
رئیس مجمع تشخیص مصلحت در جلسه روز شنبه این مجمع با اشاره به وجود افراد و گروههایی که از اول پیروزی انقلاب اسلامی با اصل انقلاب، جمهوری اسلامی، قانون اساسی و اصل ولایت فقیه زاویه داشتند و با توطئهها و ترفندهای گوناگون، اعم از کودتا، جاسوسی، ترور و توسل به راههای دیگر سعی در مقابله با نظام جمهوری اسلامی داشته و دارند، گفت:«تکلیف نظام اسلامی و مردم برای مقابله با این گونه افراد و گروههای معاند که ممکن است هنوز هم عوامل اندک آنها با اعلام مواضع و شعارهای تند و تخریبی در پی تضعیف نظام باشند، روشن است که نمونه آن 25 بهمن ماه به روشنی اتفاق افتاد.»
در واقع آقای هاشمی سرانجام با اذعان به ماهیت ضدانقلابی و معاند طراحان آشوبگری در 25 بهمنماه، برخورد قاطع با عناد و براندازی را تکلیف نظام و مردم دانست که برگردان همان شعارهای مرگ بر موسوی و کروبی و تقاضای اعدام آنها است که پیش از این مردم بارها آن شعارها را سرداده بودند.
گرچه این موضعگیری رئیس مجمع تشخیص مصلحت در آستانه برگزاری انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان، شاید بیارتباط با تقاضا و انتظار اعضای محترم این مجلس از آقای هاشمی برای روشن شدن تکلیف ایشان نسبت به سران و طراحان ضدانقلاب و لجوج فاجعه 25 بهمن نباشد، اما حاکی از شرایط و وضعیت سخت و بحرانی کروبی و موسوی نیز هست که با اصرار بر گریز از نظام و سقوط به دامن ضدانقلاب و بیگانه، تمامی پلهای پشت سر خود را خراب کرده و به جایگاه عمله امریکا و اسرائیل برای معرکهگردانی اقدامات شومی تبدیل شدهاند که تنها در شرایط بیداری و خیزش کشورهای منطقه یک نیاز اورژانسی امریکا و اسرائیل را برآورده میسازد. بنابراین موج برائت و بیزاری از این دنکیشوتهای به کما رفته در عالم مجازی که مدتها پیش از سوی مردم آغاز شده بود در روزهای اخیر به نخبگان نیز کشیده شده و هیچ مصلحتی برای سکوت آنان باقی نگذاشته است.
با توجه به این واقعیت مربوط به فضای تصمیمگیریهای ضدانقلابی و در عین حال ابلهانه کروبی و میرحسین است که اکبر گنجی نیز اعلام داشته:«موسوی و کروبی و حامیان غربی آنها آرزوهای مندرج در فضای مجازی را با واقعیت اشتباه گرفتهاند، آنها در فضای مجازی خیالپردازی میکنند و در عین حال آن را واقعیت میپندارند، این رویه جریان مخالف را به استراتژیهای نادرست سوق میدهد.» علمدار اصلاحات در دوره حاکمیت سیدمحمد خاتمی و نویسنده مانیفست جمهوریخواهی دوم خردادیها افزوده است:«مخالفان را قوی نشان دادن و رژیم را ضعیف نشان دادن اقدامی رؤیاپردازانه است.»
به نظر میرسد شکست مفتضحانه سران ضدانقلابی در روز 25بهمن که آثار زوال شکنندگی مضاعف آن در بیاعتنایی مردم به فراخوانهای دنبالههای ضدانقلاب برای روزهای اول و پنجم اسفندماه بهرغم غوغاسالاری در فضای مجازی بیشتر آشکار شد، شکاف در بین ضدانقلابیون رنگی را تشدید کرده است، به گونهای که انتقادات تند امثال گنجی که پیش از این هم از زبان علی افشاری یکی دیگر از حامیان جریان مدعی اصلاحطلبی و همکار بنیادهای پوششی وابسته به سیا علیه اقدام مفتضحانه روز 25 بهمن صورت گرفته، حاکی از تنها گذاشتن امثال کروبی و موسوی است که تا پیش از این تنها به عنوان عوامل اجرایی طرحهای آن سوی مرز در اجرای سناریوی فروپاشی از درون به کار گرفته شده بودند. به نظر میرسد امروز تاریخ مصرف این دنکیشوتها به سر آمده و فصل عبور از آنها آغاز شده است.
شاید همین احساس انزوا و سرخوردگی ناشی از آن باشد که این ضدانقلابیون تاریخ منقضی را دچار افسردگی و اضطراب شدید کرده است؛ افسردگی و اضطرابی که حتی حامیان و واسطههای چرچیلمنشی چون مشارکتیها را وادار میکند تا با پوشش ابراز نگرانی از سلامت موسوی، این شرایط بحرانی روحی آنان را به مسائل تأمینی و حفاظتیشان گره بزنند. البته با توجه به پایان یافتن تاریخ مصرف این دو نفر در نزد حامیان خارجی و واسطههای داخلی لازم است تا زمان محاکمه و اعدام آنها، نظام حداکثر حفاظت از آنها را در دستور کار داشته باشد؛ محاکمه و اعدامی که ماهها است مردم انتظار آن را میکشند.