سرویس سیاسی ندای انقلاب - رضا علوي:آغاز هفته دولت براي دولتمردان فرصت مناسبي است تا در فضايي آرام و به دور از حاشيه سازي ها نقاط قوت و ضعف خود را بهتر بشناسند. فوايد اين شناخت در عرصه خدمت رساني به اندازه اي است كه مي تواند در ادامه راه، برنامه ريزي دقيق تري را براي استقرار عدالت در جامعه پياده كند.
در مجموع اگر بخواهيم نقاط مثبت دولت دهم طي دو سال خدمت رساني را به طور كلي و خلاصه مطرح كنيم بايد به اين دو مورد اصلي اشاره شود:
- هدفمندي يارانه ها:اين مبحث از مهمترين اقدامات اقصادي دولت دهم به شمار مي رود؛ به گونه اي كه موافق و مخالف اين واقعيت را تائيد مي كنند كه هدفمندي يارانه ها نياز چندين ساله كشور بود و اقتصاد يارانه اي، اقتصاد بيماري بود كه در اين دولت تا حدودي درمان شد.
توسعه امور عمراني كشور:خدمت رساني دولت دهم در زمينه توسعه امور عمراني و زيربنايي كشور، به طور فراگير و پراكنده و تقسيم منابع لازم براي توسعه عمراني در نقاط مختلف از خاك ايران، از ديگر دستاورهاي چشمگير دولت دهم است كه گام هايي را در ادامه راه دولت نهم برداشت.
نقاط ضعف دولت دهم البته بيشتر از نقاط قوت آن بوده است و اين قضاوتي است كه حتي حاميان دولت نيز آن را تاييد مي كنند. آن موارد در چند محور قابل بررسي است:
بي تفاوتي به نظر منتقدان دلسوز:اين شايد مهمترين موردي باشد كه در واقع ريشه اشكالات دولت را هم شكل داده است. در هر مبحثي اعم از اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي دولت بدون توجه عملي و گاها حتي نظري به فكر منتقدان، دچار گرفتاري هايي شده است. به طور مثال در زمينه اقتصادي، مشكلاتي در راه هدفمندي يارانه ها پيش آمده است كه بيش از هر قشري، طبقه محروم و ضعيف جامعه را آسيب پذير كرده است. در مبحث سياسي بي توجهي به نظرات منتقدان، دامنه حضور و پيشروي را براي جريان انحرافي گسترده تر كرد. در زمينه اجتماعي نيز دولت، جلب توجه طبقات خاصي از
جامعه را در نقطه تمركز اقدامات خود قرار داد و آن را با فعاليت هاي سياسي گره زد. در عرصه فرهنگي نيز دولت آنچنان خطي را دنبال مي كند كه سرانجام آن شايد بدتر از سياست هاي فرهنگي دولت اصلاحات باشد. تمام اين موارد نقص كه همچون زنجير به هم متصل است، تحت مديريت همان جريان انحرافي دنبال مي شود كه ابتدا براي توليد تهديد خودساخته اي جست و خيز مي كند و سپس مي كوشد تا آن را به فرصتي سياسي براي ماندگاري در قدرت تبديل كند.
علاقه شديد به حاشيه سازي، درگيري سياسي و رسانه اي كردن آن: شواهد اين ادعا به وفور در اطراف ما وجود دارد. در واقع پس از پايان يافتن فرصت چهار ساله دولت نهم براي خدمت رساني كه حقا و انصافا خدمات بسيار فراواني را براي رفاه مردم رقم زد، موضع گيري هاي عجيب دولت دهم در امور مختلف كه ناشي از ريشه دواني جريان انحرافي در دولت بود، موجب شد تا بسياري از گروه ها و جناح هاي سياسي خصوصا از طرف جبهه اصولگرايان نقدهايي دلسوزانه را بر دولت دهم وارد كنند؛ اما به خاطر نقيصه نخست دولت كه ذكر آن رفت، هيچ توجهي به آن انتقادات نشد كه عمدتا دولت تحت
فشار جريان انحرافي كوشيد تا به حاشيه سازي ها و درگيري سياسي با برخي گروه ها و جناح هاي خاص سياسي به ويژه در دايره اصولگرايان بيافزايد و پس از رسانه اي كردن آن موارد، در پي پيوند با چپ هاي عالم سياست و جذب آراء مخالف دولت دهم برآيد. تلاش براي ماندگاري در قدرت و برنامه ريزي براي انتخابات آينده كه از هم اكنون توسط جريان فاسد و قدرت طلب در دولت آغاز شده است، ضربه هاي سنگيني را به كشور وارد كرده است كه اگر اين اشتباهات جبران نشود، عواقب تلخي را در پي خواهد داشت.
غفلت از منويات رهبري در سال جهاد اقتصادي: پس از آنكه رهبر معظم انقلاب، سال ۹۰ را به عنوان سال جهاد اقتصادي برگزيدند و مسئولان نظام را از حاشيه سازي ها برحذر داشتند، اميد آن بود كه دولت محكمتر و بلندتر از سال هاي گذشته، گام هايي را در عرصه اقتصادي بردارد. اما اين خواسته رهبري كه خواسته ملت ايران نيز بود، آنچنانكه شايسته اجرا بود، محقق نشد و ريشه جريان انحرافي در دولت، شاخه هاي حاشيه ساز را سيراب كرد و در اين مسير جهاد بزرگ اقتصادي در هياهوي سياسي محو شد. در واقع نفوذ جريان انحرافي در دولت دهم باعث شده تا آن دغدغه اي كه بايد براي اجرا و تحقق منويات رهبري وجود داشته باشد، از دست برود و عده اي با اتصال و ارتباط خيالي و متوهمانه خود با ولي معصوم، خود را از ولي فقيه بي نياز بدانند.
هفته دولت فرصت مناسبي براي دولتمردان است تا با رونمايي از نقاط قوت و ضعف خود، يك گام بزرگ در راستاي وحدت ملي بردارند و بدانند كه ملت هميشه به راستگويي علاقه و گرايش دارد و به نفع كساني در صندوق انتخابات راي مي اندازد كه حرف و عمل شان يكسان باشد. نه آنكه هر روز براي جذب طيف خاصي از مردم، رويه اي متفاوت از ديروز را به كار بندند. بي شك تذبذب سياسي و اتخاذ رفتارهاي دوگانه در طول زمان اثر جاذبه خود را به طور كامل از دست مي دهد؛ زيرا هيچ طيف و طبقه اي از مردم به كساني كه پس از رسيدن به كرسي قدرت با پشت كردن به حاميان خود در پي نشاندن لبخند بر لب
مخالفانشان هستند، اعتماد ندارد و هيچ گاه حامي افرادي نخواهند شد كه سياست دنباله دار آنان با روش هايي نظير دور زدن حاميان جهت وصل به مخالفان، پي ريزي شده است