ظاهراً اين پروژه را اينگونه مديريت كردند كه مهمترين جريان سياسي در مصر اخوانيها هستند و اگر با اخوانيها توافقي به عمل آيد، هدايت رفتارهاي حاكميتي در دوره جديد به سادگي به پيش خواهد رفت، بنابراين از طريق حكومت تركيه اين توافق نهايي شد تا در حكومتهاي جديد،قدرت را با اخوان تقسيم كنند و بخش كوچكي از اراده ملت به بقيه گروههاي سياسي و اجتماعي واگذار شود. شوراي عالي نظامي در همان روزهاي اوليه در خيزش مردم مصر، پايبندي به توافقات و تعهدات بينالمللي را مورد تأكيد قرار داد كه قبل از همه، امريكا و اسرائيل را خشنود و دلگرم كرد. بعدها معلوم شد كه كمكهاي مالي عربستان و امارات و قطر به حكومت نظاميان در مصر، مبناي كنترل رفتار سياست خارجي حكومت مصر و محاكمه نشدن يا به فرسايش كشيدن محاكمه جدي مبارك و نظام او قرار گرفته است. بسياري از تعهدات شوراي عالي نظامي در خصوص آزادي تظاهرات، آزادي احزاب،محاكمه در دادگاههاي مدني به جاي دادگاههاي نظامي،باز پس گرفتن اموال غارت شده از سوي خاندان مبارك و دستياران وي، اجراي انتخابات رياستي و پارلماني كه فعلاً در هالهاي از ابهام است نيز از اولويت حكومت نظاميان خارج شد. اين در حالي است كه اهانت به مردم مصر از طريق كشتار نظاميان مصري در سينا و يا اهانت به حجاج مصري در عربستان كه بردامنه مداخلهگريهاي قبلي سنگيني كرد از سوي شوراي عالي نظامي بيپاسخ مانده و مناسبات پنهان با صهيونيستها يا همكاريهاي نزديك با ديكتاتورهاي فاسد عربستان استمرار يافت. اگر چه در رفتار خيزش اسلامي مردم مصر، ابعاد سياست خارجي طي ماههاي اول بيداري اسلامي كمرنگ بود ولي با سنجشي كه مردم مصر از عملكرد شوراي عالي نظامي داشتند، ضرورت به ميدان آمدن و اعلام مواضع مردمي را احساس كرده و در يك ماهه اخير دوبار به سفارت رژيم صهيونيستي و يك بار به سفارت عربستان حمله كرده و به شوراي عالي نظامي هشدار دادند كه بايد روند انقلاب اصلاح شده و در مسير اصلي قرار گرفته و حكومت به غيرنظاميان واگذار شود. جمعيت صدها هزار نفري در قاهره و شهرهاي ديگر مصر هم كه بخش انبوهي نيز در مقابل وزارت كشور و سفارتهاي رژيم صهيونيستي و عربستان تجمع كردند، نشان داد كه احساس نگراني از مصادره انقلاب در مصر كاملاً جدي است و مردم نسبت به روند تحولات و مداخلهگري امريكا، رژيم صهيونيستي و ارتجاع عرب، كاملاً هوشيار هستند.
اگر چه اخوانيها همانند روزهاي اول تظاهرات كه با تأخير در اعتراضات حاضر شدند، در تظاهرات جمعه گذشته حاضر نبودند و نامگذاري تظاهرات را به عنوان «جمعه اصلاح مسير انقلاب» غيرضروري عنوان كردند ولي جمعيت و واكنشهاي مردمي گسترده نشان داد كه اخوانيها اگر همانند دهههاي گذشته از فريبكاري جريانهاي نظامي و برنامه مديريت و مهار استكبار جهاني و صهيونيستها درس نگيرند، به جز از دست دادن پايگاه مردمي، عامل تسلط عناصر وابسته و انحراف انقلاب را موجب ميشوند. اگر اخوانيها روي دوش خود ناصر را به قدرت رساندند و مزد ساده انگاري خود را در چند دهه ديكتاتوري بر گرده مردم رقم زدند، امروز نيز همين نگراني،مردم مصر را به ميدان آورده است تا شاهد گونههاي جديد سيستمهاي فاسد وابسته نباشند. اوضاع آنچنان است كه وزارت كشور مصر حالت فوقالعاده اعلام كرده و شوراي عالي نظام، اتاق بحران را همانند رژيم صهيونيستي به پا كرده و سفير رژيم صهيونيستي از قاهره متواري و سفارت عربستان با سرافكندگي براي مردم چهرهنمايي شده است. نظاميان حاكم در مصر به جز گزينه كودتاي نظامي كه بسيار پرهزينه خواهد بود،ناچارند با حكمت و درايت بر اوضاع مسلط باقي بمانند و شايد دست به اقدامات التيام بخشي نيز بزنند ولي اساساً نميتوان انتظار داشت از رويكردهاي خود دست بردارند كه همين امر موجب شرايط جديد در مصر و درگيري و اعتراضات جديد بين مردم و نظاميان خواهد شد. تنش در نوع رويكردهاي نظاميان و مردم و گروههاي انقلابي مسئلهاي جدي است كه احتمال فروكش كردن ندارد ولي آنچه بسيار اثرگذار است نوع رفتار اخوانيها در قبال اعتراضات مردم است. جدايي اخوان از ديگر انقلابيون ممكن است در كوتاه مدت، هزينههاي انقلابيها را افزايش دهد ولي در ميان مدت و بلند مدت براي آنها خسارت بار است و چشم انداز خيزش و بيداري مردمي – اسلامي را بسيار روشن نشان ميدهد، همانگونه كه نشست نخبگان بسياري از كشورها در واشنگتن بدان اعتراف كرده است.