فریدون حسن
آنچه بیش از همه در دربی هفتادم سرخابیهای پایتخت جلب توجه میکرد، سکوهای خالی طبقه دوم ورزشگاه آزادی بود، جایی که تا قبل از این حداقل برای بازی این دو تیم فرسوده و زهواردرفته پر میشد از جوانان و علاقهمندان پرشوری که یکصدا تیمهای محبوبشان را صدا میزدند.
این بهانه که بازی در ایام تعطیل سال جدید برگزار شد و اکثر علاقهمندان در سفر بودند یا اینکه علی دایی چشم خود را روی این همه جای خالی به خصوص از سوی پرسپولیسیها ببندد و پرویز مظلومی که تیمش این روزها اصلاً فوتبال بازی نمیکند به بهانه برد و کسب 3 امتیاز خود را سرمنشأ تمام این عوامل معرفی کند تنها فریبی است که آقایان خود را میدهند و نه علاقهمندان را.
دربی هفتادم پایتخت تماشاگر نداشت چون پرسپولیس برخلاف آنچه دایی سعی در کتمانش دارد تیمی نیست که بتواند 90 دقیقه تماشاگر را میخکوب روی سکوها نگه دارد، 90 دقیقه که رؤیاست، سرخها حتی 10 دقیقه هم نمیتوانند تماشاگرپسند بازی کنند. پرسپولیس تیمی بیآزار و فاقد تکنیک و تاکتیک است که اگر در طول بازی صاحب توپ و میدان هم باشد، باز هم کوچکترین آزاری به حریفش نمیرساند. حال آقایان بیایند و بعد از باختهایشان مغرورانه و به قول معروف یک کتی روی صندلی بنشینند و جواب زمین و زمان را بدهند که آهای برای ما پنالتی نگرفتهاند. یکی نیست بگوید مرد حسابی تو به تیمت گلزنی یاد بده پنالتی پیشکش. دربی هفتادم تماشاگر نداشت چون استقلال از صدقه سری برنامههای فوق تصور جناب مظلومی این روزها اینقدر ترسو بازی میکند که حتی نتوانست به بیآزارترین پرسپولیس تاریخ که صباباتری و ملوان در همین تهران 4 و 3 گل درون دروازهاش کاشتند و سپاهان تنها وقت کم آورد برای دو رقمی کردنش تنها یک گل آن هم به ضرب و زور زد.
اینها واقعیت دربی هفتادم پایتخت بود، واقعیتی که در پیروزی استقلال مقابل حریف دیرین گم شد. استقلال و پرسپولیس مدتهاست فوتبال بازی نمیکنند، اصلاً بگذارید اعتراف کنیم که فوتبال را این روزها اصفهانیها بازی میکنند. آنها که بازی سپاهان و پیکان را دیدند به خوبی به این نکته معترفند که فوتبال شناور و تماشاگرپسندی که تیم قلعهنویی ارائه میدهد در کمتر تیمی در ایران دیده میشود یا به جرأت میتوان گفت که اصلاً وجود ندارد.
ذوبآهن تیم یکدستی است که طی این چند ساله با یک روند حرکتی ثابت همیشه بالانشین بوده و تنها ایرادی که میتوان به تیم ابراهیمزاده گرفت، سستی و کم آوردن در بازیهای پایانی است که البته نقیصهای است قابل رفع. حالا کلاه خود را قاضی کنید و بازیهای سرد و بیروح پرسپولیس و استقلال را در برابر بازیهای پرگل، با برنامه و هیجانانگیز اصفهانیها قرار دهید، انصاف نیست که به بهانههای مختلف سعی در تخریب نمایندگان فوتبال اصفهان داشته باشیم، دو تیم دیار نصف جهان این روزها نه تنها در لیگ برتر که در لیگ قهرمانان آسیا هم جور کمکاریهای تهرانیها را میکشند و برای ایران آبروداری میکنند، هرچه آنها خوب جلو میروند، سرخابیها وامیدهند و میبازند تا هر روز به این واقعیت بیشتر نزدیک شویم که عمر فوتبال تهران رو به پایان است. بیبرنامگی، سوءمدیریت، نگاه مغرورانه و هزار و یک مشکل دیگر آفاتی است که به جان استقلال و پرسپولیس افتاده و به رغم وضوح کامل همه چشم بر آن میبندند.
استقلال و پرسپولیس زمانی سرآمد بودند درست، اما نمیتوان و نباید با گذشته زندگی کرد، نباید در تاریخ گم شد، باید نگاه به آینده داشت، سرخابیها دیگر حرفی برای گفتن ندارند و تنها برای هم شاخ و شانه میکشند و دندان تیز میکنند، اما فوتبال برخلاف تصور آنها فقط در این دو تیم خلاصه نمیشود.
امروز بعد از گذشت هفتاد بازی از دیدار سنتی پایتخت باید به این نکته اعتراف کرد که بازی استقلال و پرسپولیس یک بازی در پایینترین سطح ممکن فوتبال است. یک بازی سراسر ترس و استرس و بدون هیجان که تنها اتفاقات و حوادث نتیجه آن را رقم میزند و این واقعیتی است که چند سال است رخ نموده و همه سعی در کتمان آن دارند.
تماشاگر فوتبال این نکته را به خوبی درک میکند، بنابراین حاضر نیست برای این بازی بیروح و توخالی هزینه کند و وقت بگذارد، دربی هفتاد سکوهای خالی طبقه دوم ورزشگاه آزادی عجیب توی ذوق میزد و مطمئن باشید که با ادامه این روند از سوی سرخابیها و به خصوص شاگردان دایی در دربی هفتاد و یک جایگاههای بیشتر دیگری هم خالی خواهند ماند. مگر آنکه دو تیم مغرور پایتخت از غفلتی که گرفتار آن شدهاند، خارج شوند و خود را به رقبای اصفهانی برسانند. این تنها راه بازگشت آنهاست و در غیر این صورت دیری نمیگذرد که حتی بقیه هم گوی سبقت را از آنها میربایند و آن وقت است که دیگر حتی باید با میانههای جدول هم وداع کنند.
پس فعلاً و تا بیدا شدن دو تیم، خداحافظی میکنیم با فوتبال تهران، خداحافظ استقلال و خداحافظ پرسپولیس، خداحافظ...