رضا فرخي | ازدواج كه يكي از مهمترين و شيرينترين بخشهاي عمر هر جواني است اين روزها در محافل دوستانه برخي جوانان به سوژهاي براي خنديدن تبديل شده و جوانان به جاي نگاه جدي به اين موضوع، آن را موضوعي دستنيافتني ميبينند كه تنها دست مايهاي براي شوخي است.به گزارش «جوان»، يكي از مسائلي كه هميشه در همه جوامع از بنياديترين موضوعات به شمار ميرود بحث ازدواج جوانان است. مسئلهاي كه بيشك از مهمترين و ابتداييترين دغدغههاي و اولويتهاي هر جوان ايراني است. در همين راستا بايد به اين موضوع توجه داشت كه كاهش آمار ازدواج درهر جامعهاي عليالخصوص جامعه ديني ما تبعات غيرقابل جبراني دارد.در اين بين يكي از مهمترين عواملي كه دراين كاهش يا افزايش آمار ازدواج مؤثر است نوع برداشت و نگاهي است كه جوانان به ازدواج دارند. آنان براساس همين نوع نگاه به ازدواج، درباره آينده خود تصميم ميگيرند.از سوي ديگر آنها در محافل دوستانه خود و در جمعهاي صميمانه جواني، اين نوع نگاه و طرز فكر خود درباره آن را به يكديگر منتقل ميكنند كه بيشك اين انتقال در افكار همه آنها تأثير خواهد داشت.براي همين يكي از بهترين مكانها و موقعيتها براي بررسي پديدهاي مانند ازدواج و نوع نگاه جوانان به آن همين محافل دوستانه و صحبتهايي است كه در آن رد و بدل ميشود.در همين راستا اگر به جمعهاي دوستانه جوانان سري بزنيم متوجه ميشويم كه نگاه برخي از آنان به ازدواج و صحبتهايي كه درجمع خود در اينباره مطرح ميكنند همراه با تلخندها و نيشخندهايي است كه ناشي از بيانگيزگي آنان در اينباره است!منصرف كردن ديگران با به تمسخر كشيدن!بيشتر صحبتهايي كه ميان برخي جوانان در تبادل نظرهاي دوستانه و بسيار تأثيرگذار درباره ازدواج مطرح شود علاوه براينكه لحن تمسخرآميزي دارد، به نوعي ضد ازدواج هم هست؛ به گونهاي كه در بسياري از موارد ديده شده كه در اين جمعهاي دوستانه حتي اگر يكي از دوستان تصميم به ازدواج داشته باشد ديگران با حرفهاي مختلف و نظرات گوناگون يا حتي با تمسخر او، از ازدواج منصرفش ميكنند. نكته جالب اينجاست كه اين موضوع دقيقاً مانند دومينو در اين تجمعات تكرار ميشود و همين باعث خواهد شد كه جوانان همچنان به علت حرفهايي كه در اين جمع درباره ازدواج ميشنوند و به آنان القا ميشود، مجرد بمانند. حرفهايي مانند «من هنوز پول تو جيبي ام را پدرم ميدهد، براي چه ازدواج كنم»، «ما سني نداريم، حالا حالاها وقت براي ازدواج داريم»، «من حوصله قبول مسئوليت يك نفر ديگر را ندارم» يا حتي حرفهايي براي تمسخر كسي كه در اين جمع قصد ازدواج دارد به او زده ميشود مثل «فكر كنم عقلت كم شده كه ميخواهي ازدواج كني» و «ببين الان كه مجرديم راحتيم، اگر ازدواج كني جمع ما را از دست ميدهي» از جمله حرفها و تحليلهاي نادرستي است كه دراين محافل دوستانه رد و بدل ميشود و در اكثر مواقع باعث جلوگيري از ازدواج كل جمع خواهد شد.اما به واقع ريشه اين مسئله كجاست و چرا جوانان ما در مقابل مهمترين عنصر جامعهساز يعني ازدواج و تشكيل خانواده اينقدر بيتفاوت برخورد ميكنند و سعي ميكنند با زدن اينچنين حرفهايي خود و همديگر را از ازدواج منصرف كنند و از زير بار آن شانه خالي كنند.دشمني با ازدواج به نام دوستي!دكتر سالاريفر، روانشناس در اين زمينه بر اين باور است كه چندين عامل در علت بروز چنين رفتاري از سوي جوانان نقش دارد. به اعتقاد وي يكي از مهمترين ريشههاي اين موضوع در مسائل اقتصادي و اجتماعي جامعه نهفته است؛ چراكه ازدواج براي جوانان به ويژه پسران آنقدر سخت شده كه آنان به اين موضوع به عنوان مسئلهاي دستنيافتني مينگرند كه تنها بايد آن را براي شوخي و طنز مطرح كرد.به تعبير او توقعات فوقالعاده بالا از جوانان كه چيز خاصي در ابتداي زندگي ندارند باعث شده كه آنان به جاي فكر كردن به صورت جدي درباره ازدواج و مشورت در اينباره با والدين خود به جمعهاي دوستانه پناه ببرند و با مطرحكردن ازدواج به عنوان سوژه خنده خود اين بحث جدي را تا حد يك موضوع پيش پا افتاده غيرمهم تنزل دهند. از سوي ديگر در كنار موضوع به دليل تأثيرگذاري فوقالعاده اين جمع دوستان، حرفهاي كه در اين محافل زده ميشود متأسفانه اكثراً رويكردي منفي به ازدواج دارد و باعث فرار تمامي افراد اين جمع از ازدواج ميشود. در اين بين نكته قابل توجه از نظر اين روانشناس اينجاست كه در اين جمعها از همه نوع افراد با تجربههاي مختلف حضور دارند. به گونهاي كه افرادي كه يكبار تجربه زندگي ناموفق و جدايي را داشتهاند هم با حضور در چنين جمعهايي سعي ميكنند تجربه ناموفق خود را به ديگران انتقال دهند و با گفتن جملات كلي و كاملاً منفي به دليل شكست شخصي در ازدواج ديگر جوانان مجرد را هم از اين موضوع گريزان ميكنند.اين مسئله تنها شامل چنين افرادي نميشود بلكه حتي افراد بيقيد و بند هم با حضور دراين جمعها همه را از تشكيل بنيان مقدس خانواده منصرف ميكنند.از سويي سالاري فر معتقد است كه تأثيرگذاري اين گروههاي دوستي به دليل اينكه گروه مرجع ديگري در اينباره وجود ندارد مضاعف شده به نوعي كه درحال حاضر بزرگترين گروه مرجع همين محافل دوستانه و حرفهايي است كه در آن رد و بدل ميشود كه بيترديد تأثير فراواني بركل آن جمع دارد.همچنين دكتر سالاريفر مهمترين پيامد اين همه تضارب آراي مختلف و غيركارشناسي در اين جمعها را سردرگمي جوانان و عدم تفكر آنها روي ملاكهاي صحيح ازدواج ميداند كه اين مسئله درنهايت به بيتفاوتي كامل آنها دراين مسئله منجر ميشود .از سوي ديگر اين موضوع علاوه بر فرار جوانان از ازدواج پيامدهاي ديگري مانند افزايش ازدواج ناموفق و درنهايت بالا رفتن آمار طلاق را درپي دارد.رفتار دفاعي و فرار به جلو جواناناين روانشناس همچنين مسخره كردن ازدواج و شخص كه در اين جمع تصميم به ازدواج دارد را از سوي جوانان يك رفتار ناهنجار ميداند كه در روانشناسي به آن «رفتار دفاعي و فرار به جلو از مسئله » ميگويند.به تعبير وي هنگامي كه جوانان نميتوانند به دلايل مختلف ازدواج كنند و اين تفكر درآنان شكل ميگيرد كه ازدواج فعلاً امري غيرممكن است، سعي ميكنند با مسخره كردن آن و به نوعي مضحكه كردن اين موضوع يك رفتار ناخودآگاه دفاعي انجام دهند كه اين رفتار دفاعي دقيقاً به دليل سركوب خواسته مهمي مانند ازدواج است.از سوي ديگر آنان براي اينكه از اين موضوع بسيار مهم به راحتي عبور كنند سعي ميكنند با بياهميت جلوه دادن آن در بحثهاي خود به نوعي دست به حركت فرار به جلو بزنند كه بيشك اين حركت تلاشي بيثمر است براي پاك كردن صورت مسئلهاي كه هيچگاه پاك نميشود. در كنار اين مسئله، سردرگمي شديد آنها دراين موضوع باعث ميشود كه آنان استدلالات عقلي را در نظر نگيرند.اما به واقع در بحث ازدواج اگر بخواهيم تأثيرات گروههاي دوستي را تا حدممكن كم رنگ كنيم چه كارهايي بايد انجام دهيم و به واقع مسئولان ذيربط چطور بايد اين كار را انجام دهند؟در اين زمينه دكتر حسين باهر، بنيان گذار مكتب رفتارشناسي معتقد است كه بايد با گسترش بحثهاي كارشناسي شده و مؤثر در رسانه ملي تأثيرات اين گروهها را كاهش داد و به نوعي آنان را از حالت فعلي كه در آن تبديل به گروه مرجع شدهاند خارج كرد. تا به اين وسيله به تدريج در ابتدا رسانه ملي و سپس خانواده را به عنوان گروه مرجع به جوانان شناخت.گسترش تفكر مسئوليتناپذيريوي همچنين بر اين باور است كه بايد به جوانان اين موضوع را گوشزد كرد كه «شما در مقابل حرفها و رفتارهايتان و تأثيري كه روي ديگران ميگذاريد مسئوليد» چراكه به باور وي در حال حاضر بزرگترين مشكل، احساس مسئوليت نكردن جوانان در مقابل رفتارهايشان است كه اين موضوع باعث شده آنان در مقابل موضوع بسيار مهمي مانند ازدواج بيتفاوت باشند. از سويي اين بيتفاوتي تنها به اين موضوع محدود نخواهد شد و پس از مدتي به يك رويه در تمامي موضوعات ديگر تبديل ميشود. به گونهاي كه پس از مدتي برخي جوانان همه مسائل جامعه را به تمسخر خواهند گرفت كه ازدواج تنها يكي از آنهاست.در اين بين دكتر ابهري با اشاره به اين موضوع كه توقعات بالاي برخي دختران براي ازدواج باعث شده برخي پسرها به طور كلي قيد ازدواج را بزنند براين نكته تأكيد كرد كه فرهنگسازي در اين زمينه نقش مؤثري در از بين بردن اين رفتار نا به هنجار دوطرف دارد. به ويژه در مورد پسرها كه به تعبير اين استاد دانشگاه به دليل برخي مشكلات حاضر به پذيرفتن مسئوليت ازدواج نيستند كه اين عدم قبول مسئوليت همراه شده با به تمسخر گرفتن اين موضوع!جوانان: ازدواج ارزش هفت خوان رستم ندارد!در همين زمينه گزارشگر «جوان»، سري به برخي از اين جمعهاي دوستانه زد و با قرار گرفتن در بحثهاي آنها به نكات جالبي دست پيدا كرد. يكي از جوانان حاضر در اين جمع دوستانه در مورد اينكه چرا بحث ازدواج را به شوخي ميگيرند، گفت: «تا زماني كه دستمان در جيب پدر و مادر است و به نوعي نان خور پدر هستيم دليلي ندارد كه ازدواج كنيم، به همين دليل هم ازدواج بيشتر به يك شوخي شبيه است.»يكي ديگر از آنها كه 29 سال دارد ميگويد: «ما احساس ميكنيم كه توانايي پذيرفتن چنين مسئوليتي را نداريم؛ چراكه امروزه با گذشته تفاوت دارد و ازدواج تبديل به يك موضوع بسيار پر مسئوليت شده است. به همين دليل ما با مسخره كردن اين موضوع و دوستاني كه قصد ازدواج دارند سعي ميكنيم كه هم خودمان و هم ديگران را منصرف كنيم.»ديگري با اشاره به شرايط ازدواج در حال حاضر به اين نكته اشاره ميكند كه «مهريههاي بالا وشرايط بسيار سختي كه خانوادهها ميگذارند و تبديل به هفت خوان رستم براي ما جوانان شده، تنها به درد مسخره كردن ميخورد!»از طرف ديگر به نظر ميرسد كه برخي روابط قبل از ازدواج وگسترش روزافزون خيانت در اين روابط شيشهاي باعث شده كه بعضي از جوانان به مسئله بسيار مهم علاقه واقعي كه تنها در ازدواج شكل ميگيرد بدبين شده و به نوعي با نگاه بسيار منفي به بحث تشكيل خانواده بنگرند كه بدون شك نتيجه اين بدبيني يا عدم ازدواج است يا بالارفتن سن ازدواج در جامعه!هر چند كه در كنار بالارفتن سن ازدواج و تمسخر اين موضوع از سوي برخي جوانان به تدريج ازدواج در سنين بالا به يك رويه تبديل ميشود.راهحل چيست؟دكتر باهر در پاسخ به اين سؤال معتقد است كه سيماي ملي بايد با دعوت از دو قشر درگير ماجرا يعني دختران و پسران جوان و شنيدن دغدغههاي آنان درحضور كارشناسان اولاً ريشههاي اين برخوردهاي تمسخرآميز را پيدا كند و ثانياً بتواند راهحل مناسبي براي آن به وسيله كارشناسان حاضر در برنامه به دست آورد. ثالثاً كه اين حركت ميتواند آغاز يك حركت فرهنگي بزرگ باشد كه در آن سعي ميشود فرهنگ مسئوليتپذيري و جدي برخورد كردن با مسائل مهم آموزش داده شود تا بتوان به تدريج نگاه تمسخرآميز درباره ازدواج را در بين جوانان از بين برد.همچنين دكتر سالاريفر با اشاره به نقش بنيادين خانواده به اين مسئله مهم مهر تأييد ميزند كه خانواده نقش مهمي به عنوان يك گروه مرجعي كه هميشه در كنار جوانان است دارد. وي همچنين ميگويد:«بايد تا حد ممكن به وسيله ابزارهاي مختلف ازدواج را براي جوانان آسان كرد و اين موضوع را چه در عرصه عمل و چه در عرصه فكري براي آنان آسان جلوه داد. چراكه به تعبير او اگر بتوان غول ترسناك ازدواج را براي جوانان شكست آن موقع ميتوان انتظار داشت كه جوانان نه تنها به ازدواج به عنوان يك موضوع دستنيافتني و طنز نگاه نكنند بلكه با يك نگاه جدي خود را در مقابل اين امر مهم اجتماعي مسئول بدانند. در اين راستا او ارتباط كلامي مداوم بين والدين وجوانان را بسيار مهم و ضروري براي انتقال چنين مسائلي ميداند.وي همچنين معتقد است كه خانواده بايد به جوانان خود بياموزد كه نبايد تجربههاي منفي خودش را به ديگران آن هم به گونهاي اغراقآميز انتقال دهد.دراين بين او براي حل اين مشكل نقش ويژهاي براي خود جوانان قائل است؛ چرا كه به گفته او جوانان بايد با جدي گرفتن اين موضوع به خانوادههاي خود اثبات كنند كه نميتوان با شرايط سخت و غيرمنطقي زندگي تشكيل داد.از سوي ديگر اين روانشناس هم در راستاي فرهنگسازي و پرورش ذهن جوانان نقش رسانه ملي را بسيار مهم ميداند و بر اين باور است كه رسانه ملي بايد جوانان را هوشيار كند و به خانوادهها آموزش برخورد با چنين مسئلهاي را بدهد. چراكه به تعبير اين استاد دانشگاه رسانه ملي به دليل فراگيري كه دارد ميتواند با هشدار دادن درباره پيامدهاي به شوخي گرفتن اين مسئله هم به جوانان آگاهي لازم را بدهد و هم ابعاد جدي بودن اين موضوع را براي جامعه تبيين كند.همچنين رسانه ملي بايد در مورد گروههاي دوستي و مسائلي كه در بعضي از آنها مطرح ميشود به خانوادهها هشدار بدهد تا افرادي كه به هر دليلي تجربههاي ناموفق در امر ازدواج داشتهاند نتوانند با حضور دراين گروهها به جوانان اطلاعات نادرست بدهند و باعث شوند كه جوانان به بحث ازدواج به صورت امري نشدني نگاه كنند.جوانان به جاي تمسخر حق خود را بخواهندبه هرصورت به نظر ميرسد كه طبق گفتههاي اين روانشناس جوانان نه تنها نبايد اين موضوع را به شوخي بگيرند بلكه بايد با بررسي عقلاني و جدي اين موضوع نه تنها در برابر جريان آن يعني در مقابل خواستههاي غيرمعقولي كه امروزه در امر ازدواج باب شده است ايستادگي كنند بلكه بايد با جديت تمام و بدون شوخي گرفتن اين مسئله، بر حق مسلم خود يعني ازدواج كه در دين مبين اسلام بر آن بسيار سفارش شده و آن را باعث دوام و سلامت اخلاقي جامعه اسلامي ميداند تأكيد كنند.همچنين بر كسي پوشيده نيست كه اين مسئله يعني جدي نبودن ازدواج و به نوعي تمسخر آن توسط جوانان در هر جامعهاي تبعات بسيار نامطلوبي خواهد داشت.تبعاتي كه هم گريبان خانوادهها را خواهد گرفت و هم در نهايت جامعه را از مسير درست منحرف خواهد كرد؛ چراكه به هر صورت مسير صحيح جامعه از ميان تصميمها و برداشتهاي درست جوانان جامعه ميگذرد، برداشتها و نظرات كه سازنده رفتارهاي علمي آنها در حال و آينده خواهد بود، فراموش نكنيم كه بايد در مقابل ترويج فرهنگ غلط ايستادگي كرد؛ چراكه به تدريج اين فرهنگ غلط به يك رويه عادي تبديل ميشود.دراين بين دولت هم وظيفه دارد كه با ايجاد شرايط اشتغال زمينههاي لازم را براي ازدواج جوانان ايجاد كند؛ چرا كه برخي از جوانان به دليل اينكه بيكار هستند و نيازهاي مادي خود را هنوز از طريق پدر تأمين ميكنند چنين برداشتي از ازدواج دارند.