کد خبر: 444926
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۰ - ۲۰:۳۶
یادداشت مهمان
رضا استادی- برای ساکنان کره زمین فرصتی برای ناامیدی، نگرانی نسبت به آینده و تلخکامی وجود ندارد. کافی است در محیط خانه، محل کار، تاکسی، مترو، اتوبوس و… گلایه کوچکی از شرایط و روزگار مطرح کنید تا بلافاصله با حجم عظیمی از جملات امیدوارکننده که می‌تواند نگاه شما به زندگی را متحول کند، مواجه شوید. دوستان و همکاران، سایت‌های اینترنتی، تقویم‌های کوچک و بزرگ، حاشیه صفحات داخلی مجلات خانوادگی و پیامک‌هایی که گهگاه به دست شما می‌رسد، سرشار از جمله‌های حکیمانه بزرگانی است که می‌تواند شما را به زندگی امیدوار کند. جمله‌هایی مانند: «امروز همان فردایی است که دیروز منتظرش بودی»، «آینده همین الان است»، «قورباغه‌ات را بجو» و… برخی از این جملات است. هر کدام از ما ده‌ها جمله اینچنینی را از حفظ هستیم اما اغلب در مقام «نصیحت‌کننده» خوب عمل می‌کنیم و زمانی که خودمان در موقعیتی مشابه گرفتار می‌شویم، امکان عمل به چنین دستورها و گوهرهای معنوی را نداریم. به نظر شما چرا اینگونه است و چرا اغلب آدم‌ها فقط حامل و حفظ کننده چنین جملات زیبایی هستند و کمتر جرأت و تمایلی به عمل به چنین جملاتی را دارند؟ مگر در قرآن نیامده که اگر در مسیر تکامل روحی و تغییر و دگرگونی خود و جامعه گام برداریم، خدا هم درهای رحمت و برکاتش را به روی ما باز می‌کند؟! پس چرا کمتر پیش می‌آید که ما به سمت تحول و دگرگونی گام برداریم؟! شاید پاسخ این سؤال این باشد است: آدم‌ها اعتماد به نفس کافی برای خطر کردن را ندارند. تعبیر دینی‌اش می‌شود اینکه آدم‌ها توکل کافی و لازم را به خدا ندارند...
شاید به همین دلیل است که اغلب آدم‌ها به سراغ «حفظ وضع موجود» می‌روند و با قناعت کردن به «کُنج فراغی و رزقی مکفی»، به سَبکی از زندگی روی می‌آورند که نام محترمانه‌اش «درجا زدن» است اما گاهی خودشان از آن به «قناعت و ساده زیستی» تعبیر می‌کنند. چنین افرادی در قدم اول «عدالت خواهی و بیان حرف حق» را جایگزین «کُرنش و تعظیم در مقابل آدم‌های کم ارزش» می‌کنند و برای چنین کاری تعابیر و توجیه‌های فراوانی را هم پشت سر هم ردیف می‌کنند، اما همین آدم‌ها موقع تماشای سریال مختارنامه که می‌شود، از اتحاد مختار با عبدالله بن زبیر و بی‌توجهی مختار به توابین گلایه می‌کنند و شاید اگر در مقابل دوربین تلویزیون هم قرار بگیرند، با کلمات و جمله‌هایی زیبا مختار را به باد انتقاد بگیرند و این شخصیت تاریخی را به خاطر عدم همراهی با اهل بیت و جنگ نکردن با عبیدالله بن زیاد بعد از واقعه کربلا نکوهش کنند! چنین افراد و مخاطبانی کارهای خوبی همچون عدالت طلبی، ظلم ستیزی، کمک به ضعفا، بیان حرف حق، رفتار علوی داشتن و… خوب است اما نه برای خودشان؛ بلکه برای دیگران.این مسئله هم فرصت‌هایی مهم و طلایی را در زندگی از آنها سلب می‌کند و می‌توان بر اساس همان متون امیدوار کننده آن را اینگونه هم فرمول بندی کرد:«وسوسه اجتناب از گرفتن تصمیمات سخت فقط می‌تواند به آرامشی موقت بینجامد و هنگامی که دیگر خودداری از گرفتن تصمیماتی از این دست ناممکن باشد،درد و رنج دو چندان می‌شود». اما کافی است در همین نمونه دم دستی مختارنامه کمی دقیق شویم و با تأمل در آن، سعی کنیم بخشی از مسیری که مختار ثقفی طی کرده را طی کنیم تا نتایج و برکات فراوانی را مشاهده کنیم.
سال ۱۳۸۹ برای من به عنوان یک روزنامه‌نگار و همچنین «مدیر روابط عمومی سریال مختارنامه» سال نزدیکی به این حس و حال بود. البته از سال‌ها قبل- یعنی سال ۱۳۸۱ و با مطالعه سیناپس مختارنامه- این تأثیر بر من شکل گرفت و تا امروز هم که سریال پخش می‌شود، روز به روز کامل‌تر شد و به مرور متوجه این موضوع شدم که ویژگی‌های این شخصیت تاریخی، حتی در ساده‌ترین و عادی‌ترین مناسبات زندگی اجتماعی و روزمره نیز کاربردی است. اگر ویژگی‌هایی همچون هوشیاری، شناخت دقیق شرایط جامعه، اعتماد به اهل بیت، هوش،عدالت جویی، حقیقت‌طلبی و… باعث شد تا در ۱۴ قرن پیش مختار به عنوان یک عرب ثروتمند مسیری متفاوت را در زندگی‌اش در پیش بگیرد و به چهره‌ای محبوب تبدیل شود، این ویژگی‌ها امروز نیز می‌تواند از سوی تک‌تک مخاطبان این سریال به کار گرفته شده و باعث شود تا ما در محدوده زندگی شخصی و روزمره خود به مسیری تحولی دست پیدا کنیم. لازم هم نیست که همیشه دست به کارهای بزرگ و خارق‌العاده بزنیم، بلکه در همین محدوده کوچک خانواده و محل کار هم اگر فردی عدالت‌طلب و حقیقت جو باشیم، می‌توانیم بانی کارهای بزرگ و خوبی باشیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار