کد خبر: 443590
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۴:۲۷
مروری بر بسترهای فرهنگی و رسانه‌ای فتنه 88 در گفت‌وگو با یک کارشناس جنگ نرم
علی رضائی- تلاش‌ اصلاح‌طلبان برای استفاده از ظرفیت انتخابات دهم ریاست جمهوری و پیشبرد اهدافشان در این مسیر با تحرکات و توهماتی مخلوط شد که حاصل آن اغتشاشاتی توسط حامیان موسوی از روز 23 خرداد یعنی یک روز پس از انتخابات 88 بود. دامنه این آشوب‌ها البته به قدری سست بود که هیچ گاه کام دشمنان نظام جمهوری اسلامی از فتح قله دلخواهشان که استحاله انقلاب اسلامی است، شیرین نشد. با این حال واکاوی فتنه‌ای که عمیقا خطوط اصلی نظام جمهوری اسلامی را در تیررس دارد، به قدری ضروری است که تکرار نمی‌تواند از اهمیت آن بکاهد. در این راستا با کریم محمدی، کارشناس ‌ مسائل سیاسی و امور امنیتی مصاحبه‌ای را انجام داده‌ایم که بی‌شک مطالعه آن برای تنویر افکار عمومی ثمربخش و مفید خواهد بود. وی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید:«در وقایع پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، نوع پیشرفت مسائل فرهنگی در داخل کشور بسیار مهم است و باید دید که فیلم‌ها، کتاب‌ها و برخی مراکز فرهنگی چه محورهایی را در دستور کار داشتند. مثلاً یکی از فیلم‌هایی که هنوز اکران عمومی نشده است، در جشنواره فیلم فجر سال 87 به نمایش درآمد. این فیلم به صراحت دستور شورش و آتش زدن اموال عمومی را می‌داد.» محمدی همچنین به تلاش فتنه‌گران برای برگزاری راهپیمایی در روز 25 بهمن، گریزی زده است و در این محور از سخنان خود به ارتباط سران فتنه با حاکمان نظام سلطه برای به انحراف کشیدن تحولات منطقه و خاموشی بیداری اسلامی در خاورمیانه و حذف انقلاب اسلامی در سطح جهان اشاره کرده است. وی در این مصاحبه برخی از پرونده‌های افراد سیاسی، اقتصادی، چهره‌های ضدفرهنگی و نیز عده‌ای جوانان فریب خورده در جریان فتنه را باز کرده است و از تحرکات آنان در فضای قبل از انتخابات مسائلی را ذکر کرده است که بسیار حائز اهمیت است. نگاه شما نسبت به وقایع پس از انتخابات 88 که رهبر معظم انقلاب و عقلای علم سیاست از آن به فتنه تعبیر کرده‌اند، از چه زاویه‌ای است و فتنه 88 را چگونه تحلیل می‌کنید؟وقتی صحبت از فتنه 88 می‌شود نباید به طور صد درصد همه حوادث و سیر وقایع را در سال 88 ببینیم و تمرکزمان فقط به این سال باشد. ما به شدت نیاز داریم که اتفاقات قبل از سال 88 را یک بازخوانی همه‌جانبه داشته باشیم. یعنی اگر اعتقاد داریم که فتنه عمیق بوده و هست باید سیر چند ساله حوادث را بازخوانی کنیم و در این مسیر هم تمرکزمان نباید فقط بر حوادث سیاسی باشد. شاید نیاز باشد که چهار سال عمر دولت نهم را مورد بررسی قرار دهیم؛ خصوصاً یک سال و نیم آخر را.زیرا بعد از روی کار آمدن دولت نهم، شکست خوردگان وارد فاز مقابله شدند و برای سقوط شش ماهه و یکساله دولت طراحی داشتند. اخراج کارگرها، اعتصابات کارگری و معلمان و برنامه‌ریزی‌هایی در این مقیاس عمدتاً با تلاش‌های گروه‌هایی بود که در رویکرد تضاد (نه انتقاد) با دولت نهم به سر می‌بردند. به ویژه آنکه در یکسال و نیم آخر وارد این فاز شدند که برای ریاست جمهوری چه کار باید کرد؟ این موضوع البته هم در بین سیاسیون اصولگرا شروع شد هم بین رقبای دیگر تا یک نه بزرگ به دولت نهم بگویند. رقبای دولت به این نتیجه رسیده بودند که کسی را جز شخص رئیس‌جمهور هفتم و هشتم ندارند و همه اندیشه‌ها معطوف به خاتمی بود. بنابراین برنامه‌ریزی زیادی شد برای آنکه خاتمی رضایت دهد و به صحنه بیاید. حتی در مجامع دانشجویی و فرهنگی و سیاسی فعال، این موضوعات بسیار مطرح شد و با بیان آنکه کشور در آستانه سقوط است و طرح مسائلی از این قبیل، تلاش فراوانی برای تحریک خاتمی شد. ولی همه قضایا معطوف به این موارد نبود؛ ما در عرصه‌های دیگر هم باید بررسی کنیم. نوع ارتباطات خارجی در یک سال و نیم آخر عمر دولت نهم نیز بسیار مهم است که چه کسانی از کشور خارج شدند و به سمت غرب‌نشینی رفتند و چه مسائلی را آنجا برنامه‌ریزی کردند.گستردگی ابعاد این فتنه به نظر شما چه میزان است؛ به عبارت دقیق‌تر بفرمایید که پیش زمینه‌های فتنه با چه محورهایی طبقه‌بندی شد و از کدام مسیرها، راه را برای وقوع حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری باز کرد؟در وقایع پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری نوع پیشرفت مسائل فرهنگی در داخل کشور نیز بسیار مهم است و باید دید که فیلم ها، کتاب‌ها و برخی مراکز فرهنگی چه محورهایی را در دستور کار داشتند. مثلاً یکی از فیلم‌هایی که هنوز اکران عمومی نشده است، در جشنواره فیلم فجر سال 87 به نمایش درآمد. این فیلم به صراحت دستور شورش و آتش زدن اموال عمومی را می‌داد. نکته جالب توجه آنکه این فیلم در 30 سالگی انقلاب ساخته شد و فرضیه‌ای را از یک دانشمند زیست‌شناس مطرح می‌کند که هر لاک‌پشت نوزادی که سر از تخم درآورد، 30 سال بعد همانجا تخم‌ریزی خواهد کرد!فیلم‌های دیگری هم بود که دستور آشوب در آنها صراحت داشته باشد؟بله؛ فیلم‌های دیگری ‌ ‌ نیز در جشنواره فیلم فجر سال 87 به نمایش درآمدند که همه این فیلم‌ها بیانگر این بود که حوادثی در پیش است. سوژه این فیلم‌ها در عرصه کتاب نیز وجود داشت و برخی کتاب‌ها با مضمون براندازی قبل از انتخابات 88 منتشر شد.مثالی در زمینه کتاب به ذهنتان می‌رسد که عنوان کنید؟به طور مثال «جامعه مدنی. مبارزه مدنی» از انتشارات روشنگران بود که به صراحت دستور حرکات ساختارشکنانه را می‌داد. کتاب رمان «شهر در دست بچه‌هاست»، ‌رمان‌ « از این قطار خون می‌چکد» ‌ همگی برای تشدید اعتراضات و آمدن مردم به کف خیابان بود که بسیار تأثیرگذار و انگیزه دهنده عمل می‌کرد. اگر اشتباه نکنم پس از اغتشاشات و دستگیری‌ها معلوم شد که برخی لیدرها وابسته به گروه‌های ‌رپ زیرزمینی بودند. این گروه‌ها قبل از انتخابات چگونه فعالیت می‌کردند؟تشدید فعالیت موسیقی زیرزمینی در یک سال و نیم قبل از انتخابات در تهران، کرج، قم و شهرهای دیگر با شعرهای تند و سبک رپ، متال و شیطان‌پرستی نیز مدل‌های دیگری بود که در تحریک جوانان نقش مؤثری ایفا کرد، چراکه پس از حوادث انتخابات، برخی لیدرهای اغتشاشگران وابسته به همین گروه‌ها بودند.در عرصه فرهنگ، چه موارد دیگری تحریک‌کننده اغتشاشات بود؟در بازی‌های رایانه‌ای و محصولات دیگر فرهنگی مثل اکسپوهای نقاشی و مواردی از این قبیل نیز می‌توان ردپایی از عصیان‌گری و شورش و خط خشونت را یافت. در شرایط فعلی نیز برخی از بازی‌های رایانه‌ای وجود دارد که همچنان خط خشونت را در سطوح داخلی و خارجی ترویج می‌کند و حتی یک بازی رایانه‌ای وجود دارد که اگر کسی 15 بار آن را به پایان برساند، از هر شخص حزب‌اللهی متنفر و خواهان کشتار افراد مذهبی در عالم واقع می‌شود!عملکرد مطبوعات در تشدید حوادث سال 88 چقدر تأثیرگذار بود؟ اگر ممکن است در این زمینه به صورت مصداقی پاسخ دهید.مطبوعاتی که در یک سال و نیم قبل از انتخابات دهم وارد فاز تشدید مقابله با دولت نهم شدند در این مسیر دچار تخلفاتی شدند که در نتیجه هیئت نظارت بر مطبوعات هم تذکراتی را به آنها ارائه داد. اگر بخواهم به این سؤال به طور مصداقی پاسخ دهم، ظهور برخی از روزنامه‌ها مثل «کلمه سبز» در تشدید اوضاع قبل از انتخابات بسیار مؤثر بود؛ زیرا انواع تهمت‌ها را به دولت نهم نسبت می‌دادند. حتی طراحی خیابانی نیز از کارهای این روزنامه است. مثلاً مقاله تاجیک در ششم خردادماه 88 در روزنامه کلمه سبز قابل ملاحظه است. وی که اساساً معتقد به انقلاب دیگری است در این مقاله صراحتاً جوانان را دعوت به حضور در خیابان‌ها کرده و می‌نویسد:«خیابان جای شور و شوق و به چالش کشیدن نظام است، به دور از چشمان نظارتی دستگاه‌های امنیتی.» در همین راستا مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد ارتحال امام(ره) گفتند کسانی که مردم را به کف خیابان می‌کشانند یا مغرض هستند یا بسیار غافل. این موارد همه گویای این بود که ما باید منتظر اتفاقاتی در جریان انتخابات دهم باشیم. حتی برخلاف انتخابات قبلی برخی از افرادی که تصمیم داشتند کاندیدا شوند از چند ماه جلوتر شروع به سخنرانی تبلیغاتی کردند و محور اصلی صحبت‌هایشان هم کوبیدن دولت نهم بود.یعنی از نظر شما کوبیدن دولت نهم علت وقوع فتنه بود؟اگر سخنرانی آقایان کروبی، خاتمی و موسوی‌ در چند ماه قبل از انتخابات مورد بررسی قرار گیرد، ملاحظه خواهد شد که خط تبلیغاتی آقایان برای تشکیل دولت دهم چیست و ارائه طریق آنها به مردم برای شرکت در انتخابات چگونه است. همه این حوادث را که کنار هم بگذاریم پازلی به نام فتنه را می‌بینیم که از قبل طراحی شده بود.پس از آشوب‌های سال 88 و تندروی برخی از گروه‌های سیاسی در ایران، در سال 89 رویکرد دیگری را از سران فتنه و به طور مشخص از موسوی و کروبی شاهد بودیم که بی‌شک اوج حماقت آنان در روز 25 بهمن 89 رخ داد. شما چرایی تلاش فتنه‌گران برای انجام یک راهپیمایی آن هم سه روز پس از راهپیمایی میلیونی ملت در 22 بهمن را چگونه تحلیل و تبیین می‌کنید؟بهمن ماه سال 89 شاهد حوادثی در شمال آفریقا و خاورمیانه شدیم و آن هم حرکت ملت‌های مسلمان کشورهای لیبی، مصر، تونس و... است که حادثه عظیم و قابل دقت و بررسی است. وقتی سران فتنه با حمایت منافقین، سلطنت‌طلبان و بهائیت برای یک راهپیمایی غیرقانونی در روز 25 بهمن برنامه‌ریزی کردند به این نتیجه می‌توان دست یافت که این برنامه‌ریزی برای حمایت از ملت‌های مسلمان نبوده بلکه برای تحت‌الشعاع قرار دادن حرکت متعالی آنان است، چراکه باید اتفاقی در ایران بیفتد تا رسانه‌های غربی از تنگناهای خبری ایجاد شده خارج شوند و حادثه ایران را بزرگ کرده و به دنیا و ملت‌های مسلمان بگویند که ایرانی که به آن چشم دوخته‌اید محتوایی دیکتاتوری دارد. بنابراین هرچه داشتند برای 25 بهمن ‌رو کردند. اما از این حادثه یک تحلیل برمی‌آید اینکه دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل، انگلستان و امریکا با کمک عناصر وابسته شان از حداقل دو، سه سال قبل اطلاع داشتند که این حوادث یا بهتر بگوییم انقلاب اسلامی در کشورهای منطقه روی خواهد داد و برای جلوگیری از حرکت مردمی مسلمانان شمال آفریقا و غرب آسیا باید نیروی بازدارنده‌ای داشته باشیم؛ این نیروی بازدارنده هم باید دولت دهم ایران باشد به گونه‌ای که رویکرد غربگرایانه و خارج از آرمان گرایی انقلاب اسلامی داشته باشد. آنها از آنجا که می‌دانستند اصلاح‌طلبان رادیکال در ایران چنین رویکردی را دارند، به این نتیجه رسیدند که امثال خاتمی و موسوی می‌توانند با در دست داشتن دولت دهم حرکت مسلمانان منطقه را خنثی و از انقلاب‌های اسلامی در این کشورها یا جلوگیری کنند یا با عدم حمایت آنان را کمرنگ جلوه دهند. کما اینکه در همین چند ماه اخیر با شروع این اتفاقات اصلاح‌طلبان به کما رفته و هنوز نتوانسته‌اند تحلیل درستی از این قضایا ارائه دهند و حتی سران فتنه هیچ حمایت واقعی از مردم این کشورها نداشته‌اند. همین حرکت و برنامه‌ریزی مشترک بود که باعث شد سران فتنه بعد از انتخابات دهم به تحرکات غیرقانونی مبادرت کنند. مثلاً بگویند انتخابات باید باطل شود و دولت منتخب مردم را دروغگو و غیرقانونی جلوه دادند تا مردم را تحریک کنند به اینکه فتنه را ادامه دهند تا این افراد سرکار بیایند و آن کاری را کنند که منافقین سال‌هاست منتظر آن هستند؛ یعنی حذف ولایت فقیه از نظام که صراحتا این نکته را در جلساتشان گفته بودند. حال تصور کنید که آنها موفق می‌شدند انتخابات را ببرند و این ایده را اجرا می‌کردند، آنگاه چه اتفاقی می‌افتاد؟ غیر از این بود که در ایران بر سر کرسی ولایت یا حذف آن و همچنین حدف نهادهای مقدسی که یادگار امام است جنجال به پا می‌شد و همین جنجال‌ها حیثیت بین‌المللی این نظام مقدس را به چالش می‌کشید و الگویی که می‌توانست و می‌تواند برای مردم منطقه چاره ساز باشد دچار آسیب جدی می‌شد؟ هرچند فتنه‌گران بعضی ضربات جبران‌ناپذیر را وارد کردند ولی به حول و قوه الهی نتوانستند به اصول انقلاب ضربه کاری بزنند. از این روست که باید سران فتنه را در تاریخ این مرز و بوم به عنوان خیانتکاران به دین و انقلاب اسلامی برشمرد. البته هنوز خیلی از زوایای این فتنه پنهان مانده است و باید کارشناسان خبره، گروه‌های مختلفی را برای تحقیق پیرامون این مسئله تشکیل دهند و حتی برخی از اساتید دانشگاه‌ها می‌توانند موضوع فتنه را جهت تحقیق به دانشجویان خود ارائه دهند.پس از دیدگاه شما یک برنامه‌ریزی مشترک میان سران فتنه و نظام سلطه برای استحاله انقلاب اسلامی وجود داشت؟بله؛ هر چه جلوتر هم برویم با اتفاقاتی که در ایران و در کشورهای منطقه و دنیا پیش می‌آید بیشتر به این نتیجه می‌رسیم که کشورهای فتنه‌گر و عناصر وابسته به آنان و سران فتنه یک برنامه‌ریزی دقیق، عمیق و بی‌سابقه‌ای برای حذف انقلاب اسلامی در ایران و جهان داشتند و بر این اساس با آرمان‌های امام به مقابله پرداختند. امید است ملت بزرگوار ایران همواره پشتیبان و یاور ولایت فقیه بماند و این جمله از امام را آویزه گوش خود کند که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد.‌ در بررسی جرائم فتنه 88 به چه مصادیقی رسیدید؟ و اگر می‌شود چند نمونه از آن موارد را بیان کنید.در جریان فتنه، پرونده‌های زیادی توسط دستگاه‌های امنیتی تشکیل شد که برخی از افراد سیاسی، اقتصادی، چهره‌های ضدفرهنگی و هم عده‌ای جوانان فریب خورده و نیز تعدادی جاسوس ایرانی و خارجی را شامل می‌شد. این پرونده‌ها در آینده شاید مستندات خوبی برای محققان و پژوهشگران در زمینه فتنه تشکیل دهد. مثلاً اینکه در چند پرونده وقتی سوابق این پرونده‌ها بررسی شد مشخص شد که آن افراد در سال‌های قبل نیز دستگیر شده‌اند و سابقه ارتکاب جرم را داشته‌اند. در دو مورد یکی پرونده (م.س) و (م.ر) مشخص شد که (م.س) یکسال و نیم قبل از جریان فتنه به خاطر رفتن به مالزی و گذراندن یک دوره آموزشی انقلاب مخملی دستگیر شد. وی همان موقع با دست خط خودش در پرونده نوشت:«استاد لهستانی در آنجا گفت ما شما را برای انقلاب مخملی در ایران آموزش می‌دهیم». این موضوع البته در کشورهای دیگر نیز بوده است. در واقع این آموزش‌ها را حزب «مرز پرگهر» در امریکا تدارک دیده بود؛ یعنی اینکه یک سال‌ونیم قبل از جریان فتنه اعضای این حزب برای یک انقلاب مخملی در ایران برنامه‌ریزی داشتند. در پرونده (م.ر) نیز مشخص شد که وی با یک گروه دانشجویی دانشگاه تهران با دعوت یک NGO با عنوان«برگ سفید» از ترکیه به شهر کاپادوکیا می‌روند و آنجا ضمن آموزش دیدن روش‌های براندازی نرم، کارگروه انقلاب مخملی برای این موضوع را در ایران تشکیل می‌دهند. (م. ر) دو سال قبل از جریان فتنه در پرونده‌اش نوشته: «با تأثیر از انقلاب مخملی «پد» آموزش‌های انقلاب مخملی را گذراندم.»نکته جالب توجه این است که قبل از این حوادث نیز تئوریسین‌های انقلاب‌های مخملی مثل آدام میچینگ لهستانی- تئوریسین انقلاب‌های مخملی در جهان- از طرف افرادی نظیر رامین جهانبگلو به ایران دعوت می‌شدند. آدام میچینگ وقتی به ایران آمد جرقه‌های حرکتی آن را در ایران به راه انداخت که ما پس از آن شاهد حرکت اتوبوسرانی با اعتصاب رانندگان اتوبوس در تهران بودیم و البته برخی از رانندگان از پشت صحنه حوادث مطلع نبودند و گاهی نیز خواسته‌های مشروعی داشتند که با روش غلط پیگیر آن موارد می‌شدند.اما یکی از مهم‌‌ترین پرونده‌ها در جریان فتنه پرونده (ح.د) بود. وی شش ماه قبل از حادثه انتخابات دهم به ایران آمد تا مشارکت با چهره‌های سیاسی در انتخابات را کلید بزند، ولی با توجه به سوابقش بازداشت شد و اعترافات او گویای بعضی از زوایای پنهان فتنه نیز می‌باشد. مثلاً اینکه او می‌گوید به دستور‌«گری سیک» به ایران آمده و در نظر داشته مدل ساختارشکنی نهادهای حکومتی را در ایران پیاده کند.او می‌گوید:«برای این کار یک تیم در اروپا و یک تیم در ایران تشکیل داده است و برای موفقیت در این ساختارشکنی باید در برخی از مراکز رسمی با برنامه‌ریزی قبلی نفوذ کند.» در مدلی که او مطرح می‌کند تمام ساختارهای انقلابی و دولتی باید از بین برود و مدل جدیدی که خواسته دولت امریکاست روی کار بیاید که این مدل شاید اولین مدل حکومتی هزاره سوم است.همچنین در جریان فتنه، جاسوسی محکوم شده است که این پرونده در آینده می‌تواند رمزگشایی برخی حوادث پس از انتخابات دهم را در برداشته باشد. پرونده‌های دیگری نیز مطرح است و باید کسانی که روی آن مطالعه داشته‌اند مطرح کنند؛ به ویژه پرونده چهره‌های سیاسی و حزبی که فاز عملیات روانی فتنه را داشتند و همان‌ها بحث دروغگویی را برای رأی نیاوردن رئیس دولت نهم در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری مطرح کردند، البته این افراد بیشتر از هر کس دیگر به مردم دروغ گفتند، ولی نام دروغگویی خود را گذاشتند «به دست گرفتن افکار عمومی» و با این عنوان خود را موجه جلوه دادند؛ در حالی که دروغگویی آنان محرز و قطعاً در تاریخ ثبت خواهد شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار