قدیمها برای ورود به هر شغلی باید شاگردی و پاچال داری میکردی و به اصطلاح خاک اون حجره رو میخوردی تا کسب و کاری را شروع کنی اما در این روزگار گویی شرایط در کشور ما خیلی فرق کرده. همین چند روز پیش خبر فعالیت چشمگیر دندانپزشکان در عرصه بساز و بفروشی انعکاس یافت و همین موضوع دستمایه سوژههایی شد که پس بساز بفروشها چه میکنند!
حتماً خاطرتان هست که بانك مركزي براي ايجاد رقابت و افزايش كمي و كيفي ارائه تسهيلات به بخش توليد و مردم مجوز صدور ايجاد بانك خصوصي را داد. اما نكته اي كه بانك مركزي آن زمان از آن غافل بود عدمسختگيري براي هيئت مديره بانكها بود كه البته اين روند هنوز هم ادامه دارد. اما آيا مردم نيز از كنار اين بانكها وضعشان تغييري كرده است؟پاسخ ساده است براي مردم عادي خير.
بانكداري در تمام دنيا به ويژه كشورهاي با اقتصاد پيشرفته يك صنعت حرفهاي و نيازمند دانش بالا است. اما همان طور که در اشاره هم آمد در ايران شرايط كمي فرق ميكند. چندين نفر كه پولهاي كلاني دارند دور هم جمع ميشوند و بانك ميزنند. بدون اينكه تجربه جدي يك روز نشستن پشت باجه يك بانك را داشته باشند. فقط و فقط پول ميخواهد و بس.
با نگاهي به هيئت مديره برخي بانكها ميبينيم كه اكثر حاضران در هيئت مديره كار اصليشان هيچ سنخيتي با بانكداري ندارد.
اگر هم در جمع هيئت مديره افراد آشنا به بانكداري باشد تنها براي راضي نگه داشتن بانك مركزي است. به عنوان مثال تركيب سهامداران اصلي تعدادي از بانكهاي خصوصي نشان ميدهد كه شركتهاي فعال در بخش ساخت و ساز و فروش مسكن بالاترين سهم را در برخي بانکها دارند.
همچنين در تركيب سهامداران اصلي بانكهاي ديگر نيز ميتوان فعالان حوزه مبل، موبایل، ، واردکنندگان، سرمايهگذاري ساختمان، تأمين اجتماعي، شركت توزيع و پخش، خودرو و غيره را يافت. با نگاهي به اين موضوع ميتوان دريافت كه هيچ يك از فعاليتهاي اين سهامداران به بانك و بانكداري مربوط نمي شود و هر شركت با آورده خود از ساخت و ساز و بساز و بفروش تركيب سهامداران را شكل دادهاند تا در حوزه خود والبته اگر شد دربازار پولی – بانکی سودی ببرند.
تجربه بانکهای نسل اول خصوصی و راههای کسب وکار آنها اعضاي برخی از هيئت مدیرهها را برآن داشت تا با انشعاب و جداشدن از بانک قبلی بانکهای جدیدی با پشتوانههای خاص دولتی جدید ظهور یابند که البته تلاش برخی از آنها با هوشیاری بانک مرکزی موقتاً متوقف شد. با اين تفاسير نتيجه حضور شركتهاي فعال در بازار ساختمان در عرصه بانكداري است كه ميتواند تبعات منفي براي شبكه بانكي كشور را برشمرد. اين رويه در بسياري از بانكها و مؤسسات مالي حاكم است و متأسفانه بانكداران واقعي تنها پشت باجه بانكها نشستهاند و ديگران بدون تجربه بانكداري بانكدار شدهاند و با استفاده از رؤسای بازنشسته بانکهای دولتی به جذب مشتریان قدیمی بانکهای دولتی میپردازند.
به نظر میرسد بانك مركزي بايد در تأييد صلاحيت هيئت مديره بانكها با دقت عمل بيشتري رفتار كند و فرصت ندهد كه افرادي تنها به بهانه پولدار بودن بر شبكه بانكي كشور سيطره پيدا كنند و با سپرده و زندگي سهامداران و مردم بازي كنند.
بانكها چگونه پولدار شدند؟
وقتي كه بانك مركزي و دولت تصميم به كاهش نرخ سود بانكي گرفتند تقريباً تمامي بانكيها به استثناي چند بانك لب به اعتراض گشودند و اعلام كردند كه با اين كار بانكها متضرر ميشوند اما با نگاهي به مجامع بانكها در نيمه نخست سال جاری عكس سخنان بانكيها ثابت ميشود. در اكثر مجامع بانكها افزايش سرمايه و پرداخت سود تصويب شده و اين يعني بانكها توانستهاند با وجود كاهش نرخ سود و شرايط اقتصادي كشور به سهامداران خود سود بپردازند و زياني نكردهاند. اما سؤال از برخي بانكها اين است كه چگونه اين بانكها به سرعت بر دارايي خود افزودهاند. یک کارشناس آگاه اينگونه پاسخ داد: بانكها آن زمان كه نرخ سود در كشور بالاي ۱۷ درصد بود و نرخ سود در اروپا و ساير كشورهاي خارجي كمتر از ۴ درصد بود توانستند با اخذ وام ارزان قيمت از خارج اين وامها را در بانكهاي خود با نرخ سودهاي بالاي ۲۰ درصد به مردم بدهند و از این راه سود بسيار بالايي كسب كنند و به دلیل برخي شرايط سياسي و زماني بانكهاي ايراني به ويژه خصوصي از فرصت استفاده كردند و وام ۴ تا ۷ درصد خارجي را به قيمت ۱۷ تا ۲۶ درصد به توليد و مردم فروختند.
يكي ديگر از راههاي كسب ثروت بالاي برخي بانكهاي خصوصي فعاليت در بازار ساخت و ساز بود. اين بانكها با تزريق منابع مالي عمده در اين بخش اقدام به توليد و احتكار مسكن و فروش آن با قیمت ساختگی كردند.