کد خبر: 445116
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۴
گزارش تحليلي جوان از سالروز قطع ارتباط امريكا با ايران ‌
حبيب تركاشوند | اين روزها سالروز قطع رابطه سياسي ايران و امريكا در سال 59 است كه به صورت يكسويه از طرف كارتر رياست جمهور وقت امريكا امضا شد؛ قطع رابطه‌اي كه مورد استقبال بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي قرار گرفت. هر چند طي يك‌سال و سه ماهي كه از آغاز انقلاب اسلامي مي‌گذشت، سطح روابط ميان ايران و امريكا به پايين‌‌ترين حد خود از سال 32 تا آن زمان رسيده بود و با آنكه پس از پيروزي انقلاب بسياري از امريكاييان مستقر در ايران خاك كشورمان را ترك كرده بودند اما كماكان سفارت اين كشور در ايران به عنوان آخرين پايگاه و اميد غرب فعال بود و با نگاه مثبتي كه دولت موقت به امريكا داشت، حاشيه امني براي فعاليت آنان ايجاد شده بود. فعاليت‌هاي مشكوك سفارت امريكا دانشجويان پيرو خط امام را تحريك كرد تا اين محل را تسخير كنند و كارمندان آن را به اسارت بگيرند. اين اقدام دانشجويان با تأييد امام همراه بود و ايشان لفظ «انقلابي بزرگ‌تر از انقلاب نخست» را براي آن به‌كار بردند. با اسناد محرمانه‌اي كه از اين مكان كشف شد، سفارت امريكا در ادبيات عامه مردم به لانه جاسوسي شهره يافت و دور جديدي از مواجهه ايران و امريكا آغاز شد. بزرگ‌ترين چالش دولت امريكامسئله گروگانگيري نيروهاي امريكايي در ايران به بزرگ‌ترين مسئله اين كشور طي چند ماه تبديل شد و دولت ايالات متحده راه‌هاي متعددي را براي واداركردن ايران به بازگرداندن اسرا امتحان كرد. در نهايت فشار افكار عمومي باعث شد كارتر طي يك اقدام كه براي تهديد ايران صورت گرفت در تاريخ 19 فروردين 59 قطع رابطه سياسي و بازرگاني با ايران را امضا نمود و در ادبياتي تهديدآميز گفت:«اگر گروگان‌ها آزاد نشوند، تصميمات شديد‌تري عليه ايران اتخاذ خواهد شد و امريكا و هم‌پيمانانش اقدامات مقتضي را به عمل خواهند آورد.» در طرف مقابل رهبرفقيد انقلاب با استقبال از اين قطع رابطه فرمودند:«اگر كارتر در عمر خود يك كار كرده باشد كه بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است همين قطع رابطه است. رابطه بين يك ملت به‌پا‌خاسته براي رهايي خود از چنگال چپاولگران بين‌المللي با يك چپاولگر عالم‌خوار هميشه به ضرر ملت مظلوم و به‌ نفع چپاولگر است. ما اين قطع رابطه را به فال نيك مي‌گيريم چون‌كه اين قطع رابطه دليلي بر قطع اميد دولت امريكا از ايران است.» اقدامي كه 31 سال ‌ استمرار دارداز آن تاريخ تاكنون 31 سال مي‌گذرد و طي اين سال‌ها اين قطع رابطه كماكان استمرار داشته است. با آنكه برخي افراد سست عنصر يا فاقد دورانديشي سياسي طي اين سال‌ها در خفا يا عيان سعي كردند اين ارتباط را عادي سازند اما هر بار با واكنش امام و بعد از ايشان رهبر فرزانه انقلاب و امت حزب‌الله ناكام مانده‌اند. مقام معظم رهبري در واكنش به برخي سخنان درباره لزوم رابطه با امريكا، ارتباط مذكور را اينگونه توصيف مي‌كنند كه:«در منطق آنها مذاكره معنا و مفهوم حقيقي ندارد و فقط ابزاري براي تحميل خواسته‌هاي خود بر طرف مقابل به شمار مي‌آيد.»برخلاف مسئولان ايراني و در رأس آنها رهبر انقلاب كه با شرايط فعلي و بدون اينكه تغيير خاصي در سياست‌هاي خصمانه امريكا عليه ايران صورت گيرد، هرگونه مذاكره را منتفي مي‌دانند مسئولان امريكايي هر از چند گاهي با ادبياتي مكارانه از لزوم اين ارتباط سخن مي‌گويند اما درعين حال و در همان زماني كه دم از رابطه مي‌زنند اقدامات خصمانه‌شان عليه مردم ايران ادامه داشته است. گاه مشاهده مي‌شود كه برخي افراد مغرض عنوان مي‌كنند يكي از علل عقب‌ماندگي‌ها در كشورمان نداشتن رابطه با امريكا است و در صورت برطرف‌شدن اين مانع، ايران پله‌هاي ترقي و پيشرفت را جهشي طي خواهد كرد. براي پاسخ به اين سؤال بايد از چند بعد اين مسئله را بررسي كرد. امريكا از ارتباط با ايران به‌دنبال چيست؟يكي از سؤالاتي كه هميشه مطرح است اينكه امريكا از اين ارتباط به دنبال چيست و چرا با آنكه بارها از سوي مسئولان امريكايي ايران اسلامي بزرگ‌ترين دشمن و چالش سياست خارجي ايالات متحده شمرده شده اما باز هم دم از ارتباط با ايران مي‌زنند؟ واقعيت اين است كه دولتمردان امريكا در سياست‌هاي خود تنها موردي را كه لحاظ مي‌كنند، منافع خود و صهيونيست‌هاست و تمامي امور را با اين موضوع مي‌سنجند. شاهد اين قضيه در اين روزگار افرادي همانند مبارك، بن علي و حتي قذافي به عنوان بزرگ‌ترين خدمتكاران به اهداف منطقه‌اي امريكا در ده‌ها سال است. امريكايي‌ها وقتي ديدند كه اين افراد ديگر جايي در كشور خود ندارند با 180 درجه چرخش عليه آنان موضع گرفتند و طرف منتقدان آنان را گرفتند. بنابراين اگر از ارتباط با ايران سخن مي‌گويند تنها منافع پيدا و پنهان خود در ايران و منطقه را لحاظ مي‌كنند، نه منافه ملت ايران را. ‌ مقايسه موقعيت ايران و هم‌پيمانان امريكاحال كه 31 سال از اين قطع رابطه مي‌گذرد بد نيست مقايسه‌اي ميان جايگاه و موقعيت ايران با كشورهاي هم‌پيمان امريكا در منطقه بيندازيم. ايراني كه با يك انقلاب عظيم از حداقل امكانات برخوردار بود و با جنگي 8 ساله بسياري از سرمايه‌هاي خود را از دست داد پس از 20 سال نه تنها توانست عقب‌ماندگي‌ها و خرابي‌هاي جنگ را جبران كند، بلكه اكنون در بسياري از سطوح حرف اول را در خاورميانه و حتي جهان مي‌زند. يكي از اين پيشرفت‌ها انرژي هسته‌اي است كه ايران اسلامي توانست با بومي‌سازي اين انرژي در كشور خود اولين ملتي باشد كه خارج از نفوذ و خواست دولت امريكا از اين انرژي بهره بگيرد و خود را در رده هشت كشور داراي دانش هسته‌اي بومي قرار دهد. در صورتي كه كشورهاي هم‌پيمان امريكا با تمام امكاناتي كه داشته‌اند، نتوانسته‌اند به موقعيت ايران برسند و اكنون شاهد وضعيت نابسامان آنها و اعتراضات مردمي عليه شان هستيم. از نقش ژاندارمي امريكا تا الگودهي به مخالفاناگر روزي ايران را ژاندارم امريكا در منطقه محسوب مي‌كردند و دولت ايران پادويي امريكا و اسرائيل را به عهده داشت اكنون تنها گفتماني كه مقابل گفتمان ليبرال دموكراسي امريكايي مقابله مي‌كند، جمهوري اسلامي است و همين گفتمان است كه به سرعت در حال نفوذ در كشورهاي مسلمان و غيرمسلمان است و اين ملت‌ها با مشاهده جايگاه و موقعيت ايران سعي دارند نمونه اين جمهوري را در كشور خود برقرار كنند. امروز ايران اسلامي با نفوذ گفتمان خود الگويي روشن از ايستادگي و تكيه بر توان خود در برابر چشمان جهانيان است و دليل اصلي كينه توزي غرب به رهبري امريكا نيز همين موضوع است چراكه مي‌دانند اگر كشورهاي ديگر بتوانند راهي كه ايران رفته را دنبال كنند آن روز ديگر كلمه‌اي به نام «ابرقدرت امريكا» در ادبيات سياسي وجود نخواهد داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار