واقعه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ امريكا تاكنون از ابعاد مختلف مورد نقد قرار گرفته است و با وجود گذشت يك دهه هنوز هم سؤالات و ابهامات زيادي در اين خصوص باقي است، اما موضوعي كه چندان به آن پرداخته نشده و در واقع حلقه مفقوده ابهامات موجود درباره اين واقعه است، اين است چرا اين واقعه درست در آستانه اجلاس سالانه سازمان ملل رخ داد كه قرار بود در خصوص تشكيل دولت فلسطيني تصميمگيري شود. علت اين موضوع هم اين بود كه برابر جدول زماني پيشبيني شده بنا بود مذاكرات دوره انتقالي صلح ميان تشكيلات خودگران و رژيم صهيونيستي تا سال ۱۹۹۸ به پايان برسد و پس از آن در خصوص مسائل حياتي باقيمانده از جمله قدس، آوارگان، شهركهاي يهودينشين، تعيين مرزها و تشكيل دولت فلسطيني گفتوگو و تصميم نهايي اتخاذ شود كه اين اتفاق به علت سماجت رژيم صهيونيستي و اتخاذ سياست وقتكشي مؤثر نيفتاد و در عين حال در مذاكرات رياست جمهوري سال ۲۰۰۰ امريكا موضوع فلسطين به يكي از متغيرهاي اساسي و تأثيرگذار تبديل شد، از اينرو به محض اينكه جمهوريخواهان با هزار ترفند انتخابات رياست جمهوري را بردند، با ايفاي نقش فعال در مذاكرات كوشيدند اين برگه را از حزب رقيب دموكرات خارج كنند و در اين راستا ابتدا دولت بوش نماينده ويژه در امور حل بحران تعيين و سپس با تصويب قطعنامهاي در شوراي امنيت از بازگشت اسرائيل به مرزهاي ۱۹۶۷ حمايت كرد. در ادامه اين تحركات بنا بود در اجلاس سالانه سازمان ملل درباره تشكيل دولت فلسطيني تصميمگيري شود، اما واقعه ۱۱ سپتامبر نه تنها از طرح آن جلوگيري كرد و اساساً دستور كار سازمان ملل را براي سالها تغيير داد، بلكه فضايي ايجاد كرد كه روابط دولت جمهوريخواه و نومحافظهكار بوش را بيش از پيش به دولت ليكودي اسرائيل نزديك كرد، اما سؤالي كه در اينجا وجود دارد اين است كه آيا ميتوان تصادفي بودن واقعه ۱۱ سپتامبر را در اين شرايط باور كرد و آن هم در حالي كه اين واقعه رژيم صهيونيستي را از خطر تشكيل دولت فلسطيني نجات داد و آن را حداقل به مدت يك دهه به تعويق انداخت؟ سؤال ديگري كه در اين جهت مطرح است اينكه اگر واقعه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ ساخته و پرداخته صهيونيستها براي به تأخير انداختن دولت فلسطيني باشد، حال كه پس از يك دهه لزوم طرح تشكيل دولت فلسطيني و عضويت آن در سازمان ملل مطرح شده است، آيا ميتوان باز در انتظار يك واقعه غافلگيركننده از سوي صهيونيستها و مخالفان تشكيل دولت فلسطيني بود؟
پاسخ سؤال اول منفي است و به هيچ وجه نميتوان آن را تصادفي تلقي كرد، به خصوص آنكه در امريكا تنها صهيونيستها هستند كه به واسطه نقش و نفوذشان ميتوانند از لايهها و حفاظهاي امنيتي عبور كنند و اگر هم حملات به وسيله القاعده صورت گرفته باشد آن را هدايت و مديريت كنند كما اينكه رخدادهاي بعدي نيز آن را تأييد ميكند.
اما در پاسخ به سؤال دوم ميتوان گفت از آنجا كه به نظر ميرسد اكنون دست صهيونيستها براي غرب رو شده است و از طرف ديگر مواضع غرب با دولت نتانياهو از چند ماه پيش درخصوص حل بحران فلسطين و تشكيل دولت فلسطيني گره خورده است، بنابراين احتمال اينكه اسرائيل بتواند به اقدامي همانند واقعه ۱۱ سپتامبر دست بزند، بعيد است اما اين احتمال كه به اقدامات و حملات غافلگيركننده در سرزمينهاي اشغالي دست بزند و كرانه باختري را تحت اشغال كامل دربياورد وجود دارد. از اينرو با نزديك شدن به تاريخ برگزاري نشست سازمان ملل در ۲۰ سپتامبر برابر با ۲۸ شهريور ماه جاري براي بررسي درخواست تشكيلات خودگردان مبني بر اعلام يكجانبه دولت فلسطيني در اراضي اشغالي سال ۱۹۶۷ (كرانه باختري و نوار غزه) اقدامات رژيم صهيونيستي براي بازداشت مبارزان فلسطيني به طور بيسابقهاي افزايش يافته است و در اين جهت صدها نفر از فلسطينيها به خصوص از اعضاي جنبشهاي جهادي بازداشت شدهاند. در واقع رژيم صهيونيستي از هماكنون با توجه به روند صعودي حمايتهاي جهاني موضوع اعلام تشكيل دولت فلسطيني را حتمي فرض كرده و در عين حال اين احتمال را ميدهد كه فلسطينيها همزمان با اعلام دولت فلسطيني به سمت مرزهاي ۱۹۶۷ به راه بيفتند و چه بسا براي اخراج صهيونيستهاي ساكن در شهركهاي صهيونيستنشين واقع در كرانه باختري اقدام كنند، بنابراين از هماكنون در اقدامي پيشدستانه از يكسو به بازداشت كساني پرداخته است كه تصور ميكند ميتوانند به پرچمدار اعتراضات در روز ۲۰ سپتامبر تبديل شوند و از ديگر سو دست شهركنشينان صهيونيست را براي توسل به اقدامات خشونتآميز بازگذاشته است تا شايد بتوانند با اين اقدامات براي خود بازدارندگي ايجاد كنند. آنچه موجب شده است، رژيم صهيونيستي نسبت به شكلگيري راهپيمايي اعتراضي در ۲۰ سپتامبر نگران شود اقدامات مشابهي است كه اين روزها در كشورهاي انقلاب زده منطقه يا در خود فلسطين اشغالي و همچنين در كشورهاي غربي براي بيان مطالبات به عمل ميآيد، اگرچه انگيزهها در اين كشورها متفاوت است، اما معمولاً از شيوه و ابزار مشابه براي بيان اعتراض استفاده ميكنند كه از يك فراخوان اينترنتي آغاز و با تجمع و راهپيمايي ادامه مييابد. در اين ميان مزيتي كه فلسطينيها از آن برخوردارند اين است كه اغلب كشورهاي جهان به دلايل مختلف از جمله شكست مذاكرات سازش به علت ادامه مستمر اقدامات توسعهطلبانه و شهركسازي رژيم صهيونيستي و نص صريح قطعنامههاي سازمان ملل درخصوص لزوم تشكيل دولت فلسطيني در اراضي اشغالي ۱۹۶۷ از اين مسئله حمايت ميكنند و به همين علت مسئولان صهيونيستي از هم اكنون احتمال ميدهند كه اعلام دولت فلسطيني در سازمان ملل با شكلگيري تجمعات مردمي در كرانه باختري و خيز آنها به سمت مرزهاي ۶۷ همزمان خواهد شد.