
یك دانشجوی محجبه ایرانی از سوی چهار دختر انگلیسی مورد یورش قرار میگیرد، مضروب میشود و مقامات ما تنها به محكوم كردن میپردازند، به ویژه مسئولان سیاست خارجی و ویژهتر از آن نمایندگیهای ایران در خارج از كشور. قبلاً ایرانیانی كه به كشورهایی چون انگلیس سفر میكردند از برخورد بد كاركنان شركتهای هواپیمایی ایرانی با هموطنان خود و برخورد بسیار خوب با خارجیها میگفتند و هنوز هم میگویند، از اینكه در فرودگاههای كشورهای دیگر به ایرانیها توهین میشود و مسئولان توجهی نمیكنند، اما حالا كار به جایی رسیده كه یك دختر محجبه را كتك میزنند، آن هم به خاطر اینكه نخواسته حجابش را بردارد. به راستی باید از دولت جنایتكار و ضدحقوق بشری انگلیس مسئله را مطالبه كنیم یا از مسئولان سیاست خارجی و نمایندگان كشورمان در خارج از كشور.
وقتی بیش از سه هزار آقازاده در دانشگاههای خارجی تحصیل میكنند و اكثراً اقامت دائمی گرفتهاند باید هم تن نمایندگان ما در خارج از كشور بلرزد كه به مقامات آن كشورها اعتراض عملی كنند. به قول یك خبرنگار ایرانی مقیم خارج از كشور، تعداد زیادی از كسانی كه به عنوان نمایندگان جمهوری اسلامی ایران به كشورهای دیگر اعزام میشوند به محض رسیدن برای خود و خانواده و حتی برخی اعضای فامیلشان اقامت میگیرند. اتفاقاً كشور میزبان هم استقبال میكند و گاه به فرزندان برخی نمایندگان ایران در آن كشورها، پیشنهاد بورس تحصیلی، اقامت دائم و از این قبیل میكند، اما پس از جذب آنها مقرراتی اعمال میشود كه آن فرد و پدرش كه باید حافظ عزت جمهوری اسلامی ایران و حقوق شهروندان ایرانی باشند، در برابر تجاوزات و تعرضات سكوت میكنند. متأسفانه و براساس شواهد و قرائن، فرزندان یا اقوام برخی نمایندگان ایران در خارج از كشور پا را از این هم فراتر نهاده و به برخی گروههای معاند و ضدانقلاب یاری میرسانند كه بزرگترین نمونه آن یكی از فعالان اصلی فتنه 88 است. نمونه این افراد در اكثر كشورهای اروپایی، عربی و آسیایی دیده شده و امری پنهان نیست. این برای اولینبار نیست كه به شهروندان ایرانی تعرض میشود و نمایندگان ایران در خارج از كشور تنها به یك محكوم كردن خشك و خالی بسنده میكنند، آن هم در حالی كه اگر یك ایرانی كه برای سفارت انگلستان یا فرانسه جاسوسی كند، مرتكب جنایت یا اعمال براندازانه علیه جمهوری اسلامی و شهروندانش شود و دادگاههای ایران آنها را محاكمه كند. علاوه بر رسانهها و NGOهای مختلف، مسئولان سیاست خارجی و داخلی آن كشورها هجمهای سنگین علیه ایران به راه میاندازند، اما در این سو، وقتی یك ایرانی مورد ضرب و شتم یا حتی بازداشت غیرقانونی (مثل نصرتالله تاجیك) قرار میگیرد، رفتار عملی از نمایندگان ایران در خارج از كشور دیده نمیشود، چون اگر حركتی میشد شاهد تكرار اینگونه تعرضات نبودیم.
از سازمانهای حقوق بشر و كسانی كه چشم و گوش بسته به نسخههای آنان عمل میكنند هیچ انتظاری نیست، اما مسلمان ایرانی كه كتاب حقوق بشرش قرآن و تفسیرش نهجالبلاغه است باید نسبت به یك زن یهودی غیرت داشته باشد چه رسد به یك زن مسلمان محجبه كه به جرم مسلمان زیستن، مورد هجمه قرار میگیرد.
باید دانست كه كلیت غرب به دلیل اسلامهراسی ناجوانمردانهای كه به راه انداخته تا نفت مسلمانان را غارت كند و بر بلاد مسلمین سلطه داشته باشد، در ضرب و شتم امثال زهرا كاظمیصالح، قتل كیوان تابش در كانادا، بازداشت شهرزاد میرقلیخان، بریدن زبان نجفزاده در كشور مدعی مهد آزادیبیان و حبس طویلالمدت دارابی مسئول است و اینكه فكر كنیم چهار دختر براساس اهداف شخصی به ضرب و شتم یك دختر مسلمان روی آوردهاند، خطایی نابخشودنی و از سر جهالت یا ضعفنفس است. اینجا از رئیسجمهور محترم باید پرسید كه مگر قرار نبود رأس و بدنه نمایندگیهای ایران در خارج از كشور دچار تحولات اساسی شود تا عزت ایرانیان بیش از پیش پاس داشته شود، آیا این اتفاق افتاده است؟ آیا یك تحول بنیادین و خانهتكانی اساسی در نمایندگیهای ما ضروری به نظر نمیرسد؟ امید است كه برای حفظ عزت شهروندان خود در اقصی نقاط عالم، فكری اساسی بكنیم.