
به گزارش خبرنگار «جوان» رسیدگی به جریان این پرونده از ساعت 11 روز دوشنبه 19 اردیبهشت سال 84 با اعلام خبر قتل زن جوانی در خانهاش در خیابان خاوران در دستور کار مأموران کلانتری 32 خاوران قرار گرفت. مأموران با حضور در خانه زن جوان دریافتند او بر اثر خفگی با روسری و چادری که به دور گردنش پیچیده بود به کام مرگ رفته است. نخستین کسی که پا به صحنه جنایت گذاشته بود یکی از زنان همسایه بود. او پس از آنکه شوهر مقتول- هوشنگ – را از حادثه با خبر کرد پلیس را در جریان حادثه قرار داد. زمانی که بازپرس ویژه قتل – هنرمند – در صحنه جنایت حاضر شد دریافت الهه بدون هیچ مقاومتی پس از آنکه مورد آزار جنسی قرار گرفته است با یک صحنهسازی به کام مرگ رفته است. نخستین مظنون پرونده هوشنگ بود که پس از اطلاع از ماجرای قتل همسرش جنازه را با زن همسایه رها کرده و برای انجام کاری از خانه خارج شده بود. او با دستور بازپرس بازداشت شد.
آخرین جلسه محاکمه متهم روز سه شنبه مقابل هیئت قضایی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عزیز محمدی برگزار شد. هر چند متهم ادعا کرد ساعت 9 صبح روز حادثه خانهاش را برای رفتن به مطب خود ترک کرده و نیم ساعت بعد به صورت تلفنی با همسرش صحبت کرده است اما نتوانست مقابل پرسش قاضی که گفت: برابر نظریه پزشکی قانونی مرگ 5 ساعت قبل از ساعت 9 انجام شده است توضیحی دهد. دادگاه پس از شنیدن آخرین اظهارات متهم وارد شور شد و بر اساس محتویات پرونده متهم را به اعدام محکوم کرد.
به گزارش خبرنگار «جوان»، ساعت 11 روزدوشنبه نوزدهم اردیبهشت سال 84 مأموران کلانتری 32 خاوران با اعلام مرکز فوریتهای پلیس از ماجرای قتل زن جوانی در خانهاش باخبر شدند.
مأموران پلیس پس از حضور در صحنه جنایت با جسد زنی جوان در حالی که با چادر خفه شده بود در اتاق پذیرایی مواجه شده و بازپرس ویژه قتل – هنرمند- را از حادثه باخبر کردند.
براساس محتویات پرونده جسد مقابل تلویزیون در حالی که روی شبکه 3 روشن بود و کنترل آن در یک متری جسد قرار داشت مشاهده شد.
براساس گزارش بازپرس ویژه قتل به زعم آنکه مقتول ناخنهای بلندی داشت هیچ گونه آثار مقاومت در بدن وی مشاهده نشد در حالی که به شدت مورد آزار جنسی قرار گرفته بود و این گمانه را قوت بخشید که قاتل یا قاتلان با آشنایی قبلی و بدون هیچ مقاومتی وارد منزل شده و زن جوان را در خواب یا بیهوشی به قتل رساندهاند.
نخستین کسی که در صحنه جنایت حاضر شده بود یکی از زنان همسایه بود. او که با مقتول قرار بود ساعت 10 صبح به پزشک مراجعه نمایند به آپارتمان او مراجعه کرده و پس از آنکه با جسد مقتول مواجه شده بود، زن صاحبخانه را از ماجرا باخبر کرده بود و آنان به سرعت همسر مقتول – هوشنگ – را از وقوع حادثه باخبر کرده بودند.
اما رفتار هوشنگ هنگام مواجهه با جسد همسر بیگناهش حیرت دو زن همسایه را به همراه داشت. او پس از دیدن جسد فریاد زد «نامردها سرانجام کار خود را کردید» هوشنگ بدون اینکه پلیس یا اورژانس را از ماجرا باخبر کند برای تعطیل کردن مطب خود از خانه خارج شده و دو زن همسایه را با جسد همسرش تنها گذاشت. زمانی که زنان همسایه پلیس را با خبر کردند، هوشنگ به خانه بازگشت و به عنوان مظنون دستگیر شد.
در حالی که هوشنگ ادعا کرد قاتل قصد سرقت از خانه او را داشته است نیمی از یک میلیون پول نقد به همراه طلاهای همسرش در اتاق خواب کشف شد.
متهم بیست و یکم فروردین ماه سال گذشته به اتهام قتل محاکمه شد اما هیئت قضایی پرونده را برای رفع نواقص به دادسرا ارجاع داد تا همه چیز درباره قتل زن بیگناه در جلسه رسیدگی روز گذشته که در شعبه 71 دادگاه کیفری برگزار شد، مشخص شود.
*جلسه دادگاه
عطار نماینده دادستان تهران متهم را گناهکار دانست و برایش تقاضای مجازات کرد.
در ادامه اولیای دم با حضور در جایگاه از دادگاه درخواست خود را قصاص قاتل عنوان کردند.
قاضی عزیزمحمدی سپس متهم را به جایگاه دعوت کرد. هوشنگ به دادگاه گفت: من 15 سال بود که با الهه ازدواج کرده بودم و با او هیچ اختلافی نداشتم. من مطابق هر روز ساعت 9 صبح منزلم را ترک کرده و به مطب دندانسازیام رفتم. نیم ساعت بعد با منزلم تماس گرفته و از همسرم درخواست کردم که 70 هزار تومان پولی را که قرار بود به صاحب مطب پرداخت نمایم، برایم بیاورد.
*قاضی: براساس استعلام از مخابرات در ساعتی که ادعا میکنید با همسر خود تماس گرفتهاید هیچ تماسی ثبت نگردیده است.
قاضی: براساس نظریه پزشکی قانونی قتل 5 ساعت قبل از کشف جسد اتفاق افتاده است. چگونه ادعا میکنید ساعت 9 و 30 دقیقه با همسرتان تماس گرفتهاید؟
قاضی: شما در حضور همسایگان ادعا کردهاید همسرتان را به قتل رساندهاند. از کجا میدانید چند نفر در جنایت دست داشتهاند.
*متهم: من با هیچ کس آمد و شد نداشتم.
قاضی: چرا پس از حضور بر سر جسد پلیس یا اورژانس را باخبر نکردید در حالی که همسایهها پلیس را باخبر کردهاند؟
متهم: ادعای همسایگان دروغ است.
متهم در آخرین دفاع از خود گفت: همسرم زن پاکدامنی بود و من نمیدانم چه کسی او را به قتل رسانده است. دادگاه پس از شنیدن اظهارات متهم وارد شور شد تا پس از بررسی محتویات پرونده رأی نهایی را صادر کند.