
فریدون حسن
ایام نوروز و تعطیلات آن فرصت مناسبی است تا هر ساله جامعه ورزش مانند تمامی همطرازان خود در موضوعات مختلف به گذشته نگاهی داشته باشد و با مروری به آنچه در سال قبل بوده در پی راهکارهای مناسب برای پیشرفت و رشد و تعالی در سال جدید و پیش رو باشد.
ایام نوروز 90 نیز از این قاعده مستثنا نبود، هر چند که جامعه ورزش و مسئولان آن در طول تاریخ ورزش ایران چه قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی و چه بعد از آن اینقدر نتیجهگرا بودهاند که برنامه محوری و توجه به زیرساختها کوچکترین جایی در نگاه آنها نداشته اما علاقهمندان به ورزش همیشه امیدوار بودهاند که سنگ بنای این نگاه نو و هدفمند بالاخره روزی و شاید در آغاز سالی نو گذاشته شود.
ورزش ایران در سالی که گذشت نمره قبولی گرفت، برنامههای ورزشی ایام نوروز که نگاه میکردی هر روز قهرمان ناشناختهای را میدیدی که حداقل با یک مدال دل مردم ایران را شاد کرده بود برخی هم بودند که افتخاراتشان به بیش از یک مدال میرسید و بارها پرچم ایران را به اهتزاز در آورده بودند.
نکته جالب اینکه نه ماشین مدل بالا زیر پایشان بود، نه لباسهای آخرین مدل با آرایشهای آنچنان و نه اینکه منزلشان در فلان جای پایتخت بود و خلاصه...
عدهای بودند که هنوز ساکن روستا بودند و به این مسئله افتخار میکردند، عدهای بینام و نشان خود را آماده حضور در المپیک و رقابتهای مهم بینالمللی میکردند و جالب اینکه چگونه تمرین میکنند و کجا و با چه امکاناتی اصلاً برای کسی مهم نبوده و نیست.
برنامههای ورزشی نوروز 90 را که نگاه میکردی چهرههایی را میدیدی که شاید مردم ورزش دوست ایران برای اولین بار صدایشان را میشنیدند، برای اولین بار از نزدیک چهره خسته و زحمت کشیدهشان را میدیدند و برای اولین بار میدیدند که قهرمانی دارند که میشود روی او حساب باز کرد تا باز هم به نام ایران و برای ایرانی، بدود، پرتاب کند، مبارزه نماید و کشتی بگیرد و خلاصه خیلی کارهای دیگر به جز فوتبال!
برنامههای ورزشی امسال ایام تعطیل خالی بود از شیرهای پاکتی، ببرهای توخالی و فوتبالیستهای فاسدی که از این به بعد متأسفانه باز هم باید شاهد خودنمایی آنها روی جلد مطبوعات باشیم.
راستی نوروز امسال نفس راحتی از دست فوتبال کشیدیم، هر چند که دربی مسخره پایتخت آن را خراب کرد. دیداری که اینبار حتی با قهر تماشاگران هم مواجه شد تا حداقل باور کنیم که حالا فوتبال پرخرج همه را زده کرده است.
بگذریم، قصد فوتبالی نوشتن نداریم وگرنه ما هم به جرگه همانهایی میپیوندیم که فقط فوتبال را میبینند و بس. امسال نوروز، ورزش ایران برای حداقل 10 روز از فردوسیپور و جواد خیابانی و مزدک میرزایی و پیمان یوسفی راحت بود از تعریف و تمجیدهای بیهوده و بیخودی که تکراری شده، تعریف از عدهای که تنها پول میگیرند تا در زمین مسابقه راه بروند، هر چند که دیگر تماشاگری هم ندارند.
امسال نوروز با چهرههای جدیدی آشنا شدیم، هر چند که چند ماه قبل در اواخر پاییز 89 اینقدر افتخار آفریدند که تا مدتها نمیتوانیم فراموششان کنیم، قهرمانان دو و میدانی، مدالآوران بسکتبال و والیبال و هندبال، رکابزنان دوچرخهسواری، مبارزان تکواندو، کاراته، ووشو و حتی جودو و...
ولی افسوس ورزش فوتبال زده ایران خیلی زود همه چیز را از یاد برد. خیلی زود بعد از بازیهای آسیایی دوباره اسیر فوتبال شدیم، همه امیدمان را بستیم به عدهای فوتبالیست شکم سیر که نه عرق ملی داشتند و نه تعصب پیراهن تا بروند و با «شومنی» که به عنوان سرمربی تیم ملی حدود دو سال به بازیمان گرفت آبروی ایران و ایرانی را ببرند.
ولی ایام نوروز فرصت دوباره بود تا با قهرمانان واقعی ورزش ایران آشتی کنیم، همانا که وقتی کار آقایان مدیر گره میخورد با یک مدال همه چیز را حل و فصل میکنند، همانها که در گوانگژو جور فوتبال شکست خورده را کشیدند، همانها که وقتی سرخابیها در لیگ قهرمانان آسیا در روزهای آخر سال 89 تحقیرمان کردند در روسیه نایب قهرمان جهان شدند و همه آنهایی که همیشه جور کم کاری و شکستهای فوتبال را کشیدند و همیشه پشت سر ورزش شکست خورده کشور قرار دارند.
ما قهرمانان واقعی ورزش کشور را شناختهایم و بر آنیم تا امسال را تنها به حمایت از آنها در عرصه خبر بپردازیم، امیدواریم که مسئولان ورزش کشور با تجدید نظر در افکار خود برای همیشه به این فوتبال محوری پایان دهند، رشتههای ورزشی دیگر این روزها بهرغم تمامی کاستیها و بیتوجهیها در میادین مهم بینالمللی افتخارآفرینی میکنند پس وقت آن است که سنگ بنای نگاهی نو به ورزش از همین ابتدای سال 90 گذاشته شود، فوتبال شکست خورده بیتماشاگر و خالی شده از استعداد را فراموش کنیم، فوتبال باید سالها تلاش کند تا به جایگاه امروز بقیه رشتهها برسد. سال 90 سال کسب سهمیه المپیک است. سازمان تربیت بدنی و کمیته بینالمللی المپیک باید از همین حالا تنها به رشتههایی بیندیشند که بتوانند نام و پرچم ایران را در المپیک لندن سرافراز کنند.
مطمئن باشید که به هیچجا و هیچکس برنمیخورد اگر در فوتبال را برای حداقل یک سال تخته کنید و پول بیزبان بیتالمال را هزینه خوشگذرانی و عیاشی فوتبالیها نکنید که افتخار و کسب آن در رشتههای دیگر نهفته است. چقدر خوب است در همین ابتدا سال 90 را برای ورزش ایران، سال منهای فوتبال بنامیم تا شاید فوتبال هم از خواب غفلت بیدار شود و اندکی به خود بیاید.