امین ارشادی | در میان اظهارات واشنگتن و لندن درباره مداخله نظامی در لیبی «تیم کولز» نویسنده، تحلیلگر و فیلمساز انگلیسی تشریح میکند که چگونه تصویر امریکایی- انگلیسی از معمر قذافی از یک هیولای هولآور با اعطای امتیازات نفتی به شرکتهای غربی به یک شریک دوستداشتنی مبدل شد. متنی که در ادامه میآید برگرفته از مقاله این تحلیلگر انگلیسی است که در پایگاه «ریدرس» منتشر شده است.همراه با گزارشهایی درباره مخمصه پناهندگان لیبیایی در مرزها و شکست جامعه جهانی برای کمک به آنان، «بیبیسی» یک بار دیگر بر طبل جنگ میکوبد. اگر هدف واقعاً این نیست جا دارد که از بیبیسی بپرسیم چرا این شبکه همواره در موارد خیلی بدتر سکوت اختیار کرده است. مانند چهار میلیون پناهنده عراقی که با تشدید خشونتهای امریکا و انگلیس در عراق در سالهای 2006 و 2007 بیخانمان شدند. یا بیش از یک میلیون پناهجوی سومالیایی که جان و مال خود را با هجوم به سوی یمن و جاهای دیگر به خطر انداختند.کسانی که خانههایشان را در اثر حمایت انگلستان از دولت انتقالی فدرال سومالی از دست دادند، یا تعداد قابل مقایسه و مشابهی از پناهندگان در کنگو و کشورهای اطراف آن که با حمایت امریکایی- انگلیسی از نیروهای روآندا، اوگاندا و بروندی بیخانمان شدند یا به زور اسلحه روی سرشان تجارت بردگان جدید به راه افتاد.مقامات بریتانیا نسلکشی قذافی را محکوم کردهاند، اما در اینجا یک ایراد قابل طرح است: هر دو حزب کارگر جدید که در حال خروج از قدرت است و حزب لیبرال دموکرات تازهکار در قالب ائتلاف دولتی به رژیم قذافی تنها در سه ماهه اول سال 2010، سلاحهایی به ارزش 22500961 پوند شامل مهمات پرتابی تخریبی، قطعات سلاحهای سبک نیمه خودکار، قطعات تفنگهای جنگی، تجهیزات سرکوب شورش فروختند. حال این سؤال مطرح میشود آیا مقامات انگلیسی که تحریمها یا قانون پرواز ممنوع را بر لیبی تحمیل کردند و آن را مورد حمله قرار دادند این کار را درباره لندن هم انجام میدهند؟دورویی بریتانیادر سابقه درگیریهای انگلیس با رژیم قذافی باید به حملات مرگبار 7 جولای 2005 در لندن اشاره کرد. به طور طبیعی و در سطح مقایسهای در رسانهها و پروژههای تحقیقاتی به این موضوع پرداخته نشد و چنین اقدامی میتوانست خشم قابل توجهی را متوجه محقق کند.در سال 1986 در واکنش به بمبگذاری یک دیسکوی آلمانی که در جریان آن امریکا و بریتانیا قذافی را مورد سرزنش و اتهام قرار دادند، ایالات متحده امریکا حملات هوایی را از پایگاههای انگلیسی به لیبی ترتیب داد که در آن دستکم 30 شهروند غیرنظامی لیبیایی کشته شدند. یکی از انگیزههای اصلی همکاری در این حملات برای دولت مارگارت تاچر موضوع حمایت لیبی از ارتش جمهوریخواه ایرلند بود، در حالی که این ارتش بیشتر حمایتهای مالی و معنوی خود را از بوستون امریکا دریافت میکرد، اما آیا میتوان تصور کرد که مارگارت تاچر نیروی هوایی سلطنتی را مأمور حمله به کاخ سفید ریگان کند؟ در میان کشتهشدگان حملات هوایی امریکا و انگلیس در سال 1986 به لیبی یک دختر جوان الجزایری به نام رأفت القصین وجود داشت که پدرش در شرکت نفت لیبی استخدام شده بود و او به همراه وی به لیبی آمده بود. رأفت جوان گویا میدانست که چراغ عمرش رو به خاموشی است. کمی پیش از شروع حملات یادداشت کوتاهی نوشته بود: «زندگی یک بازی است، یک قمار و مردم قربانیان و بازیگران آن هستند.» او اضافه کرده بود: «امیدوارم روزی شعاعهای نور زندگیام را روشن کنند.»دکتر نیل فرگوسن، استاد دانشگاههای آکسفورد و هاروارد انگلستان همان روزها تصریح کرد که «حملات امریکا به چادرهای خالی در لیبی نمایانگر شکست علنی امریکا در برابر بدویان خاورمیانه بود.»حملات انگلیس به لیبی که حداقل به کشته شدن شش نفر منجر شد گویای شکست کودتای بریتانیا علیه نظام قذافی در دهه 1990 بود؛ حملهای که به اذعان دیوید شیلر افسر سابق امآی5 (MI5) به نقل از MI6 صدهزار پوند انگلیس هزینه در برداشت و از آنجایی که بریتانیا به دموکراسی باور دارد، شیلر را به اتهام درز اطلاعات دستگیر کرد.نفت، صدام حسین و قذافینگرش انگلستان به قذافی پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 تغییر کرد و آن زمانی بود که لیبی با خواستههای نفتی بریتانیا همراهی آغاز کرد، تونی بلر با قذافی به نمایندگی از طرف شرکت نفتی «شل» یک قرارداد 500 میلیون دلاری (325 میلیون پوند) برای نفوذ به لیبی امضا کرد.در همان حال لندن تایمز نوشت که بریتیش پترولیوم (BP) یک قرارداد 900 میلیون دلاری با لیبی برای کشف سفرههای نفت در سواحل این کشور امضا کرده و BG (شرکت رسمی گاز انگلستان) نیز به دنبال گاز در صحرای لیبی است. روزنامه دیلی میرور نیز در گزارشی آورد که قراردادهای منعقد شده با لیبی مرتبط با شرکت GP مورگان است که دستمزدی سالانه به تونی بلر اعطا میکند.اما نکته جالب اینجاست که آقای تونی بلر معاف از مالیات به وسیله «بنیاد خیریه ایمان» خود حتی کمی از پولهای به دست آمده را به کودکان عراق، صربستان، سیرالئون، افغانستان و سایر جاها اختصاص نداد؛ جاهایی که با کمک او کودکانش کشته، مجروح، ناقصالعضو و یتیم شدند.در خلال انقلابهای اخیر عربی در خاورمیانه مقامات بریتانیایی اظهار نگرانی میکردند که سرنگونی دیکتاتورهای چند دههای میتواند به خلأ قدرت منجر شود. همین حرفها را در دهه 1990 و زمانی که شیعیان و کردها در عراق علیه صدام متحد میشدند، میگفتند و از سقوط صدام حسین اظهار نگرانی میکردند. اکنون در زمانی که دیگر از قذافی قطع امید کردهاند و او را در پایان راه میبینند ناوهای جنگی امریکایی و انگلیسی راه دریای مدیترانه را در پیش میگیرند.اکنون اگرچه قذافی به کشتار مردم خود متهم است و جرائم خونباری را مرتکب میشود، اما نفاق و دورویی انگلستان و امریکا که به تسلیح او پرداختهاند کمی خندهدار به نظر میرسد.