
خانم دکتر لاله افتخاري از نمايندگان فعال در مجلس شوراي اسلامي است که دکتراي علوم قرآني دارد و همين مسئله وي را به عنوان نماينده شاخص قرآني مجلس به رياست فراکسيون قرآن و عترت رسانده است. وي ميگويد که نبايد تصور شود که حضور زنان در جامعه موجب تزلزل نهاد خانواده ميشود بلکه براي اين مسئله که زن در کنار کار در جامعه بايد حضور فعال و پررنگتري داشته باشد بايد برنامهريزي کرد.
خانم افتخاري تعداد بانوان مجلس نسبت به آقايان بسيار کمتر است و بالطبع کم اثر نشان داده ميشوند. نکتهاي که ميخواهم سؤال کنم، شايد عجيب به نظر برسد اما واقعاً هدف از حضور خانمها در مجلس چيست و چگونه ميتوانند حضور خود را پررنگ کنند؟ چه نمرهاي به خود و همکارانتان ميدهيد؟
مردم بايد به ما نمره بدهند؛ ولي اگر بخواهيم به عملکرد بانوان مجلس نمرهاي بدهيم قبل از آن بايد دو موضوع را مورد نظر قراردهيم. يکي اينکه به همه خانمها يک نمره بدهيم يا به تک تک آنها نمرهاي اختصاص مييابد. خانمها از نظر فعاليت در پارلمان، حوزه انتخابيه و فعاليت ويژه خانمها و فعاليتهاي عمومي با هم متفاوت هستند. اما به طور کلي وجود خانمها درمجلس شوراي اسلامي يا در ساير عرصههاي تصميمسازي و تصميمگيري و اجرا در جامعه بسيار تأثيرگذار است.۵۰ درصد از جامعه ما خانمها هستند و هم در داخل و هم خارج از کشور برنامهريزي براي خانمها از درجه اهميت بسيار مهم و تأثيرگذاري برخوردار است زيرا بانوان با ايفاي نقش مادر و همسر بر ديگر افراد خانواده و نهايتاً به طور غيرمستقيم بر ديگر افراد جامعه تأثيرگذارند و کارکرد مهمي در جوامع دارند.
حضور زنان در جامعه رويکردهاي زياد و بعضاً بسيار متفاوتي را برانگيخته است. به نظر شما درحال حاضر تا چه اندازه براي حضور زنان در جامعه ما نياز جدي احساس ميشود. اين موضوع دائماً مورد بازي و ابزارهاي سياسي است و بايد تکليف آن مشخص شود.
ما در حال حاضر تحت حملات شديد هجمههاي فرهنگي هستيم که مقام معظم رهبري از آن به حق با نام ناتوي فرهنگي ياد کردند. يکي از مهمترين مؤلفههاي اين ناتوي فرهنگي که من از آن به عنوان جنگ احزاب ياد ميکنم، زنان هستند. برنامه ريزيهاي ويژهاي روي زنان در اين ناتوي فرهنگي صورت گرفته است که بالطبع کودکان و فرهنگ ما را نيز از خود متأثر خواهد کرد. اين برنامه از آغاز انقلاب شروع شده و با شکست در هشت سال دفاع مقدس و ديگر توطئههاي دشمن، جديتر و پيچيدهتر ادامه پيدا کرده و در حال نشان دادن خطرات و حساسيتهاي بيشتري از خود است که آهسته آهسته تأثيرات خود را نيز نشان ميدهد.
دقيقاً منظور من هم همين بود. اين روزها در ادبيات جنگنرم هم زياد از زنان ميشنويم. اصولاً قرار است در هر برههاي از تاريخ جوامع به شکلي از موضوع زن و اجتماع و تأثيرات آن صحبت شود و گويا در حال تغيير شکل به سوي اين مسئله هستيم که اين بار زنان ايفا کننده نقشي در جنگ نرم هستند يا در نهايت هدف جنگ نرمند. تا اين حد روي زن برنامهريزي ميشود يا اينکه زن اين بار هم هدف يک توطئه و تبليغ قرار گرفته است؟
بخشي از موضوعات جنگ نرم مربوط به زنان است که البته آثار، عوامل و کارکردهاي خود را سريع نشان نميدهد. در هشت سال دفاع مقدس، شهدا، جانبازان و آزادگان به عنوان آسيب ديدگان در جنگ، قابل شناسايي هستند، ولي در جنگ نرم کساني که آسيب ميبينند، به آساني شناسايي نميشوند و نه خود آنها و نه مسئولان به راحتي نميتوانند اين موضوع را درک کنند. در نتيجه حساسيت و اهميت اين جنگ به ويژه در حوزه زنان بسيار بيشتر است. ما ميدانيم براساس تقسيمبندي انجام شده در عالم خلقت، دين مبين اسلام و شرع مقدس برنامهريزيهايي انجام شده و توسط پيامبر بزرگ اسلام به اجرا در آمده است که خانمها دراين برنامهريزي در خط مقدم جبهه فرهنگي قرار دارند.
دليل اين نوک پيکان بودن زنان چيست؟
به اين جهت که زنان وظيفه تربيت و هدايت فرزندان و ايجاد الفت و رأفت را درخانواده بر دوش داشته و مرد مسئول تأمين مسائل معيشتي خانوادههاست و اين تقسيم کار به صورتي نانوشته و در عين حال نوشته بين آنها صورت گرفته است. به همين دليل است که امروز در بحث جنگنرم خانمها بايستي در خط مقدم بوده و رسالت خود را درک کنند. بنابراين وجود خانمها در عرصههاي تصميمسازي يا در قوه مقننه که در بعد قانونگذاري و نظارت در اين حد تأثيرگذارند، از اهميت بسيار زيادي برخورداراست. وجود خانمها در مجلس و ساير مراکز مهم کشور ميتواند در درک مسائل و مشکلات و همچنين توانمنديهاي خانمهاي يک جامعه مؤثر باشد.
يعني حضور خانمها تنها در بعد رفع و رجوع مشکلات بانوان محدود و لازم است؟
نه اينطور نيست. حضور بانوان هميشه هم براي رفع و رجوع مشکلات نيست بلکه حضور جدي آنها براي برنامهريزي درست در جهت تأمين نيازهاي ويژه آنها و ساير بخشهاي مرتبط در جامعه تأثيرگذار است.
در حال حاضر به نظر ميرسد که اين سهم، خود را نشان داده و بسياري از خانمهاي تحصيلکرده به ردههاي بالا رسيدهاند، ولي برخي از افرادي که از اين حضور به هر علتي وحشتزده هستند، همين حضور را موجب تهاجم بر نهاد خانواده ميدانند. به نظر شما چگونه ميشود اين تطابق را ميان اين دو وجه متضاد از هم ايجاد کرد. از يک طرف گفته ميشود بايد خانمها در جامعه حضورجدي داشته باشند تا نيازهاي بخش وسيعي از جامعه درک شود و از طرف ديگر گفته ميشود اين مسئله نهاد خانواده را تحت تأثير قرار داده است....
نميتوان گفت که اشتغال خانمها بيرون ازمنزل بر عملکرد آنها در خانواده بيتأثير است، ولي اگر اين مسئله توسط سخنرانها، مبلغان، خطباي جمعه، مسئولان و حوزههاي علميه به خوبي اطلاعرساني شود و جايگاه خانمها علاوه بر نقش آفريني در جامعه، دربعد مادري و همسري پررنگ ديده شده و جامعه و خانمها رامتوجه مسئوليت خطيرخود کرده و به آن اولويت بدهند و مسئولان در قواي سهگانه به ويژه در قوه مقننه و مجريه به نحوي برنامهريزي کنند که حضور فعال و سازنده خانمها در جامعه در کنار حضور آنها در خانواده رخ دهد، آسيبها کمتر ميشود. البته نحوه حضور خانمها در جامعه هم مهم است. برخي از آسيبهاي وارده به خانوادهها ناشي از عدم تبيين مسائل شرعي و عدم رعايت آنها و عدم جلوگيري از برخي اختلاطهاي آسيبزاست که ميبينيم در جامعه به خانمها وارد ميشود.
بنابراين حضور خانمها در جامعه مسئلهساز نيست...
بله، حضور خانمها در جامعه آسيبرسان نيست، بلکه گاهي نحوه حضور خانم در جامعه از لحاظ پوشش، رفتار، گفتار و همچنين ساعات حضور در جامعه، يعني زماني که در منزل غايب است، اهميت دارد که موجب آسيبرسيدن به خانواده ميشود. مجلس و دولت بايد براي اين بُعد از کار بانوان در بيرون از خانه فکري کنند نه اينکه کاملاً حضور بانوان از جامعه حذف شود. برنامه ريزي براي ساعات کاري خانمها، اولويتدادن به موضوع دورکاري آنها و مواردي از اين دست از اهميت زيادي برخوردار است تا ضمن در اختيار قرار دادن ظرفيتهاي خانمها به جامعه، حضور فيزيکي آنها در خانواده پررنگتر شود. به طور مثال ما در مجلس هفتم براي ايام تولد نوزاد که از لحاظ عاطفي و فيزيکي نياز بيشتري به حضور مادر در کنار نوزاد است، افزايش مرخصي زايمان را از ۴ ماه به ۶ ماه تصويب کرديم. حضور نيمهوقت خانمها و توجه به کار خانگي از مواردي بود که مدنظرمجلس بوده و هست. از طرفي ديگر به دنبال تصويب قوانيني هستيم تا به تقويت بنيان خانواده کمک کند که يکي از آنها لايحه حمايت از خانواده است که به تحکيم بنيان خانواده و به حل مشکلات خانمهايي که از همسرانشان جدا شدهاند، ميپردازد.
اين لايحه هم حکايتهاي زيادي به وجود آورده است.
اما مهم اين است که در بسياري موارد زنان و بعد از آنها کودکانشان به علت اطاله دادرسي و نفقه و رجوع به دادگاه که نزديک محل سکونتشان نبود دچار مشکلات زيادي ميشدند که اميدواريم با نهايي شدن اين لايحه در مجلس اوضاع بهتر شود. متأسفانه گاهي اوقات در بودجههاي سالانه کمتر به مسئله زنان و اختصاص منابع مالي مناسب براي اين حوزه به صورت ويژه توجه ميشود که پيگير حل اين مسئله هستيم. به همين علت من فکر ميکنم وجود يک نماينده خانم در مجلس بسيارتأثيرگذار است تا در جهت تصميمگيري براي آنها و نظارت بر مصوباتي که همه افراد جامعه و به ويژه خانمها در آن بسيار بيشتر مخاطب هستند، ايفاي وظيفه کند.
نمايندگان زن معتقدند که مراجعه مردم به دفاتر آنها براي حل مشکلاتشان بيشتر است، واقعا اينطور است؟
بله، همينطور است؛ به صورت مکرر اتفاق ميافتد که مردم چه زن و چه مرد تمايل بيشتري دارند که براي حل مشکلاتشان به نمايندگان زن مجلس مراجعه کنند. نماينده زن در تهران و يکي دو شهر ديگر وجود دارند و دسترسي به آنها سادهتر است اما بيشتر شهرها نماينده زن ندارند. اگر تعداد نمايندگان زن در شهرستانها افزايش يابد تا مردم بتوانند با خانمهاي حوزه مربوط به خودشان ارتباط داشته باشند، زمينه درک مسائل ويژه و ارتباط با بانوان نماينده هر چه بيشتر فراهم ميآيد و توانمندي آنها هرچه بيشتر درک ميشود. اين مسئله باعث ايجاد همگرايي بيشتري شده و امکان انتقال برخي از موارد به مجلس هرچه بيشتر فراهم ميگردد.
انقلاب اسلامي براي زنان مسلمان امتياز و فرصت بوده يا موجب تحتالشعاع قرارگرفتن توانمنديهاي آنها شده است. برخي معتقدند زمينه براي رشد زنان به صورت مساوي با مردان از آنها گرفته شد و برخي ميگويند اتفاقاً زمينه حضور فراهم شده است.نظر شما چيست، منعيت يا شکوفايي؟
اتفاقاً اشاره به اين مسئله مهم است. مقام معظم رهبري در ديداري که امسال با ايشان داشتيم، بيان کردند که وضعيت زنان ما بعد از انقلاب و به برکت اين اتفاق بزرگ بسيار خوب شده است ولي فرمودند که در بعضي مسائل بايد کار ويژه انجام شود و اين کار بايد توسط خود خانمها صورت بگيرد. در عرصه بينالملل نيز ما مظلومانه متهم به اقدامات ناروا عليه زنان هستيم. اين درحالي است که طبق آمار، ارقام و واقعيتهاي موجود و حتي براساس شاخصهاي سازمان ملل که البته با شاخصهاي ما متفاوت است، ايران رشد بسيار خوبي در عرصه زنان و کودکان داشته است. همچنين بهداشت و درمان و اميد به زندگي و سن مرگ و ميرکودکان بالا رفته و در بحث تحصيلات تکميلي و آموزش عالي زنان، در مورد خانمها رشد و بهبود چشمگيري ايجاد شده است که شايد موجب شده تا در دنيا بي نظير به نظر برسيم. در کابينه، زنان توانمندي وجود دارند که عهده دار پستهاي مهمي هستند. در فناوري، اختراعات، پژوهشگاهها و همه جا زنان موفق و توانمندي وجود دارند که آمار موفقيتهاي آنها چشمگير بوده است.
زنان متخصص کشور، توانمنديهاي خود را در عاليترين سطوح کشور که البته ظرفيت کمي را براي حضور زنان گذاشتند، نشان دادهاند، اما اين روزها به جاي ظرفيت سازي بيشتر و البته عميقتر، بحثهايي مانند کاهش ساعات حضور زنان و دور کاري پيش کشيده شده که خود دستاويزي براي منتقدان حضور پررنگ خانمها در جامعه شده است. چطور ممکن است خانمها هم وزير و وکيل و معاون و رئيس سازمان باشند، و هم شامل کاهش ساعات کاري شوند؟
سؤال اين است که مگر قرار است ما چند نفر وزير در دولت داشته باشيم. در مورد کاهش ساعت کاري و دورکاري زنان بايد به يک سري نکات دقت کرد.اصولاً اگر همه وزرا خانم باشند، چند نفر ميشوند؟ اگر کل نمايندگان مجلس خانم شوند، نهايتاً با افزايش تعداد نمايندگان مصوب فعلي، به۳۱۰ نفر خواهند رسيد. قرار نيست که در سطوح بالاي مديريتي مانند همه وزيران، نمايندهها، معاونان وزير يا مديران کل، زنان باشند. بايد طيف کامل زنان شاغل در جامعه را در نظر بگيريم. لازم است که زنان در همه پستها درجامعه حضور داشته باشند و در اين پستها لزومي ندارد که زنان به طور تمام وقت همه ساعتها را در محل کار باشند. به عنوان مثال در آموزش و پرورش لزومي ندارد زنان همه ايام هفته و تا آخرين ساعات روز در محل کار خود باشند يا سفرهايي به داخل و خارج از کشور برايشان گذاشته شود که به نهاد خانواده به صورت وسيع در جامعه آسيب برساند. ما بايد برنامه را براي کلان جامعه و اکثريت افراد تدوين کنيم و افرادي که ميخواهند پستهاي بالاي مديريتي را عهدهدار شوند نيز بايد اين تبعات را در نظر بگيرند و جايگزينهايي را در خانواده داشته باشد.
منظور از تعيين جايگزين چيست؟!
گاهي فرزندان و همسران کمک حال آنها ميشوند و تقسيم کار صورت ميگيرد تا آسيب کمتري در خانواده ايجاد شود. اين آسيبها بيشتر در زنان و همسران کم سن و سالتر يا در خانوادهاي که فرزندان آنها نياز به وجود مادر در کنار خود دارند به وجود ميآيد. از اين جهت بايد در بحث دورکاري، کاهش ساعت کاري و بازنشستگي پيش از موعد برنامهريزيهاي خوبي صورت بگيرد. ما نياز داريم خانمهايي در مجلس حضور داشته باشند و بايد بر اينکه نمايندگان زن، تنها نماينده زنان نيستند نيز توجه کافي داشته باشيم.
برخي گمان ميکنند که نماينده زن تنها مربوط به قشر زنان جامعه است و اين مسئله هنوز جا نيفتاده است.
بله، برخي از افراد جامعه اين طور فکر ميکنند در حالي که نمايندگان زن، نماينده تمام اقشار جامعه هستند. البته اکثريت زنان در همه جاي ايران از بينش و بصيرت خوبي برخوردارند و به نظر من اکثر زنان ايراني، زنان فرهيختهاي هستند. بر اساس قانون اساسي يک نماينده مجلس، نماينده همه ملت است نه نماينده حوزه انتخابيه خاصي و علاوه بر اينکه ناگزيرند بخشي از کار خود را در مجلس، بخشي را در حوزه انتخابيه و بخشي را در جمع بانوان در سراسر کشور داشته باشند بايد در مراسمهاي مخصوص زنان، بحثهاي عمومي مثل اعتکاف و ساير مراسم عمومي و بخشهاي ديگر نيز حضور داشته باشند و به همين خاطر نيز کار يک نماينده زن در مجلس دشوارتر از بقيه است. (با خنده) اگر کسي مثل من رئيس فراکسيون قرآن و عترت هم باشد که مسئوليت مضاعفي دارد و اين دست مسئوليتهاي مضاعف، خاص خانمها هم نيست. به دليل همين مسئوليت انتظار است که در جمع بانوان قرآني نيز بيشتر حضور داشته باشم و جالب است که نزديک به ۸۰ درصد فعالان قرآني را بانوان تشکيل ميدهند. يعني رشد خانمهاي قرآني ما بيش از رشد دانشجويان خانم در دانشگاههاست. اين رشد چشمگير در بانوان قرآني نويد خوبي را به همراه دارد زيرا معتقد هستيم مادر قرآني ميتواند کودک و خانواده قرآني تربيت کند که در نهايت به جامعه قرآني منجر ميشود و جامعه قرآني است که زمينهساز ظهور امام زمان (عج) ميشود يعني با آن هدف غايي نيز کاملاً همسو ميشود.
در نهايت و پس از اين همه توضيح باز هم نگفتيد که چه نمرهاي به زنان نماينده مجلس هشتم ميدهيد؟
نمره را بايد مردم به خدمتگزاري ما بدهند و اگر نمره خدمتگزاري را مردم بدهند ميتوانيم خدا را شکر کنيم و بگوييم که سرباز ولايت و خدمتگزار مردم هستيم. آقا انتظار زيادي از ما دارند. البته اين انتظار از تمامي بانوان است و به صورت خاص در ديدارهايشان با نمايندگان مجلس اين مسئله را مطرح کردند. از اين رو رسالت ما در مجلس به عنوان يکي از سه قوه بسيار سنگين است و به همين خاطر نشستهاي خوبي به همراه خانم مجتهدزاده به عنوان بالاترين رده در بحث زنان در دولت داشتهايم. همچنين براي اعتلاي اين عرصه در اين جلسات برنامهريزيهاي خوبي انجام شد و از مرکز پژوهشها و از مراکز مختلف در اين زمينه کارهاي پژوهشي خواستيم تا کاستيهايي که باعث شده خانمها در برخي عرصهها مظلوم واقع شوند، برطرف شود. دوباره تأكيد ميکنم در کشور ما خانمها جايگاه بسيار خوبي در خانواده و اجتماع پيدا کردهاند ولي نياز است که ما به اين مقدار قانع نشويم و تلاش شود تا به نتيجه بهتري برسيم.
اين نمره را آخر نگفتيد آقايان بايد به شما بدهند يا بانوان....
بايد تأكيد کنم که بسياري از مسائل کشور خانم و آقا ندارد. رسيدگي به مسائل کلان مملکت بايد از طريق همه مردم مورد دقت و نمره دادن قرار گيرد و زنان يا مردان به تنهايي به عملکرد ما به صورت شخصي نمره نميدهند بلکه به عملکرد ما در مجلس شوراي اسلامي به عنوان نماينده نمره ميدهند.
مهمترين عملکرد زنان مجلس حول محور حجاب چه بوده است؟در حال حاضر ميبينيم که اين مسئله در جامعه چندان دستاورد قابل ملاحظهاي نداشته و طرحها کاملاً سليقهاي و نحوه عملکرد مسئولان هم به شدت با يکديگر در تضاد است.
در بحث عفاف و حجاب، فراکسيون زنان مجلس پرچمدار شده است. البته هرچند همه اعضا همراهي نکردند ولي اکثريت اعضا پرچمدار شدند و پيگيري و نظارت بر عملکرد مسئولان نهايتاً منجر به سؤال از وزير کشور يا به تعبير بنده مسئول ستاد هماهنگي و نظمبخشي به فعاليتها در بحث عفاف و حجاب شد. البته بهرغم تلاشهاي وزير محترم و زيرمجموعه ايشان، ما باز هم قانع نشديم و سؤال را نگه داشتيم و ما به نمايندگي از همه افراد جامعه، چه مسلمان و چه غير مسلمان که ميخواهند در جامعهاي امن و آرام به دور از يکسري اقدامات هنجارشکنانه که با هويت آنها در تعارض است، زندگي کنند، انتظار داريم که مسئولان در اين زمينه پاسخگو باشند. بايد ديد با وصل گزارشات دستگاهها و گذشت يک سال از سؤال ما از وزير، چه اقداماتي انجام شده است. در اين باره ما گزارشاتي از وزراي علوم، بهداشت، ارشاد، نماينده صدا و سيما، نماينده بسيج، استانداري تهران و... دريافت کرديم و انتظار داريم که درصد موفقيت آنها و موانع و کم کاريها مشخص شوند. عفاف و حجاب بحثي است که اگربه صورت جدي به آن توجه نشود، تيشه به ريشه خانواده و انقلاب ميزند و عدم توجه به آن، عدم توجه به مطالبه عمومي است. البته اين مطالبه به غير از تعداد افراد انگشت شماري است که ميخواهند با بيگانه همراه باشند و هدفمند پيش بروند.
منظورتان چه کساني است؟
همانهايي که از سر ناآگاهي رعايت حجاب را نميکنند.
بحث پيگيري عفاف و حجاب در هر دوره از مجلس به صورت سليقهاي دنبال ميشود، جايگاه مصوبههاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين ميان چيست؟
بايد توجه کرد که عملکرد سليقهاي افراد متفاوت از مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است. در برخي موارد کجسليقگيهايي در برخوردها و غرضها ايجاد ميشود ولي هدفي را دنبال نميکند. گاهي نحوه پوشش و رفتار و منش برخي از افراد جامعه به گونهاي ميشود که گويي نميداند در کجا زندگي ميکند. در واقع اين فرد با هنجارشکني دانسته يا ندانسته در زمين دشمن بازي کرده است، بنابراين بايد تبعات هنجارشکني خود را بپذيرد. دشمن در بحث عفاف و حجاب به خوبي برنامهريزي کرده است که اين جايگاه را از بين ببرد. در جريان فريب آدم و حوا به دست شيطان هم ميبينيم که بعد از فريب خوردن، اولين مشکلي که پيش آمد، مشکل عفاف آنها بود. پس بايد بدانيم شيطان تا قيامت براي اغواي انسانها در قرآن قسم ياد کرده و براي اين کار تلاش ميکند.
ميتوان حجاب و عفاف را در جامعه تحميل کرد؟گاهي برخي از برنامه ريزيها و برخوردها ارشادي نيست و کاملاً نگاه تحميلي دارد.
رعايت عفاف و حجاب امري دروني و گرايشي ذاتي است و پيامبر بيروني هم آمده که پيامبر دروني انسانها را هدايت کند و انسان را به سر منزل مقصود برساند و هيچ ديني خالي از اين بحث نيست. شما ميبينيد که تمثال حضرت مريم (س) هيچگاه بيحجاب ديده نميشود. حتي زنان بت پرستان هم در لحظه عبادت حجاب خود را رعايت ميکنند. در دين يهوديت و مسيحيت بحث رعايت حجاب بسيار سختگيرانهتر از بحث اسلام است و هرکس که به اين حريمها تعدي ميکرد، مجازات بسيار سختي را به همراه داشت. حجاب فقط در اسلام و مختص به اين دين مطرح نشده است. به اين خاطر رعايت حجاب و عفاف مطالبهاي است که در همه اديان وجود دارد و اين حتي مطالبه طرفداران جمهوري اسلامي ايران در خارج از کشور است. به تعبير من مردم ايران بيش از انرژي هستهاي، عفاف و حجاب را حق مسلم خود ميدانند، زيرا نيروي هستهاي تأمين کننده بحث دنياي ما ولي حجاب تأمين کننده دنيا و آخرت ما و کيان حريم خانواده بوده و به هويت ما گره خورده است. چادر ما به گفته يک بانوي بسيار فرهيخته زرتشتي غير ايراني که دو بار به ايران سفر کرده بود، پرچم استقلال، فرهيختگي و آگاهي زن ايراني است و دشمن هم به طور عام براي زن مسلمان و به طور خاص براي ما، نميتواند اين موضوع را تحمل کند و از آن خوف دارد.
به نظر شما برخوردها در اين مقوله بايد به چه شکلي باشد؟
کسي که حريم را ميشکند دانسته يا نادانسته در خط دشمن حرکت ميکند و مسئولان ما بايد با آن برخورد کنند. البته قبول دارم که مسئولان در موضوع عفاف و حجاب گاهي برخورد سليقهاي ميکنند درحالي که برخورد سليقهاي به هيچ عنوان مورد تأييد نيست. مثلاً يک نماينده مجلس نميتواند بگويد که من نمايندگي مجلس را قبول دارم ولي نظارت در مورد آن را نميپذيرم يا يک مأمور راهنمايي و رانندگي بگويد که من عبور از چراغ قرمز را جرم نميدانم و فقط عبور از خيابان يک طرفه را جرم ميدانم. بنابراين هر مسئولي نميتواند سليقهاي عمل کند. اگر شخصي در جامعه مسئوليتي پيدا کرد و بخشي از برخورد با فرهنگ رعايت عفاف و حجاب را نپسنديد، حق ندارد به تشخص خود عمل کند بلکه او مسئول شده که به همه قانون عمل نمايد.
مشکل اصلي بر سر نوع سليقهها نيست، مشکل اصلي اين است که مصوبه شوراي عالي فرهنگي اجرا نميشود يا بهتر است بگوييم به درستي اجرا نميشود.
مشکل ما هم همين است. در بسياري از دستگاهها مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي رعايت نشده است و کم و بيش ميدانيم که کدام دستگاهها در اين باره ايفاي وظيفه نکردند. ما از وزير کشور خواستيم تا گزارش عملکرد ۲۶ دستگاه فرهنگي که در موضوعات مربوط به عفاف و حجاب مؤثرند را ارائه کند تا ما از دستگاههاي موفق الگو برداشته و آنها را تشويق کنيم و دستگاههاي کم کار را نيز به مردم معرفي نماييم. اينکه ببينيم مشکل از دستگاه بوده يا عقيده شخصي وزير است و چرا به خواسته مقام معظم رهبري توجه نميشود از اهميت زيادي برخوردار ميباشد. در جلسه اخير که وزيرکشور به مجلس آمد و سه ساعت نيز طول کشيد، ما به عنوان سؤال کننده قانع نشديم.
کار وزير کشور مانند اين است که بخواهد کم کاري ساير دستگاهها را به دوش خود بکشد. در جلسه بعد وي به کميسيون فرهنگي آمد و چند دستگاه گزارش عملکرد دادند ولي نظر ما اين است که اين تغييرات را به صورت مشهود در جامعه، صدا و سيما، خيابان، بانکها و... ملاحظه کنيم. برخي از دستگاهها اصلاً به شرح وظايف خود توجه نکردند و براي اين کوتاهي بايد به جامعه معرفي شوند و در اين باره پاسخگو باشند و البته هزينه معنوي آن را بپردازند.