
در روزها و هفتههای اخیر مسئولان تشکیلات خودگردان و اسرائیلی به گونهای اظهار نظر کردهاند که گویی دو طرف بحث اعلام تشکیل دولت فلسطینی را در سپتامبر آینده و همزمان با نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل جدید ارزیابی کردهاند به گونهای که بخشی از رایزنیهای اخیر مسئولان هر دو طرف با مقامات غربی به این موضوع اختصاص داشته است که بعضاً با ابراز نگرانی مسئولان صهیونیستی نیز همراه بوده است.
مروری بر سابقه طرحهای تشکیل دولت فلسطینی
لزوم تشکیل دولت فلسطینی در سرزمین اشغالی بحث قدیمی است و از همان ابتدای اشغال فلسطین و حتی قبل از آن مطرح بوده است به گونهای که در سال 1947 یعنی یکسال قبل از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی در 78درصد خاک فلسطین که با اخراج نزدیک به یک میلیون نفر از ساکنان فلسطینی این اراضی همراه بود، مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب قطعنامه 184 گزینه تقسیم فلسطین و لزوم تشکیل دولت فلسطینی در کنار دولت یهود را برای حل بحران فلسطین مطرح کرد که طبق آن قرار بود نزدیک به نیمی از خاک فلسطین برای تشکیل دولت فلسطینی اختصاص یابد.
باز از زمانی که گفتوگوهای سازش چه به صورت علنی و چه به صورت آشکار از اواخر دهه 80 میلادی آغاز شد، این ذهنیت و تصور در میان مذاکرهکنندگان فلسطینی و همچنین میانجیگران بینالمللی و منطقهای وجود داشت که این مذاکرات در نهایت به تشکیل دولت فلسطینی در اراضی فلسطینی اشغال شده در خلال جنگ ژوئن 1967 خواهد شد.
آنچه به این ذهنیت دامن میزد این بود که چارچوب مذاکرات بر مبنای قطعنامههای 242 و 338 شورای امنیت سازمان ملل طراحی شده بود که در آنها بر لزوم عقبنشینی بدون قید و شرط رژیم صهیونیستی از اراضیاشغالی سال 1967 تصریح و تأکید شده است.
تلآویو مانعاصلی
اتفاقی که در طول فرآیند مذاکرات سازش افتاد این بود که رژیم صهیونیستی به تدریج از چارچوبهای حقوقی تعریف شده در مذاکرات مادرید فاصله گرفت و در عین حال با اتخاذ سیاست وقتکشی به اجرای راهبرد اشغال خزنده در کرانه باختری سرعت بخشید و بدینترتیب بخشهای وسیعی از این اراضی را به شهرکهای صهیونیستنشین تبدیل کرد. اجرای بیوقفه راهبرد اشغال خزنده در چند دهه گذشته پس از اشغال کرانه باختری و تسریع آن در طول فرآیند مذاکرات سازش موجب شد که اولاً یکپارچگی این اراضی از بین برود، دوم اینکه بخشهای حاصلخیز و استراتژیک آن در اختیار مهاجران صهیونیست و ارتش صهیونیستی قرار گیرد و سوم اینکه نزدیک به نیم میلیون تن از مهاجران صهیونیست در شهرکهای واقع در کرانه باختری اسکان داده شدهاند.
وجود این عوامل وموانع بدین مفهوم است که رژیم صهیونیستی با اقدامات مستمر ضد صلح خود زمینههای تشکیل دولت فلسطینی را براساس قطعنامههای 242 و 338 شورای امنیت از مدتها پیش از بین برده است.
لازم اما ناکافی
با توجه به اینکه طبق اصول و قوانین حقوق بینالملل اعمال حاکمیت شرط ضروری برای تشکیل یک دولت است، از این رو حمایت کشورهای جهان از تشکیل دولت فلسطینی (که در ماهها و هفتههای اخیر روند روزافزونی به خود گرفته است و حتی در برخی موارد با ارتقای سطح نمایندگی سیاسی ساف در این کشورها همراه بوده است) اقدامی لازم اما ناکافی ارزیابی میشود و این حمایتها زمانی میتواند جدی تلقی شود که با اعمال فشارهای همهجانبه بر رژیم صهیونیستی طبق منشور ملل متحد همراه باشد به گونهای که آن را به برچیدن شهرکهای یهودی نشین از کرانه باختری وادار سازد. این درحالی است که جامعه جهانی تاکنون نتوانسته این رژیم را به توقف سیاست شهرکسازی مجبور کند.
خیزشهای مردمی در خاورمیانه: فرصت یا تهدید؟
بررسیهای موجود نشان میدهد که خیزشهای مردمی در خاورمیانه و شمال افریقا از برخی جهات برای تشکیل دولت فلسطینی فرصت و از برخی جهات دیگر تهدید محسوب میشود. از این جهت فرصت محسوب میشود که اسرائیل یکی از همپیمانان راهبردی خود را در منطقه یعنی دولت حسنی مبارک از دست داد و به اعتقاد اغلب ناظران دولت و نظام سیاسی جدید مصر هر شکل و شمایلی که داشته باشد جای دولت مبارک را برای اسرائیل پر نخواهد کرد.
از این رو به نظر میرسد طرفداران تشکیل دولت فلسطینی فضای کنونی را که با تقویت دموکراسی در منطقه همراه است به عنوان فرصتی برای هل دادن رژیم صهیونیستی به سمت مذاکرات میدانند و این چیزی است که از تحرکات و رایزنیهای کشورهای اروپایی برمیآید.
البته خیزشهای مردمی از این جهت نیز برای فلسطینیها فرصت بوده که زمینه را برای گفتوگوهای فراگیر داخلی فراهم کرده است. پیش از این عمده تحرکاتی که در جهت حل اختلافات داخلی فلسطینیها بخصوص میان فتح و حماس صورت گرفته بود به علت کارشکنیهای اسرائیل، امریکا و عوامل منطقه ای آنها از جمله مصر و اردن به شکست میانجامید که اکنون خیزشها و قیامهای مردمی در خاورمیانه عربی و شمال افریقا که به سقوط رژیم مبارک انجامیده، تا حدود زیادی مانع ادامه این مانعتراشیها شده است.
تاکنون روال به این صورت بوده که رژیم صهیونیستی یا ازطریق عمرو سلیمان رئیس سابق دستگاه اطلاعات و امنیت مصر و یا از طریق لابیهای خود در امریکا و همچنین با استفاده از عوامل نفوذی خود در میان گروه سازشکار و تشکیلات خودگردان از حل اختلافاتی که بین گروههای فلسطینی صورت میگرفت، جلوگیری میکرد.
از طرف دیگر خیزشهای مردمی از این جهت میتواند برای تشکیل دولت فلسطینی تهدید محسوب شود که توجهات جهانی را همچنانکه مشاهده میشود از فلسطین دور کند و حاشیه امن را برای ادامه راهبرد اشغال خزنده اسرائیل فراهم سازد.