حبيب تركاشوند | با واكاوي ساختار حكومتي كشورهاي مختلف جهان عليالخصوص كشورهاي مدعي دموكراسي كه ديگران را به ديكتاتوري و خودكامگي متهم ميكنند، متوجه ميشويد كه در تمام اين نظامها فرد يا نهادي قرار داده شده كه فصلالخطاب قرار گيرد. بهطور مثال در يك نظام، ملكه، در نظامي ديگر دادگاه قانون اساسي، در نظامي ديگر امپراطور يا غيره. ضرورت اين امر از آن جهت است كه با عنايت به اختلاف سلايق و تفاوت در نگاهها بايستي ملجأ و پناهگاهي براي ساختار حكومت ايجاد شده باشد تا در التهابات و اختلافات سياسي حرف آخر را بزند. ملجأ نهايي در مدل ديني جمهوريتدر نظام جمهوري اسلامي نيز كه با «مدلي ديني از جمهوريت» پاي به عرصه سياست جهاني گذاشت، اين ملجاً ولايت فقيه است. هر چند مفهوم حوزه اختيارات ولايت فقيه طبق اصول فكري مكتب تشيع محدود به رفع اين اختلافات نيست بلكه مشروعيت تمامي مسئوليتها و تصميمگيريها منوط به اذن و رضايت ولايت امر است. از روزي كه اصل ولايت فقيه در قانون اساسي پيشنهاد شد، افرادي كه عمق ايدئولوژيك نظام را درك نكرده بودند و اين نهضت را فرصتي براي موجسواري خود و همكيشان خود بر خواستههاي مردم ميدانستند صراحتاً يا در خفا به مخالفت با اين اصل برآمدند و از هيچ تلاشي براي تخطئه آن دريغ نكردند. هر چند شخصيت جامع و پرنفوذ يا به قول جماعت روشنفكر كاريزماتيك امام امت كمتر به آنان اجازه ميداد كه اين عقيده خود را بروز دهند و بيشتر هجمه آنان در دهه 60 زير سؤالبردن نفرات و نهادهاي منصوب امام بود. آناني كه با ولايت امام زاويه پيدا كردندعملكرد بازرگان، بني صدر، مرحوم منتظري و قهر و استعفاي ميرحسين موسوي نمونهاي از زاويه داشتن مديران و نخبگان در دوران حيات امام با ولايت فقيه و عدم التزام عملي به اين اصل است كه گاه با استعفا، حذف يا بركناري از گردونه قدرت در نظام جمهوري اسلامي مواجه شدند. هرچند نگاه اين افراد با هم يكسان نبود و زاويه برخي از آنان با اين اصل از اول و زاويه برخي ديگر در ادامه راه هويدا شد؛ جمله معروف بازرگان خطاب به امام كه گفته بود: «اين قبا فقط به قامت شما ارزنده است» نشان از اين است كه ايشان اصل ولايت فقيه را نپذيرفته بود بلكه اين جمله ايشان را بايد به حساب تعارف يا رودربايستي گذاشت. نگاه خوشبينانه نيز اين است كه بازرگان به خصايص والاي اخلاقي امام دلبسته بود و نه به اصل ولايت فقيه. آخر كار نيز ديديم كه پس از تسخير لانه جاسوسي چگونه وي و دولتش استعفاي دسته جمعي دادند و با اينكه نظام هنوز ثبات عيني نيافته بود، امام با اين استعفا مخالفتي نكردند. بني صدر گفتمان نفاق را برگزيد و با نقاب ولايتمداري توانست آراي مردم را از آن خود كند اما با رسيدن به كرسي قدرت، هويت خود را آشكار ساخت و با غرور كاذبي كه از آراي مردمي پيدا كرده بود، هر روز براي نظام و دلبستگان به نظام خط و نشان ميكشيد كه يك نمونه آن غائله 14 اسفند سال 59 است اما فكر نميكرد كه سه ماه بعد توسط نخبگان ملت، اين توهم از او گرفته شود و هيچ حادثهاي نيز در كشور اتفاق نيفتد. اعتماد بيش از حد به اطرافيان مورد بعدي بود كه قائممقام رهبري را كه خود يكي از تئوريسينهاي ولايت فقيه بود در مقابل ولي فقيه زمان قرار داد و در نهايت او را خانهنشين كرد. سوءاستفاده از موقعيت جنگ و رأفت هميشگي امام انحراف ديگري بود كه موسوي را با اين بهانه خانهنشين كرد تا به قول معروف نظام اسلامي ناز او را بكشد و وي بتواند خواستههاي فراقانوني خود را از اين طريق محقق كند اما با عتاب تند امام كه كمتر نمونهاش را سراغ داريم مواجه شد و بدون اينكه امتيازي از نظام بگيرد بر سركار خود حاضر شد. عقايد خود را پشت نقاب نگه ميدارندبعد از رحلت امام نيز چه بسا افرادي بودند كه با ولايت نايب ايشان مشكل داشتند اما بنابر منفعت شخصي اين عقيده را كمتر بروز ميدادند. در حادثه كوي دانشگاه و همچنين در جريان انتخابات مجلس هفتم و ردصلاحيت برخي از اصلاحطلبان خيلي از افرادي كه تا آن روز شعار ولايتمداري ميدادند، اين رويدادها را فرصت مناسبي يافتند تا عقيدهاي را كه سالها در دل داشتند و تا آن روز كمتر بر زبان آورده بودند، هويدا كنند. عدهاي از آنان نظام را به استعفاي دستهجمعي و خروج از حاكميت تهديد كردند و فكر ميكردند با اين تهديدات نظام كوتاه آمده و تسليم خواسته غيرقانوني آنان خواهد شد اما با اقتدار ولي فقيه زمان نه تنها هيچ موفقيتي كسب نكردند بلكه اندك محبوبيت خود را نيز از دست داده و توسط مردم و نظام طرد شدند. در جريان فتنه 88 نيز عده ديگري از اين افراد كه ولايت را ابزاري براي رسيدن به اهداف خود معنا ميكردند به محض اينكه ديدند اين خواسته عملي نشد شعار ولايتمداري خود را كنار گذاشته و به مقابله با اين اصل پرداختند. التزام عملي با ولايت شعاري متفاوت استطي چند سال اخير نيز جرياني انحرافي كه زاويه آن با اصول نظام و ولايت فقيه محرز است با خزيدن در سايه محبوبيت گفتمان خدمت دولتهاي نهم و دهم، رأي مردم متدين به گفتمان انقلاب، خدمت و ارزشها را رأي به خود تفسير ميكند و هر روز كه ميگذرد زاويه خود را با اين گفتمان بيشتر ميكند.يك روز از پايان دوران اسلامگرايي سخن ميگويد و روز ديگر با اين ادعا كه كسب فيض از انسان كامل نيازمند واسطه نيست گفتمان ولايت را در مقابل ولايت فقيه زنده ميكند تا با اين ترتيب بتواند عدهاي را بفريبد اما در قضاياي چند روز اخير كه تا حدودي افكار انحرافي آنان براي مردم رو شده با يك تغيير استراتژيك در اهداف، عقب نشيني و «ولايت شعاري» را تاكتيك خود در اين برهه قرار دادهاند تا بتوانند اين برهه را پشت سر بگذارند اما هم مردم و هم تمامي نخبگان ميدانند كه ولايت شعاري و دم از ولايت زدن تفاوت بسياري با ولايتمداري و التزام عملي به ولايت فقيه دارد و چنانچه اين فرقه انحرافي از سرنوشت گذشتگان عبرت نگيرد و بر رفتار خود اصرار داشته باشد سرنوشتي بهتر از اسلاف خود نخواهد داشت.