وحید حاجیپور | تردستی باورنكردنی برای لابیهای پشت پرده، در هر وزارتخانه كه تجربه نشده باشد، در طول عمر وزارت نفت بارها و بارها به نمایش گذاشته شده و با انتخاب هر وزیردر هر دورهای میزها برای تأیید یا رد وزیر پیشنهادی دولت منتخب تشكیل شده است. «لابی زبیا، لابی زشت» را باید در این بین تمییز داد و مهمترین وجه تمایز برای قضاوت در این باره، سنجش با خط كش منافع ملی است. در برخی از لابیها بحث قدرت طلبی مطرح است و البته در مواردی دیگر منافع ملی رنگ اصلی را به خود میگیرد. به تأیید بسیاری از تعقیبكنندگان تحولات نفتی كشور، مناطق نفتخیز جنوب به خوبی قانون طلایی انتخاب را درك كرده و در زنجیره سریعی كه معرفی وزیر را دنبال میكند نقش اصلی را ایفا میكند. لابی را باید متاعی كمیاب برای دیگر مناطق انرژی كشور به شمار آورد كه رادارهایش در مجلس از طریق بچههای جنوب همواره روشن است. صحبتهای مختلفی در باب نحوه تعامل جنوب با وزیران نفت و لابیهای جنوب برای وزیران همسو شنیده شده است؛ به همین دلیل در طول تاریخ تشكیل وزارت نفت تابه امروز زنگهای متفاوتی توسط جنوبیها برای هشت وزیرنفت به صدا درآمده است. برخی از وزیران میانه راه كنار رفتند و تعدادی دیگر توانستند در برابر اصطكاك خود با جنوب مقاومت كنند. نخستین وزیر نفت ایران، وزیرمشاور و سرپرست سازمان برنامه و بودجه در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان بود. از وی به عنوان پدر مهندسی زلزله ایران نام برده میشود كه پس از ابلاغ قانون تاسیس وزارت نفت، همه كاره صنعت نفت كشور شد. عمر وزارت محمود معینی فر چندان طولانی نبود و زمانی كه شهید محمد علی رجایی به نخست وزیری رسید، از وزارت نفت كنار رفت. به فراخور ماههای ابتدایی انقلاب اسلامی، «قدرت تاریكخانهای» نیروهای نفت جنوب چندان فعال نبود و عمدتا نیروهای وفادار به انقلاب از هر كاری برای سرپا نگه داشتن صنعت نفت فرو گذار نكردند؛ به همین علت رابطه خوبی میان مناطق نفتخیز و وزیر نفت روزهای نخست انقلاب بر قرار بود. تقریبا در این دوره بود كه بذر انجمن اسلامی مناطق نفتخیز در خوزستان كاشته شد.
تندیس نفتوزیر 40 روزه نفت ایران تنها وزیری است كه عكس و تندیسهای فراوانی در ادارات نفت دارد؛ وزیر نفتی كه به علت مبارزات انقلابی از هرگونه كار دولتی در زمان حكومت پهلوی منع شده بود. شهید محمد جواد تندگویان پیوند خود با نفت را پس از اخراج از پالایشگاه تهران، از شركت بوتان گاز آغاز كرد و با پیشنهادات خود این شركت را در مسیر توسعه قرار داد. تندگویان پس از پیروزی انقلاب به وزارت نفت دعوت و به دلیل مشكلات فراوان در جنوب و به ویژه در آبادان، به عنوان قائم مقام وزیر نفت(معینی فر) در مناطق جنوب به آبادان اعزام شد. وی رابطه بسیار خوبی با بچههای مناطق داشت، به طوری كه قدیمیهای نفت تسلط تندگویان به مسائل نفت و توجه به مسائل بالادست در كنار حسن اخلاق وی را مهمترین عوامل اعتماد ویژه جنوب به وزیر وقت عنوان میكنند. پس از اینكه وزیر نفت اول، تندگویان را به خوزستان فرستاد، چنان كارنامهای از خود به جای گذاشت كه شهید رجایی او را جایگزین معینی فر كرد و به طور رسمی كلید این وزارتخانه را 10 مهر 1359 تحویل گرفت. وی با 155 رای موافق، 18 رای ممتنع و سه رای مخالف به عنوان وزیر نفت دولت شهید رجایی راهی خیابان طالقانی شد. تندگویان در چهارمین سفرش به آبادان، در 9 آبان 1359 توسط نیروهای عراقی ــ كه صبح آن روز جاده فرعی ماهشهر به آبادان را در اختیار گرفته بودند ــ به همراه دو معاونش و دو تن از محافظانش به اسارت نیروهای بعثی درآمدند. جنوبیها همواره به نیكی از سردار شهید نفت یاد میكنند، نه به این خاطر كه به شهادت رسیده، بلكه معتقدند وی از معدود وزیرانی بوده كه پس از انقلاب اسلامی دیدی وسیع به مسائل نفت داشت.
كلید چالشها زده میشود«من نیوسایت را حصیر آباد میكنم.» این جمله سومین وزیر نفت كشور است؛ محمد غرضی كه سكه اختلاف وزرا با جنوب را در تاریخ رفتار سیاسی نفت رایج كرد. حصیر آباد یكی از نقاط محروم استان خوزستان در سالهای جنگ بود كه در محرومیت شدیدی به سر میبرد و از دیگر سو كاركنان و مهندسان شركت نفت در خانههای سازمانی و منطقهای شیك به نام نیو ساید كه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ساخته شده بود، گذر ایام میكردند. آقای وزیر بلافاصله تسهیلات و امتیازات نفتیها را قطع كرد و بر نارضایتی شدید كاركنان نفت جنوب افزود. حذف حق سفر، اضافه كار و سبدكالایی از جمله اقداماتی بود كه استاندار سابق خوزستان را با مناطقیها وارد چالشی بزرگ كرد كه اگر جنگ در كار نبود، مشخص نمیشد غرضی تا چه زمانی برسركار باقی میماند. یكی از مواردی كه موجب شد تا عملكرد غرضی در تولید نفت از مناطق نفتخیز چندان پیدا نباشد، فراموشی توسعه صنعت نفت و درگیر بودن بچههای جنوب با جنگ بود. در آن زمان بسیاری از میدانها بسته شد و تنها به اندازه تولید داخل، نفت استخراج میشد، یعنی كمتر از 5/2 میلیون بشكه در روز كه ساختار صنعت نفت را بیشتر شبیه به یك جزیره كرده بود تا یك وزارتخانه. وی در سال 1360 با 154 رای موافق، دو رأی مخالف و 11 رای ممتنع به وزارت نفت رفت و تا سال 1364 در آن جا باقی ماند. چند ماه نخست وزارت این مهندس الكترونیك با چالشهای زیادی در جنوب همراه بود؛ دورانی كه هیچ سابقه دار نفتی از آن به خوبی یاد نمیكند. گفته میشود برخی از نزدیكان وی اطلاعات درستی از خوزستان به وی نمیدادند و همین امر باعث برخوردهای شدید میان وزیر شماره 3 و مناطقیها شد. غرضی پیش از اینكه به وزارت نفت كوچ كند در سمت استاندار خوزستان برخوردهای فراوانی با جنوبیها داشت كه همین امر پیش زمینه ذهنی خاصی را به وی داده بود. به زعم جنوب، دیدگاه غرضی به مناطق نفتخیز غرض ورزانه بود. در زمان غرضی، دكتر عاصمیپور و تولایی مدیریت مناطق خشكی را به عهده داشتند كه در این میان، تولایی رابطه خوبی با وزیر داشت. شعار غرضی در مناطق نفتخیز جنوب تحقق عدالت بود و در همین جهت تمام تسهیلات را قطع كرد. به هرصورت در آن زمان به دلیل شرایط كشور و فضای مجلس شورای اسلامی، لابی خاصی با برخی از نمایندگان صورت نگرفت اما با تماسهایی كه با دولت گرفته شد محمد رضا آقازاده در سال 64 به عنوان وزیر نفت معرفی شد.
آن روی سكهآقازاده پیش از اینكه «جامه آقایی» نفت را از وزیر قبلی تحویل بگیرد، در معاونت اجرایی نخست وزیری مشغول كار بود. به علت شدت گرفتن جنگ در منطقه خوزستان ارتباط خاصی میان انجمن اسلامی و آقازاده در كار نبود و در جهت كمك به دولت برای پشت سرگذاشتن مشكلات جنگ و مبهم بودن آقازاده برای جنوبی ها، مخالفتها برای وزارت وی به خاك سپرده شد. آخرین وزیر نفت دولت جنگ در چهار سال دوم چندان با مناطقیها به مشكل نخورد تا روزی كه وی وزیر نفت دولت كارگزاران شد. آقازاده در دولت اول، با 231 رای موافق، 18 رای مخالف و 10 رای ممتنع، حضور خود را مستحكمتر كرد و در نهایت، در دولت دوم هاشمی، با134 رأی موافق، 88 رای مخالف و 25 رای ممتنع، توانست این سمت را برای آخرین بار بهدست آورد. نگاهی به میزان رای وی مشخص میكند كه فاصله زیادی میان آرای موافق و مخالف او در دو مجلس سوم و چهارم وجود دارد كه ریشهاش در «زیر نویس شدن» نظرات مناطقیها در آرای نمایندگان قابل مشاهده بود. نخستین «چاله فنی» میان جنوب و آقازاده مربوط به طرحی میشود كه هاشمی رفسنجانی به مجلس میبرد و طی آن برنامه اول توسعه به تصویب رسید و وزارت نفت مكلف شد در پایان برنامه اول توسعه، تولید نفت در جنوب را به 4 میلیون بشكه برساند. بچههای جنوب از جمله حسن شكراللهزاده و غلامرضا حسن بیگلو به این موضوع واكنش نشان دادند و با بیان اینكه چنین تكلیفی محقق نمیشود، خواستار بازنگری دولت در این باره شدند؛ چالشی كه هم اینك نیز با سید مسعود میركاظمی وجود دارد. بدنه فنی و مهندسی مخازن جنوب با این استدلال كه مخازن در نیمه دوم عمر خود قرار دارند و به دلیل قرار گرفتن در مرحله كاهش تولید با افزایش چاههای تولیدی نمیتوان به افزایش تولید دست پیدا كرد، ساز خود را با آقازاده ناكوك كردند. اعتقاد فنی هم به این نقطه میرسید كه با حفر هر حلقه چاه توسعهای از تولید دیگر چاههای پر بازده كاسته میشود. این استدلال با توجه به بافت مخازن جنوب و رفتار سیال در مخزن، مورد تأیید كارشناسان مخازن كشور قرار گرفت اما دولت كارگزاران زیر بار نرفت و بركار غیركارشناسیاش اصرار ورزید. آقازاده به مناطقیها خرده گرفت و آنها را به سیاسی كاری و چوب گذاشتن لای چرخ دولت متهم كرد. جنوب به طور كل از این موضوع سلب مسئولیت شد تا شركتهای خارجی از آن سوی نردهها به این طرف نردهها بیایند و نبض نفت جنوب را در دست بگیرند. شیوه افزایش تولید نفت، حفر چاههای توسعهای نام گرفت در حالی كه با این كار معدل تولید چاهها كاهش پیدا كرد و هیچ تأثیری در افزایش تولید نداشت. قراردادی به مبلغ حدود 2میلیارد و 800 میلیون دلار با شركت امریكایی – كانادایی CTI منعقد شد كه این شركت با حفر چاههای توسعهای تولید نفت را افزایش دهد. به طور مثال در گچساران كه در آن زمان 500 هزار بشكه تولید داشت 30 حلقه چاه حفر شد تا تولید به 750 هزار بشكه برسد اما در پایان كار نه تنها تولید افزایش پیدا نكرد بلكه به 600 هزار بشكه در روز رسید. عملكرد این شركت در جنوب و ضربهای كه به تولید صیانتی زده شد «فیوز دینامیت» اعتراض در خوزستان را روشن كرد. پس از این شكست، آقازاده دستور داد فردی به نام حجت حیدری از نزدیكان خود و ساكن فعلی كشور اسكاتلند به ریاست اداره مهندسی نفت مناطق منصوب شود. در همان ایام به دلیل مدرك تحصیلی حیدری (از دوستان علیرضا ضیغمی) بادهای مخالف در نفت با این انتصاب مهم به حركت درآمد اما آقازاده از موضع خود كوتاه نیامد. حجت حیدری از گروه خاركیها بود كه رابطه خوبی با اهوازیها نداشت. در همین ایام، اولین قرارداد بیع متقابل معروف به قرارداد سیری A و E در سال 1375 با شركت توتال امضا شد كه به تبع آن 8 نفر از مدیران سرشناس مناطق استعفا میدهند. این هشت نفر كه جشنساز هم در میان آنها دیده میشد، به همراه مهندسان مناطق در مسجد حجت واقع در محله زیتون كارگری تحصن و تشكیل جلسه میدادند. پس از مدتی این غائله كه به هیچ وجه رسانهای نشده بود با وساطت یكی از معتمدان مناطق حل و فصل میشود وآرامش به فضا برمی گردد. شكست آقازاده در بخش تولید نفت برنامه اول توسعه، به علت غیركارشناسی بودنش باندی شد تا همه برنامههای دولت و پیشبینی درآمدی آن در تاریكی فرود اضطراری كند. باشكست طرح موسوم به «4 میلیون بشكه» در خوزستان چالشها میان تهران و اهواز بیشتر شد. دولت هاشمی با ناكامی هرچه تمام و توهم تولید 30 میلیارد دلار آن هم در دهه 70 استقراض خارجی كرد و حتی برای پرداخت بدهیهای قبلی به استقراض با سودهای بالا كه از سوی واسطههای بینالمللی هماهنگ میشد، روی آورد.
خودبینی در راهروهای قدرتآقازاده در سال 76 به این امید كه ردای وزارت نفت همچنان بر شانههایش خواهد ماند، خود را برای لابی با مناطق آماده میكرد كه در جلسهای اعلام شد خاتمی قصد دارد بیژن نامدار زنگنه را برای تصدی این وزارتخانه معرفی كند. آقازاده به خوبی میدانست در مناطق چه میگذرد و به همین دلیل توصیهای دوستانه به همكار خود در دولتهای گذشته كرد. زنگنه پس از فراغت از نیرو به جلسهای با مناطقیها رفت و در مورد ضرورت بالادست صنعت نفت و توسعه و تولید سخن گفت. گرچه نخستین جلسه زنگنه با جنوب گرم و صمیمانه بود اما جنوب نمیتوانست توصیه رفیق شفیق زنگنه را نادیده بگیرد؛ توصیهای كه آثارش كمتر از دوماه بعد نمایان شد. پس از آرای بالای مجلس به زنگنه، كارتابل وزیر پر از نامههایی شد كه فقط یك چیز را نشانه میگرفت؛ تجزیه مدیریت مناطق نفتخیز جنوب و شركت ملی حفاری. وزیر وقت نظرات خود را به صورت شفاهی و مكتوب به جنوب رساند و با این بهانه كه قرار است بنگاه داری در نفت پیاده شود رفتارش با بالا دست و شركتهای حاكمیتی تغییر كرد (1). این تغییر رفتار موجب بروز انتقادهایی از وزیر پركار اما بداخلاق نفت شد كه با واكنشهای منفی وی و بركناریهای متعدد روبه رو شد. در آن زمان مهندس محمدرضا شمسایی یكی از مدیران وزارت نیرو كه رابطه خوبی با مناطقیها داشت، واسطه پایان دعواهای مناطق و زنگنه بود. وزیر شماره 5، از طریق شمسایی به بچههای جنوب اعلام كرد كه قصد دارد شركتی را تأسیس كند و چهرههای مناطق را به عنوان هیئت مدیره و مدیرعامل منصوب میكند شاید كه دست از مخالفت خود بردارند اما مقبول نیفتاد. در همان چهار سال نخست بود كه زد و بندهای زنگنه با یكی از چهرههای وزارت نفت كه هم اینك معاون وزیر نفت فعلی است در فضای سیاسی – اقتصادی كشور مطرح شد و مشكلات فراوانی را برای او به وجود آورد. بههمین علت است كه همگان قبول دارند زنگنه هیچ شباهتی به «جزیره ثبات» در منطقه ناآرام نداشت. بسیاری از تعقیبكنندگان مسائل نفت براین باورند كه اگر دفاع شدید خاتمی و كروبی از زنگنه نبود، وی نمیتوانست اعتماد مجلس را به خود جلب كند تا جایی كه شنیده میشود از طرق گوناگون برای زنگنه در مجلس رای جمع شده. اكبر اعلمی و علی اكبر محتشمیپور دو نماینده گروه اكثریت مجلس ششم بودند كه از هیچ كاری برای افتادن زنگنه دریغ نكردند. حتی اكبر اعلمی چك سفید امضای رشوه نفتیها برای روزه سكوت در برابر تخلفات وزارت نفت و پرونده استات اویل را در مجلس علنی كرد تا اوضاع برای زنگنه و اصحابش تیرهتر شود (2). نقل است كه زنگنه برای مبارزه با جنوبیها به مجلس گفته بود كه دلیل مخالفت جنوب با وزارت من، اصرار غیر منطقی آنها برای مدیریت كردن سرخس و دیگر مناطق تولیدی نفت و گازكشور از جمله مناطق مركزی است؛ موضوعی كه به شدت از سوی مناطق و لابی آنها رد شد (3). از جمله اقداماتی كه زنگنه برای تخریب جنوبیها انجام داد زیر سؤال بردن عملكرد شركت ملی حفاری بود كه درصدد انحلال آن نیز برآمده بود. وی این شركت را پیمانكار سوم شركتهای خارجی كرد و به بهانههای مختلف مدیریت و كاركنان آن را زیر فشار قرار میداد و مدیرعامل وقت آن را نیز از ایران خارج كرد. بماند كه عملكرد وی در قراردادهای بیع متقابل درود، دارخوین، سلمان و. . . چه خساراتی را به منافع ملی وارد كرد. همین اقدامات جاده را برای ورود منتقدان صاف كرد. سال 80 رئیس جمهور وقت با توجه به مشكلات نفتیها با وی قصد داشت محسن صفایی فراهانی را به عنوان وزیر نفت معرفی كرده و زنگنه را رهسپار وزارت راه و ترابری یا سازمان برنامه و بودجه كند. لذا كمیته انتخاب وزیران طی جلساتی با جریانهای اصلی صنعت نفت از جمله بچههای جنوب كه ناساز با زنگنه مینواختند نظر آنها را در مورد وزیر نفت دولت اصلاحات خواستار شد تا با اطمینان خاطر وزیر نفت دوم را به مجلس معرفی كند. هنوز هم در مورد انتخاب مناطقیها بین زنگنه و صفایی فراهانی بحث است اما از آنجا كه به زعم جنوبیها رسیدن به صفایی فراهانی برای نفت خطرناكتر بود، موافقتها با زنگنه همراه شد. به نظر میرسد تاكتیك كمیته انتخاب وزیران رای جلب اعتماد جنوبیها برای معرفی زنگنه كارساز بود اما از آنجا كه مرد كرمانشاهی نفت به صورت ناپلئونی و لابیهای خاص، رای اعتماد گرفت، این تاكتیك با موفقیت همراه نبود، آن هم برای وزیری كه از نظر تعداد آرای موافق درصدر وزرای سال 76 قرار داشت. گفته میشود چندین گروه از انجمن اسلامی و جمعیت كارشناسان به تهران آمده بودند تا اقدامات زنگنه در صنعت نفت را به گوش نمایندگان برسانند اما چه فایده كه سد شكسته شده بود و بستن سوراخها بیاثر!
نامزد مناطقهشت ماه پیش از پیروزی محمود احمدینژاد در هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری كشور، جنوبیها با ملاقاتهایی با محمود احمدینژاد ومحمد باقر قالیباف (4) گزارشهای مختلفی را در باره وضعیت صنعت نفت ارائه دادند. رابط مناطق با دفتر رئیس جمهور، «د. الف» بود كه بعدها شرایط را برای ملاقات مناطقیها با رئیس جمهور آماده كرد. گرچه تماسهایی از سوی ستادهای كارگزاران با مناطق برقرار شد اما جنوب به طور كل حمایت خود را از احمدینژاد اعلام كرد. در جلساتی كه برگزار میشد دو نفر به عنوان وزرای نفت مطرح شدند: سید علی بهشتیان از درون نفت و محمد خوش چهره از برون نفت.از هردو نیز برنامه خواسته شد كه به رئیس جمهور ارائه شد ولی قرعه به نام همه افتاد جز این دو نفر. گفته میشود یكی از دلایل كنار گذاشتن خوش چهره از تیم اقتصادی دولت مخالفت یكی از نزدیكان آن زمان رئیس جمهور «م. چ»، با ورود وی به دولت بوده است.
تیم بازرگانی و صنعتدوم شهریور سال 1384 یكی از روزهایی است كه همواره در ذهن علی سعید لو، نامزد دوست داشتنی نفت احمدینژاد باقی خواهد ماند. در این روز، مجلس آرای عجیبی را در گلدان ریخت و سعید لو نیامده رفتنی شد. رئیس سازمان تربیت بدنی با ??? رای موافق در برابر ??? رای مخالف و ?? رای ممتنع از جایی كه تصورش را هم نمیكرد فاصله گرفت تا در تك تك آرای مخالف بتوان ردپای «كهنه سربازان نفت» را مشاهده كرد. دارنده دكتراى استراتژیك از دانشگاه هارتفورد برنامه خود را به نزدیكان خود در نفت سپرد تا عصبانیت جنوب از افرادی كه وی به آنها اعتماد كرده به اوج خود برسد. حسین كاظمپور اردبیلی، سیدمجید هدایتزاده و محمدجواد عاصمیپور از نویسندگان برنامه سعیدلو برای اداره نفت بودند. رابطه این سه نفر و دیگر معاونان آن روزهای وزیر نفت از جمله اكبر تركان و محمدرضا نعمتزاده با سعیدلو به گونهای بود كه مناطق به انتخاب احمدینژاد «نه» گفت و سعید لو را از كار كنار گذاشت. حمایت كارگزارانیها از وی برای گرفتن مجوز صدارت بر نفت كار دست سعیدلو داد چراكه جنوب لحظهای از دمیدن در صور مخالفت كوتاه نیامد. نمونه سادهاش هم نقد جمعی از كارشناسان مناطق نفتخیز نسبت به برنامه سعید لو بود. به نظر آنها برنامه پیشنهادی سعیدلو خلاصهبرداری ساده از برنامه وزارت نفت بود كه به تفصیل دركتاب «نفت و توسعه» از انتشارات وزارت نفت مورخ تیر ماه 1384 به چاپ رسیده بود. به عقیده آنها حتی انشای مطالب نیز یكسان بود به نحوی كه این فرضیه را مطرح كرد كه این دو برنامه مرجع واحدی دارند.
لابی نه، تحولخواهی آریپس از اینكه سعیدلو در ایستگاه بهارستان به قطار دولت نرسید صادق محصولی به مجلس معرفی شد تا بازهم مناطقیها فعال شوند اما این مرتبه نیازی به لابی جدی جنوب نبود، وزیر رفاه فعلی از نگاه نمایندگان به علت ابهاماتی كه در پرونده كاری و زندگی شخصی خود داشت در «جلسه تمرینی» در فراكسیون اصولگرایان برای جلب رای اعتماد شكست خورد و ترجیح داد در صحن علنی حاضر نشود. با بیاعتمادی اصولگرایان به محصولی، به رئیس جمهور پیام داده میشود دنبال وزیری دیگر باشد. محصولی 18 آبان 84 در روزی كه قرار بود مجلس، رای اعتماد به وی برای وزارت نفت را در دستور كار قرار دهد، در نامهای خطاب به رئیس جمهور نوشت: «ضمن تشكر از حسن اعتماد با توجه به اهمیت وزارت نفت و در جهت تقویت انقلاب ترجیح میدهم فردی با آرای موافق بیشتر در این پست فعالیت كند، لذا بدین وسیله انصراف خود را اعلام میكنم.» طیف موسوم به اصولگرایان تحولخواه در مجلس هفتم به رهبری احمد توكلی و همراهی عماد افروغ بیشترین نقش را در انداختن محصولی ایفا كردند. برنامه محصولی تا حدودی كارشناسی بود كه توسط حجتآلله غنیمیفرد نوشته شده بود ولی گره كار در دست جنوبیها نبود و مجلس با تمام قوا مخالف وزارت محصولی بود.
حركت از پایین دستزمانی كه غلامعلی حدادعادل در روز 24 آبان ماه سال 1384 نامه محمود احمدینژاد برای معرفی نامزد سومش را باز كرد، شاید به این موضوع فكر میكرد كه این مهندس نیز رای نخواهد آورد ولی به بهارستان اعلام كرد خودتان را برای بررسی وزیری دیگر آماده كنید. آورده شده برنامه سیدمحسن تسلطی هم دارای نقاط ضعف فراوانی بوده البته نباید از لابی قوی جنوب برای انداختن تسلطی به راحتی عبور كرد. در نهایت دوم آبان پس از جلسه دوساعته از مجموع 261 نماینده حاضر در مجلس، 77 نماینده به تسلطی رای موافق دادند. نامزد سوم هم افتاد تا احمدینژاد هنگام خروج از مجلس هم به تسلطی دلداری دهد و هم در اندیشه پایان دادن به كابوس بیوزیری نفت خود باشد. تسلطی پس از كنار گذاشتن سودای وزارت به پتروشیمی برگشت و البته خرداد ماه سال گذشته پس از 10 سال با منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر خداحافظی كرد و به لندن رفت. لندن رفتن تسلطی این واقعیت را در اذهان زنده میكند كه نفتیها برای تبعید نیروهای مخالف دو جا را همیشه دارند: لندن و لوزان.
فقط یك نه!طلسم بیصاحب بودن وزارت نفت سرانجام در تاریخ 20 آذرماه شكسته شد و سیدكاظم وزیریهامانه به عنوان نخستین وزیر نفت دولت نهم برگزیده شد. زمانی كه وی به مجلس معرفی شد مناطقیها از این انتخاب برای دولت كف زدند، بلافاصله با نمایندگان تشكیل جلسه دادند و چراغ قرمز خود برای وی را سبز كردند. وی كه از هفتم شهریور سرپرست وزارت نفت بود با 172 رای موافق از مجموع 259 رای ریخته شده به صندوق، موفق به كسب رای اعتماد شد. همچنین 53 نفر از نمایندگان مجلس رای مخالف و 34 نفر رای ممتنع به صندوقها ریختند. وزیریهامانه با مناطقیها كنار آمد و تقریباً در همین مدت بود كه غلامحسین نوذری و سیفالله جشنساز از لایههای میانی نفت به مدیران ارشد ارتقا پیدا كردند. حمایت مناطق از وزیریهامانه در سطح قابل قبولی بود و لذا نمیتوان در بركناری وزیریهامانه جنوب را دخیل دانست. موضوع بركناری وی نخ نما شد و مسئله كردان به گوش همه و همه رسید. او دوسال در نفت وزارت كرد اما هیچ گاه از آن روزها به خوبی یاد نمیكند. شایعه این بود كه وی یك «نه» به رئیس جمهور گفت و كنار رفت، البته در آن برهه از زمان انتصابهای فرمایشی رسمی عادی بوده و برخی از وزیران تمكین كردند و برخی دیگر همچون وزیریهامانه و علیرضا طهماسبی وزیر سابق صنایع از كار بركنار شدند. وزیریهامانه را شاید باید مظلومترین وزیر نفت كشور خواند.
نوذری حمایتت میكنیمهركسی جای احمدینژاد هم بود برای معرفی وزیر بعدی نفت به سراغ خود نفتیها میرفت. مدیرعامل آن روزهای شركت ملی نفت ایران به پاستور رفت تا خواستههای احمدینژاد را بشنود و از برنامههای خود بگوید. وی كه پیشتر به رئیس جمهور برنامه داده بود، در برابر خواسته احمدینژاد مبنی بر انتصاب مرحوم علی كردان به عنوان قائم مقام وزیر نفت كوتاه آمد و اتاق شیكی را به وزیر سایه خود اختصاص داد. غلامحسین نوذری هم از مجموع 246 رای ریخته شده در گلدان با 217 رای مثبت در برابر20 رای منفی و 9 رای ممتنع، به عنوان وزیر نفت از مجلس رای اعتماد گرفت. نوذری به شدت مورد علاقه جنوب قرار داشت چراكه از دل مناطق به بالاترین رده مدیریتی نفت رسیده بود. نخستین دستور و انتصاب نوذری، در صدور حكم مدیرعاملی شركت ملی نفت برای سیفالله جشنساز خلاصه شد و پیمان مودت میان نوذری و جنوب بیشتر از پیش محكم شد. جشنساز هم كه از مدیرعاملی مناطق نفتخیز به تهران آمده بود، بلافاصله غلامرضا حسن بیگلو را به عنوان مدیر عامل شركت مناطق نفتخیز جنوب منصوب كرد. نوذری نفت را به جشنساز و بچههای جنوب سپرد تا به نوعی لطف آنها را برای وزیر شدنش جبران كند. وضعیت نفت در جنوب گل و بلبل بود تا روزی كه مشخص شد نوذری در دولت دهم جایی ندارد. لابیها بلافاصله فعال شد تا مجلس روی نوذری دست گذارد اما وقتی كه اعلام شد جشنساز هم یكی از كاندیدهاست، حمایتها به انشقاق كشیده شد و دو دستگی در بدنه جنوب متولد شد. عدهای بر این باورند كه جشنساز با توجه به رفاقت «غیرقابل قیمتگذاریاش» با یكی از نزدیكان احمدینژاد در حال رایزنی برای وزارت خود بود و به همین علت روزهای پایانی وزارت نوذری «روزهای سردی» را در برخوردهای میان او و معاونش به بار آورد.
آخرین وزیر نفت دولت دهم؟در روزهایی كه قطار دولت دهم در ایستگاه بهارستان توقف كرد تا با یارگیری جدید، به طی مسیر راه خود برای چهار سال دیگر ادامه دهد، بلیتهای زیادی برای افرادی صادر شد كه نام آنها محصول مطالعات و جمع بندیهای اولیه هیئت 10 نفره مشورتی انتخاب كابینه به سرپرستی ثمرههاشمی بود. جشن ساز كه بسیار بر پست آینده خود خوشبین بود، در تدارك چینش معاونان خود بود كه خبر معرفی میر كاظمی به مجلس شورای اسلامی برای حضور در وزارت نفت، وی را شوكه كرد. او كه برای تصدی این پست به رئیس جمهور برنامه داده بود، به یكباره از صحنه نفت حذف شد گرچه وی در سمت معاون اول وزیر تا چندماه پس از وزارت میركاظمی در حال فعالیت بود. با معرفی سیدمسعود میركاظمی به مجلس، موجی از نارضایتی از این اقدام احمدینژاد در نفت به وجود آمد كه همین امر زمینه لابی جنوب برای انداختن وی را فراهم كرد، حتی شنیده میشد جلسهای با حضور مدیر یكی از شركتهای نفتی وزارت نفت و تعدادی از نمایندگان مجلس در منزل یكی از نمایندگان خوزستان برگزار و در آن، راهكارهای ندادن رای اعتماد به گزینه پیشنهادی نفت بررسی شد، البته دولت نیز برای رد كردن نامزد خود از بهارستان بسیار تلاش كرد و سرانجام موفق شد میركاظمی را با 147 رای موافق، 117 رای مخالف و 19 رای ممتنع به نفت برساند. وزیر نفت دولت دهم نیز از همان ابتدا در بركناری و انتصابهای این منطقه سونامی جدیدی را به راه انداخت. بر این اساس در سفر میركاظمی به یكی از شهرهای خوزستان، به وی توصیه میشود مدیرعامل یكی از شركتهای بهرهبردار را از كار بركنار كند. وزیر نفت هم با تماسی كه با حسن بیگلو میگیرد، خواهان بركناری وی میشود كه پس از مقاومتهای به وجود آمده، مدیر مدنظر میركاظمی كنار میرود؛ جالب آنجاست كه به چندماه هم نمیكشد كه یكی از نمایندگان «مؤثر» خوزستان از وزیر نفت درخواست میكند، همان شخص بركنار شده صاحب سمت مدیریتی در مناطق نفتخیز جنوب مشغول به كار شود كه با مخالفت شدید مناطق روبهرو میشود. از آن روز بود كه وزیر نفت «توپهای بركناری» مدیران جنوب را روشن میكند و با بركناری مدیرعامل شركت ملی مناطق نفتخیز جنوب از هیئت مدیره شركت ملی نفت از یك سو و انتصاب مدیران زاویهدار مناطق حساب كار را به جنوب میدهد. به نظر میرسد وزیر نفت در روزی كه مناطق نفتخیز جنوب را از هیئت مدیره كنار گذاشت، نمیدانست كه این شركت 80 درصد نفت كشور را تولید میكند و پس از انتصاب هرمز قلاوند به عنوان مدیر عامل جدید شركت ملی مناطق نفتخیز جنوب متوجه این مهم شد زیرا مناطق را در اتاق هیئت مدیره صاحب یك صندلی كرد. مشكل میركاظمی با بدنه كارشناسی جنوب زمانی آشكار میشود كه در یك نامه مدیریتی مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره را تغییر میدهد. مدیر عامل جدید هم با بركنار كردن بیشتر مدیران منتصب حسن بیگلو به داستان مناطقیها در سال 89 پایان داد.منابع:1 ـ گفت و گو با مدیران نفت و مهندس بهشتیان2 ـ مركز اسناد مجلس شورای اسلامی ـ آذر 813 ـ مركز اسناد شورای اسلامی ـ مهر 804 ـ نامههای مناطقیها به دو نامزد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری5 ـ خبرگزاریها