
خاورمیانه و شمال آفریقا در حالی اصلیترین محور محافل سیاسی و رسانهای و جهان را تشکیل میدهد که قیامهای ملتهای عرب برای پایان دادن به حکومتهای دست نشانده و مطیع غرب اساس آن را شامل میشود. در این میان مصر بیشترین نقش را ایفا کرده است بهویژه اینکه معادلات این کشور در جهاتی مغایر با خواست صهیونیستها و غرب پیش میرود. ملت مصر که از شرایط حاکم بر کشورشان بهویژه تنزل موقعیت منطقهای و جهانی خود ناراضی میباشند قیامیبزرگ را علیه سه دهه حکومت مبارک آغاز کرده و سرانجام نیز به پیروزی رسیدند. هر چند که محافل رسانهای و سیاسی غرب تلاش دارند تا قیام مردم مصر را اقدامیبرای مسائل اقتصادی عنوان دارند اما خواست اصلی مردم دگرگونی در ساختار سیاسی و پایان یافتن وابستگی کشورشان به غرب و صهیونیستهاست.
قیام مردم مصر در حالی وارد دورانی حساس شده که آنها در مقاومت خویش با چند دشمن همزمان مواجه هستند. دشمنانی که به هر ابزاری برای سرکوب و پایان دادن به مقاومت مردم مصر متوسل میشوند. این بازیگران برآنند تا قیام مردم مصر را از شرایط کنونی خارج و آن را در جهت اهداف خویش هدایت کنند. گروههای مقابل مردم در دو بعد داخلی و خارجی قابل بررسی است.
1) بازیگران داخلی
در بعد داخلی مقابله اولیه مردم با بازماندگان دولت مبارک و افرادی مانند عمر سلیمان معاون وی بوده و هست که به رغم خواست مردم همچنان بر تحرکات پیدا و پنهان خود ادامه میدهند. در این میان باید دستگاههای امنیتی و برخی تحرکات پنهان ارتش را نیز اضافه کرد که برای حفظ بقایای دولت مبارک طرحهای متعددی را اجرا میکنند.
جریان داخلی مصر که نزدیکی خاصی به امریکا و صهیونیستها دارند مامور هستند تا در فضایی آرام ضمن کاهش خشم مردم در نهایت آن را در مسیر اهداف خویش و امریکا هدایت کنند چنانکه بسیاری از محافل خبری از تلاش عمر سلیمان برای سرکوب قیام مردمی در فضایی به اصطلاح دموکراتیک میباشد هر چند که تأکید جوانان مصر بر ادامه مقاومت تا تحقق اهدافشان این فضا را با چالشهایی مواجه کرده است.
2) بازیگران منطقهای و فرامنطقهای
مردم مصر در بعد منطقهای و جهانی نیز با فتنهگران بسیاری مواجه هستند که با حمایت از مبارک عملا به مقابله با خواست مردم پرداختهاند هر چند که در ظاهر از کنارهگیری مبارک ابراز رضایت میکنند. آنانی که منافع خویش را از دست دادهاند اما برای جلوگیری از تشدید این شکست ابزارهای بسیاری را برای انحراف قیام مردم به کار گرفتهاند.
رژیم صهیونیستی یکی از اصلیترین حامیان مبارک است که در کنار حمایتهای سیاسی و تبلیغاتی حتی به اعزام نیرو برای سرکوب قیام مردم مصر اقدام کرده است. صهیونیستها که منافع بسیاری را در مصر از دست دادهاند اکنون با تحرکات اطلاعاتی و رسانهای به دنبال حمایت از بازماندگان دوران مبارک و سرکوب جنبش جوانان با عملیات ترور و ایجاد فضای اختلاف و تشویش میباشند.
برخی کشورهای عربی نیز که از تکرار سرنوشت مبارک برای خود در هراس هستند تلاش دارند تا به هر نحوی شده دولت مبارک را حفظ کرده و مانع از سقوط وی شوند. این کشورها هر چند در ظاهر دخالتی در امور مصر نمیکنند اما در عمل به دنبال سرکوب قیام مردم مصر برای جلوگیری از عدم الگو شدن مردم مصر برای ملتهای خود هستند. کشورهای غربی بهویژه امریکا نیز با وجود شعارهایی که در زمینه حمایت از حقوق مردم سر میدهند به صورت پنهان و آشکار به حمایت از دولت مصر میپردازند. آنها میدانند که سقوط دولت کنونی مصر برابر با تهدید منافع آنها در مصر و کل منطقه است، از این رو برای مقابله با خواست مردم به هر ترفندی متوسل میشوند. آنها به دنبال مصادره انقلاب مردم مصر هستند. در جمعبندی کلی از تحولات مصر با توجه به آنچه ذکر شد میتوان گفت که مردم مصر نه تنها در برابر دولت و عوامل مبارک بلکه در برابر مجموعهای از بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نیز مقاومت میکنند بهویژه اینکه کشورهای غربی اکنون با چرخش در مواضع و رویکرد حمایتی از مردم مصر به دنبال تحمیل خواستههای خود به آنها هستند که با ادعای اهدای دموکراسی اجرا میشود. مجموعه این بازیگران به دنبال انحراف قیام مردم مصر و سوق دادن آن در جهت منافع خویش میباشند در حالی که بیداری جوانان مصری و تأکید آنها بر مقاومت تا احقاق حقوقشان سدی در برابر این تحرکات خواهد بود.