حامد قهرمانی
آقای کارلوس کرش بخواهی یا نخواهی باید سرمربی تیم ملی فوتبال ما شوی. کاری نداریم از کجا و چه جوری بهت سفارش شده تا پاتو تو ایران نذاری، ما میخواهیم تو سرمربی ما باشی حرفی هم نباشه، اصلاً اگر دلت هم نخواد باید سرمربی ایران بشی، حالا خودت بشین شرایط رو بسنج که چه جوری قراره با ما کار کنی ما فقط تو رو میخوایم و بس، دیگه هم حرفی نباشه، همه جا هم اعلام میکنیم که قرارداد بستیم حالا دوست داری تکذیب کن. اصلاً مشکل خودته ما تو رو میخوایم تو اگه ما رو نمیخوای، نخوا، باید بیای.
بله، سیزدهم فروردین هم تمام شد، روزی که قرار بود سرمربی آینده تیم ملی فوتبال کشورمان انتخاب و نامش اعلام شود، اما اگر شما شنیدید ما هم شنیدیم، میگویند مارکوپولوی فدراسیون از صبح دیروز چمدانها را بسته به مقصد اروپا تا بالاخره با یکی به توافق برسه، خانواده رو هم برده یا نه نمیدونیم باید منتظر اخبار حاشیهای مسافرت جناب ترابیان باشیم. نکته جالب توجه اینکه تمام فدراسیون هنوز که هنوز است دنبال عقد قرارداد با کارلوس کرش هستند که البته خودش از همه جا بیخبره. پیرمرد پرتغالی این روزها بیشتر از این خوشحاله که مشخص شده علت اخراجش از تیم ملی پرتغال دلایل فنی نبوده و تو صحبتهاش هم هیچ اشارهای به ایران و ایرانی نکرده ولی ما کاری نداریم ترابیان رفته اروپا که کارو تموم کنه، راستی دلیل اخراج کرش از تیم ملی پرتغال هم زیاد به ما مربوط نمیشه، تا همین حد که فنی نبوده باشه کافیه، بقیهاش زیاد مهم نیست، حتی اگه اخلاقی باشه! بالاخره یه جوری باهاش کنار مییاییم.
راستی به جز مارکوپولو، جناب همیشه خندان هم صحبت کرده در این خصوص. کفاشیان با اشاره به تجربه تلخ خاویر کلمنته عنوان کرده که برای جلوگیری از تکرار این حادثه و تصمیم فدراسیون فوتبال جهت عقد یک قرارداد خوب، کار انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال تا این روزها طول کشیده است. البته جناب رئیس پا را از حد تیم ملی فراتر گذاشته و از دغدغههایش در مورد تیم امید هم سخن گفته، هر چند انتخاب سرمربی برای آنها را به بعد از مشخص شدن نام سرمربی تیم ملی بزرگسالان موکول کرده است.
بگذریم، چند روز پیش در اوج روزهای تعطیل شروع سال جدید، رقبای دو تیم ملی بزرگسال و امید هم برای راهیابی به دو رویداد مهم جامجهانی فوتبال و المپیک لندن مشخص شدند، بزرگسالان باید به مصاف مالدیو بروند و امیدها به دیدار همسایه غربی کشورمان یعنی عراق. جناب رئیس فدراسیون در حالی که سخت به دنبال عقد یک قرارداد خوب است در مورد رقبای فوتبال به خصوص مالدیو گفته:« مالدیو حریف خطرناکی است که نباید آن را دست کم بگیریم». خب دست شما درد نکند که فوتبال ایران را با مدیریت منحصر به فرد خود به جایی رساندید که حالا باید از کیسه گلی که همواره برای تفاضل گل به دیدارش میرفتیم بترسیم و از آن به عنوان یک حریف قدر یاد کنیم،توجه داشته باشید که مالدیو حداقل در یک مورد امروز از فوتبال ایران پیشی گرفته است. آنها سرمربی دارند و ما نداریم البته یک سرمربی خیالی داریم نامش هم کارلوس کرش است، شاید کفاشیان به همین دلیل مالدیو را حریف خطرناکی توصیف کرده که در این صورت باید حق را دربست به او داد.
خب فعلاً از قید امیدها میگذریم، چراییاش را هم در حرفهای کفاشیان جستوجو کنید، در حال حاضر تیم ملی اولویت کاری فدراسیون است. انتخاب سرمربی تیم ملی به طور حتم به معرفی سرمربی تیم امید هم میانجامد، برنامه این است یا خود سرمربی روی نیمکت امیدها مینشیند، یا دستیارش، شاید هم یکی از هموطنان و همکاران بیتیمش را به عنوان ناجیامیدها برای شکستن طلسم حضور در المپیک معرفی کند.
از اصل ماجرا زیاد فاصله نگیریم، ماجرا این است که بازی با نامها حتی در سال جدید هم از لیست عادتهای زشت و بد فدراسیون فوتبال کنار گذاشته نشده. عباس ترابیان عنوان میکند که کرش برای حضور در ایران با فرگوسن مشورت کرده و معلوم نیست این وسط خود را سرکار گذاشته یا... آخر فرگوسن و فوتبال ایران چه نسبتی میتوانند با هم داشته باشند که کرش بخواهد درباره آمدن به ایران با پیرمرد اسکاتلندی مشورت کند.
ما میگوییم که جناب مارکوپولو برای سفرهایش زیاد لازم نیست دنبال دلیل و مدرک و نامهای بزرگ باشد، با خیال راحت به مسافرتهایش فکر کند، فوقش این است که در طول این سفرها با گزینهای به توافق نمیرسیم و دست آخر سپاهانیها را راضی میکنیم برای نشاندن ژنرال روی نیمکت تیم ملی!
روز سیزدهم فروردین ماه هم تمام شد و تیم ملی همچنان بیمربی است، ترابیان به اروپا رفته تا شاید یکی را با خود بیاورد، هر چند که ما چندان امیدوار نیستیم، ولی خب آدم به امید زنده است و فوتبال ما به همین مدیران کارآمدش! هرچه باشد عقد یک قرارداد خوب زمانبر است و رئیس فدراسیون و سرپرست کمیته روابط بینالملل حتماً بهتر از من و شما این قضیه را درک میکنند. بالاخره باید مسافرتهای متعدد داشت، ارتباط برقرار کرد، شناخت کافی نسبت به هم پیدا کرد، بعد سر سفره عقد نشست.
دیروز سیزده فروردین بود، همان سیزده بدر خودمان، خیلیها رفتند به دامان طبیعت و بنا به یک اعتقاد دیرین سبزه گره زدند برای باز شدن گره از کارهایشان، برای رسیدن به آرزوها و آمالاشان، نمیدانیم ترابیان در اروپا سیزدهاش را چگونه بدر کرد، اما حتماً در قاره سبز، سبزه پیدا کرده برای گره زدن و پاسخ مثبت گرفتن از گزینههای مد نظر، البته اگر او موفق به انجام این کار نشده باشد. امیدواریم کفاشیان حداقل این یک مورد را جدی گرفته و به نحو شایسته آن را انجام داده باشد. سیزده فروردین که نشد امیدواریم همانطور که گفتهاند این هفته همه چیز مشخص شود و مذاکرات به سرانجام مطلوب برسد، هر چند خیالی نیست، شش هفته دیگر لیگ تمام میشود و امیرقلعهنویی آزاد از فکر و خیال سپاهان البته لیگ قهرمانان آسیا باقی میماند که آن هم با توجه به تعطیلی تیم ملی جای نگرانی نیست، پس ژنرال رو عشقه بیخیال کرش و فاتح تریم و فرگوسن و... آقای ترابیان خوش بگذره!