
ششمین نشست نقد آموت به بررسی رمان «به وقت بهشت» نوشته نرگس جورابچیان اختصاص داشت که علاوه بر نویسنده، سپیده شاملو و داود پنهانی به عنوان منتقد در محل نشرآموت حضور داشتند.
به گزارش جوان، داود پنهانی منتقد و روزنامهنگار و از مجریان رادیو فرهنگ، در ابتدای نشست درباره این کتاب که فضایی شرقی و ایرانی دارد و خیلی زود به چاپ سوم رسید، گفت: این رمان درباره زندگی، عشق، خیانت و موضوعاتی از این دست است. راوی داستان ترلان است که در طول داستان زندگی شخصی خود را برای ما روایت میکند. ما در واقع در این داستان بیش از هر چیز حضور شخصیتترلان را میبینیم، بنابراین امکان روانکاوی این شخصیت بسیار زیاد است.
معنای سکوت
این منتقد، رمان را از منظر نشانهشناسی نیز مورد بررسی قرار داد و در این باره توضیح داد: به طور کلی امر بیان نشده در این رمان خیلی مهمتر از امر بیان شده است. نویسنده برخی از این مسائل را مطرح میکند اما خیلی کوتاه از کنار آن میگذرد. مسئله خیانت به خوبیدر داستان بیان شده اما خودترلان هم به خاطرترسهایی که از آن دارد به راحتی از کنارش رد میشود و آن را بسط نمیدهد. در جایی میخواندم که گفتمان برخی داستانها بر اساس یک امر بیان نشده بنا شده است. این بیان نشدن به معنای مسکوت ماندن نیست و در واقع موضوع در غیبت خود اهمیت پیدا میکند چرا که شاید متأثر از شرایط اجتماعی ماست زیرا ما به خاطرتربیت خود تمایل داریم اگر خیانتی در زندگی اتفاق میافتد آن را پنهان کنیم. همین کمرنگ بودن شخصیت رضا که در واقع نقش منفی رمان است به نظر من نکته مثبت و جالبیبود.
سپیده شاملو نیز گفت: قبل از هر چیز میخواهم بگویم من به عنوان یک نویسنده و منتقد درباره اثر صحبت نمیکنم بلکه در جایگاه خواننده اثر نظراتم را میگویم. در واقع من نماینده بخشی از خوانندهها هستم که معمولاً این طور کتابها را نمیخوانند. باید بگویم این یک کتاب عامه پسند است. وقتی میگوییم عامهپسند در واقع منظور ما کتابهای عمومیاست. برچسب «عامه پسند» اصلاً بار منفی برای یک رمان ندارد زیرا سهم خاصی از ادبیات هر جامعه را به خود اختصاص میدهد.
نوعی نگاه، نوعی نقد
وی همچنین گفت: از آنجایی که من زن هستم از نگاه زنانه این کتاب را خواندهام.
شاملو تأکید کرد: جهانبینی نویسنده در این اثر به گونهای است که نمیتواند به باران ضعفی را نسبت دهد که باعث خیانتترلان شود. باران بسیار خوب و کامل ترسیم شده است و به همین خاطر به نظر میرسد هر کس به باران خیانت کند باید دیوانه باشد. رضا هم همین طور است و در نهایت منفی نمیشود زیراترلان میگوید که این من بودم که به او راه دادم و اجازه دادم فکر کند میتواند هر طور میخواهد با من رفتار کند. هویتی که جامعه به این زن داده است به او میقبولاند که مردها بهتر و سالمتر از او هستند.
اوگفت: این کتاب درست است که به دست یک زن نوشته شده، ولی یکی از مردسالارانهترین کتابهایی است که بنده خواندهام.
وی که به نظر میرسید از مادر بودن یا زن بودن تعریفی ناقص و نارسا دارد، ادامه داد: این تعاریف مشخص متأسفانه امروز کاملاً حکومتی و ایدئولوژیک است و بارها شنیدهایم که گفته میشود وظیفه زن این است که تنها باید مادر باشد. کتابهای عامه پسندی این روزها نوشته میشوند که دقیقاً همین نگاه تحمیلی به زن راترویج میکنند. (به نظر میرسد از منظر این منتقد، کتاب خوب باید اثری باشد که به جایترویج روح زنانگی برای زنان در ایشان روح مردانگی بدمد و به جای تأیید مادربودن و متعالی بودن مادر، به زنان القا کند که بهتر است پدر باشند. )
شاملو در بخش دیگری از حملههایش به این کتاب و ماشین لباسشویی و سایر لوازم خانه، گفت: شخصیت اول داستان به سنتیترین شکل ممکن ازدواج میکند. ما با زنی مواجه هستیم که به طور مثال روزی سه بار ماشین لباسشویی را روشن میکند. نثر داستان بسیار زیباست و از عهده تعریف این روزمرگی بر آمده است؛ بر خلاف لحن داستان که سانتی مانتال و زبان آن نیز رمانتیک است. به این موضوع که زن باید دقیقاً در همین روزمرگی باقی بماند و حتی از آن لذت ببرد بار مثبت داده میشود. مردها در این داستان خوب هستند. حتی رضا هم که عامل خیانت بوده است کاملاً تبرئه میشود وترلان در ذهنش همه گناه را به گردن میگیرد.ترلان مدام در حال زخمه زدن به خود است و ما حتی نمیدانیم او چرا عاشق شده است. ما از این عشق چیزی نمیدانیم و چیزی برای ما باز نمیشود. در عوض چیزهایی در داستان برای ما تشریح میشود که بیاهمیت است.