
به گزارش خبرنگار «جوان» بیست و هفتم خرداد 81 مرد جوانی به کلانتری 108 نواب مراجعه کرده و پلیس را از غیبت ناگهانی برادرش باخبر کرد.
پرونده از شعبه 1156 دادگاه عمومی و جزایی تهران جهت رسیدگی تخصصی در اختیار اداره 11 پلیس اگاهی قرار گرفت. در ادامه کارآگاهان در اداره یازدهم پس از انجام تحقیقات متوجه شدند شهرام-27 ساله- شش روز قبل برای ملاقات زن جوانی به نام «مژگان» از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است اما این در حالی بود که خانوادهاش اطلاعی از این موضوع نداشتند.
از آنجا که هیچ ردی از مژگان وجود نداشت، کارآگاهان متوجه شدند او از تهران به اصفهان رفته و پس از مدت کوتاهی آنجا را هم ترک کرده است.
همچنین مشخص شد «مژگان» از چند سال پیش به دلیل مصرف مواد مخدر مجبور شده محل کارش را ترک کند.
سرانجام مخفیگاه مژگان در یکی از روستاهای دورافتاده در حالی که به همراه همسرش به عنوان سرایدار مشغول به کار بودند، شناسایی و دستگیر شدند.
«مژگان- 40 ساله» اعتراف کرد: چند سالی است که به خاطر اعتیادم با شهرام آشنا شده بودم و هر موقع موادم تمام میشد به سراغ او میرفتم تا اینکه همسرم متوجه اعتیادم شد و من مجبور شدم شهرام را به او معرفی کنم.
او به افسر پرونده گفت: شوهرم که شهرام را مقصر میدانست از من خواست به بهانه خرید مقدار زیادی مواد او را به داخل خانهمان بکشانم.
شهرام ساعت یک بامداد برای تحویل مواد به خانه ما آمد و من هم به بهانه تهیه پول از اتاق بیرون رفتم اما وقتی برگشتم از شهرام خبری نبود از شوهرم پرسیدم چه اتفاقی افتاده که او در جوابم گفت:«کاری کردی که تا آخر عمر بدبخت شدم!» حالا هم فکر میکنم او شهرام را کشته باشد.
با اعتراف مژگان، پرونده به اداره دهم پلیس آگاهی ارجاع شد. کارآگاهان در این مرحله متوجه شدند همسر مژگان(فرشاد- 42 ساله) بعد از دستگیری همسرش به تهران آمده و مخفی شده است.
فرشاد شانزدهم بهمن امسال در محدود میدان راهآهن شناسایی و دستگیر شد.
«فرشاد» پس از دستگیری با معرفی همسرش مژگان به عنوان شریک جرم، اعتراف کرد: پس از اینکه متوجه شدم مژگان معتاد است و شهرام مواد مصرفی او را تهیه میکند، مژگان را مجبور کردم با او تماس بگیرد و به بهانه خرید مقدار زیادی مواد او را به خانه بکشاند.
او ادامه داد: وقتی شهرام وارد خانه شد، من و مژگان با او درگیر شدیم و چند ضربه به سینه و گردن او زدیم، آنقدر که منجربه قتل او شد.
چند سال جسد را داخل صندوقچهای در زیر زمین منزلمان در خیابان خوش دفن کردیم اما چون صاحبخانه قصد تخریب خانهاش را داشت مجبور شدیم جسد را از زیر خاک بیرون بیاوریم بعد آن را با خود به اصفهان بردیم و بقایای جسد را هم معدوم کردیم و تصمیم گرفتیم از اصفهان به روستایی در شمال برویم و در آنجا مخفی شویم.
«مژگان» که ادعا کرده بود از شهرام خبری ندارد بعد از اعتراف فرشاد مجبور شد حقیقت را به پلیس بگوید. او به افسر پرونده گفت: با چاقویی که از شهرام هنگام درگیری با فرشاد گرفته بودم چند ضربه به کمر و سینه او زدم. «همین»!
سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: با توجه به اعترافات صریح متهمان، پرونده در اختیار مقام قضایی قرار گرفته و تحقیقات تکمیلی جهت بررسی صحت اظهارات متهمان در دستور کار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار دارد.