
یکی از تئوریسینهای غربی جمله معروفی دارد که میگوید: "ما نه دوستان دائمی داریم؛ نه دشمنان دائمی ؛ ما تنها منافع دائمی داریم " شاید به لحاظ استراتژیک و در علوم سیاسی این جمله آنقدر قوی و محکم باشد که هیچ سیاستمدار یا دیپلماتی نتواند در مقابل آن ایستادگی کند ولی آنچه در این میان از اهمیت بالایی برخوردار است این است که دوستان گذشته یا دشمنان گذشته در مسیر رسیدن به منافع در حال انجام چهکاری هستند؟ اگر خطکشی میان دوست و دشمن بر اساس منافع شکل می گیرد مطمئنا این منافع باید منافع ملی هر کشوری باشد. حال آنکه گاهی منافع ملی جای خود را به منافع احزاب و گروه ها و افراد میدهد. باید به خطکشیهای صورت گرفته میان دوست و دشمن بیشتر دقت کرد. در چنین شرایطی است که واژهها یا اصطلاحاتی نظیر جریان انحرافی شکل می گیرد.
این مقدمه شاید آغاز خوبی باشد به مقوله ای که در روزهای اخیر برخی مقامات سیاسی مطرح می کنند و اتفاقا کانون این اتفاقات مربوط به مناطق آزاد و بهویژه کیش می شود. پیش از بروز اتفاقاتی از این دست هم همواره این سؤال مطرح بوده است که مگر مدیریت بر مناطق آزاد بهویژه کیش چه منافعی اقتصادی یا سیاسی دارد که تا این حد مدیران این منطقه که باید امروز رقیب اصلی همسایگان کوچک عربی خود باشند و نیستند در حال تغییرند؟
بهزعم برخی از گروهها مدیریت بر مناطق آزاد شاید حیات خلوتی برای برخی تحرکات سیاسی باشد و یا شاید مکانی برای تامین منابع مالی برای آینده سیاسی برخی افراد به نظر بیاید و گروهی دیگر نیز معتقدند مدیران این مناطق در برخی موارد در راستای خدمتی که در گذشته انجام داده اند برای استراحت و راحتی و مسائل دیگر انتخاب می شوند.
اینکه امروز برخی چهره های اصولگرا از پروژه هایی نظیر احداث تالارهای بین المللی کیش نام می برند و از تخلفات مالی آن و همچنین ارتباط آن به جریان انحرافی سند ارائه می کنند و یا مددی که دوسال پیش رئیس منطقه آزاد کیش بود از پرونده های زمینخواری توسط برخی اصلاح طلبان در این منطقه نام می برد این علامت سؤال بزرگ در ذهن شکل می بندد که بهراستی آیا مناطق آزاد ما که قرار بوده است محور توسعه صادرات در مرزهای جنوبی کشور باشد، به هدف خود رسیده اند؟ بهراستی کیش که قرار بود رقیب مناطق آزاد کشور امارات و چند همسایه بالاتر یا پایینتر باشد به هدف خود رسیده است؟ آیا مدیریت متمرکز و بر اساس برنامه که می توانست راهگشای مشکلات فعلی مناطق آزاد باشد وجود داشته است؟ و سؤال بزرگ اینکه مدیران این مناطق بر اساس چه الگوی مدیریتی و یا سیاسی در راستای توسعه مناطق آزاد انتخاب می شوند؟ مگر چه امتیازی در این مناطق وجود دارد که گروههای سیاسی مختلف از چپ تا انحرافی و غیره برای رسیدن به آن دست و پا می زنند.
زمینخواری در کیش با پشتوانه سیاسی
مددی که دوسال پیش مدیرعامل منطقه آزاد کیش بود و روزی از روزها میهمان خبرگزاری فارس، چقدر تلخ از این مناطق و فساد موجود در آن نام می برد و می گوید: "وقتی کار را با کیفیت و خوب انجام دهید به منافع خیلیها برمیخورد و خیلیها نیز از آب گلآلود ماهی میگیرند. شما ارزیابی کنید وقتی ما 2 میلیون و 200 هزار متر مربع زمین را پس از هفت سال از چنگ افرادی که با پشتوانه سیاسی آمده بودند و کاری هم انجام نداده بودند بیرون کشیدیم، حتما فشارهایی وارد میشود که استخوانها را له میکند. چنین فشارهایی باعث می شود تا سلامت انسان به هم بریزد و ناچار به استعفا شود ".
مددی در خصوص سیاستهای توسعه ای دولت نهم در مناطق آزاد اظهار داشته بود: "در این دولت انسجام بیشتری نسبت به دورههای قبل در ارتباط با مناطق آزاد به وجود آمده است و تحرک بیشتری مناطق آزاد به خود گرفته اند که نمی توان ارزیابی را در یک سال و یا یک دوره انجام داد. به هر حال بیشتر زیرساختهایی که در مناطق قشم، چابهار، کیش صورت می گیرد حاصل عملکرد دولت نهم است و ماهم تلاش می کنیم تا به اهداف و آرمان های دولت نهم به خوبی شکل دهیم ".
پرونده تالارهای بین المللی کیش
بهتازگی نیز یک منبع آگاه در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با اشاره به سوءاستفادههای اقتصادی صورت گرفته در پروژه موسوم به پرونده تالارهای بین المللی کیش اظهار داشت: در این پروژه فشارهایی به مدیریت منطقه آزاد کیش وارد شد تا پروژه به فردی به نام یحیی فیوضی سپرده شود و این در حالی است که این فرد به هیچوجه دارای صلاحیتهای فنی برای اجرای این پروژه میلیاردی نبود. سازمان مناطق آزاد کیش بر اثر فشارهای یکی از سران جریان انحرافی با فیوضی تفاهمنامهای به مبلغ 400 میلیارد تومان امضا و 5 میلیارد تومان به فیوضی پرداخت کرد ولی فیوضی تا این لحظه به اندازه کمتر از یک میلیارد تومان آنهم فقط در حد خاکبرداری و نصب چند کانکس کار انجام داده است! ضمن اینکه اصولاً هنگام امضای تفاهمنامه پولی پرداخت نمیشود اما با فشارهای یکی از سران جریان انحرافی 5 میلیارد هم به فیوضی داده شده است.
این منبع آگاه در بخش دیگری از افشاگریهای خود به یک مفسده اقتصادی بزرگ دیگر در مناطق آزاد اشاره کرد و گفت: با توجه به اینکه مناطق آزاد ردیف بودجه دولتی ندارند، باید هزینههای خود را از طریق درآمدهایی که دارند، تأمین کنند که درآمدهای این مناطق از طریق عوارض، گمرکات، فروش زمین و . . . تأمین میشود. بر اساس قانون و اجازه دولت، 1 و نیم میلیارد دلار میتواند از طریق مناطق آزاد وارد کشور شود و مناطق آزاد اجازه دارند که از این 1 و نیم میلیارد دلار 15 درصد گمرک اخذ کنند.
به گفته این منبع آگاه، برخی شخصیتهای ذینفوذ در امور مناطق آزاد، از قرار گرفتن بخش اعظمی از این 15 درصد در اختیار خود مناطق آزاد جلوگیری کرده و یک شرکت به نام "شرکت ت " تأسیس کردند و گفتند که این رقم باید در اختیار این شرکت قرار بگیرد. این 15 درصد همانطور که گفته شد بایستی برای آبادانی و توسعه مناطق آزاد استفاده شود، اما میبینیم که این رقم بسیار هنگفت نجومی صرف برگزاری همایشها و نمایشگاههایی با هزینههای سرسامآور مانند نمایشگاه میراث فرهنگی، همایش شورای عالی ایرانیان خارج از کشور و جشنواره سینمایی کیش و . . . میشود.
چرا مسئولان که با شعار عدالتمحوری و رفع تبعیض از جامعه همواره مورد استقبال پرشور مردمی قرار میگیرند به این سؤالات پاسخ نمیدهند؟ چه اتفاقی میافتد که دوستان بهیکباره به دشمنان تبدیل میشوند؟ واقعاً در مناطق آزاد چه خبر است؟
گزارش از رضا کیمیایی