
معصومه دیودار-برخی از جشنوارههای فجر یکی پس از دیگری برگزار شدند و به پایان رسیدند و برخی دیگر همچنان با نام فجر و جشنواره فجر ادامه دارند. یکی از این جشنوارهها که نام فجر را با خود یدک میکشد، سومین جشنواره هنرهای تجسمی فجر است که آثار به نمایش درآمده در آن در مراکزی مانند موزه هنرهای معاصر تهران، مؤسسه فرهنگی - هنری صبا، فرهنگسرای نیاوران و برج آزادی به نمایش درآمدهاند.
به جز آثاری که در موزه هنرهای معاصر تهران با نام هنر انقلاب به نمایش درآمده و درواقع یکی از بخشهای جنبی این جشنواره به شمار میآید، اگر نگاهی به آثار بخش رقابتی این جشنواره بیندازیم شاهد جشنوارهای خواهیم بود که نام فجر را دارد ولی نشانی از وقایع و عناصر چنین رویداد بزرگی در آن دیده نمیشود.
اگر هنر را دریچه و چشماندازی بدانیم که هنرمند از طریق آن دید و نگاه خود نسبت به جامعه را بروز میدهد و اگر به استناد صحبتهای برگزارکنندگان این جشنواره، جشنواره تجسمیفجر را کارنامه یکساله هنر و هنرمندان کشورمان بدانیم و اگر توجه کنیم که قریب 80 درصد شرکتکنندگان بخش رقابتی این جشنواره را هنرمندان جوان تشکیل میدهند، باید گفت با توجه به آثار ارائه شده، جوانان هنرمند ما در حوزه تجسمی در نوعی سردرگمیو آشوب ذهنی غوطهور هستند.
گاه با دیدن این آثار که تماماً نشانی از درهم فرورفتگی رنگها، گم شدن عناصر بصری در میان قابهای پی درپی، بیهدفی، وهم و خیال دارند، اینگونه تصور میشود که شاید خارج از بعد هنری، این آثار نیازمند پرداختهای روانشناسانهای هستند که بتواند دلایل بروز چنین آثاری را توضیح دهد.
چرا باید در چنین نمایشگاهی با آثاری روبهرو شد که نه تنها ترکیببندیها و رنگگذاریهای آنها کپی از آثار غربی است بلکه گاه ذهنیتها و دید و نگاه هنرمندی را در جلوی چشمانمان ظاهر میکند که گویی از دیاری جز دیار آشنای ماست. این و همگراییها و دوگانگی تصاویر نوعی سردرگمی و آشوب ذهنی هنرمندانی را فریاد میزند که در میان خود و بیگانه غوطهورند و نمیدانند از هنر و دریچه نگاه آن چه میخواهند.
این در حالی است که گویی مسئولان تنها درصدد برگزاری جشنوارهای هستند که بگویند ما نیز در این ایام جشنواره برگزار کردیم، ولی آیا تفاوتی بین این جشنواره و جشنوارههای دیگر هست؟آیا باید چنین آثاری را دید و دم برنیاورد؟ آیا باید چنین آثاری را به نمایش گذاشت و درخصوص آنها هیچ آسیبشناسی نکرد؟ آیا باید تنها به برگزاری جشنوارهای با نامی چنین بزرگ مانند جشنواره بینالمللی هنرهای تجسمی فجر اکتفا کرد یا باید درصدد بهرهبری و کارکرد این جشنواره نیز برآمد!