کد خبر: 445678
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۹:۲۷
آسیب‌شناسی بافت معماری شهری و آلودگی بصری در پایتخت کشور
تهران یکی از پایتخت‌های بزرگ جهان ، میزبان 12 میلیون نفر انسانی است که زندگی شان را در آن از صبح به شب می‌رسانند. گویی این شهر خواب ندارد و جریان زندگی به دلیل حجم بالای شهرنشینان یک لحظه نیز آرام و قرار ندارد. تنها ممکن است از حجم کارها در ساعاتی کاسته شود و باز در هر صبح، روز از نو و روزی از نو! زندگی در دنیای مدرن و عصر پیچ و مهره و فلز این شور و حال را می‌طلبد و اینچنین است که با وجود افزایش استرس‌ها و تنش‌های حاصل از فشار کاری، بشر سعی می‌کند با محرک‌های خارجی به بازیابی انرژی‌های مصرف شده و از دست داده خود بپردازد. در حالی که با ورود انسان به عصر همزیستی با دنیای ماشینی یکی از مهمترین دغدغه‌هایش حفظ طبیعت و مبارزه با آلودگی زیست محیطی شهری به سبب رشد قارچ گونه کارخانه‌ها و مراکز تولیدی و صنعتی کلانشهرها بود، اما رفته رفته تعریف و شکل آلودگی برای او همپای پیشرفت صنعت و تکنولوژی تغییر یافت. دیگر انسان جامعه شهری تنها با آلودگی هوا دست و پنجه نرم نمی‌کند و باید در طول تلاش‌های روزانه‌اش با آلودگی‌هایی مانند آلودگی صوتی، آلودگی بصری و... نیز مبارزه کند. اما در خلال این جنب و جوش روزانه افراد جامعه، آن چیزی که حضورش بیشتر از همیشه به چشم می‌آید، فقر هنر شهری است؛ هنری که وظیفه مهم آن تزریق روحیه و نشاط به افراد جامعه‌ای است که در سایه سار آن بهانه‌ای برای تلاش بیشتر جهت رفاه مادی و معنوی خود، خانواده و به تبع آن شهر و کشورشان داشته باشند. زندگی محال در دنیایی فاقد رنگاینجا هنوز تهران است! شهری که علاوه بر آلودگی هوای خود از آلودگی‌های متنوع دیگری رنج می‌برد که یکی از مهمترین آنها بعد از آلودگی صوتی، آلودگی تصویری است. در کنار مکعب‌های بزرگ و کوچک که در جای جای این کلانشهر از زمین روییده‌اند و ما نام آنها را آپارتمان گذاشته‌ایم، کمتر می‌توانیم جز دیوارهای سیمانی، آجری و نهایتاً سنگی، اثری از زیبایی بصری و تجسمی ببینیم و اینچنین است که کارشناسان مسائل شهری، جامعه شناسان و روانشناسان واژه«شهر خاکستری» را برای تهران در نظر گرفته‌اند. تصور زیستن انسان در جهانی فاقد رنگ، تصوری غیرقابل باور است؛ چرا که در همین راستا عموم روانشناسان معتقدند یکی از مهمترین مواردی که بار فشارهای روزانه و استرس‌های ناشی از کار را از دوش بشر مدرن بر می‌دارد و به ذهن او توانایی بازیابی انرژی‌های از دست داده را می‌دهد وجود رنگ و تأثیراتی است که طیف‌های مختلف رنگی بر روح و روان وی می‌گذارد و در همین راستاست که هنر به موازات رشد و پیشرفت بشر در کنار او حضور داشته تا با الهام از طبیعت که سرشت انسان از آن سرچشمه گرفته به وی برای ادامه حیات و گذران زندگی‌اش یاری رساند.کوتاهی شهرداری و مسئولان زیباسازی شهربا مرور یک روز کاری برای هر شهروند پایتخت‌نشین، به راحتی می‌توان دریافت که در محیط اجتماعی و جامعه توجه به مسئله مهمی مانند حضور رنگ در سطح شهر و خیابان‌های آن نه به صورت تام و تمام اما تا حد بسیار بالایی نادیده گرفته شده است. این در حالی است که ما ایرانی‌ها را در تمام جهان به عنوان افراد هنرمند و هنردوست می‌شناسند و ضرب المثل«هنر نزد ایرانیان است و بس» برای فرد فرد ما مثلی معروف و ملموس است. در حالی که وظیفه توجه به مسئله زیباسازی شهر و تنوع بخشی وجهه بصری آن به عهده شهرداری و سازمان زیبا‌سازی وابسته به آن است اما متأسفانه شاهدیم که این نهاد با وجود تلاش‌های صورت گرفته نتوانسته آنطور که بایسته و شایسته است از عهده وظایف خود برآید.فرهاد فزونی، کارشناس ارشد نقاشی و گرافیست با تأکید بر پیشینه غنی ایران در هنر نقاشی و به خصوص نقاشی‌های شهری در بین کشورهای منطقه به«جوان» می‌گوید:«پیشینه نقاشی شهری و بهره بردن از این هنر در کنار معماری شهری سابقه درخشانی در کشور ما دارد. برای به یاد آوردن این سبقه نیاز نیست به گذشته‌های خیلی دور برگردیم. درست در سال‌های بعد از انقلاب و حتی در دوران هشت سال دفاع مقدس، هنرمندان کشورمان با وجود درگیری‌های خاص آن دوران به مسئله نقاشی‌های دیواری و شهری توجه ویژه‌ای داشتند. ترسیم نمادهایی از انقلاب شکوهمند اسلامی و سرداران بزرگ و شهدای دوران دفاع مقدس در دهه 60 بر گوشه‌گوشه خیابان‌ها و دیوارهای کشورمان و به خصوص تهران هنوز در خاطره همگانی ما موجود است. اما متأسفانه بعد از پایان دوران جنگ و رشد جامعه شهرنشین به خصوص در کلانشهرها این هنر نه تنها به موازات ابعاد توسعه زندگی شهرنشینی رشد نکرد که دچار افول شد. تا اینکه با درخواست‌های مکرر هنرمندان و تلاش‌های جامعه شناسان و روانشناسان مبنی بر تأثیرات مخرب فقر هنر و آثار هنری از نقاشی گرفته تا مجسمه در معماری شهری در سال 1380 بخشی به عنوان اداره نقاشی و تجسمی در شهرداری تهران کار خود را آغاز کرد. اما با وجود اینکه طی نزدیک به یک دهه فعالیت این بخش تلاش‌های بسیاری از سوی مسئولان صورت گرفت اما هنوز هم حجم این تلاش‌ها نتوانسته پاسخگوی رشد فضای شهری در کلانشهر تهران باشد.»فقر موضوعی به سبب انحصار طلبیبا توجه به این گفته‌ها و تطابق آن با کارهای صورت گرفته می‌توان صحت ادعاها را در یک رصد عمومی به تأیید رساند و این مسئله را نیز به آن افزود که بخش عمده‌ای از کارهای صورت گرفته طی یک دهه اخیر نیز بازسازی و دوباره‌سازی‌ نقاشی‌هایی است که در همان سال‌های آغازین انقلاب و دوران پرافتخار دفاع مقدس، زینت‌بخش خیابان‌ها و دیوار ساختمان‌های شهرمان بوده است. ناصر پلنگی، استاد پیشکسوت نقاشی که هنوز اثر معروف و به یاد ماندنی نقاشی دیواری آزادسازی خرمشهر وی بر بدنه مسجد این شهر غرورآفرین در خاطر‌ه‌ها جاودان مانده است، درباره دلایل رشد آرام نقاشی‌های شهری در کشور و به خصوص تهران به«جوان» می‌گوید:«متأسفانه در بدنه مدیریت هنر شهری توجهی به تخصص نمی‌شود. در حالی که شاهدیم طی چند سال اخیر کارهای بزرگی در تهران در زمینه نقاشی‌های دیواری صورت گرفته است اما کمتر شاهد خلاقیت و تفاوت‌های بصری و توجه به بافت معماری و مخاطبان مناطق مختلف شهر تهران در آثار هستیم. کار روی فضاهای روستایی و زندگی توأم با همزیستی در کنار طبیعت با وجود رنگ‌های شاد و فرح بخش آن می‌تواند سوژه مناسبی برای هنرمندان در زینت خیابان‌ها و بزرگراه‌های شهرمان باشد، اما تکرار و تأکید بر طراحی مناظر شبیه به هم به جای نشاط افزایی نوعی رکود و در جا زدن را به مخاطب انتقال می‌دهد. دلیل این امر نیز محدود ساختن و انحصاری کردن توسعه فضای نقاشی شهری از سوی سازمان زیباسازی به چند شرکت معدود است. در حالی که همگان بر این جمله اذعان دارند که دایره بسط خلاقیت در هنر و آثار هنری فاقد مرزبندی است اما شاهدیم که مسئله گسترش هنر شهری تنها در اختیار چند شرکت قرار داده شده و اینچنین است که آثار ارائه شده توسط آنها کارهایی عموماً ساده و تکراری هستند که شاید در گام اول در تغییر دیدگاه بصری و انرژی افزایی به مخاطبان خود موفق باشند اما به مرور و با تکرار تصویر، حس به وجود آمده در مخاطب خود را نیز به تکرار سوق می‌دهند و عملاً از انجام کارآیی اصلی خود عقب می‌مانند. در کنار این مسئله توجه به بافت معماری منطقه و نوع مخاطبان و افراد حاضر در آن منطقه از شهر نیز نکته مهمی است که کمتر در بین آثار مورد توجه قرار گرفته است و دلیل این امر نیز به این نکته باز می‌گردد که در بین افراد متخصص آن شرکت‌ها بیشتر معماران و شهرسازان حضور دارند و این شرکت‌ها کمتر در کادر تخصصی خود از نقاشان، گرافیست‌ها و روانشناسان بهره می‌برند.»رابطه مستقیم هنر شهری با افسردگیهمانطور که اشاره شد مسئله مخاطب‌شناسی و بافت‌شناسی مناطق مختلف شهری در انتخاب طرح و موضوع نقاشی شهری نکته مهمی است که مورد توجه قرار نگرفته و اینچنین است که شاهدیم در کنار کارهای صورت گرفته در جای جای شهرمان کمتر بازخوردهای مثبت مردم و مخاطبان اصلی این هنر را می‌توانیم مشاهده کنیم.دکتر محمدکاظم فرامرزی، روانشناس با تأکید بر این نکته که مسئله رنگ و توجه به حضور آن در زندگی جوامع شهری و به خصوص کلانشهرها از نکات فوق‌العاده مهمی است که با سلامت روانی افراد آن جامعه و امنیت روانی آن شهر ارتباط مستقیم دارد در گفت‌وگو با«جوان» تصریح می‌کند:«رشد افسردگی در جامعه‌هایی که کمتر در آنها از رنگ‌های شاد و متنوع در معماری و نقاشی‌های شهری استفاده می‌شود بیشتر از شهرهایی است که توجه به زیباسازی و گسترش تنوع بصری در آنها جدی گرفته می‌شود. ساختمان‌های بلند و سر به فلک کشیده، دیوارهای سیاه و سفید، ترافیک سنگین شهری، آلودگی‌های موجود در یک جامعه شهری مانند هوا و صوتی و نظایر این موارد از مهمترین علل تأثیرگذاری منفی بر روح و روان ساکنان جوامع شهری در زندگی مدرن هستند و آنچه در این میان نقش تعدیل‌کننده و تعیین‌کننده‌ای در سلامت روانی شهرنشینان دارد، همان معماری شهری، گسترش فضاهای سبز و پارک‌ها و تنوع بخشی بصری در سطح معابر عمومی است. به عنوان مثال شما دیوار مهدهای کودک موجود در سطح شهر و نقاشی‌های شاد و رنگ‌های متنوع به کار گرفته در آنها را با روحیه کودکانمان که به آن محیط‌ها رفت و آمد می‌کنند، مقایسه کنید با دنیای آدم بزرگ‌ها، کارمندان و کارگران زحمتکشی که در همین پایتخت برای معاش و گذران زندگی در تلاش و تکاپویی خستگی ناپذیر به سر می‌برند. به هر حال توان و انرژی فیزیکی انسان با سلامت روحی و روانی او در یک تعامل مستقیم است و متأسفانه در این مورد می‌توان اذعان داشت که در جامعه شهری ما بی‌توجهی‌هایی صورت گرفته است که امیدوارم مسئولان و دلسوزان مردم همانگونه که طی چند سال اخیر تلاش‌های گسترده‌ای در این زمینه آغاز کرده‌اند، بر قدرت و میزان کارهای خود بیفزایند تا شهرنشینان و به خصوص پایتخت‌نشینان در کنار هوای آلوده و روزهای کاری سخت خود در مواجهه با خیابان‌ها و کوچه پس کوچه‌های شهر، سهم عمده‌ای از خستگی خود را به بیرون از تن و روان‌شان منتقل کنند و با روحیه‌ای بهتر و شاداب‌تر بعد از یک روز کاری پا به خانه و خانواده بگذارند و برای یک روز کاری پربهره‌تر مهیا و آماده شوند.»تأکیدات رهبری بر فرهنگ‌سازی عمومیاما در کنار تمام مباحث مطرح شده در این گزارش نمی‌توان از کنار عدم فرهنگ‌سازی عمومی جهت مطالبه مردم از مسئولان برای توجه بیشتر به محیط شهری که در آن زندگی می‌کنند نیز به سادگی گذشت. شاید آموزش و پرورش و زنگ‌های هنر آن در بین موارد درسی دیگر می‌توانست بستری مناسب به جهت ارائه و تأثیر نقش انکارناپذیر هنر در زندگی به افراد باشد اما با ساده‌نگری برنامه‌ریزان به این مهم با کمال تأسف باید اذعان داشت که عموم مردم از تأثیر به‌سزای هنر در زندگی بی‌اطلاع هستند و اینچنین است که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در دیدار شهردار تهران و اعضای هیئت دولت با ایشان تأکید فراوانی بر مسئله توجه به محیط سبز، گلوگاه‌های تنفسی کلانشهرها و لزوم فرهنگ‌سازی در بین مردم به جهت بهره بردن از طبیعت و تأثیر گرفتن از هنر در زندگی شهری به سبب ارتقای امنیت روانی جامعه مبذول داشتند و به مسئولان توصیه مؤکد فرمودند که در راستای افزایش سلامت روانی جامعه از نقش هنر به خصوص هنر متعهد و مبتنی بر آموزه‌های دینی و ملی خود غفلت نکنند.امید به اینکه در سایه فرمایشات رهبری و نیازی که در جامعه به مسئله هنر و به خصوص هنر شهری احساس می‌شود، مسئولان با جدیت و تلاش بیشتر بر همت خود بیفزایند تا شاهد نقش بندی طرح‌ها و رنگ‌های متنوعی بر آسمان و شهر خاکستری خود باشیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار