سال 1388 موعد تولد جریان سیاسی خاصی بود که بسیاری از رویدادهای سیاسی سال 1389 تحت تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم اثرات جانبی آن قرار گرفت. این اثرات عموماً منفی و مخرب هنوز نیز جریان دارد و ادامه یافتن آن صرف نظر از روندها و روالهای پیش روی جمهوری اسلامی ایران در برابر این جریان آشوبزیست، میتواند ضرورت طرح بحثهای آینده پژوهی کنشهای این گروه سیاسی را مورد تأمل بیشتر قرار دهد. با درنظر گرفتن جرئیات و سرجمع اقدامات داخلی جریان فتنه و حامیان خارجی عمده گروه یادشده میتوان افق آینده راهبردها و سلسله اقدامات و همچنین چشمانداز آتی، جریان یاد شده را به این شرح مورد بررسی و تحلیل قرار داد.
1.روی گیشه نگاهداشتن مسائل و ادعاهای شهروندی و حقوق بشریغرب در طول دوره سی ساله پیروزی انقلاب اسلامی همواره در سلسله اقدامات به هم مرتبط و به هم پیوسته جمهوری اسلامی ایران را که خود یکی از بزرگترین قربانیان حقوق بشر است به نقض حقوق ادعایی بشر، محکوم کرده است. همواره در طول و عرض این اقدامات جریانهای وابسته به ضد انقلاب نقشآفرینان اصلی و تأمینکنندگان اولیه سوژههای مورد استفاده و یا علاقه غربیها بودهاند. جریان فتنه نیز همگام با سایر گروههای اقماری حامی سیاستهای غرب در ایران همین موضوع مهم و مخرب را همچنان در دستور کار خود برای آینده فعالیتها و مواضعش باقی نگه خواهد داشت. ادعاهای پیاپی نقض حقوق شهروندان از جمله برخوردهای شدید ادعایی با بازداشتشدگان و یا زندانیان از جمله محورهای تبلیغاتی جریان فتنه را برای تأمین حداکثر فشار خارجی بر جمهوری اسلامی ایران، شکل میدهد. درهمین رابطه و پس از شکستهای سریالی در پروژههای شهیدسازی، مورد تجاوز قرار گرفتنهای خیالی، بدرفتاریهای متوهمانه با زندانیان و... مواردی خواهند بود که جریان فتنه به صورت جدی حول محور آن به تبلیغات گسترده درآینده دست خواهد زد. فرق این تبلیغات با نمونههای قدیمی اتکا به تولیدات فرهنگی عمیقتر و مبناییتر مانند فیلمهای سینمایی و کتاب و حتی بازیهای رایانهای خواهد بود. این دقیقاً همان موضوعی است که سازمان تروریستی و جهنمی منافقین عامل ارتباطی خارجی و همکار بینالمللی جریان فتنه را در کنار مارکسیستهای پشیمان مخفی شده در پشت فمینیسم به پیش خواهند برد. حضور فلهای عناصر واخورده وابسته به جبهه فعالان فمینیستی در خارج از کشور و متمرکز شدن هر چه بیشتر آنان در کشورهای اروپایی از جمله عواملی است که این روند را تسریع میکند. برجستهسازی نقش زنان در بازیهای پازل اتهامافکنی علیه نظام اسلامی رویکرد اساسی جریان مذکور خواهد بود.
2.استمرار تخریب علیه قوای اجرایی کشور و سیاهنمایی از وضعیت جاریرسانههای بیگانه در کنار دوستان داخلیشان در مجموعه رسانههای وابسته به گروهک آقای موسوی، در مدت دوسال گذشته همواره دولت را قوهای ناکارآمد و به اصطلاح پوپولیستی در ایران معرفی کردهاند. حتی عدهای از به اصطلاح چهرههای دانشگاهی این جریان کوشیدند تا با وارد کردن دو سؤال مبنی بر پوپولیسم در مجموعه کنکور دکترای علوم سیاسی در یک دانشگاه خاص غیردولتی، این ادبیات را نهادینه و ثابتسازی کنند. درکنار این اقدامات بلندمدت و شبهنظری، شیوههای متعدد حمله به دولت از حمله به چهرهها و اشخاص تا حمله به سیاستهای در دستور کار دولت را شاهده بودهایم. اظهارات سران جریان مذکور و واکنشهای داخلی و حتی اشاره مستقیم در سند موسوم به منشور جنبش سبز، نشان میدهد که در آینده نیز تخریب و تبلیغات مسموم علیه دولت یکی از پایههای اصلی و به اصطلاح راهبردی این جریان را تشکیل میدهد. ضمن اینکه باید توجه داشت که دولت در چشم این افراد نمادی از احیای اسلام انقلابی و پیشرو است که باید با تمام توان تلاش کنند تا آنرا ناموفق و شکستخورده به تصویر بکشند. باید دولتی که تا حدودی نماد اسلام انقلابی و نمادی از بازگشت به اهداف اصلی انقلاب اسلامی است شکست بخورد زیرا همین افراد قبلاً مدعی شده بودند که انقلاب اسلامی ترمیدور را تجربه کرده است و دوستان غربیشان نیز به این نکته انحرافی و البته دروغ دل بسته بودند. برخی از بستههای مکمل، استمرار اتهام دروغگویی به دولت و مردانش است. این ادعا به مرور زمان موجب شکلگیری بدبینی و کدورت خاطر جمعی میشود و میتواند اهداف دشمنان خارجی احمدینژاد را تأمین کند. حتی عدم واکنش رئیسجمهوری دربرابر این جریان که با انتقادات بسیار جدی نیروهای داخلی همراه بوده است نیز نمیتواند این حس انتقامجویی را از جریان فتنه دور کند.
3.دامن زدن به اختلافات مجلس، قوه قضائیه و قوه مجریهبرای تحقق ضربالمثل قدیمی تفرقه بینداز و حکومت کن این سرفصل نیز در سیاستهای کلی به اصطلاح جنبش سبز قابل تأمل میباشد. دامن زدن به اختلافات داخلی بین دولت و مجلس که جنبههای کاملاً درون گفتمانی و داخلی دارد خط روشنی است که عدهای از خارج از کشور آنرا تعقیب میکنند و متأسفانه عدهای دیگر نیز در جناحهای مختلف سیاسی به آن دامن میزنند. عدهای که از هواداران فتنه به صورت رسمی هستند و تکلیف روشنی دارند و گروه دیگری کهمتأسفانه با میل و عزم حمایت از دولت و متأسفانه در روند رقابتهای احتمالی انتخابات آتی ریاست جمهوری دست به تخریب برخی از چهرههای مجلس شورای اسلامی زدهاند. این گروه عملاً خود را در پازل بزرگ طرحهای بلند مدت فتنه قرار داده و به جای تحکیم اصل مهم وحدت در کلمه و عمل و اندیشه، یک اختلاف داخلی را دامن میزند. باید امیدوار بود که به زودی اسنادی از این ارتباط ارگانیک و کلان بین حلقههای واسط در فتنه و رادیکالها افشا شود و نقشههای طراحی شده، نقش برآب شود. خوشبختانه بخشی از فعالان رسانهای دامن خود را از این ابتلا به دور نگاه داشتهاند و داخل این مدار باطل قرار نمیگیرند. با توجه به نزدیکتر شدن به موعد برگزاری انتخاباتهای مهم کشور در سال 1390 قابل پیشبینی است که این گونه اقدامات از سوی جریان فتنه در سطوح مختلف افزایش پیدا کند. دراین بخش رمز عملیات تبلیغاتی فتنهگران، از یکسو مقابله با قانون و ایستادگی در برابر قانون از طرف دولت خواهد بود. این نکته مهم نیز در منشور جریان فتنه به روشنی مورد اشاره قرار گرفته است.
4- مقابله با محکمات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایرانفصل مشترک دیگر جریان فتنه با دوستان خارجیشان، حمله به مجموعه اقدامات و مواضع جمهوری اسلامی ایران در رابطه با مسائل مهم سیاست خارجی میباشد. ایجاد درگیری در روز 25 بهمن 1389 نمادی از این عزم آتی جریان یاد شده است که عملاً جریان فتنه را دربرابر مظلومان جهان و جنبشهای اسلامی و ایرانی منطقه خاورمیانه و آفریقا قرار داد. جریان فتنه با ادعای مقابله با سیاستهای ماجراجویانه احمدینژاد از یکسو و ایجاد آبروریزیهای بینالمللی در داخل کشور با ادعای غیراسلامی بودن جنبشهای اسلامی و انقلابهای اخیر منطقه خاورمیانه این دستور کار را در سال 1390 دنبال خواهد کرد. طبیعی است که بزرگترین بازیگری که از سیاست خارجی موفق و پیشرو جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه متضرر میشود، دولت امریکا است که حاضر به پرداخت بهای بسیار سنگین در ازای مهار موفقیتهای بینالمللی جمهوری اسلامی در بعد محدودسازی غربیها در خاورمیانه است. امریکاییها بارها در عمل ثابت کردهاند که هیچ چیز در خاورمیانه به اندازه مهار و مقابله با فکر انقلابیشیعی و اسلامی برای آنان حائز اهمیت نیست. حتی منافع خارجی و توسعه طلبانه امریکاییها و شرکای اروپاییشان در رابطه با نفت نیز تا حدود بسیار زیادی تحت تأثیر عدم موفقیت اسلام انقلابی و جهان شمول است. فتنهگران به خوبی سفارش دوستان خارجیشان را میدانند و آگاه هستند که با قطع اقدامات علیه سیاست خارجی دولت، ارزاق ارسالی از اطراف مختلف ماجرا نیز قطع خواهد شد.
5-حفظ وضعیت موجود و افزایش ضریب همکاری جریانهای معارضدر جریان فتنه انتخاباتی 1388 شاهد شکلگیری پدیده منحصر با موضوع وحدت کلیه نیروهای داخلی و خارجی نیروهای معارض بودیم. این وحدت را انگلیس و امریکا با سرمایهگذاریهای فراوان و بلند مدت ایجاد کردند که البته بهدلیل برخورداری از عناصر نزاع درونی فوراً افول کرد. یکی از رویکردهای اصلی در سیاستگذاریهای جریان فتنه در سال 1390 تلاش برای رساندن تمامی گروههای معارض به درکی مشترک از دشمنی و تعارض با جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. این درک مشترک شامل کلیات جمهوری اسلامی ایران و ابزارها و روشهای مقابله نیز خواهد شد. رایزنیها و سفرهای متعدد خارجی وابستگان این جریان به خارج از کشور نیز با همین هدف رو به توسعه میباشد. این سیاستگذاری دقیقاً نقطه مقابل دامن زدن به اختلافات داخلی در میان قوای اجرایی و قانونگذاری و تاحدود اندکی قضائیه میباشد. به عبارتی روشنتر تحکیم وحدت در داخل نیروهای معارض و دامن زدن به اختلاف در نیروهای حاکمیت از جمله استراتژیهای این جریان میباشد.
6.جذب حداکثر و دفع حداقلازجمله چالشهای به وجود آمده در برابر جریان فتنه در اثر اشتباه تاکتیکی بزرگ این جریان در خصوص غائلهسازی در 25 بهمن، ازدست دادن برخی از چهرههای سیاسی به صورت جدی در عرصه کنش سیاسی به شمار میآید. در واقع عمق فاجعه در همکاری فتنه با رژیم صهیونیستی و متحدان غربیآن به میزانی بالا و شفاف بود که بسیاری از نیروهای سیاسی که تا پیش از این خود را حاشیهسازان امنیت سیاسی جریان مذکور تلقی میکردند به واکنش وادار شدند. از سویی دیگر در هرحال عدهای از سیاسیونی که هنوز مسئولیتهایی در جمهوری اسلامی ایران دارند توان همراهی با جنبش رادیکالیزه سبز را ندارند، بنابر این عمدهترین بحران پیش روی سبزها بحران جذب و دفع است. اتخاذ سیاست حداکثری بودن جذب و حداقلی بودن دفع را در مدارای خاص این جریان با نیروهای سیاسی عمده و تأثیرگذاران مهم در عرصه سیاسی ایران میتوان ملاحظه کرد. این نکته بسیار مهمی است که هوشیاری و اقدام بهموقع نیروهای خودی را برای خنثیسازی این رویکرد طلب میکند. باید بدانیم که سبزها همچنان با استخوانهای شکسته و لای زخم خود مدارا میکنند و هرگونه واکنشسازی را از دستور کار خود به سرعت حذف خواهند کرد.
7-ایجاد تعدد و تقسیم بارفشردگی تحمیل بار هزینههای ناشی از هنجارستیزی جریان فتنه و مقابله علنی وابستگان به آن با جمهوری اسلامی ایران، تاکنون حجم قابل توجهی از توان مادی و معنوی این جریان را فرسوده است. از سویی دیگر همهگیر شدن و سراسری شدن درگیریها و تنش در کشور و اقشار مختلف آرزویی بر باد رفته در ذهن و عمل جریان فتنه است. بر همین اساس جریان هنجارستیز در سال 1390 عمده تلاش عملی خود را بر بسیج گروههای اجتماعی مختلف از یکسو و از سویی دیگر، درگیر کردن سایر مناطق کشور و شهرهای بزرگ به بهانههای مختلف محلی و... معطوف خواهد کرد. فتنهگران به ملی کردن آشوبها میاندیشند و برای آن برنامههایی را دردستور کار دارند. اگر چه اکنون این جریان با ضربات سختی مواجه شده است و به نوعی در بحران موجودیت به سر میبرد، اما همواره منتظر فرصتی است برای احیا کردن هر نوع اعتراض دامنهدار در شهرهایی به جز تهران. دامن زدن به اعتراضات احتمالی صنفی و اجتماعی خصوصاً مسائل مربوط به دانشجویان، کارگران و زنان از جمله اهدافی است که این جریان را در انتظار تحقق فرصتهای جدید فرو برده است.
8.توسل بیشتر به ظواهر مذهبیننگ عاشورای 88 برپیشانی جریان فتنه با گذشت بیش از یکسال هنوز خودنمایی میکند و خاطره بسیار تلخی در اذهان سیاستگذاران این جریان به شمار میآید. میل جریان داخلی فتنه به حفظ حداقل ظواهر مذهبی، همزمان با دو مؤلفه دیگر در تضاد غیر قابل حل شدن، دست به گریبان است، نخست سکولارهای لندن و دیگری هواداران دینستیز داخلی اعم از گروههای بهایی و وابستگان به فرقههای ضدمذهبی و افرادی با گرایشهای جنونآمیز دینستیزانه. این مشکلی است که در سال 1390 فتنهگران را عمیقاً به خود مشغول میکند و توان برقراری وحدت رویه را از دستهای ایشان خارج میکند. بر اساس همین ضرورت است که حفظ رویکردهای تبلیغاتی برای ماندن همچنان در حاشیه سیاسی ایران به عنوان یک ضرورت در برنامه کاری 1390 این جریان همچنان خودنمایی میکند. رویکرد جدیتر به افرادی با وجاهت مذهبیو روحانی در جریان انتخاباتهای آتی کشور نیز در همین راستا قابل ارزیابی است. تبدیل شدن برخی از افراد به صورت یک شبه به آیتالله و... نیز در همین راستا ارزیابیمیشود. درکنار موارد مطرح شده فوق برخی دیگر از اقدامات جزئی جریان فتنه در سال جاری میتواند به این شرح مورد توجه قرار بگیرد: 1-بیاعتبار ساختن رسانههای داخلی و استمرار هجمه خصوصاً علیه صدا و سیما2-تخریب و شانتاژ علیه دستگاههای سیاسی، نظامی، امنیتی و راهبردی جمهوری اسلامی ایران نظیر سپاه، وزارت اطلاعات و مراکز عمده تصمیمسازی و مطالعاتی3-دامن زدن به بحرانهای قومی و کشمکشهای قبیلهای در نقاط مختلف کشور. 4-ایجاد هیاهو در برابر طرح هدفمندسازی یارانهها5-استمرار جوسازی علیه جنبشهای اسلامی همسو با جمهوری اسلامی در منطقه6-توسعه شبکههای ارتباطی و اجتماعی برای تحقق توسعه مخاطب7-دامن زدن به تردیدهای موجود و ایجاد پروندههای جدید در خصوص بیاعتماد کردن مردم8-ایجاد خستگیهای مقطعی از تنش و آشوبهای مکرر9-وسعت بخشیدن به ابزارها و روشهای رسانهای و تبلیغاتی برای استفاده از حداکثر ظرفیت آنها در موارد حساس احتمالی نظیر زمان برگزاری دادگاه احتمالی سران فتنه