کد خبر: 439052
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۵
گفت‌‌وگوی «جوان» با معاون پژوهشی مركز امور زنان و خانواده
زهرا چیذری- اگر چه هسته‌های اولیه فمینیسم با شعار احقاق حقوق زنان و در برابر رفتار ظالمانه و بهره‌كشی جامعه غربی از زنان در قرون وسطی شكل گرفت اما به باور بسیاری از صاحب‌نظران و حتی اندیشمندان غربی شاید هیچ مكتب و طرز تفكری به اندازه این جریان مدعی دفاع از حقوق زن تیشه به ریشه جامعه زنان و بنیان خانواده به عنوان اصلی‌ترین ضامن و جایگاه رشد و تجلی زن نزده باشد. یك جریان فكری كه با وجود قد علم كردنی پوشالی در برابر جعل و افراط و تفریط مسیحیت بیمار قرون وسطی، ‌به دلیل مبانی پوچ و بنیادهای غیرعلمی و برپایه اوهام بنیان‌گذارانش شیوه‌های نوینی از ظلم به زن و بهره‌كشی و تنزل جایگاه زنان در حد یك كالای ارزان و در دسترس را پایه‌گذاری كردند. تئوری بیماری كه اگر چه زنان را از كنج خانه به بطن جامعه كشاند، اما ادعای مشاركت اجتماعی زن در جهان غرب این بازیگر كلیدی‌ترین نقش هستی یعنی «مادر بودن» را به بهانه تساوی حقوق با مردان در سطحی‌ترین نقش‌های جامعه به بازی گرفت. آنچه در پی می‌آید حاصل گفت‌وگوی خبرنگار اجتماعی «جوان»‌با زهرا سجادی معاون آموزش و پژوهش مركز زنان و خانواده درباره نقش تفكر فمینیسم در تنزل جایگاه زن و آسیب به جامعه زنان است. ریشه تفكرات فمنیستی از كجا سرچشمه گرفته است؟اگر چه انتقاد و نارضایتی از وضعیت زنان در طول تاریخ مطرح بوده است، ولی آغاز جنبش‌های فمینیستی و رواج این واژه به معنای امروزی آن، به قرن نوزدهم نسبت داده می‌شود. به طور مشخص فمینیسم سازمان یافته در چارچوب نهضت سیاسی در سال 1848 دانسته می‌شود كه با نهضت «سنكافالز»امریكا‌‌ ‌خود را نمایاند. از این پس بود كه افكار زن گرایانه فمینیسم خوانده شد و معنای سازمانی‌–حزبی به خود گرفت و به تدریج ابعاد آن گسترش یافت كه تا‌كنون با فراز و نشیب‌هایی ادامه دارد. در واقع برتری طلبی زنان و حق خواهی آنان تحت كلیشه‌های متفاوت، در طول تاریخ مطرح بوده است. ولی جنبش‌های فمینیستی به معنای امروزی آن، مربوط به قرون معاصر است. برای یافتن خاستگاه نظریه فمینیسم باید در تحولات جهان عرب از عصر رنسانس تا امروز جست‌وجو كرد، یعنی از شروع گرایش انسان به تفكرات اومانیستی و محور قرار دادن خود در مركز عالم هستی. خرافه پروری و رفتارهای ظالمانه كلیسا در قرون وسطی چقدر در شكل‌گیری نهضت فمینیسم مؤثر بود؟عصر نوزایی (قرن چهاردهم تا شانزدهم میلادی) رفتار ارباب و اصحاب كلیسا، حرمت و آبروی كلیسا را خدشه‌دار كرد. آخرت گرایی تفریطی برای مردم به همراه دنیا گرایی افراطی برای متولیان دینی، ‌‌علم گریزی، خرافه پروری و همگرایی با ظالمان حكومتی، چنان اثر سویی بر روح و ذهن انسان غربی گذاشت كه همچنان پس از گذشت شش قرن، تبعات آن دامن‌گیر جوامع مسیحی است. در این عصر مردم به فرهنگ كلاسیك باستانی یونان و روم اقبال نشان دادند. در این رویكرد، انسان در مركز تأملات پژوهشگران و نویسندگان و حتی هنرمندان قرار گرفته، به مقام اصالت نایل می‌شود عصر نوزایی كه به عصر رنسانس معروف گشت، در واقع نهضتی فكری، دینی، علمی، اجتماعی و هنری در مقابل قرون وسطی بود. در (قرن شانزدهم) دوره اصلاح دینی كه به رهبری مارتین لوتر آغاز شده بود رفته رفته به عنوان یكی از رویداهای مهم تاریخ جدید غرب در آمد این دوره با جنبش اصلاح و نواندیشی دینی كه هدف آن پاكسازی كلیسای مسیحیت از انحرافات عقاید بود فصل جدیدی در تاریخ غرب به وجود آورد، تأسیس مذهب «پروتستانیسم» از نتایج جنبش اصلاح دینی می‌باشد. اما از دیگر رویدادهای مهمی كه در پیدایی و پویایی نظریه‌های جدید همچون فمینیسم تأثیری بسزا داشت انقلاب صنعتی است. زنان متوجه شدند كه از این تحولات به وجود آمده مزیتی نصیب آنها نگشته و حقشان ادا نشده است. آنان با مقایسه وضع فعلی خود با زنان قرون وسطی دریافتند كه نه تنها حال و روزشان سامان نیافته بلكه به مراتب بدتر شده است این تفكر باعث شد كه اولین بارقه‌های سهم خواهی و تساوی طلبی در ذهن طرفداران حقوق زن كه عمدتاً خود نیز زن بودند، پدید بیاید. اولین جنبش‌های جدی این سهم خواهی كه بعدها به جنبش فمینیسم معروف شد از قرن هفدهم میلادی مشهود است. در واقع فمینیسم را باید مولود اندیشه اومانیسم دانست. مولودی كه در بستر تفكرات جدید غرب هیچ گریزی از آن نبود ضمن آنكه دو نوع برخورد با زنان حركت‌های فمیینستی را تسریع می‌كرد. یكی برخورد نظری كه در آن زن، انسان درجه دوم محسوب می‌شد. این نوع نگاه هم در آثار اندیشه‌مندان غرب و هم در آموزه‌های دینی مسیحیت دیده می‌شد و دیگری برخورد عملی كه بسیاری از حقوق فردی و اجتماعی، از قبیل حق مالكیت، ارث بردن، حق رأی و غیره از زنان سلب شده بود؛به گونه‌ای كه حتی تا اواخر دهه دوم قرن بیستم، در امریكا‌‌ ‌و انگلستان، هنوز زنان را از حق رأی محروم نگه داشته بودند و بدین صورت نهال تفكرات فمینیستی كاشته شد. در طول تاریخ، تفكرات فمینیستی چه آسیب‌هایی به جامعه وارد كرده است؟امروز بیش از یك قرن از آغاز گسترده جنبش فمینیستی می‌گذرد. این تفكر به دلیل افراط‌كاری‌ها و مشكلات تئوریك و نادیده گرفته و تغافل نسبت به واقعیت‌های زیست شناختی نتایج منفی و تأسف بار زیادی به بار آورده. فروپاشی نهاد خانواده، ازدواج‌های غیررسمی و نامشروع، طلاق‌های مكرر و تولد فرزندان نامشروع، ترویج و گسترش همجنس‌گرایی، نقش خانواده را به عنوان پایگاه مطمئن برای آرامش روحی و روانی از بین برده است كه با تزلزل نقش خانواده بحران‌های فراوانی در جوامع به وجود می‌آید. كاهش جمعیت، كمرنگ شدن و بسا تحقیر نقش مادری و ناپایداری نهاد خانواده و به عهده گرفتن نقش‌ها و پایگاه‌های اجتماعی در عرصه‌های مختلف، باعث كاهش نرخ رشد جمعیت در بسیاری از كشورهای غربی شده و بسیاری از این كشورها را با بحران كاهش جمعیت روبه‌رو كرده است. از سوی دیگر انكار ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی موجب رواج فساد، فحشا و بی‌بند و باری‌های اخلاقی شده است. رواج تجارت سكس و استفاده ابزاری از چهره، ‌اندام و صدای زن در تبلیغات تجاری و سیاسی، نوعی جدیدی از تحقیر شخصیت و بردگی زنان را به تصویر می‌كشد. غرب چه اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را از طریق تفكرات فمینیستی پیگیری می‌كند؟در عصر حاضر غرب و امریكا، پس از رنسانس و عصر روشنفكری در مغرب زمین، ‌‌با تكیه بر سه مكتب نظری اومانیسم، لیبرالیسم و سكولاریسم برای سیطره و حكومت بر همه كره زمین تلاش می‌كند. به طوری كه در مكتب سكولاریسم زنان نیز در این جهان بینی و انسان شناسی جدید غربی، دست به تلاش مضاعف برای خلاصی از چنگال غیر عادلانه ظلم و ستم طبیعت، مذاهب تحریف شده و مردان فرصت طلب دست زدند و بدین سان مكتبی به نام فمینیسم شكل گرفت. تلاش برای استحاله فرهنگی در كشورهای اسلامی هدف دیگر غرب است به گونه‌ای كه در سومین دهه انقلاب مقدس اسلامی، جوانان ما در درون كشور و خارج از آن در معرض پرخطرترین هجوم استحاله فرهنگی قرار گرفته‌اند. فروپاشی خانواده هدف دیگر غرب است زیرا نقش خانواده نقشی كارآمد و مهم است، چرا كه نسل آینده تمام رفتارهای خود را از خانواده می‌آموزد. نهاد خانواده در تولید فرهنگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نقش دارد، استعمار در تلاش است یا خانواده تشكیل نشود یا به سرعت به سمت فروپاشی و طلاق و جدایی برود یا حداقل طلاق عاطفی در خانواده‌ها وجود داشته باشد. در یك كلام فمینیسم نقش خانواده را متزلزل كرده است. از سوی دیگر با توجه به اینكه در خانواده‌ها ارزش‌ها از نسلی به نسل بعدی منتقل می‌شود، با فروپاشی خانواده‌ها ارزش‌ها نیز معلق می‌ماند بنابراین استعمار نوین در صدد است تا خانواده‌ها متلاشی و ارزش‌ها تعطیل شود. فمینیسم به عنوان یك جریان سیاسی؛ جریان به ظاهر دفاع از حقوق زنان در داخل كشور بیش از اینكه جریان حمایتی باشد جریان سیاسی با پوششی از لایه‌های اجتماعی است و در نهایت مهم‌ترین پروژه غربی‌ها برای تسلط به كشورها‌به ویژه كشورهای اسلامی در منطقه به خصوص جمهوری اسلامی اشاعه فمینیسم به بهانه دفاع از حقوق تضیع شده زنان است. مهم‌ترین نقاط ضعف، تفكرات فمینیستی چیست كه حتی بسیاری ازاندیشمندان غربی را با خود همراه نساخته است؟مهم‌ترین نقاط ضعف تفكر فمینیستی عبارتند از: ‌ 1- منبع و معیارهای نظریه‌پردازی تمام نحله‌های فمینیسم براساس یافته‌های بشری و به دور از تعالیم الهی است. 2- اساس تفكرات فمینیستی بر پایه تحولات عصر رنسانس به بعد خاصه بر بستر نظریه اصالت انسان (اومانیسم) قرار دارد. 3- فمینیست‌ها بر این باورند كه زنان از ظلم و تبعیض در رنجند این ظلم و تبعیض، ریشه در جنسیت آنان دارد. 4- فمینیست‌ها خواهان برچیده شدن خانواده هسته‌ای به سرپرستی مرد و رهایی زن از قید و بند چنین محیطی هستند. 5- همچنین فمینیست‌ها خواهان رفع ظلم و تبعیض از زنان در عرصه‌های زندگی مانند قوانین مدنی، آموزشی فرصت‌های شغلی، اقتصاد، ورزش و غیره هستند. نکاتی که همواره مورد تردید کارشناسان ونظریه پردازان بوده است. در تفكرات غربی زن به عنوان جنس دوم یا شهروند درجه دو مطرح شده و در این جوامع زن را در مقایسه با مرد دارای خلقتی پست و پایین می‌دانند. در این جوامع ریشه‌های اولیه فمینیستی برای احقاق حقوق اولیه زنان شكل گرفت، اما اسلام زن را دارای ارزش بسیار والا معرفی كرده و به طور مثال برای مقام مادر جایگاه ویژه‌ای را قائل است چه عواملی برای رسوخ تفكرات فمینیستی در یك جامعه مذهبی مانند ایران وجود دارد؟پایه‌های فكری فمینیسم عبارتند از: ‌اومانیسم (انسان محوری) و سكولاریسم، ممكن است برخی طرفداران فمینیسم بكوشند در كشورهای اسلامی وجود خدا را به عنوان خالق و حتی راهنمای انسان‌ها بپذیرند، اما تنها برای حوزه‌های جامعه و نه كلان، به عبارتی دینداری شخصی را تمجید می‌كنند، اما دین‌مداری را برنمی‌تابند، از نگاه آنها كسب موقعیت‌های برابر اجتماعی، تساوی كامل میان زن و مرد با كنار گذاردن دین از صحنه قانون‌گذاری جامعه یا حداقل تفسیر نوینی از دین كه متناسب با جهان مدرن باشد، گره خورده است. فمینیست‌ها متوجه گرایش مذهبی و سنتی مسلمانان و‌به ویژه ایرانیان بوده و رویارویی با دین را موفق نمی‌دانند از این‌رو دنبال تقلیل نقش دین و به قول خود «پایان هژمونی دین یعنی جدایی دین از اقتدار حكومت» هستند و حتی برخی تصریح می‌كنند: «شاید نه این امكان‌پذیر و نه ضروری باشد كه جنبش زنان در كشورهای اسلامی با مذهب اعلان جنگ كند، ولی در هر صورت مبارزه برای سكولاریسم به عنوان پیش‌شرطی برای آزادی زنان اجتناب‌ناپذیر است. » در واقع فمینیسم در جوامع اسلامی سعی می‌كند با تفسیر و تأویل‌های جدید از قوانین و فرهنگ اسلامی» توسط افراد به ظاهر متدین روشنفكر كه اعتقاد دارند قوانین اسلامی را باید با قوانین بین‌المللی توجیه نمود و در قالب‌های آنها جای داد زمینه‌های نفوذ و پذیرش فمینیسم را در بین زنان مسلمان و جوامع اسلامی فراهم سازد و در كشور ما نیز این افكار گاهی در لایه‌های تصمیم سازان و تصمیم‌گیران (ستادی) نفوذ پیدا كرده و درصدد آن هستند كه ایران را به این وسیله و با الگوی غربی مترقی معرفی نمایند. در یك مقایسه نگاه اسلام و نگاه فمینیست‌ها به زن چگونه است؟اسلام و فمینیسم در مباحث مبنایی اختلافات زیادی دارد از جمله بحث از تفاوت‌ها، نقش‌ها و تفسیر مادری و همسری و تفسیر ستم به زنان است. به عنوان مثال سیمون دوبوار- از طراحان اصلی نظریه فمینیستی- معتقد بود: «انسان زن به دنیا نمی‌آید بلكه تبدیل به زن می‌شود. » از نگاه او، مقولات مرد و زن چیزی جز جعلیات، كاریكاتورها و ساخته‌های فرهنگی نیست. زنان یك طبقه‌اند. زن نیز مانند مرد مقوله‌ای سیاسی و اقتصادی است نه مقوله ابدی. . . فمینیست‌ها پس از آنكه ادعا كردند تفاوت زن و مرد تنها زیستی است نه فكری و روانی و در نتیجه قابلیت‌های زن و مرد هیچ تفاوتی با هم ندارد، جامعه مرد سالار را متهم كردند به اینكه با شعار تفكیك جنسیتی، سعی در تحمیل برخی نقش‌ها و وظایف جامعه بر زنان دارد و آنها را آگاهانه از پذیرش سایر نقش‌های مدیریتی مهم به بهانه زن بودن دور می‌كند و این ظلم به زنان است. شعار «اصلاح نقش‌های كلیشه‌ای» كه منظور اصلی آن تحمیل نقش‌های غیرواقعی و تحمیلی به زنان است از دیگر ظلم‌های فیمینیسم در حق زنان است. در اسلام زن و مرد اشتراك تكوینی و تشریعی فراوانی دارنداز جمله: ‌ 1-تساوی در ماهیت انسانی، زن و مرد دو صنف از یك نوع هستند. (نساء 1، شورای 11، حجرات 13 و اعراف 189)2-تساوی در طی مسیر كمال و قرب الهی (نساء 24، نحل 97، توبه 72، احزاب 35)3-تساوی در انتخاب حق و باطل (توبه 68، 67 و نور 26)4-اشتراك در بیشتر تكالیف (بقره 183، نور 32، 31 و 2)5-استقلال اجتماعی سیاسی و حق مشاركت در امور اجتماعی (ممتحنه 1 و 2)6-استقلال اقتصادی زنان (نساء 23)7-برخورداری مادران از حقوق خانوادگی همانند پدران بلكه اولویت دادن به حق مادر با توجه به زحمات و تكالیف او (عنكبوت 8، اسراء 24 و 23، بقره 83، مریم 14، انعام 151، نساء 36، لقمان 15 و 14) اما در كنار این اشتراكات، زن و مرد تفاوت‌هایی از حیث بیولوژیك، روحیات، نگرش‌ها و استعدادها. توجه به این نكته ضروری است كه این تفاوت‌ها ستم به زنان نیست، چرا كه از نظر اسلام انسان جزئی از یك نظام هستی هماهنگ و مدیرانه است و تفاوت‌های جسمی و روانشناختی و حتی معرفتی بین دو جنس ناشی از همان نظام هماهنگ است و بر این اساس تفاوت دیگر امری گزاف یا ظالمانه شمرده نمی‌شود. غایت بشر در این بینش یك امر بیرونی و واقعی است نه ساخته تمایلات بشری تفاوت به معنای برتری یكی از دو جنس بر دیگری نیست بلكه به عكس به این معناست كه هر دو بخشی از هر هستی انسانی هستند كه علاوه بر مشتركات فراوان، هر كدام دارای توانایی‌های خاص و كاركردهای ویژه هستند كه برای كمال آنها نیاز است. اما انكار تفاوت‌های طبیعی میان زن و مرد از سوی خود فمینیست‌ها به دلایل مختلفی از جمله خصوصیات زنانه مثل مادری، خاموش شدن صدای متفاوت زنان، ظهور تحقیقات علمی دال بر تأثیر ویژگی‌های فیزیولوژی بر روحیات و. . . به چالش كشیده شده است. بر خلاف دیدگاه‌های فمینیستی كه خانواده را محل سركوب زن و میدانی برای سلطه‌جویی جنسیتی معرفی می‌كنند اسلام، این شیوه را بهترین انتخاب برای كمال افراد می‌داند. در این رویكرد جلوه‌گری و نفی حجاب نه تنها كمال و خدمتی برای جامعه زنان محسوب نمی‌شود، بلكه به معنای تنزل دادن ارزش‌های والای یك زن به زیبایی جسمی و جذابیت شهوانی است كه پایین‌ترین مرتبه از هویت انسان را تشكیل داده و انسان‌ها با حیوانات در آن مشتركند. از دیدگاه فمینیستی شرط آزادی زنان و رهایی آنان از نظام مردم سالار، بی‌نیازی از مردان معرفی شده است. همجنس‌گرایی مردان نیز به صورت یك عرف پسندیده جلوه كند! تشكیل خانواده به عنوان یك معضل دست و پا گیر در جهت رشد و آزادی و توسعه برای زنان معرفی شده است. شعارهای فمینیست‌‌ها با عنوان احقاق حقوق زن و برابری زن و مرد مطرح می‌شود آیا این ایدئولوژی تاكنون توانسته گرهی از مشكلات زنان در جوامع غربی بازكند؟‌فمینیسم با جدا كردن زن از بدنه خانواده چه ضربه‌ای به این بنیان و به تبع آن بدنه اجتماعی وارد آورده است؟شعار اینها بر پایه احقاق حقوق زن است و برابری زن و مرد اما در عمل ما شاهد هستیم كه فمینیسم با این شعار ظلم بزرگی به زنان نموده است و بارهای سنگین و طاقت‌فرسا را بر جسم ظریف و استخوان‌های شكننده زن، تحمیل كرده و از طرفی دیگر مردان و صاحبان مشاغل را به خشونت علیه زنان بسیج نموده كه با درآمد كمتر و كار بیشتر مهم‌ترین ابزارهای قدرت خود را علیه قشر زنان به کار ببرند كه به از هم پاشیدگی خانواده و دوری مادران از فرزندان منجر شده است همانگونه كه آثار و تبعات آن كاملاً مشهود است. آمار قتل و جنایت اجتماعی ناشی از برونداد این تفكر و نتایج منفی را شاهدهستیم. در حالی كه اسلام از زن تكلیف اقتصادی نخواسته، ولی دوست دارد او هم نقش سازنده و مثبت اجتماعی داشته باشد. اسلام اهمیت رسیدگی به امور همسر و فرزندان را از مهم‌ترین وظایف زن می‌داند این امر ضمن اینكه موجب رونق كانون خانواده است زمینه را برای ایجاد تنوع در زندگی او نیز فراهم خواهد كرد. در عین حال اسلام حضور زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی با رعایت موازین شرعی و اخلاقی بلكه احیاناً واجب بوده و بر فقها و حقوقدانان ما نیز لازم است راهكارهای علمی و به روز در جهت جلوگیری از ستم بر زنان و رفتار مناسب با آنها و نیز در تبیین حقوق مشروع اجتماعی فردی و خانوادگی آنها ارائه كنند. مركز زنان و خانواده چه فعالیت‌هایی جهت مبارزه با جریان فكری فمینیسم دارد؟ ‌تغییر نام مركز به مركز زنان و خانواده و تأكید‌ بر اصل تحكیم خانواده در دولت نهم و دهم بوده است. همچنین تدوین برنامه‌های ملی(اسناد 14 گانه) با رویكرد دوری از تفكرات غربی و با محوریت تحكیم خانواده كه مصوبه هیئت دولت بوده و به دستگاه‌های مختلف از جمله مركز امور زنان و خانواده واگذار شده است. چاپ كتب متعدد با موضوعات مرتبط در سطوح مختلف برای مخاطبان عام و سطوح بالای علمی و دانشگاهی با رویكرد كاملاً دینی و ارزشی. برگزاری جلسات و كارگاه‌های آموزشی متعدد و جلسات پرسش و پاسخ با رویكرد تبیین مواضع اسلام نسبت به زن و خانواده و پاسخ به شبهات موجود در این حوزه و نقادی بحث‌های فمینیستی در سطوح مختلف زنان خانه‌دار، زنان شاغل، دانشگاهیان و حوزویان و. . . تدوین كتاب روانشناسی ازدواج و شكوه همسری به جای كتاب جمعیت و تنظیم خانواده به عنوان درس عمومی دانشگاهی، انجام طرح‌های متعدد پژوهشی بنیادی و كاربردی در این خصوص و برگزاری اجلاس‌هایی در سطح ملی و بین‌المللی و تبیین نقش مخرب فمینیسم در كشورهای در حال توسعه و مسلمان از جمله فعالیت‌های مركز جهت مبارزه با جریان فكری فمینیسم است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار