
رهبران فرقههای نوظهور معتقدند معنویت با مذهبی بودن فرق دارد و برای اینکه انسان معنوی باشد لازم نیست مذهبی هم باشد؛ این افراد در حال تغییر دادن مفهوم معنویت هستند. همیشه این فرقهها از تهران یا قم شروع نمیشوند و ما عرفانهایی را در تبریز، ایلام و دیگر شهرهای کشور داریم که از آنجا شروع شده و کم کم در کل ایران رواج یافته و پیروانی را جذب کردهاند. معمولاً جنبشهای معنوی نوظهور در کشور با عناوین مختلف مثل مؤسسات خیریه، فرهنگی، آموزشی، پژوهشی، انتشاراتی و... فعالیت میکنند. آیا فعالیت فرقههای مدعی معنویت و عرفان و سرشاخههای این فرقهها از نظر قانونی و حقوقی «جرم» محسوب میشود؟
ادعاهای دروغینی که هر روز صبح با طلوع خورشید متولد میشوند، اگرچه با اهداف ماتریالیستی و کابالیستی شکل میگیرند و درصدد آسیب رساندن به ریشههای عرفان اصیل اسلامی - که همان جوهره دین است- هستند اما روح تعالیم اسلامی از چنان اصالتی برخوردار است که قابل خدشه با آمیزههای دروغین این گروهها و شبکهها نیست. اما از آنجایی که عدهای سودجو و کسانی که ریشههای اعتقادی و دینیشان سست است به کوچکترین ادعا و اظهار قداستکردن فردی زیر لوای تقلید و نه تحقیق به پیروی فرد مزبور، عنان اعتقادات خود را به وی میسپارند و با زیرسؤال بردن تعالیم اصیل اسلامی، نظم جامعه را بر هم میزنند این مسئله را قابل پیگیری و شایسته رسیدگی کرده است.مسئله قابل طرح در اینجا این است که آیا تشکیل این گروهها و شبکهها در قانون ایران جرم است؟ قطعاً در قوانین ما هیچ خلئی در این باب وجود ندارد؛ زیرا هر فعل و ترک فعلی که بر هم زننده نظم جامعه و اخلال در اصول اساسی اجتماع شود قابل پیگیری است.طبق اصل دوم قانون اساسی، نظام حاکمه جمهوری اسلامی نظامی است مبتنی بر ایمان به خدا و این نظام باید حامی حفظ کرامت و ارزشهای والای انسانی باشد. از این رو، تشکیل شبکههایی که هیچ سنخیتی نه تنها با اسلام اصیل نداشته بلکه اصول اساسی آن را زیر سؤال میبرد منافی این اصل بوده و قابل پیگیری است.از طرفی شواهد موجود ما را بر این میدارد که این گروهها را فرقه یا cult بنامیم. از جمله نشانههای یک فرقه، شکلگیری یک گروه پیرامون رهبری که مدعی نیروهای مخصوصی مثل شفا دادن است. نشانه دیگر، تعصب خاص افراد این فرقهها نسبت به رهبر و آموزههای وی است. آنچه از تعریف فرقه بر میآید تجمع خاص اشخاصی است که به آئینی میگروند که توسط همگان به رسمیت شناخته نشده است؛ بنابراین در برابر نهادهای اساسی جامعه قرار خواهند گرفت. گروهی که به عمد خود را از جمعی وسیع و اصلی یا سلسله اندیشهها و باورهای بهنجار جدا ساختهاند قطعاً با برخوردی قاطعانه مواجه خواهند شد.تشکیل این فرقهها و گروهها طبق یک برنامهریزی در یک فضای تهی از معرفت و شناخت و صرفاً براساس معادلات ذهنی فرد مجرم و باهدف کسب بیشترین سود پیریزی میشود. قداست بخشیدن به فردی که ادعای پیامبری دارد یا بیماران را از طریق شعور کیهانی شفا میدهد و کسب درآمد از این راه نه تنها کلاهبرداری به شمار میرود بلکه شکل رسمی شیادی است که شرایط آن در ادامه بررسی خواهد شد. فرد مجرمی که افکار مسموم خویش را با اعتقادات مالیخولیایی خود درمیآمیزد و با سوءاستفاده از مقدسات دینی درصدد رسیدن به خواستههای خود برمیآید کسی جز یک شیاد نیست.نکته قابل تأمل در اینجا این است که دین پذیرفته شده در یک جامعه و آن هم دین اسلام قابل اختلاط با هیچ آمیزه فردی نیست.اصول اسلام کاملاً مشخص و واضح است و ما نمیتوانیم درباره آن سلیقهای رفتار کنیم.قصد ما در اینجا بررسی جرایم ارتکابی توسط رهبران فرقهها و شبکههایی است که هرچه دامنه گسترش آنها بیشتر به جامعه کشیده شود و به نوای بیشتری برسند آسیبها و لطمات آنها جبرانناپذیرتر خواهد شد. پس تأمل و بینش عمیقتری را میطلبد که اعمال ارتکابی این افراد مورد آنالیز قرار گیرد؛ چراکه در بطن خود چندین جرم قابل رسیدگی را به همراه دارد.
کسب مال، مانورهای متقلبانه، اغفال و فریب قربانینخستین کلمهای که به ذهن هر فرد آگاه پس از شنیدن ادعاهای دروغینی که به اشکال مختلف ظهور میکنند متبادر میشود، شیادی است. شیادی همان کلاهبرداری به زبان قانون است؛ همان کلمهای است که فریب وحیله را در بطن خود مخفی نگاه داشته است و این مهم رکن اصلی در کلاهبرداری است. دامنه جرایم ارتکابی در حوزه کلاهبرداری به قدری وسیع است که قانونگذار به جای تعریف جرم ارتکابی به مصداقهایی از آن اکتفا کرده و دامنه آن را تا هر جایی که کسب مال از راه اغفال و فریب احراز شود، گسترش داده است.از آنجایی که کلاهبرداری جزو جرایم مالی است، موضوع کسب مال و چگونگی کسب آن امری مهم به شمار میرود. فرد مجرم در معادلات ذهنی خود با هدف کسب بیشترین سود، زمینه را برای اجرای سناریوی خود طراحی میکند؛ بنابراین وی در این صحنهسازیها از هر موضوع قابل طرحی سود میبرد. غالباً این صحنهها طوری طراحی میشوند که جوابگوی معادلات ذهنی فرد مجرم باشد و نقشه را تا جایی پیش ببرد که زمینه را برای اغفال قربانی فراهم کند. این افراد در ادعاهای دروغین خود که به شیوههای مختلف به نمایش درمیآیند و با بهرهگیری از بهترین عناوینی که سرچشمه تعادل و کمال بشری هستند، سعی دارند به چهره نامشروع خود مشروعیت بخشند. از این رو، دست به نمایشهایی میزنند تا هدف واقعی خود را پنهان کنند.امیدوار کردن افراد به امور غیرواقع (همچون شفای بیمار، انرژی درمانی، فرادرمانی با تکیه بر شعور کیهانی و مواردی از این دست) طبق ماده یک قانون «مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری» از مصادیق تمثیلی وسایل متقلبانه و عنصر قانونی جرم مذکور است. امور نام برده شده به عبارتی شکل مدرن و چه بسا پسامدرن جرم کلاهبرداری هستند که با سوءاستفادههای مالی و اخلاقی بسیار همراهند.در این روشهای گره خورده به شیادی بیشتر از آنکه مطلبی آموزش داده شود، تلقین صورت میگیرد و فرد زیر سایه تلقین به شفای بیمار و اموری دیگر امیدوار میشود.از دیگر مصادیق جرم کلاهبرداری، استفاده از عناوین مجعول همچون دکتر، مهندس، عارف و استاد است که فرد مجرم با تکیه بر این عناوین زمینه اعتماد بیشتر و در نتیجه اغفال زود هنگامتری را برای قربانی خویش فراهم میکند؛ چراکه دستیابی به امور عنوان شده در بالا اگر توسط فردی صاحب منصب مطرح شود خالی از لطف نخواهد بود. فرد مجرم در واقع از این عناوین استمداد میطلبد تا ادعاهای بیاساس خویش را به پایههای علمی و اصیل پیوند زند. از طرفی عنوان مجعول در اینجا حتی بر گروه تشکیل شده نیز صدق میکند؛ گروهی که اعمال و اندیشههای باطل خویش را به امور دینی و عرفانی پیوند میزنند.به اضافه اینها، استفاده از وسایل ارتباط جمعی همچون اینترنت و تبلیغهایی که از این راه برای جذب مخاطب صورت میگیرد و نیز، انجام سخنرانی در مجمع و حتی یک جمع نیز کفایت میکند تا بر شدت مجازات فرد مدعی بیفزاید. اینگونه مراسمها و تبلیغات سوء که از طرف حامیان این گروها در سایتهای اینترنتی میشود و دامنه تشکیل این کلاسها و تعداد قربانیان احتمالی را افزایش میدهد طبق ماده یک قانون «اختلاس ارتشا و کلاهبرداری» از موارد مشدده مجازات این جرم است. طبق شکایات واصله، مواردی چون کشف حجاب و روابط آزاد نیز در این کلاسها ذکر شده که در صورت احراز در باب جرایم منافی عفت واخلاق اجتماعی قابل بررسی و پیگیری است.
فریب و اغفالنکته مهمی که در اینجا ضرورت بررسی دارد عنصر فریب و اغفال است. در اینگونه موارد از شیادی، فرد با رضایت اما در نتیجه گول خوردن، مال خود را به این افراد میسپارد و اتفاقاً از همین باب است که قربانیان این جرایم، کمتر شکایت قضائی میکنند چون از سرزنش شدن و ملامت به خاطر سادهلوحیشان میترسند!شکایتهای واصله از سوی افرادی که در این کلاسها شرکت کردهاند شاهد این مدعاست. تردیدی نیست که صحنهسازیها و مانورهای متقلبانه هم بیتأثیر نیست، ولی این نکته شایان ذکر است که اگر چیدمان این صحنهها فریبنده نباشد کلاهبرداری به این سادگیها رخ نمیدهد.به خاطر ذکاوت بالای فرد مجرم و شرکت افراد دارای مناصب اجتماعی در این جرایم است که از آن به جرم یقه سفیدها (white-collar crime)- کنایه از افرادی که دارای مناصب اجتماعی هستند- تعبیر میشود.
آیا فریب و اغفال به تنهایی جرم محسوب میشود؟لازمه اغفال و فریب دیگران، آگاهی نداشتن نسبت به متقلبانه بودن افعال و اعمال فرد مجرم است. (البته روانشناسی افرادی که جذب این گروهها میشوند خود جای تأمل دارد که در این مجال نمیگنجد).با توجه به اینکه اکثر شاکیان، فریب را عنصر اساسی در جذب این گروهها میدانند سؤالی که مطرح میشود این است که آیا فریب و اغفال به تنهایی میتواند جرم باشد؟آنچه در حیطه واژه «فریب» خود نمایی میکند سوءنیت همراه با اعمال متقلبانه است که در نهایت منجر به سوءاستفادههای مالی و اخلاقی میشود. تا زمانی که فرد اختیار خود را به دست فرد فریبکار نداده، جرمی هم اتفاق نیفتاده است یعنی فرد با هوشیاری کامل توانسته شیادی را تشخیص دهد، اما زمانی که فرد جذب نمایش سیاه مجرم میشود و مورد سوءاستفاده قرار میگیرد مسلماً مورد حمایت قانون خواهد بود.در این میان وجود جوانان که به خاطر عدم آگاهی و بعضاً به پیروی از دوستان خویش یا تبلیغات فریبنده جذب این گروهها میشوند و آسیبهای روحی و فکری میبینند، قطعاً قضیه را حساستر و قابل رسیدگی سریعتر میکند.البته در این رابطه، لایحه «برخورد با فریب جوانان» از مواردی است که در جهت حمایت جوانان در برابر اندیشههای سیاه گروهای شیطان پرستی و شبکههای منحرف عقیدتی تدارک دیده شده و با تصویب آن قطعاً دستهای آلودهای که روانهای پاک جوانان را نشانه گرفتهاند کوتاه خواهد شد. البته اگر تصویب شود!
حتماً به خاطر بسپاریدموارد زیر شرایط را برای فریب و اغفال قربانی در ادعاهای دروغین فراهم میکند:1: برگزاری جلسات باشکوه در مکانهای شناخته شده جهت توضیح برنامههای کاری و جذب کلاسها با عناوین غیرمتعارف با پسوند و پیشوند عرفان یا کلاسهای معنوی.2: برگزاری مراسم توسط افرادی با ظاهری کاملاً موجه و آراسته جهت جلب اعتماد بیشتر.3: وعده یادگیری امور غیرواقع چون شفابخشی، انرژیدرمانی، دستیابی به شعور کیهانی، شفای بیماری و موارد دیگر از این دست.4: سایتهایی که با طرفداریهای متعصبانه ازگروهی خاص و با برشماری صفات ممتاز کلاسها درصدد عضوگیری هستند.5: گفتوگوهایی که در تالارهای مجازی پیرامون موارد ذکر شده در بالا جهت جذب افراد صورت میگیرد.6: انجام مانورهای متقلبانهای چون برقراری ارتباط با رهبر اصلی کلاسها بعد از گذراندن دوره کامل کلاسها. امکانپذیر بودن شنیدن صدای استاد فقط از طریق نوار یا سیدی.7: ذکر عناوین مجعول هم چون دکتر، مهندس، استاد دانشگاه و القابی از این دست، همراه با اسم بانی کلاسها یا گروهها.8: ارسال کتاب، سیدی و جزوههای حاوی مطالبی جهت آشنایی با برنامههای کلاس مورد نظر به صورت رایگان به در منزل شما.9: افرادی با ادعاهای زیر:- ادعای آموزشهای عرفانی برای مصارف گوناگون همچون شفای بیماری.- ادعای ارتباط با عالم غیب جهت پیشگویی.- ادعای فرادرمانگر بودن.- ادعای ارتباط داشتن با اجنه یا تسخیر جن (افراد فاسق و کافر نیز میتوانند با جن در ارتباط باشند؛ چراکه اجنه هم کافر دارند و هم مؤمن).- ادعای پیدا کردن همزاد.- ادعا درباره بیان اصل حقیقت دین و مسائل دینی و تفسیر واقعی قرآن.- ادعای ارتباط داشتن با عالم ارواح.- ادعای پیامبری.- ادعای ارتباط با امام زمان(عج).- ادعای امام زمان بودن یا نایب ایشان بودن (ادعای مهدویت).- ادعای همسری امام زمان(عج).- داشتن ادعای هرگونه ارتباط با امامان و ائمه اطهار.- ادعای داشتن اوراد و اذکار و طلسمهای عجیب.لازم به ذکر است در تمامی موارد ذکر شده در بالا پروندههای سنگینی تشکیل شده و تعدادی از این افراد شیاد با شکایت شاکیان دستگیر شدهاند. اخاذی و کسب مال فراوان از افراد ساده لوح و سوءاستفادههای اخلاقی مهمترین دلایل شاکیان بوده است.