کد خبر: 443312
تاریخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۴:۳۷
بررسی عملکرد هدفمندکردن یارانه‌ها در بخش صنعت در گفت‌و‌گوی «جوان» با دکتر جمشید پژویان
اقتصاد علم به شدت پیچیده و جامعی است که در کوچه، خیابان همه مردم خود را متخصص در آن می‌دانند، البته به نوعی حق هم دارند چون کوچک‌ترین تغییر در یک فرآیند اقتصادی موجب نفع یا ضرر فراوان کل جامعه می‌شود. جمشید پژویان که بسیاری وی را تئوریسین هدفمندی یاران‌‌ها می‌دانند در سازمان شورای رقابت حوالی خیابان ولیصر میزبان من است برای یک گفت‌وگوی بدون تعارف در مورد برخورد هدفمندی یارانه‌ها با بخش صنعت که مهم‌ترین بخش تجاری کشور است. ماحصل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:شما جزو اولین کسانی بودید که بحث هدفمند کردن یارانه‌ها را مطرح کرده‌اید و تحقیقات زیادی هم در این زمینه انجام داده‌اید. حال این طرح به اجرا رسیده، نظرتان چیست؟رویکرد هدفمند کردن یارانه‌ها از دیرباز در ذهن من بود و به عنوان یک اقتصاددان سال‌هاست که روی چگونگی آن تحقیق کرده‌ام، البته اقتصاددانان دیگری هم در کشور هستند که پیرامون این طرح کار کرده‌اند. به هر حال هر اختلالی که باعث ایجاد مشکل در فرآیند اقتصادی باشد باید تعمیر و ترمیم شود و یارانه غیرهدفمند یک زخم بزرگ بر بدنه اقتصاد کشور به حساب می‌آید. اختلالات این‌گونه اقتصاد را از مسیر درست و سالم خود دور کرده و موجب کندی و ناکارایی عامل‌های گوناگون خواهد شد. از این رو همه کسانی که با اقتصاد سرو کار دارند به دنبال این هستند که تخصیص یارانه را از شکل بی‌حساب و کتاب به یک فرآیند مدیریت شده تغییر شکل دهند. بالاخره یارانه به چه واحدهایی تعلق گیرد و چگونه می‌تواند رشد اقتصادی را موجب شود؟تخصیص یارانه باید توجه اقتصادی داشته باشد به آن معنا که باعث یک جریان اقتصادی شود. زمانی‌می توان یارانه را به واحدهایی از جامعه داد که موجب افزایش کارایی شده و پیامدهای خارجی مثبت داشته باشد همچون بهداشت و تأمین اجتماعی که کاملاً توجیه اقتصادی داشته و در جامعه یک نشاط و امید مناسب را ایجاد خواهد کرد، اما کشور ما در وهله اول باید بیشترین حد منابع را به بخش تولید بدهد اما با یک اصول و برنامه درست. گروه‌های کم‌درآمد جامعه باید جزو دسته‌ای باشند که یارانه‌ای برای افزایش رفاه دریافت می‌کنند، اما چگونگی این دریافت بسیار اهمیت دارد.شناخت گروه‌های کم‌درآمد کار سختی است. به هر حال با اجرای این طرح تغییراتی در گروه‌های ثروتمند، متوسط و کم‌درآمد ایجاد خواهد شد؟نه کشور ما و نه هیچ کشور قدرتمند دیگری در دنیا نمی‌تواند ادعا کند که گروه‌های کم‌درآمد را شناسایی کرده است. شاید به این هدف نزدیک شویم اما میزان صددرصدی یک ایده‌آل دست‌نیافتنی است، اما می‌توانیم با راهکارهایی بخشی از کم‌درآمد‌ها و بی‌سرپناه‌ها را شناسایی و مورد حمایت حداقلی قرار دهیم. به عنوان مثال در نقاطی از شهر یا حاشیه آن سیلوهایی را تأسیس کنیم و قشری که بی‌خانمان و به اصطلاح کارتن خواب هستند را در آن جای دهیم و روزانه یک وعده غذای گرم هم در اختیارشان قرار دهیم. مطمئنا کسی که وضعش خوب است برای یک وعده غذای گرم ویک سرپناه شبانه به این محل‌ها نخواهد رفت! از این طریق بخشی از جامعه را مورد التیام قرار داده‌ایم، اما آنچه موجب امنیت رفاهی یا چتر حمایتی در سطح جامعه می‌شود یک سلسله برنامه‌هایی است که با نگاه به کشور‌های پیشرفته دنیا می‌توان به کار بست. مرحله اول طرح هدفمندکردن یارانه‌ها به پایان رسیده است و ما در آستانه مرحله دوم هستیم. فکر می‌کنید چه برنامه‌ای می‌تواند چتر حمایتی به وسعت کل کشور ایجاد کند؟جامعه به عنوان یک عنصر پویا خود در حال تأمین نیازهایش بوده و دولت باید مسیر را بهینه کند. با برقراری یک سیستم تأمین اجتماعی گسترده، فراگیر، کافی و بازبینی نظام پرداخت‌هایی که بر اساس بهره‌وری است می‌توان بخش زیادی از جامعه را به رضایت خاطر رساند و عامل سوم موفقیت در این فرآیند هم تأمین یک نظام مالیاتی است که وظیفه دارد نظام پرداخت‌ها را در جهت اصلاح وضعیت خانواده برنامه‌ریزی کند.منظورتان از اصلاح نظام پرداخت به طور دقیق چیست؟دو فرد را در نظر بگیرید که دولت به یکسان مورد حمایت قرار داده و یک میزان یارانه‌ای را به ایشان پرداخت می‌کند. یکی از این افراد در خانه پدری و در کنار خانواده ساکن است و شغل خاصی هم ندارد و خانواده هزینه‌هایش را می‌پردازد و نفر دوم ازدواج کرده و دو فرزند دارد در عین حال باید در ماه علاوه بر هزینه‌های زندگی کرایه خانه هم بپردازد! اگر سیستم پرداخت را اصلاح نکنیم نفر دوم فشارهای زیادی را متحمل خواهد شد. پرداخت بر اساس خانوار از لحاظ اقتصادی کاربردی نیست. ما باید به سمتی برویم که مالیات مجموع درآمدها را محاسبه کنیم و تحت شرایطی به برخی‌ها یارانه اختصاص دهیم.به صورتی که کسی که در خانه پدرش زندگی می‌کند باید 20 تا 30 درصد مالیات بدهد و نفر دوم نه تنها مالیات نمی‌دهد بلکه دولت از راه‌های مختلف به وی یارانه هم می‌دهد.اگر سه سیستم نظام پرداخت، تأمین اجتماعی کارا و مالیات مجموع درآمد را در این کشور برپا کرده و تثبیت کنیم دیگر هیچ‌کس به یاد یارانه و هدفمندی نخواهد افتاد.یارانه‌ها باید در جهتی استفاده شوند که یک سود کلان برای کل جامعه داشته باشند.با طبقه متوسط در این جراحی اقتصادی چگونه باید برخورد کرد؟طبقه متوسط بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی در همه دنیاست. در هر کشوری که آماری از لحاظ طبقه‌بندی اجتماعی صورت بگیرد به این نتیجه می‌رسیم که طبقه متوسط از ارکان اصلی بدنه جامعه هستند. از این رو سیاست‌های بسیار سخت هم بر این طبقه از جامعه تأثیر چندانی نخواهد داشت. یکی از مهم‌ترین مسائلی که در زمینه سیاستگذاری‌های اقتصادی که جنبه رفاهی دارد باید مورد توجه قرار گیرد این است که خط فقری که رسم می‌کنیم به عنوان یک مرز قراردادی است و نمی‌تواند ملاک ارزش اجتماعی باشد. خیلی‌ها روی این خط قرار دارند و میل به زیر خط یا بالای خط دارند. اینها اقشار آسیب‌پذیرند، هنوز آسیب ندیده‌اند اما کاملاً در مرز خطر قرار دارند. باید با مطالعاتی که انجام می‌دهیم مدام وضعیت جامعه را رصد کنیم و برنامه‌هایمان را به گونه‌ای جلو ببریم که کمترین آسیب را ایجاد کنیم.آیا مطالعات دقیقی در جهت شناخت بافت اجتماعی طبقه متوسط شده است که اقتصاددانان بر مبنای آن برنامه‌ریزی کنند؟من این کار را از سال 60 انجام داده‌ام و خیلی از مطالعاتم این گروه اجتماعی را مورد هدف قرار داده و از ویژگی‌های اقتصادی این بخش بزرگ از جامعه تا حدود زیادی آگاهی دارم. به عنوان مثال میزان پراکندگی طبقه متوسط در سراسر کشور یا شغل‌هایی که به آن مشغولند و.... باید دقت زیادی در تأمین سیاست‌هایی که با طبقه متوسط کار دارد، داشت. باید یک سیستم و سازمانی مسئول مطالعه قشر متوسط باشد و به سرعت نشانه‌ها را پیگیری کرده و به دستگاه‌های سیاستگذار و اجرایی گزارش دهد.این قشر باید مدام تحت مراقبت باشند. اما آنچه به عنوان چتر حمایتی از آن حمایت کردیم آنقدر کارا و گسترده هست که نگرانی ما را به حداقل می‌رساند زیرا همه جامعه را به زیر این چتر حمایتی خواهیم برد و نگرانی‌های کلی و جزئی خود به خود از بین خواهد رفت. از تولید چگونه حمایت می‌شود؟اولویت در کشور ما همواره باید در قسمت تولید باشد. فرآیند تولید در کشور به این صورت است که با توجه به منابع و توانایی‌هایی که داریم مواد یا محصولاتی را تولید کنیم، مازاد بر مصرف داخل را به کشورهای دیگر صادر می‌کنیم و از درآمد به دست آمده در جهت رفع نیازهای دیگر استفاده می‌کنیم. حال این نیازها می‌تواند خرید فناوری باشد یا مایحتاج دیگر، اما مسئله مهم این است که ما در وهله اول نیازهای داخل را تأمین می‌کنیم و در وهله دوم کالای مورد ارائه در بازار جهانی تولید کرده‌ایم، اما باید به فکر تولید پایدار بود. در 30 سال گذشته نوع حمایت‌های گوناگونی را تجربه کرده‌ایم به عنوان مثال پس از جنگ تحمیلی از بعضی از صنایع به یکباره حمایت‌هایی صورت گرفته و واردات خاص آزاد شد و ما با یک بازار وسیع بی‌هدف روبه‌رو شدیم! از سوی دیگر ظرفیت‌های مهمی در کشور وجود داشت که هیچ‌کس به دنبال راه‌اندازی آن نبود! وبا اصلاح قیمت‌ها که همان آزادسازی بود جامعه در یک چمبره تورم‌زا غرق شد!و این سیاست‌ها هنر نبودند بلکه فروغ اقتصاد کشور را سال‌ها به عقب انداختند. مهم این است که بتوانیم تولید را به صورت کارآمد گسترش داده و تشویق کنیم.در آن‌صورت خود به خود با استاندارد جهانی همسو خواهیم بود و خود به خود رقیب‌های بزرگ خواهیم داشت و سرعت انتقال علم و درآمدمان بسیار بالا می‌رود که هم سود ملی دارد و هم نفع شخصی. در کنار این موارد می‌توانیم برخی از نیازهای سبد خانوار را هم از واردات تأمین کنیم اما چون وارداتمان بر مبنای درآمدهای صادراتی کالا به دست آمده است به راحتی درآمدها جا به جا شده و در اقتصاد ملی گرهی ایجاد نمی‌شود بلکه رشد مداومی را هم خواهیم داشت.تأثیر نفت در این ماجرا چیست؟اگر واردات ما بر اساس درآمدهای نفی باشد که هست اقتصادمان بسیار کم فروغ خواهد بود. به عنوان مثال یک نفر از یک کشور نفتخیز یک بشکه نفت را می‌برد در کشوری دیگر می‌فروشد و در ازای آن یک سبد کالایی تهیه می‌کند که 50 نفر روی آن کار کرده و از آن کسب درآمد کرده‌اند. این موضوع به هیچ وجه بهینه نیست و اقتصاد ملی را فلج می‌کند. سود بر مبنای تعداد افرادی است که از یک کالا کسب درآمد سالم داشته‌اند. این نوع صادرات که به آن اشاره کردیم یک مسیر دایره‌وار مخرب در اقتصاد است که به طور دائم تجدید می‌شود. به طور کلی در این سبک فقط سبد خانوار را با کالای وارداتی پر می‌کنیم و نتیجه آن هر روز بر تعداد گروه‌های اجتماعی بیکار جامعه اضافه می‌شود و به طور مدام قدرت ما کم می‌شود. داشتن منابع نفتی و کسب درآمد از آن بسیار ارزشمند است، اما نباید مانع این شود که رشد اقتصادی ما در جهت صادرات کالای غیرنفتی کند بشود، به همین دلیل اصلی‌ترین محور سیاست هدفمند کردن یارانه‌ها ایجاد کارایی در اقتصاد داخلی است تا جایی که به عنوان یک قطب قدرتمند در جامعه جهانی مطرح شود. با این قانون باید قیمت‌های نسبی که تخریب کرد‌ه‌ایم اصلاً شود تا علائم درستی به اقتصاد کشور بدهند و ما را به نیازها آگاه کنند. کشور ما دارای مزیت‌های پرشمار اقتصادی است. به هر گوشه‌ای که بنگرید با ظرفیتی رو‌به‌رو می‌شوید که خود به خود درآمدزاست! پس باید با سیاست‌های درست این ظرفیت‌ها را به سود تبدیل کرد. به عنوان مثال درآمدهای نفتی که برای ما نعمتی بزرگ است را در جهت خرید فناوری هزینه کنیم.چگونه؟ تحریم‌ها چه می‌شود؟با مشاهده کشورهایی که چنین درآمدی را ندارند می‌بینید که آنها برای کوچک‌ترین خریدهای بین‌المللی‌شان باید میلیاردها دلار صادرات داشته باشند و کلی زحمت بکشند، اما با توجه به نعمت نفت ما منابع مالی سرشاری را در اختیار داریم تا در جهت پیشرفت هزینه کنیم. به پشتوانه این منابع مالی سرعت خرید فناوری و تطبیق کشور با استاندارد جهانی شاید یک تا دو سال باشد.عامل کار هم از اهمیت بالایی برخوردار است. عامل کار در کشور ما جزو بالاترین مزیت‌هاست. پرداخت ما به عامل کار از متوسط جهانی پایین‌تر است. حداقل نسبت به بسیاری از کشورهایی که تولیدکننده و صادرکننده هستند، پرداخت به طور نسبی پایین‌تری به کارگرها داریم. نیروی کار ما از هوش و بهره‌وری بیشتری نسبت به دنیا برخوردار است از این رو کارگران ما در کشورهایی که عامل کارشان در سطح بالایی از بهره‌وری قرار دارند به راحتی وارد شده و در بهترین نقاط مشغول به کار می‌شوند، چه در سطح نخبگان ایرانی که در بهترین سازمان‌های بین‌المللی و در حساس‌ترین مشاغل مشغول به کار هستند. توانایی فردی و هوش عامل کار در ایران در سطح بالایی قرار دارد که یک امتیاز بالقوه است.اگر ما از این امتیاز‌ها برای بهره‌وری اقتصاد ملی استفاده نمی‌کنیم باید به دنبال رفع عوامل دیگر باشیم و سیستم‌هایی همچون قانون کار و تأمین اجتماعی را اصلاح کنیم. عامل‌کار و نیروی انسانی متخصص و تحصیلکرده در کشور ما نسبت به استاندارد جهانی در سطح بسیار ایده‌آلی است. با این توصیفات دیگر معنایی ندارد که از کشورهایی همچون ترکیه، کره و مالزی و.. عقب بمانیم. با یک عزم ملی و ترمیم اقتصاد ملی به راحتی می‌توانیم به رشد اقتصادی بسیار بالا و باروری برسیم و به پیشرفتمان سرعت بیشتری بدهیم. متأسفانه ابزار و لوازم بخش تولید در کشور ما استاندارد نیست و این موضوع باعث بالا رفتن هزینه‌ها شده است. چگونه شرایطی می‌تواند موجب تشویق صنعتگران برای به روز‌رسانی این ابزار شود؟یک بسته اقتصادی به دولت پیشنهاد کرده‌ام که در آن به روشنی همه این موضوعات دیده شده است. ما صنایعی داریم که از ماشین‌آلات و ابزار بسیار مستهلک و ناکارآمد استفاده می‌کنند. اینها به محض اینکه ماشین‌آلات به‌روز را وارد کنند خود به خود هزینه‌هایشان تعدیل می‌شود و با مزیت‌های دیگری که دارند، می‌توانند به راحتی با بازار جهانی رقابت کنند.مهم‌ترین عامل در این به‌روز‌رسانی مرحله‌ای است که خرید فناوری و جایگزینی صورت می‌گیرد. در این مرحله دولت می‌تواند یارانه را تخصیص بدهد و با سیستم حمایتی مالیات هم تشویق‌های بیشتری از صنایع به روز شده داشته باشد. در بسته ارائه شده به دولت دو بخش مالیاتی و بانکی به روشنی مسیر را روشن کرده‌اند.بخش مالیات باید چگونه عمل کنند؟در نظام مالیاتی، دولت از طریق نرخ استهلاک نزولی می‌تواند یارانه‌ای صددرصد هدفمند را به بخش صنعت ارائه دهد.به عنوان مثال دولت با صنعتگر توافق کند که در سال اول ورود ابزار و ماشین‌آلات 50 درصد از دستگاه جایگزین شده را مستهلک اعلام خواهد کرد و در سال دوم 100 صددرصد آن‌را. از این رو صنعتگر در سال اول 50 درصد مالیات بخشودگی داشته و 50 درصد هم در هزینه‌ انرژی صرفه‌جویی کرده است وبه نوعی صددرصد سود داشته است. از سوی دیگر دولت در یک فرآیند پنج ساله هم کل دستگاه را مستهلک شناخته و صنعتگر به نوعی یک دستگاه رایگان در اختیار خواهد داشت. از سوی دیگر وارد کردن فناوری برای کشور به عنوان یک ضرورت برنامه‌ای جامعه می‌طلبد، چون برای وارد شدن یک چنین حجمی از ابزارآلات و دستگاه‌ها باید سیستم‌های مختلف اداری و خدماتی کشور همچون گمرک و حمل و نقل و... در حالت آماده باش باشند. نظام بانکی چه نقشی خواهد داشت؟نظام بانکی با یک سیستم هدفمند باید علاوه بر تأمین بودجه این طرح به کنترل پول هم بپردازد تا این میزان نقدینگی نقش تورمی در جامعه به خود نگیرد البته چون این پول برای خرید فناوری از ایران خارج می‌شود بالطبع تورم‌زا نخواهد بود اما سرریز خواهد داشت. نظام بانکی با رصد اوضاع با شرایط سود‌دهی روبه‌رو خواهد شد. بنگاه اقتصادی که وام می‌گیرد در عرض دو سال با بخشودگی فراوان مالیاتی روبه رو شده و ابزار مناسبی در اختیار دارد پس به طور حتم سود خواهد کرد و وام خود را بازپس می‌دهد و چرخه اقتصادی هم به سرعت شروع به گردش مثبت می‌کند. با این شیوه دیگر صنعتگر نگرانی نخواهد داشت زیرا هم در هزینه‌ها صرفه‌جویی کرده است و هم ابزارش را به روز کرده، از سوی دیگر فناوری روز دنیا را در اختیار دارد و می‌تواند به بازارهای جهانی وارد شده و سود‌های سرشاری ببرد. دولت هم بعد از پنج سال تنفس سیستم مالیاتی خود را به شکل عادی به راه خواهد انداخت و همه گردونه‌های اقتصاد شروع به هم‌افزایی می‌کنند. اینکه چرا این جریان هنوز به راه نیفتاده است برای من سؤال است. این بحثی است که من از قبل در دانشگاه مطرح کرده‌ام و با ارائه بسته‌های کاربردی آن را به دولت و مجلس رسانده‌ام.متأسفانه همیشه عده‌ای هستند که در مقابل پیشرفت ایستادگی می‌کنند که ریاست جمهوری در این چند سال به دنبال شکستن این تفکر بوده‌اند. فکر نمی‌کنید دو یا سه سال برای به روز‌رسانی صنایع گوناگون کمی رویایی است؟نخیر. برعکس بسیار منطقی است. در اغلب صنایع کشور کافی است ابزار کهنه را از جایگاهش باز کنید و ماشین جدید را روی سکو پیچ کنید به همین راحتی می‌توانید ماشین‌آلات را به‌روز کرد. اگر مشکلات گمرک و.... وجود نداشته باشد شاید در مدت‌زمان شش ماه بشود 30 درصد از صنایع را به روز‌رسانی کرد، اما باید سیستم حمل و نقل ریلی،هوایی و زمینی آمادگی این حجم از جابه‌جایی را داشته باشند، سیستم اعتباری از یک نشاط و جوانی برخوردار باشد و به کارها سرعت بدهد و سیستم نظارتی از واسطه‌ها و ایجاد بازار سیاه جلوگیری کند. از سوی دیگر عمده این واردات شامل تحریم نمی‌شوند، البته شاید معدودی از صنایع نیازمند یک فرآیند طولانی‌تر و چند ساله باشند که محدود بوده و دولت می‌تواند آنها را هم زیر پوشش قرار داده و ردیف جدیدی برای تشویق آنها باز کند.به‌روز‌رسانی رسانه در بخش خصوصی معنا پیدا می‌کند به هر حال بخش خصوصی تلاش بیشتری برای به دست آوردن سود خواهد داشت. از این رو روند خصوصی‌سازی در کشور را چگونه می‌بینید؟مشکلی که در این بخش وجود دارد این است که در بحث خصوصی‌سازی و ادغام مدیریت دولت با بخش خصوصی آیا مدیریت جدید خود را در سازمان خریداری شده پایدار می‌بینید یا نه! آیا بنگاه‌های دولتی به طور واقعی مالکیت خود را به بخش خصوصی واگذار کرده‌اند. متأسفانه بخش عمده‌ای از این انتقال‌های خصوصی‌سازی، انتقال از دولت به نوعی از مدیریت بوده است که حداقل‌کننده هزینه در شرایط بهینه نبوده است. اینکه آیا اینها به دنبال این روند می‌روند یا ترجیح می‌دهند با همین دستگاه‌ها و از راه‌های مختلف یک نوع یارانه‌ای به دست بیاورند به دلیلی که این مدیریت پایدار نیست موجب نگرانی همه اقتصاددانان شده است. فکر می‌کنم یک راه‌حل آن باشد که باید این بنگاه‌ها و سهامش را عرضه عام کنیم تا به بخش واقعی اقتصادی برسد. در این میان وظیفه شورای رقابت چیست؟شورای رقابت وظیفه دارد با رصد بازار از انحصارطلبی‌ها جلوگیری کرده و انحصارات موجود را بشکند. شرایطی به وجود بیاورد که بنگا‌ه‌های کارآمد اقتصادی فضای آزادتری برای فعالیت به دست بیاورند.با توجه به چنین نقش مهمی پس چرا شورای رقابت تا این حد کمرنگ عمل می‌کند؟ما برنامه‌ریزی‌های زیادی در این زمینه داریم اما هیچ منابع مالی نداریم. متأسفانه معاونت برنامه‌ریزی راهبردی ریاست جمهوری اصلاً با ما همکاری ندارد. در سال گذشته معاونت بودجه هیچ بودجه‌ای برای شورای رقابت در نظر نگرفته بود که با پیگیری‌های من در آخرین لحظه در جلسه یک ردیف بودجه برای این سازمان در نظر گرفتند. تشکیلاتی را که باید 150 نفر کارمند داشته باشد با مشکلات زیادی همچون نبود ساختمان و تجهیز رایانه و... دست به گریبان است. چنین سازمانی که وظیفه کنترل یک بازار با چنین ارزش اقتصادی بالایی را دارد، باید میلیاردها تومان برایش هزینه در نظر گرفت، البته به کمک آقای رئیس جمهور و مجلس محترم این موضوع را حل می‌کنیم، اما این زمانی را که برای حل این موضوع صرف می‌کنیم از انرژی ما کاسته و سرعت ما را در کار از بین می‌برد، یعنی به جای اینکه این مرکز به دنبال ارتقای اقتصاد ایران باشد که میلیاردها میلیارد به نفع این 70میلیون جمعیت ایرانی است هر بار سنگ‌های ما را به دنبال کارهای پیش پا افتاده‌ای می‌اندازد. نمی‌دانم چرا!شورای رقابت دوست بخش خصوصی است؟شورای رقابت برای کمک به بخش خصوصی آمده است. اگر بخواهد یک لولو بشود که اصلاً نقض غرض است. ما به هیچ وجه قصد نداریم فعالیت بازار و بخش خصوصی را دچار اختلال کنیم. برعکس به دنبال از بین بردن انحصارات هستیم؛ انحصاراتی که به خصوص دولتی‌اند و مانع عملکرد آنها می‌شوند.خانواده‌ها برای بهره بردن از این فرآیند اقتصادی چه عملکردی خواهد داشت؟به طور عمده خانواده‌ها سود خواهند برد. به هر حال جمعیت ایران همه از وسایل لوکس و پرمصرف استفاده نمی‌کنند که‌گران شدن انرژی آنچنان تأثیری روی آنها داشته باشد. یارانه پرداختی دولت برای بسیاری از خانواده‌ها یک رقم ایده‌‌آل است که می‌تواند موجب ارتقای سطح کیفی زندگیشان شود. این طبقه ثروتمند هستند که به طور قطع با افزایش هزینه روبه‌رو شده و فریادهای جانگداز سر می‌دهند. آنها باید پول ماشین پرمصرف یا هزینه‌های وسایل لوکسشان را بدهند. اگر می‌خواهند منزل شش اتاق خوابه‌شان چراغش روشن باشد و تمام دستگاه‌های صوتیشان هم کار کند و... باید هزینه‌اش را هم بپردازند. هدفمندی یارانه‌ها را تا کنون چند درصد موفق می‌دانید؟اگر سیاست‌های مکمل دولت بتواند آن یارانه تولید و صنعت را افزایش دهد و مدیریت کند تا موفقیت کامل راه چندان زیادی باقی نمانده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار