کد خبر: 450009
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۹:۳۵
راز تهديد ايران از سوي رئيس‌جمهور فرانسه چيست؟
مريم‌جليل‌وند
او در اين مسير حتي كوشيد از حس قديمي رقابت و برتري اروپايي‌ها در برابر امريكا استفاده كند.
رئيس‌جمهور فرانسه در سخنراني مفصل خود كه به مناسبت گشايش نشست سالانه سفرا و ديپلمات‌هاي فرانسه در محل كاخ اليزه ايراد شد، علاوه بر تهديد ايران، مذاكرات صلح خاورميانه به رهبري امريكا را به بن‌بست رسيده توصيف كرد و خواستار بازبيني آن از رهگذر روشي جديد براي مذاكره ميان اسرائيل و فلسطينيان با همكاري اروپايي‌ها شد.
وي در ادامه تشخص بخشيدن به پوسته خارجي اروپا، دخالت فرانسه و انگليس در مسئله ليبي را نشانگر شيوه‌ تعيين‌كننده دخالت اروپايي‌ها در نبرد دانست و افزود: براي نخستين‌بار از سال ۱۹۴۹ ناتو به خدمت يك ائتلاف رهبري شده توسط دو كشور مصمم اروپا يعني فرانسه و انگليس درآمد. اين امر بدين سبب امكان‌پذير شد كه ما جايگاهمان را در فرماندهي مشترك ناتو بار ديگر بازيافتيم.
ساركوزي با بيان اينكه موفقيت در ليبي در تضاد با ناتواني اروپايي‌ها در جلوگيري از وقوع كشتارهاي جنگ بوسني در كوزوو بوده تأكيد كرد كه تداوم كاهش تلاش‌هاي دفاعي اروپا سبب مي‌شود كه اين قاره با «تنگناي استراتژيك» روبه‌رو شود.
ساركوزي تصريح كرد: اگر كشورهاي اروپايي به ديدگاه جديد امريكايي‌ها كه بر مسئوليت‌پذيري بيشتر اروپايي‌ها تأكيد دارد، توجه نكنند، با واقعيت‌هاي سخت‌تري روبه‌رو خواهند شد.
نسخه رويايي داخلي و كلك جنگ
اروپا بيمار است. اقتصاد اين قاره با حجم بدهي‌هاي انبوه كشورهاي عضو از نفس افتاده. مثلث اصلي اتحاديه (فرانسه، انگليس و آلمان) نسخه‌هايي رؤيايي براي بحران اقتصادي مي‌پيچند: وزارت اقتصاد مشترك براي تمام اروپا.
در عين حال آنها به خوبي مي‌دانند، اين نسخه از سوي خيلي از كشورهاي عضو جام زهري تلقي خواهد شد كه كسي به سادگي آن را سر نخواهد كشيد. از سويي اتفاقات يك‌سال گذشته در صحنه داخلي قاره اروپا را مي‌توان در يك جمله خلاصه كرد: اعتراضات مردمي گسترده و كم‌سابقه در اعتراض به سياست‌هاي رياضتي. اگر اين صحنه را به نظرسنجي‌هاي متعددي كه حاكي از عدم رضايت از حاكمان است گره بزنيم به زبان ساده بايد گفت حاكمان اروپايي صحنه داخلي را باخته‌اند و ‌بايد انتظار داشت در چنين هنگامه‌اي كلك قديمي درگير ساختن دولت‌ها در جنگ و بزرگ كردن مسائل خارجي براي كوچك‌نمايي مشكلات داخلي رويه اصلي اروپايي‌ها ‌ بشود.
اگر سياست‌هاي مشترك اقتصادي و پول واحد ديگر نمي‌تواند حس خوشبختي اروپايي بودن را به آنها بدهد و چالش ادغام (integration) را در اتحاديه دوباره تشديد كرده است بايد اروپايي بودن دست‌كم در ظاهر و پوسته همچنان قابل ارجاع، نمايش‌پذير و باوركردني باشد. شايد به همين جهت است كه نيكلا ساركوزي در ادامه ژست ناپلئوني گرفته و به اينكه اقدام فرانسه در به دست گرفتن ابتكار عمل در ليبي و ساحل عاج و بسيج جامعه جهاني براي پشتيباني از خود را افتخارآميز اعلام كرد.
جنگ براي اقتصاد و اروپا
شايد ساركوزي به سود فرانسه از مشاركت در بازسازي كشور ثروتمند ليبي چشم دوخته باشد تا كمي در وضع بحران فعلي تسكيني بر دردهاي اقتصاد بيمار اروپا باشد و شايد هم فراتر از اين ساركوزي اميدوار است با كمك به انقلابيون ليبي در سرنگوني معمر قذافي بتواند روابط گرمي براي فرانسه با كشورهاي عربي انقلابي چون تونس و مصر در شمال افريقا رقم زده و بدين ترتيب منافع اقتصادي فرانسه و اروپا را از غرق شدن در سيل بي‌امان انقلاب‌هاي ضدديكتاتوري در جهان عرب نجات داده باشد به خصوص كه هيچگاه خاطرات حمايت بي‌شائبه حمايت فرانسه از اولين ديكتاتور قرباني بيداري اسلامي در تونس از اذهان مردم شمال افريقا فراموش نمي‌شود. فرانسه ساركوزي نيز واهمه داشت كه مبادا تصوير حمايتگرانه فرانسه از ديكتاتورهاي عربي در ذهن مردم جا خوش كند. ساركوزي در سخنراني روز جمعه ۱۱ شهريور خود با تأكيد بر مشاركت فعالانه كشورش در جنگ ليبي هم به منتقدان داخلي مخالف بازگشت دوباره فرانسه به شاخه نظامي ناتو در سال ۲۰۰۹ پاسخ داد و هم با اعلام اينكه «ديپلماسي فرانسه در نهايت توانسته است از آغاز ديرهنگام خود در پشتيباني از بهار عربي فاصله بگيرد»، پيامي به انقلابيون عربي داد كه ظاهراً فرانسه با انقلاب آنها همگام و همراه است؛ البته پيام ساركوزي را بايد زماني باور كنيم كه سكوت وي را در مورد سركوب مردم بحرين و عدم موضعگيري در مورد حمايت از مردم يمن و همچنين سكوت فرانسه در مورد اصلاحات تاكتيكي پادشاه مراكش را فراموش كنيم.‌
اروپا در مسير فروپاشي
اما در عين حال كه رئيس‌جمهور «امريكا دوست» فرانسه از سرخوشي ناشي از مشاركت در سرنگوني قذافي حتي زبان به تهديد نظامي ايران گشوده است، كارشناسان اروپايي از طرح مشترك ساركوزي- مركل درباره ايجاد يك وزارت دارايي مشترك براي اروپا نااميد هستند و همه به خوبي مي‌دانند كه اين پيشنهاد يعني از بين بردن بخش عمده‌اي از حق حاكميت دولت‌هاي اروپايي. لازم به گفتن نيست كه دولت‌ها عموماً مهم‌ترين ابزار سخت حفظ وحدت ملي و استقلال سياسي حكومت‌هاي ملي پس از نيروي نظامي،‌ اقدامات اقتصادي است. واقعيت اين است كه با اينكه يك دهه از تشكيل اتحاديه اقتصادي يورو و انتشار پول واحد مي‌گذرد، اما همه كشورهاي عضو اين اتحاديه آن را به عنوان محفلي براي منفعت بردن و افزايش وزن حكومت‌هاي ملي خود قلمداد كرده‌اند و همه سازمان‌هاي مشترك اروپايي و پول واحد در طول سال‌‌هاي گذشته در ميان اكثر اعضاي اتحاديه ابزارهاي انتفاع بيشتر تلقي شده است و هيچ دولتي حاضر نيست ابزارهاي انتفاع اقتصادي حالا تبديل به ابزارهاي كنترل بر حاكميت ملي آنها شوند. در گزارشي كه مجله تايم درباره مشكلات اقتصادي اروپا مطرح كرده بود در اين باره آمده است: مسئله همچنان همان مشكلي است كه مدت‌ها پيش شناخته شده بود. اروپا يك پول مشترك ايجاد كرده، اما اين اقدام به ايجاد اتحاديه‌اي با روابط سياسي و مالي عميق‌تر منجر نشده است.
پيشنهادهاي ساركوزي- مركل هم شايد تنها راهكار نجات يورو و جلوگيري از فروپاشي اقتصاد باشد، اما چنان كه روزنامه دي‌سايت آلمان نوشته پيشنهادهايي چون «دولت مشترك اقتصادي» وزير مالي اروپا و سرانجام نهاد واگذاري اوراق قرضه در حوزه يورو موضوع را فراتر از پول صرف مي‌برد و به هسته‌هاي برداشت ملي يا اروپايي حمله مي‌كند زيرا مثلاً آلمان در صورت عملي شدن چنين پيشنهادهايي بايد حقوقي را به بروكسل واگذار كند كه تا به امروز به واسطه قانون اساسي اين كشور سخت مورد حمايت بودند. از سياست‌هاي مالياتي گرفته تا سياست‌هاي تأمين اجتماعي كه دولت‌هاي مختلف اروپايي اعمال مي‌كنند ريشه در قوانين اساسي بعضاً با متضاد اروپايي‌ها دارد و ملغمه‌اي از گرايشات كمونيستي گرفته تا نگرش‌هاي سوپرليبراليستي را نشان مي‌دهد و همين امر است كه سخنان افرادي مانند ولفگانگ شوديبله، وزير اقتصاد آلمان را احمقانه جلوه مي‌دهد: «بيشتر دولت‌هاي عضو اروپا هنوز به طور كامل حاضر نيستند به محدوديت‌هاي لازم در حوزه حاكميت ملي خود تن بدهند، ولي حرفم را باور داشته باشيد: اين كار شدني است.» در مقابل اين اظهارنظر به شدت خوشبينانه مورد علاقه ساركوزي و مركل، دانشگاهيان و محققان برجسته چيز ديگري مي‌گويند:
هانس ورنهر سين، يك اقتصاددان برجسته در دانشگاه مونيخ در مقاله‌اي مي‌نويسد: بهتر است همه كشورهايي كه دچار بحران شده‌اند و به طور اخص يونان حضور در منطقه يورو را به طور موقت قطع كنند. در اين صورت كشور ضعيف‌تر اين آزادي را خواهد داشت كه از ارزش پول خود بكاهد و دوباره به عرضه رقابت‌ها بازگردد و بقيه كشورهاي اتحاديه اروپا مجبور به كمك به كشورهاي ضعيف‌تر نخواهند بود. وقتي وضعيت بدهي‌هاي تنها كشور ايتاليا كه نزديك به دو تريليون دلار است را نگاه مي‌كنيم كه ميزان آن چهار برابر ذخيره صندوق پول اروپاست، به خوبي واضح است كه رسيدن بحران يونان به ايتاليا و اسپانيا كمر اروپا را مي‌شكند و شايد برخي اقدامات بتواند روند فروپاشي اقتصادي را كند سازد، اما ادامه وضع فعلي چيزي از يورو باقي نمي‌گذارد.
چنگ و دندان امپراتوري بيشتر مي‌شود
تركتازي نظامي اروپا و لفاظي‌هاي تهديدگرايانه كه از زبان جاه‌طلبي چون ساركوزي بيرون مي‌زند، به شكلي تقلاي قديمي همه قدرت‌هاي امپراتوري‌گونه است كه هنگام شدت گرفتن مسائل داخلي و رو شدن ناكارآمدي در پاسخگويي به مطالبات مردمي ماجراجويي در سياست خارجي را پيشه كرده و دشمن‌سازي مي‌كنند چراكه وضعيت جنگ در خارج مي‌تواند بستر خاموش‌سازي منتقدان و معترضان در داخل باشد. با اين اوصاف بايد منتظر باشيم اروپاي گرفتار بحران طبق همين منطق همچنان به سوريه سخت بگيرد (چنانكه در آخرين گام اتحاديه اروپا روز جمعه دمشق را تحريم نفتي كرد) و زبانش به تهديد ايران بازتر و همچنان دستش در كار تحريم بيشتر تهران باشد. اين تحريم و جنگ در خارج به موازات سركوب شديد اعتراضات داخلي تصويري است كه بايد از اروپاي ساركوزي، مركل و كامرون انتظار داشته باشيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار