعه عربستان بسيار منفور هستند و همچنين حضور طولاني او در وزارت كشور كه طي اين دوره بسياري از فعالان سياسي را بدون توجيه هرگونه اتهامي به زندان انداخت، باعث شده است تا بسياري او را نماينده جريان محافظهكار عربستان بدانند كه به محض رسيدن به قدرت حركت اصلاحات اجتماعي و سياسي كشور را كند خواهد كرد. به ويژه اينكه يك بار حتي از انحلال مجلس شورا كه ۱۵۰ عضو آن را پادشاه تعيين ميكند، حرف زد. همچنين او نقشي بسزا در پناهندگي زينالعابدين به علي در عربستان داشته است. در عين حال وي از كساني بوده است كه به شدت از اعزام نيروي نظامي به بحرين حمايت ميكرده و در سركوب تظاهرات شيعيان در اين كشور همسايه عربستان تأثير مستقيم داشته است. از اينرو علي الاحمد، مدير مؤسسه امور خليجفارس در واشنگتن چشمانداز را بدبينانهتر از اين ميبيند و ميگويد: «... شما مردي داريد كه بسيار خشونتگراست و در بسياري از بخشهاي جامعه مورد نفرت است؛ چراكه وي بيش از ۳۰ سال وزير كشور بوده و مسئول سركوبها و به زندان انداختن مردم است. امروز ما حدود ۳۰ هزار زنداني داريم كه مسئول شكنجه و حبس آنها نايف است.»
از سوي ديگر برخي از ديدگاهها خوشبينانه است و تأكيد دارد كه اگر نايف هم در مدار پادشاهي قرار گيرد همانند پيشينان خود عمل خواهد كرد و تابع مصالح خواهد شد. روبرت گوردون، سفير سابق امريكا در عربستان يكي از اين چهرههاست كه ضمن اذعان به برخي نگرانيها و دغدغههاي ناشي از انتصاب نايف بن عبدالعزيز به مقام وليعهدي و سپس پادشاهي ميگويد: «با تمام اين احوال اگر نايف به پادشاهي برسد به سمت يك نظام توافقي حركت خواهد كرد و اين بدان معناست كه اصلاحات اقتصادي و اجتماعي جزئي كه ملك عبدالله آغاز كرده است را ادامه خواهد داد. اين را در نظر بگيريد كه ملك عبدالله نيز قبل از اينكه پادشاه شود همينگونه رفتار ميكرد، تلاش داشت كه خود را آدميمذهبي جلوه دهد و وابسته به غرب نباشد اما بعداً نشان داد كه او يك اصلاحطلب است.»
نتيجهگيري
با انتخاب نايف بن عبدالعزيز به مقام ولايتعهدي باب بحثها درخصوص چشمانداز انتقال قدرت در عربستان حداقل تا زماني كه وي در قيد حيات است، بسته خواهد شد اما تأثير جانشيني وي بر سياستهاي داخلي و خارجي عربستان كماكان ادامه خواهد يافت. در اين خصوص برخي تحليلها و ديدگاهها بدبينانه است و از تشديد روند محافظهكاري و سركوبها و كندتر شدن روند اصلاحات حكايت دارد اما برخي ديگر از تحليلها بر اين تأكيد دارد كه اگر نايف هم در ساختار پادشاهي قرار گيرد، همانند پيشينيان خود عمل خواهد كرد و بيشتر تابع مصالح خواهد بود.