کد خبر: 447976
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۲۱:۱۴
ابراهیم زاهدی‌مطلق- یکی دو روز پیش سیمای جمهوری اسلامی‌ ایران در برنامه «مکث» به کارگردانی اسلام فتحی موضوعی را دستمایه قرار داد که به ظاهر یک جوان کلاهبردار 20ساله توانسته بود تعدادی از هنرمندان و ورزشکاران کشور را سرکیسه کند. در نگاه اول شاید به حال این هنرمندان و ورزشکاران دل بسوزانیم و بر کشوری که این همه کلاهبرداری در آن رواج دارد، نفرین کنیم، اما وقتی دقیق‌تر می‌شویم درمی‌یابیم که واقعیت ماجرا فراتر از اینهاست. ماجرا برمی‌گردد به این که پدیده کلاهبرداری، دو طرف دارد؛ یکی کلاهبردار و دیگری، آن‌که ‌کلاهش را برداشته‌اند و اینجا می‌شود: قربانی.
اما آیا به راستی در اینجا قرار بوده است که کلاه هنرمندان و ورزشکاران برداشته شود؟ ظواهر امر نشان می‌دهد همین طور است اما واقعیت چنین نیست. حقیقت ماجرا چنین است که قرار نبوده کلاه کسی جز جامعه برداشته شود؛ جامعه‌ای که هنرمندانش هم در صورت امکان آمادگی کامل دارند از مسیرهای خلاف به امکانات اجتماعی دست یابند. اگر به مصاحبه‌های این هنرمندان و ورزشکاران در برنامه مکث دقت می‌کردیم، متوجه می‌شدیم که ایشان کاملاً آگاهانه از عمل خلاف جوان کلاهبردار، طالب دریافت امکانات بوده و به او پول پرداخته‌اند. نمونه‌اش تأکید پولاد کیمیایی که می‌گوید «او با ترفندهای گوناگون توانست اعتماد مرا جلب کند.» یا سخنان امیر جعفری یا مهران رجبی‌(مراجعه کنید به سایت‌هایی که سخنان ایشان را کامل منتشرکرده‌اند)، همه اینها نشان می‌دهد که هنرمندان ما و ورزشکاران ما هم کم از آن جوان 20 ساله طالب عمل خلاف نبوده‌اند چرا که اگر مسیری سالم پیش پای این هنرمندان و ورزشکاران بوده است، چرا او باید با «ترفندهای گوناگون» اعتماد اینان را جلب کند؟! راه قانونی که نیازی به جلب اعتماد و ترفندهای گوناگون ندارد.
اما آنچه جالب توجه است، قیافه حق به جانب این به ظاهر قربانیان بود که از اعتماد از دست رفته‌شان نسبت به جامعه سخن می‌گفتند. آیا به راستی کسی که با چند واسطه به شخصی معرفی می‌شود تا مثلاً مجوز طرح ترافیک بگیرد، لحظه‌ای هم فکر نمی‌کند که این مسیر برای اخذ مجوز طرح ترافیک، مسیری غیرقانونی است؟! این که هنرمندی که هزاران راه رفته و نرفته جامعه را می‌شناسد، نداند که راه اخذ مجوز طرح ترافیک کدام است، کمی‌ با عقل ناهمخوان است. چنانچه مصاحبه‌های این به اصطلاح قربانیان نشان می‌دهد که می‌دانسته‌اند که واقعیت ماجرا، طی کردن مسیری به جز قانون است. حال چرا باید فیلمی ‌تهیه شود و با یک طرف ماجرا صحبت کرد بی‌آنکه ‌این طرف ماجرا (که ازخود دفاع می‌کند) به نقد کشیده شود تا معلوم گردد چرا علاقه داشته است امکانات عمومی‌ را به غیر از راه قانونی به دست آورد؟ به نظر می‌رسد برخلاف اظهارات به اصطلاح قربانیان، این جامعه و جوانان هستند که باید ادعا کنند اعتمادشان به برخی ازهنرمندان و ورزشکاران کم‌رنگ شده است؛ هنرمندانی که در فیلم‌های‌شان مروج قانون و راه راست هستند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار