علي خدايي بيجاري | يكي از نقشهاي جذاب و دوست داشتني سريال جديد «تبريز در مه» نقش «ريحان» همسر دوم عباس ميرزا (كورش تهامي) است كه خانم «رزيتا غفاري» اين كاراكتر را بازي كرده. خانم غفاري متولد 1351 تهران و تحصيلكرده كارگرداني سينماست. وي همسر «عباس صالحي» يكي از باذوقترين طراحان چهرهپردازي عرصه سينما و تلويزيون است كه با بازي در سريال «در قلب من» و فيلم «شوكران» توانست شهرت و محبوبيت دو چنداني براي خود كسب كند. بعضي از آثاري كه خانم غفاري در آنها به ايفاي نقش پرداخته عبارتند از: هتل كارتن «سيروس الوند»، ملاصدرا «حسن فتحي»، پشت پرده مه «پرويز شيخطادي»، آوازخوان «كاظم معصومي»، آب و آتش «فريدون جيراني» و يكي بود يكي نبود «ايرج طهماسب». با اين بازيگر بااخلاق گفتوگويي انجام دادهايم كه تقديم علاقهمندان فيلم و سريال ميشود.لطفاً در ابتدا در خصوص فعاليتهاي هنري اخيرتان توضيحاتي بفرماييد.من به تازگي يك كار تئاتر را تمام كردهام. اين كار براي جشنواره تئاتر فجر امسال كار شد و كارگردانش خانم بيتا الهيان بود و به جز من، آقايان پرويز فلاحپور و روحالله كماني و خانم نسرين نصرتي در آن بازي ميكردند.اين كار در جشنواره جايزهاي كسب كرد؟بله در چهاررشته كانديداي جايزه شد كه دو جايزه را دريافت كرديم كه شامل بهترين بازيگري مرد و بهترين نمايشنامهنويسي بود كه آقاي پرويز فلاحپور جايزه بازيگري و آقاي آرش عباسي جايزه نمايشنامهنويسي را دريافت كردند و خبر ديگر در مورد اين كار اين است كه يكي دو ماه آينده اين كار در تئاتر شهر با اجراي عمومي روي صحنه ميرود.در سينما و تئاتر چه فعاليتي داشتهايد؟من يك سريال به نام «سيامين روز» كار كردم كه فكر كنم براي شبكه دوم كار شده است و براي يكي دو ماه آينده نوبت پخش دارد.چگونه شد كه در سريال تبريز در مه بازي كرديد؟من قبلاً با آقاي ورزي همكاري داشتم و در سريال «عمارت فرنگي» برايشان كار كرده بودم كه نقش همسر ميرزا كوچك خان جنگلي را بازي كرده بودم و تبريز در مه در واقع دومين پيشنهاد آقاي ورزي به من بود. زماني كه متن را به من دادند و آن را خواندم ديدم مثل متنهاي گذشتهشان زيبا بود و از آن خوشم آمد و پيشنهاد بازي ايشان را پذيرفتم.از نقش «ريحان» بگوييد.ريحان يك زن مهربان، شجاع، همسردوست و وفادار به همسر و زندگياش است و در حين پخش متوجه شدم كه مردم خيلي خوب با ريحان همذاتپنداري كردند.ريحان در داستان تبريز در مه لحظات خيلي بحراني را پشت سر ميگذارد و خدا را شكر كه از بازخوردهاي مردم متوجه شدم كه نقش خيلي اثرگذار بوده و از سوي مخاطب مورد قبول واقع شده.آيا نقش ريحان مابهازاي تاريخي دارد؟بله. ريحان در تاريخ وجود داشته و همسر دوم «عباس ميرزا» بوده.آيا براي رسيدن به نقش خود شما شخصاً تحقيق كردهايد يا تنها به توضيحات و تحقيقات آقاي ورزي به عنوان نويسنده و كارگردان اكتفا كردهايد؟نه. من در موقعيتي قرار گرفتم كه تنها به تحقيقات و اطلاعات كافي و وافي آقاي ورزي بسنده كردم. يعني آقاي ورزي شخصي است كه كاملاً روي متني كه مينويسند اشراف دارد و معمولاً براي هر كاري كه انجام ميدهد تحقيقات وسيعي را انجام ميدهد و متن و توضيحات ايشان آنقدر جامع و كامل بود كه واقعاً هيچ نيازي به تحقيقات من يا ساير بازيگران وجود نداشت.اتفاقات غالباً بدي كه براي ريحان ميافتد، تا چه اندازه حقيقت دارد و تاريخ آن را تأييد ميكند؟آنطور كه آقاي ورزي توضيح ميدادند حدود 70 درصد اين اتفاقات واقعي بوده و 30 درصد بقيه هم چيزهايي بود كه آقاي ورزي به خاطر جذابيت بصري به اين وقايع اضافه كردهاند. اما آنطور كه ايشان ميگفتند آسيه (زن اول عباس ميرزا و هووي ريحان) و ريحان وجود داشتهاند.خانم غفاري، چند وقتي بود كه حضورتان در تلويزيون كمرنگ شده بود، آيا اين اتفاق دليل خاصي داشت؟بله، من با همسرم براي گذراندن دورهاي به كانادا رفته بوديم و حدود سه سال و نيم در آنجا بوديم و دخترم هم در آنجا به دنيا آمد و بعد از سه سال و نيم كه به ايران برگشتم، روز دوم بود كه سر كار رفتم و خدا را شكر تا به امروز مدام سر كار بودهام.خود شما هم در اين مدت به تحصيل اشتغال داشتيد؟تحصيل به شكل كلي آن نه ولي دورههايي را در آنجا گذراندم چون به خاطر دخترم نميتوانستم وقت زيادي را به اين قضيه اختصاص دهم.دورههايي كه گذرانديد به بازيگري مربوط ميشد؟خير. مربوط به تئاتر، تلويزيون و سينما بود.همسرتان تحصيلات مرتبط با گريم را دنبال كردند؟بله. ايشان طراح گريم هستند و حدوداً 25 سال سابقه كار در ايران دارند و براي تحصيل در مقطع فوقليسانس گريم به اين كشور رفتيم و مدركي كه ايشان گرفتند مدرك خاصي است در رشته گريم.تحصيلات ايشان و تخصص خاصي كه به آن اشاره داشتيد بعد از ورود به ايران كاربرد داشته يا خير؟بله. اتفاقاً الان سر يك كار سينمايي هستند كه آقاي شيخطادي كارگردان آن هستند، ايشان طراحي گريم اين كار را انجام داده، كه يك كار جنگي است و اسپشيال افكت گريم در آن به كار رفته كه يك كار خاص است. يك كار ديگر هم كه ايشان در اين زمينه انجام داده، كار گريم سيامين روز است كه قبلاً اشاره كردم كه در آن بازي كردهام.با توجه به تخصص شما و همسرتان رابطه بازي و گريم، چگونه رابطهاي است و گريم چقدر به بازي كمك ميكند؟يك گريم خوب قطعاً خيلي به بازيگر كمك ميكند كه نقشش را به بهترين وجه ممكن ارائه كند چون خود بازيگر وقتي خودش را به واسطه طراحي گريمي كه روي صورتش انجام ميشود، قبول كند مطمئناً در ارائه آن نقش قوي عمل ميكند و به بهترين نحو ممكن آن نقش را بازي ميكند. به طور مثال شما قرار است كه نقش يك آدم پير را بازي كنيد و صورتتان به واسطه گريم پير ميشود. شما وقتي خودتان را ميبينيد كه خيلي خوب صورتتان پير شده و پيري صورت كاملاً طبيعي است اين مسئله كمك ميكند كه اين حس بازي در نقش يك كاراكتر پير در درون شما به وجود بيايد و قطعاً همين مسئله به شدت به بازي كمك ميكند.با توجه به تجربهاي كه از دوران تحصيل همسرتان داشتهايد وضعيت گريم ايران را در مقايسه با كشورهايي مثل كانادا چطور ديديد؟متأسفانه بايد بگويم كه خيلي عقب هستيم. كاملاً ما از لحاظ تكنيكي خيلي عقب هستيم. من ميديدم كه آقاي صالحي كارهايي را كه در آنجا انجام ميدادند خيلي دقيقتر و بهتر بود. گرچه جديداً در ايران اتفاقات خوبي ميافتد. مثلاً در همين كار آقاي شيخطادي كه قبلاً اشاره كردم چيزهايي را از آقاي صالحي خواستهاند كه تا به حال در هيچ فيلم و سريالي در ايران وجود نداشته و قطعاً با اين اتفاق وضعيت خيلي فرق ميكند. شايد با ديدن گريمهاي جديد، فيلمنامهنويسان ما ترغيب شوند كه فيلمنامههايي نو بنويسند.دوري از كشور و زندگي در غربت چطور براي شما رقم خورد؟خب آن مدت سه سال و نيم كه من از ايران دور بودم براي خيلي سخت و مشكل بود و در واقع تنها مشكل بزرگ من دوري از ايران بود. من عاشقانه ايران را دوست دارم و به كشورم افتخار ميكنم و الان خيلي خوشحالم و خدا را شكر ميكنم كه به كشورم بازگشتهام و در ايران عزيز زندگي ميكنم.شما به جز يكي دو مورد نقش منفي، ساير بازيهايتان با نقش مثبت انجام شده. آيا اين مسئله بنا به خواست خودتان بوده يا نه.من بايد اول يك چيزي را توضيح دهم. من معمولاً نقشهايي را كه بازي كردهام نقشهاي اصلي و محوري بوده و اين طور نقشها، طوري است كه بايد با مخاطب ارتباط برقرار كند و مخاطب با آن شخصيت همذاتپنداري كند و اكثر نقشهايي را كه من به اسم نقش مثبت بازي كردهام اين طور بوده، اما خود نقش مثبت خيلي پيچيده و متنوع است و آدمهاي مثبت با خصوصيات اخلاقي جورواجور وجود دارند و من فكر ميكنم نقشهايي را كه بازي كردهام به جهت گويش و حركت و مسائل فني بازيگري متفاوت بوده. مثلاً من نقشهايي را كه در تئاتر ميگيرم خيلي متفاوتتر از نقشهايي است كه در تلويزيون و سينما كار كردهام. بازي من در نقش مثبت شايد به خاطر اين است كه اكثر كساني كه به من گفتهاند چهره مثبتي دارم. شايد به اين خاطر نقشهاي مثبت به من پيشنهاد ميشود.اما خود من برايم فرقي نميكند كه نقش مثبت يا منفي كار كنم، ژانر درام يا طنز را بازي كنم. واقعاً هيچ كدام از اينها براي من فرقي نميكند و هميشه از نقشهاي متفاوت استقبال ميكنم.بزرگترين مزيت بازي در نقش مثبت براي يك بازيگر چيست؟خب بازي در نقش مثبت به نفع بازيگر است. آنطور كه من تجربه كردهام، آنقدر مردم مرا دوست دارند و اين قدر ارتباط خوبي با من برقرار ميكنند كه گاهي خودم شرمنده ميشوم و معمولاً از اين ارتباطها انرژي مثبت ميگيرم.بزرگترين سختي بازي در نقش مثبت براي يك بازيگر چيست؟سختي نقش مثبت اين است كه يك بازيگر بتواند آن تصويري كه از او در ذهن مخاطب حك شده را حفظ كند و كاري نكند كه آن باور در مخاطب از بين برود و آن تصوير مثبت بشكند.فرق بين بازي در تئاتر و بازي در سينما و تلويزيون در چيست؟خب هر كدام ارزشهاي خاص خودش را دارد. ممكن است كه بازي تئاتر مرا بيشتر ارضا كند در حالي كه نميتوانم منكر ارتباط وسيعي شوم كه با بازي در تلويزيون يا سينما، شكل ميگيرد.