زمانی که محمدباقر قالیباف رئیس پلیس کشور بود، یک روز با اعلام خبر اخراج ۳ هزار پلیس رشوهگیر، جامعه را شوکه کرد. البته کسی از آن رقم و این عنوان شوکه نشد که مردم خود قربانی این عنوان و رقم بودند، بلکه اقدام پلیس علیه خود و تصفیه درونی ناجا، چنین سابقهای نداشت.
حالا رئیس ناجا اعلام میکند که سالانه دو هزار و ۵۰۰ نفر فحاش و مزاحم ناموس از پلیس اخراج میشدند که این رقم با سختگیری به هزار و ۵۰۰ نفر در سال ۸۹ رسیده است و امیدواریم کمتر شود.
یک حساب برای همین چند سال یعنی از زمان اخراج رشوهگیرها تا حالا که زمان اخراج فحاشها شده است، نشان میدهد دستکم ۲۰ هزار پلیس (درجهدار و افسر) به جامعه بازگردانده شده اند. هرچند ممکن است برخی از ایشان چندان هم ناراضی از اخراج خود نباشند و کاسبی بهتری پیدا کرده باشند، اما آیا شما هم مثل ما از این ارقام پی نبردهاید که چرا اینقدر احساس ناامنی میکنید؟!
۱ ـ مردم باید از پلیس بترسند، نه آنگونه که از ایک قلچماق میترسند یا از یک طلبکار! پلیس باید جذبه و هیمنه داشته باشد، چرا؟ چون نگهبان قانون است و قانون باید ترسی توأم با احترام در دل مردم ایجاد کند. پلیسی که سالی چند هزار از آن «مرخص» میشوند، پلیسی که، چون مجرم قلدر را میبیند، سرش را پایین میاندازد، اما وقت رویارویی با مردم ضعیف و فروتن، شیر میشود، پلیسی که هر سال هزاران نفر به لباس او در میآیند تا با عنوان «مأمورنما» از مردم اخاذی کنند و لابد از اصل آن هراسی ندارند که جعلش میکنند و پلیسی که مزاحم ناموس مردم شود، ترسی ندارد. پلیسی که برای جبران کمبود کادر و ارزان تمام کردن کار، سرباز صفر را به مأموریت میفرستد، سربازی که برای پایان این مأموریت لحظهشماری میکند، چه ترسی دارد؟
۲ ـ این اخراجیهای پلیس وقتی وارد جامعه میشوند، آیا به سبب چه بسا کینهای که به دل دارند و البته تجربهای گرانبها (؟!) خطری برای جامعه و برای خود پلیس ندارند؟ ممکن است در یک ارزیابی عمیق بگوییم نه زیاد. ولی تغییر شغل به مفهوم عام آن حتی از دلاکی به خبازی یا از نجاری به بقالی، عواقبی برای فرد و جامعه دارد چه رسد به تغییر شغل یک نگهبان قانون به یک متعرض قانون! آن که در لباس پلیس مزاحم ناموس است و دهان به فحاشی میگشاید، با یک زیر پیراهن رکابی و در یک محله پررفت و آمد آسیبزا چه میکند؟! آیا حیا میکند از ناموس مردم و از آن دهان گشادش؟!
۳ ـ راستی چرا موتوریها با آن هزار و یک خلافی که میکنند، وقتی از چراغ قرمز وارد خط ویژه میشوند و پلیس را مقابل خود میبینند، زوزه موتورشان را در میآورند و در مقابل این پلیس تماشاگر، احساس هالیوودی و ژستی آنچنان به خود میگیرند؟!