
جلب مخاطب همیشه یکی از دغدغههای اصلی تمام کانالهای تلویزیونی و رسانهها در دنیاست چرا که اعتبار یک مخاطب به تعداد مخاطبان ثابت و همیشگی آن است. البته باید به این موضوع توجه کرد که منظور ما مخاطب ثابت است، چرا که مخاطب ثابت است که باعث اعتبار رسانهها میشود و مخاطب ثابت میتواند دیگران را به دیدن آن تشویق کند. دراین بین رسانه ملی هم به عنوان یک رسانه همیشه تلاش دارد که مخاطبان ثابتی داشته باشد تا علاوه براینکه رضایت شهروندان را جلب کند، بتواند در رقابت تنگاتنگ گوی رقابت را از شبکههای ماهواره بدزدد و به نوعی از مخاطبدزدی آنها جلوگیری کند. اما به واقع این موضوع استراتژی خاصی میطلبد که در حال حاضر رسانه ملی آنگونه که باید به آن توجه نمیکند.
یکی از این تاکتیکها پخش مداوم برنامههای سرگرمکننده و بهویژه سریالهاست، چرا که فاصله زمانی بین پخش سریالها باعث خواهد شد که مخاطبان در فاصله پخش یک سریال تا سریال دیگر یا یک برنامه تا برنامه دیگر در طول هفته به سمت رسانههای دیگر سوق پیدا کنند. به عنوان مثال در حال حاضر سریالهای مخاطبپسند مانند مختارنامه به صورت هفتگی پخش میشوند و همین موضوع باعث شده که مخاطبان رسانه ملی در فاصله جمعه تا جمعهای دیگر برای برآوردن نیاز خود به رسانههای دیگر مراجعه کنند که این موضوع میتواند در درازمدت باعث کاهش مخاطبان رسانه ملی شود چرا که به عنوان نمونه فارسیوان و بسیاری از شبکههای دیگر ماهوارهای بهرغم محتوای پوچ سریالهای خود آنها را به صورت روتین و منظم و در زمان مشخص پخش میکنند که این موضوع باعث جلب مخاطب خواهد شد اما در طرف مقابل رسانه ملی آنگونه که باید درحال حاضر نه فیلمهای سینمایی روتین هر شبی پخش میکند و نه سریالهای هر شبی که بتواند مخاطبان ثابت داشته باشد.
این درحالی است که در دنیای امروز که گستردگی و تنوع شبکههای تلویزیونی غیرقابل توصیف است مخاطب منتظر برنامههای یک شبکه نمیشود و در صورتی که یک رسانه نیازهای آن مخاطب را برطرف نکند و او نتواند به صورت برنامهریزی شده برنامههای مورد توجه خود دراین شبکهها دریافت کند به سمت رسانهای دیگر خواهد رفت که این موضوع با توجه به تهاجم فرهنگی از سوی شبکههای غربی میتواند به ضرر فرهنگ ما تمام شود.
درحالی که رسانه ملی میتواند در یک نبرد متقابل با برنامهریزی منظم در برنامههای خود زمینه جلب همیشگی تمام شهروندان که بعضی از آنها مخاطب شبکههای ماهوارهای هم هستند را جلب کند. شاید بهترین چیزی که میتوان دراین زمینه گفت این است که سیمای ملی باید فرصت سرخاراندن هم به مخاطب ندهد و به صورت پشت سرهم محصولات تصویری پخش کند تا مخاطب یک لحظه هم فکر استفاده از رسانههای دیگری مانند کانالهای ماهوارهای را به ذهن خود راه ندهد به گونهای که مخاطب پای تلویزیون با 8کانال میخکوب شود. اما درحال حاضر چنین اتفاقی رخ نداده است و شبکههای ماهوارهای هم از این خلأ استفاده کردهاند و به همین دلیل باید هر چه سریعتر در یک برنامهریزی سعی کرد که مخاطبان را با پخش برنامههای منظم جلب کرد. به ویژه در سه بخش فیلم و سریال و برنامههای مستند که مخاطب رسانه ملی تشنه پخش آنها به صورت منظم است.