'من به دولت علاقه مندم و بسیاری از کارها و اقداماتی را که آقای احمدی نژاد انجام می دهد قبول دارم و حتی به دلسوزی و علاقه ایشان، طراوات و شادابی رییس جمهور غبطه می خورم، شاید ما نتوانیم در برخی مواقع به اندازه او کار کنیم.'
شاید کمتر کسی گمان ببرد که این سخن را از زبان 'محمد رضا باهنر' می شنود؛ باهنری که برخی گمان می کردند از دولت فاصله گرفته است.
روایت خود باهنر در این زمینه گویای همه چیز است: ' در دولت نهم بسیار شایعه بود که فلانی در دولت، نیرو و وزیر دارد و بنده چندین بار اعلام کردم که حتی یک نفر را هم به رییس جمهور معرفی نکرده ام ...' و در دولت دهم ' به واسطه تجربه ای که در مجلس داشتم زمانی که لیست آقای رییس جمهور را دیدم، گفتم ممکن است که هفت یا هشت وزیر رای نیاورد؛ برخی ها فکر می کردند که باهنر عوض شده است در حالی که من در آن زمان جو عمومی مجلس را بیان کردم ...'.
دبیرکل جامعه مهندسین نکته جالب دیگری هم دارد که بگوید ...' به صورت قاطع می گویم که احمدی نژاد بسیار به من محبت دارد، احمدی نژاد حضور یک فردی مثل من را در مجلس بر افرادی که خیلی صل علی محمد می گویند و دست می بوسند و تا کمر خم می شوند، ترجیح می دهد.'
باهنر نماینده مجلس شورای اسلامی در دورههای دوم، سوم، چهارم، پنجم، هفتم بوده و اکنون نیز در مجلس هشتم حضور دارد ؛ او که دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین است، به همراه تشکلش از هم اکنون به فکر مجلس آینده نیز می باشد.
او برادر شهید محمدجواد باهنر نخستوزیر سابق ایران است که در سال 1360 ترور شد.
همه این ویژگی ها، خبرنگار سیاسی ایرنا را بر آن داشت که تا در روزی سرد و زمستانی به گفت و گویی داغ با محمد رضا باهنر بنشیند.
**استیضاح معطل کردن مملکت است
- در جلسه اخیر استیضاح وزیر نیرو شاهد فعالیت زیاد آقای باهنر بودیم که به اصطلاح وزیر نیفتد، باهنر عوض شده است؟!
* مشخص است که رفتار ما را رصد می کنید! کسانی که در مدیریت مجلس هستند همواره بر این مساله تاکید داشته اند که برخورد مجلس با دولت باید به حداقل برسد، با توجه به تجربه 20 ساله بنده، این که بنا باشد که هر زمان 10 نماینده طرح را امضا کنند که یک وزیر استیضاح شود، درست نیست زیرا هیچ وزیری نیست که از میان 200 و اندی نماینده 10 مخالف نداشته باشد.
اگر بنا باشد که همیشه 10 نماینده مخالف بتوانند از این حق قانونی خود استفاده کنند، این معطل کردن مملکت است، در قضیه استیضاح نمایندگان باید احساس کنند که یک خواست عمومی مجلس مطرح است نه این که تنها 10 نماینده بخواهند وزیری را استیضاح کنند.
بر این اساس هیات رییسه های مجلس بسیار تلاش می کنند که استیضاح به صحن نیاید و یا قبل از این که به صحن بیاید آن را رفع و رجوع کنند تا حل شود. در تمامی دولت ها این مساله مصداق داشته است. البته من الان در هیات رییسه نیستم.
**در دولت نهم حتی یک نفر را هم به رییس جمهور معرفی نکردم
- برخی معتقدند رفتار آقای باهنر در قبال دولت نهم و دهم تغییر کرده است آیا این برداشت درست است؟
* در دولت نهم بسیار شایعه بود که فلانی در دولت، نیرو و وزیر دارد و بنده چندین بار اعلام کردم که حتی یک نفر را هم به رییس جمهور معرفی نکردم، عده ای می گفتند محمد مهدی زاهدی وزیر علوم و تحقیقات را بنده به رییس جمهور معرفی کردم زیرا ایشان از دوستان و همشهریان بنده بودند، در حالی که زمانی که من فهمیدم که زاهدی در لیست وزرای رییس جمهور است، تعجب کردم و مدتی فکر می کردم که چه طور رییس جمهور با وی آشنا شده است، در آخر متوجه شدم آقای زاهدی رییس شورای شهر استان کرمان بوده و به واسطه این که آقای احمدی نژاد شهردار تهران بودند در جلسات شورای شهرهای بزرگ با هم جلسات مشترک داشتند و در آن جلسه این دو با هم آشنا شدند.
در اوایل دولت احمدی نژاد یک تفاهم غیر اعلام شده ای داشتیم، ولی دوستی ها و رفاقت ها نباید مانع انجام وظیفه شود.
بنده به واسطه تجربه ای که در مجلس داشتم زمانی که لیست آقای رییس جمور را برای دولت دهم دیدم، گفتم ممکن است که هفت یا هشت وزیر رای نیاورد. برخی ها فکر می کردند که باهنر عوض شده است در حالی که من در آن زمان جو عمومی مجلس را بیان کردم؛ پس از این که رهبر معظم انقلاب اظهار تمایل کردند که وزرا رای بیاورند با تلاش های بسیاری که انجام دادیم که عدد بر روی سه ایستاد و تنها سه وزیر پیشنهادی رای نیاوردند.
**به احمدی نژاد غبطه می خورم
- رابطه تان با آقای احمدی نژاد چگونه است؟
* من به دولت علاقه مندم و بسیاری از کارها و اقداماتی را که آقای احمدی نژاد انجام می دهد قبول دارم و حتی به دلسوزی و علاقه ایشان، طراوات و شادابی رییس جمهور غبطه می خورم، شاید ما نتوانیم در برخی مواقع به اندازه او کار کنیم.
ولی در برخی مواقع هم مسائل اصولی مطرح است،در برنامه پنجم با این که جزو هیات رییسه مجلس نبودم ولی می توانستم رییس کمیسیون شوم در خصوص برنامه، هشت یا 9ماه کار انجام دادیم در این زمینه بحث ها جدی بود، ولی ما در این خصوص اقدامات جدی انجام دادیم و پس از آن خدمت رهبر معظم انقلاب شرفیاب شدیم.
امروز واقعا علاقه مند هستیم این کار مورد ارزیابی قاطبه اساتید داشگاه ها، اقتصاددانان جامعه شناسان و طرفداران دولت قرار گیرد. برخی ها معتقد بودند فراکسیون به دلیل آن که طرفدار دولت است، قانون برنامه ای را که دولت داده همان طور تصویب کند.
در حالی که شاهد بودیم که لایحه برنامه تعداد زیادی از احکامش تغییر کرد و در بسیاری از این تغییرات، دولت راضی و قانع بود و احساس می کرد که کار کارشناسی صورت گرفته است.
در زمان رسیدگی برخی ها می خواستند، مساله را به شکلی مطرح کنند که مثلا مجلس چوب لای چرخ دولت می گذارد و کارشکنی می کند ولی این طور نبود و دولت در برخی از مواقع راضی بود،در بسیاری از مواقع با دولت تفاهم داشتیم، در کل اصلاحات رو به جلو بود.
**احمدی نژاد به من محبت دارد
- نظر احمدی نژاد ...؟
*به صورت قاطع می گویم که احمدی نژاد بسیار به من محبت دارد، احمدی نژاد حضور یک فردی مثل من را در مجلس بر افرادی که خیلی صل علی محمد می گویند و دست می بوسند و تا کمر خم می شوند، ترجیح می دهد.
** خودی و غیر خودی
- برخی معتقدند که صحنه سیاسی ایران پس از فتنه 88 تغییر کرده و تقسیم بندی های گذشته در مورد بازیگران کنونی عرصه سیاسی چندان دقیق نیست به نظر شما عرصه جدید را چگونه می توان ترسیم کرد؟
* در این خصوص باید به سال 78 و حادثه کوی دانشگاه تهران بازگردیم، در آن زمان حوادثی در مملکت اتفاق افتاد که رهبر معظم انقلاب بعد از آن حوادث شخصا تکلیفی را احساس کردند و به فاصله دو ماه از آن حادثه تمامی فعالان سیاسی و احزاب کشور را دعوت کردند و با آنان جلسات خصوصی گذاشتند، رهبر معظم انقلاب حتی از گروه هایی که امروز به صف ضد انقلاب پیوستند نیز دعوت کرده بودند.
جامعه اسلامی مهندسین نیز در کنار انجمن اسلامی پزشکان، جمعیت ایثارگران و موتلفه اسلامی دعوت شد، ترجیع بند بیانات رهبر معظم انقلاب در آن جلسه این بود که ایشان می فرمودند شما که خود را طرفدار انقلاب می دانید چرا اینقدر بین خود خط و خطوط غیر ضروری کشیده اید که همه احساس کنید که انسان های کوچک و محدودی هستید و در موقع فعالیت های سیاسی گاهی با کسانی که در مجموعه نیستند لابی می کنید.
ایشان توصیه ای داشتند که باید خودی از غیر خودی مشخص شود و خطوط غیر ضروری را کم رنگ کرد. ایشان احکام نورانی اسلام، نظام جمهوری اسلامی با خط قانون اساسی، خط امام و ولایت فقیه را چهار مولفه ای دانستند که افراد خودی را مشخص می کرد.
این مساله را رهبری 11 سال قبل فرمودند و ایشان اصولگرایی و بایدها و نبایدهایی آن را نیز تعریف کردند.
** تکلیف خواص
-25 بهمن را یک نقطه عطف در قبال فتنه می دانند، نظر شما چیست؟
* قبل از انتخابات 88 ، نمایش جالبی از دموکراسی اتفاق افتاد و آن موقع طرفداران یک کاندیدا یک طرف و طرفداران دیگر در طرف دیگر با هم بحث می کردند ولی مشکلی با هم نداشتند در برخی از مواقع در میتینگ های خیابانی این دو صف ضربدری از میان هم رد می شدند و نمایش دموکراسی بود ولی بعد از جریان انتخابات و اعلام نامزد پیروز، طرف شکست خورده، انتخابات را پایان یافته تلقی نکرد و ادعاهای دیگری را مطرح کرد.
تعبیر آنان این بود که چون در صندوق ها برنده نشدند باید به خیابان ها بیایند و با جنگ و لشگر کشی برنده شوند. ختم این غائله از نظر عوام و توده مردم در نهم دی ماه اعلام شد ولی این ختم غائله برای خواص نبود و آنان همچنان ادامه می دادند
تکلیف همه خواص هم در 25 بهمن امسال روشن شد و این روز حجت را بر همه تمام کرد.
** موسوی و کروبی به حالت مشمئز کننده رسیدند
* موسوی و کروبی احساس کردند در کشور نیرو کم دارند از این رو به سراغ آن طرف آبی ها که ضد انقلاب ها، اسرائیلی ها و آمریکایی ها جزو آن بودند رفتند و خود را له کردند و به حالت مشمئز کننده امروز رسیدند و باعث شدند که مردم از آنان متنفر شوند.
** توقع از هاشمی رفسنجانی
- عملکرد هاشمی در قابل فتنه چگونه بود؟
* توقع از هاشمی رفسنجانی این بود که بعد جریان فتنه موضع خود را بیان می کرد و زودتر از این ها موضع شفاف می گرفت.
البته یک نکته بگویم ؛ درست است که برخی فرزندان خواص مشکلات سیاسی دارند ولی این مشکلات نباید باعث شود که برخی ها به خود اجازه دهند به آنان اتهامات اخلاقی ببندند این ظلم به انقلاب است ما این تندروی ها را محکوم می کنیم این افراد باید بدانند که این گونه رفتارها مظلومیت ایجاد می کند.
فرزندان مسئولین اگر مشکلات سیاسی و اقتصادی دارند باید با آنان برخورد شود، در دادگاه اسلامی اگر کسی محکوم به اعدام شد اعدامش می کنند ولی حق تهمت زدن به او را نداریم.
** جریان اصلاح طلبی تکلیف خود را با سران فتنه مشخص کند
- آیا در رقابت های آینده جایی برای اصلاح طلبان هست؟
* با اینکه در میان اصلاح طلبان پراکندگی سنگینی وجود دارد ولی اعتقاد من این است که جریان 'اصلاح طلبی سالم' می تواند در فضای سیاسی به حیات خود ادامه دهد،ولی آنان باید تکلیف خود را با دو مساله روشن کنند، نخست این که اصلاح طلبی را معنا کنند و بایدها و نبایدهای آن را مشخص کنند و دوم این که تکلیف خود را با سران فتنه مشخص کنند در این صورت می توانند در چارچوب قانون اساسی ادامه حیات دهند.
** منشور جامعتین جامع و مانع است
- اصولگرایان برای رقابت آینده چه برنامه دارند؟
* فضای فکر اصولگرایان نیز یک مقدار متفرق است، با قدم جامعتین برای این که اصولگرایان به وحدت برسند بسیاری از بایدها و نبایدها مشخص می شود، این بایدها و نبایدها نیز از فرمایشات رهبر معظم انقلاب استخراج شده است، این منشور بسیار خوب است و می تواند تکلیف اصولگرایی را مشخص کند.
در اصولگرایی یک اختلاف نظر اساسی وجود دارد این که عده ای می گویند اصولگرایی هر چه ناب تر بهتر .معنایش این است که اگر یکی چند درصد مشکل دارد باید بیاندازیمش بیرون و آن عده خلوص طرف مقابل را بر اساس اعتقادات خود نگاه می کنند. گروه دیگر می گویند که باید تعیین شود که فرد چه بایدها و نبایدهایی دارد و سعی این افراد جذب حداکثری و دفع حداقلی است.
منشور جامعتین در این راستا جامع و مانع است و وحدت حداکثری در زیر آن ممکن است.
** اصلاح طلبی تمام نشد - اصولگرایان متحد شوند
- در انتخابات آتی مجلس رقابت اصلی میان چه گروه هایی است؟
* تفکر اصلاح طلبی تمام شده نیست اما اگر اصلاح طلبان هنجارشکن باشند حق ورود به صحنه انتخابات را ندارند، اما اگر آنان در چارچوب قانون اساسی می خواهند رقابت کنند این که فکر کنیم این تفکر مرده، ساده نگاری است.
برخی ها می گویند حالا که رقیب اصلاح طلب نداریم، اصولگرایان دو تکه شوند و با هم رقابت کنند که من این را هم قبول ندارم زیرا این یک کار ساده انگارانه است و اصولگراها باید یکی باشند.
در انتخابات مجلس باید یک لیست اصولگرایی بیرون آید ممکن است که این لیست مثلث نباشد و به شکل مربع یا شش ضلعی باشد، جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین یک چتر حمایتی اعلام کرده که همگی باید زیر آن باشیم.
هیات سه نفره پیشنهادی 'عسگر اولادی'،' ولایتی' و 'حدادعادل' که مورد تایید رییس جمهور و جامعتین هستند قرار است ساختارهای همکاری اصولگرایی را تعریف کنند.
ممکن است در حوزه های انتخابی یک نفره، مثلا چند اصولگرا با یکدیگر رقابت کنند زیرا جریان های سیاسی و حزبی در حوزه انتخابی کوچک زیاد موثر نیستند ولی در شهرهای بزرگ و کلان شهرها باید یک لیست از اصولگرایی بیرون آید و تفرقه در این میان به نفع اصولگرایان نیست.
کمیته سه نفره به دنبال مذاکره هستند و طبیعی است که خودمان برای افزایش ظرفیت اصولگرایی تلاش های انتخاباتی خود را آغاز می کنیم اما وحدت زیر چتر جامعتین یعنی جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از مهمترین راهبردهای اصولگرایان است.
ساختارهای تشکیلاتی که این کمیته 3 نفره مشخص می کند و کارهای اجرایی که خودمان انجام می دهیم و وحدت زیر چتر جامعتین، سیاست های راهبردی ما در عرصه انتخابات است.
افزایش تعداد اعضای این کمیته از سه به هفت یا ده نفر به خود اعضای این کمیته ارتباط دارد و در صورت تصمیم به افزایش نیز باید مجموعه ای را دعوت کنند که مورد قبول همه اصولگرایان باشد.
** متکی در چارچوب جبهه
- گویی آقای متکی تاکید کرده که فعالیت حزبی نمی کند این با گفته پیشین شما در این زمینه تفاوت ندارد؟
* آقای متکی عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری بودند ولی پس از این که به وزارت خارجه رفتند بر اساس اساس نامه وزارت خارجه در تشکیلات شرکت نمی کردند ولی ایشان در چارچوب جبهه پیروان خط امام و رهبری هستند.
** ثمره هاشمی احترام دایی اش را دارد
- اما سوال آخر؛ آخرین دیدارتان با آقای ثمره هاشمی کی بود و در چه خصوص با هم صحبت کردید؟
* معمولا با ایشان دیدارهای خانوادگی زیادی داریم ولی بحث های سیاسی کمتر مطرح می شود، برخی مواقع بحث های مشترک داریم ولی در مواقعی که اختلاق نظر داریم سعی می کنیم با هم بحث نکنیم، بالاخره ثمره هاشمی احترام دایی اش را دارد.