
محسن جعفری | برای مصاحبه با او به جرئت میتوان گفت باید هفت خوان رستم را طی کرد. کسی که علاقه زیادی به گفتوگو کردن ندارد و به جای زیاد حرف زدن ترجیح میدهد در عمل همه چیز را ثابت کند. محمد بنا، معمار کشتی ایران که قرار بود برخلاف میلش در روزنامه حاضر شود، بازهم متقاعد نشد تا به دفتر روزنامه بیاید و ساعتی با او گفتوگو کنیم. در آخر هم برای دیدن او مجبور شدیم به خانه کشتی یا بهتر بگوییم خانه اول بنا برویم و بنشینیم پای صحبتهای او. در همان ابتدا هم از او گلایه کردیم که چرا اینطور بدقولی کرده است. سرمربی با تجربه تیمملی کشتی فرنگی کشورمان آنقدر در خانه کشتی مانده تا سرانجام کشتی فرنگی را به جایگاهی رسانده که خیلیها اکنون حسرت چنین تیمی را میخورند؛ تیمی که از پایه و اساس خوب است و هیچ چیزی کم ندارد. شاید اگر نبود این چند سال در کشتیفرنگی اکنون فرنگی در بام دنیا قرار نداشت. چند سال هم دور از گوش شکستهها سپری کرد، اما او آدمی نیست که بتواند به همین راحتیها دل از دایره طلایی بکند. او بازگشت و اینبار پرقدرتتر از قبل و آنقدر جنگید تا فرنگی را از کشتی آزاد بهتر کرد و کاری کرد کارستان تا اکنون بسیاری فرنگیکاران را بهتر از آزادکاران بدانند. در این چند وقت به جرئت میتوان گفت که اگر از مردم بپرسند یک کشتیگیر نام ببرید بیدرنگ نام حمید سوریان را به زبان میآورند. سوریانی که خود یک فرنگیکار است و این بدین معناست که دیگر مانند گذشته جدیدی، دبیر و دیگر آزادکاران سرتر از فرنگیکاران نیستند، اما هنوز هم بنا چنین اعتقادی ندارد و با صراحت تمام میگوید: «کشتی آزاد هنوز هم بزرگتر از ماست.» و ما میدانیم که این تعارف هم باز از سر سربهزیری بنای کشتی فرنگی ایران است، چرا که امروز اگر کشتی فرنگی بزرگتر و موفقتر از کشتی آزاد نباشد کمتر از آن نیست. با محمدبنا در خانه کشتی به گفتوگو نشستیم، تنها جایی که میشود او را پیدا کرد و راحت پای صحبتهای او نشست تنها جایی که میتوان پاسخهای پرسشها را از سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی گرفت.
قبول دارید فرنگی از آزاد گوی سبقت را ربوده است؟کلاً رقابت وجود دارد و باعث حرکت هر دو رشته شده است. فرنگی در هفت سال گذشته دو تغییر داشته است. من و آقای سیمخواه از سال 2004 تا سال 2011، دو سرمربی تیم فرنگی بودهایم، اما در کشتی آزاد در همین چندین سال تغییرات زیادی داده شده است. تغییرات متعدد سبب افت و ضعف کشتی آزاد شده است، با این وجود هم کشتی آزاد بسیار بزرگتر از فرنگی است. در دهه 90 با نسل خوبی که در کشتی آزاد داشتیم و توجه زیادی که به آنها کردیم و اتکای بیش از حد به ستارهها سبب شد به سازندگی توجه نکنیم و با کنار رفتن این گوششکستهها دیگر کسی جرئت نداشت که جلو بیاید. در مقابل ما در کشتی فرنگی با آوردن یک نسل جدید انسجام و نظم و یکدلی و قالب و چارچوب تازه به تیم دادیم. از سنتی به جدید تبدیل شدیم. برای بهبود خلاف جهت آب حرکت کردیم و انتقادات زیادی هم صورت گرفت و همینها سبب رشد فرنگی در چند سال گذشته شد، ولی باز هم میگویم آزاد همیشه بزرگ و مردمیتر است. همراه فرنگی، آزاد فرود نکند چون نگاه مردم به کشتی آزاد است و کسی دنبال مدال فرنگی نیست.
چرا در گذشته آزاد بهتر از فرنگی بوده و اکنون هم بسیاری کشتی آزاد را بیشتر قبول دارند؟چون با کشتی آزاد قهرمانی بیشتری آوردهایم و همین سبب شده زیر سایه آزاد باشیم، ولی اکنون از حقانیت فرنگی دفاع میکنیم. در اروپا گستردگی فرنگی بیشتر از آزاد است ولی در ایران اینطور نیست. من حتی زمانی که کارم را آغاز کردم یک کشتیگیر فرنگیکار بزرگ داشتیم. آن هم حسن رنگرز، کسی باقی کشتیگیران را نمیشناخت، اما اکنون اینطور نیست و بسیاری از کشتیگیران فرنگی را مردم میشناسند.
اما ما در ستارهسوزی هم کم نگذاشتهایم و سایر کشورها در حال استفاده از فرنگیکاران ما هستند مثل طهماسبی؟مطمئن بودم چنین سؤالی میپرسید! در مورد سامان باید بگویم که من او را بعد از المپیک دعوت کردم، ولی بیتوجهیهایی که در شهرش به او شد، برایش گران تمام شد. سامان اولین مدال سنگین وزن را داشت و حتی در کردستان نخستین مدالآور جهانی به حساب میآمد، اما به او بیمحلی شد. حتی با رفتن او به آذربایجان، پیش خودم گفتم رفته است مسابقهای بدهد و برگردد و حتی او را به اردو دعوت کردم، چون مربیاش گفت طهماسبی آماده است. او آمد و شرایط حریفانش را دید. دید از بین 84 کیلوییهای حال حاضر برنمیآید و بعد از اینکه همه نفرات از تعطیلات بازگشتند او در آذربایجان ماند ...
فکر میکنید اگر او اکنون در مسابقات به ایرانیها برخورد کند برایمان مشکلساز نمیشود؟سامان خوب است، ولی فکر کنم ما در هر شرایطی کشتیگیرانمان یعنی اخلاقی، نعمتپور و اخباری به هم بخورند، برنده ما هستیم.
پس از رفتن طهماسبی اکنون هم شاهد رفتن رضایی و چند نفر دیگر هستیم.نه خدا را شکر رضایی ماجرایش اینطور نبوده اما مشکل اینجاست که وقتی کشتیگیر در مسابقهای شرکت نمیکند، چطور توقع دعوت شدن به اردو را دارد. رضایی مدتهاست مسابقهای نداده است و از آن طرف هم مدعی است که حقش خورده شده و میرود به هر دری بزند که در مسابقه شرکت کند.آنچه این روزها بسیاری از آن غافل هستند این بوده که ملیت کم چیزی نیست و ارزش بالایی دارد. مگر میتوان ملیت را با پول خرید؟ ایرانی بودن بیش از همه چیز حائز اهمیت است و بسیاری این درک را ندارند. هر چند بسیاری مواقع به کشتیگیران بیمحلی میشود و به جرئت میتوان گفت مدالهایشان، خرجشان را بالاتر میبرد تا اینکه کمکحالشان باشد.
در مورد سوریان کمی صحبت کنید. پنج مدال طلا که به جرئت میتوان گفت حاصل کار شماست.اصلاً با این موضوع موافق نیستم. مربی حمید آقای زارع است. همانطور که آقای پذیرایی مربی سازنده من بود. سوریان استحقاق داشت و شانس آورد که به ما خورد. در تیم شاگرد من بود و من هم برای حمید جانم را هم میدهم. روز اولی که آمد گفتم از آمدن سوریان خوشحالم و او یک مظهر و یک موهبت است و همه اینها به خاطر بزرگی کشتی حمید بود. او مثل یک سردار است و مانند یک ستاره میدرخشد. حمید قابل احترام است.
اما سوریان در گوانگژو اصلاً نشانی از یک سردار را نداشت.اتفاقی بیش نبود. اگر همان دقیقه آخر تایم سوم بارانداز نمیشد اکنون اینگونه علیه او حرف نمیزدند ولی نباید فراموش کرد که سوریان پنج مدال طلا جهانی دارد و این یک رکورد بینظیر است که زمانی برای کشتیفرنگی خواب و رؤیا بود. سوریان طلای المپیک را هم بگیرد، کارش تکمیل است.
قبول دارید که سوریان در گوانگژو به تیم تحمیل شده بود؟ما روی داشتن سوریان حساب باز کرده بودیم و میتوانست کمک زیادی به ما بکند. بعضی مواقع لازم است شرایط بهخصوص را درک کرد. بازیهای آسیایی هر چهار سال یکبار است، ولی به جرئت میگویم که در آوردن سوریان فشاری روی من نبود و هیچکس نمیتواند به من خط بدهد. خدا را شکر که جرئت داشتم و گفتم که در باخت حمید من مقصر هستم ولی کاش حرفهایم به گوش همه میرسید. در این روزگار خیلیها ادای فهمیدن را درمیآورند.
به فکر جایگزین سوریان هم هستید؟ شاید طلای المپیک نقطه پایان سوریان باشد؟حالا ببینید که خودم تا پس از المپیک ماندنی هستم یا نه. خدا را چه دیدی شاید یکی بهتر از ما در المپیک سرمربی فرنگیکاران باشد، ولی به شخصه معتقدم که سوریان سطحش طوری است که با مدال المپیک تازه پخته میشود. جایگزین کردن در سبک وزن بسیار مشکل است. جوانان بسیار بلندقد شدهاند. در نوجوانان دنبال 55 کیلو باشیم، بزرگ که شوند باید در 84 تا کشتی بگیرند و این کار را سخت کرده است.
در جام وهبی امره هم جایگزین سوریان جواب نداد و قابل اطمینان نیست.سه سال است که نفرات برتر قهرمانی کشور به جام وهبی امره میروند. بضاعت ما همین قدر است. ما که چشمه خروشان کشتی آزاد نیستیم، ما فرنگی هستیم. باید بدانیم که کجا بودیم و کجا آمدهایم. با یک خانه کشتی و یک مشت جوان و مربیان عاشق و سازنده فرنگی را به اینجا رساندهایم.
راستی بحث تیمداری شما در لیگ فرنگی هم سوژه داغی بود؟اعتقادی به تیمداری در لیگ ندارم. نظر شخصیام است. بهتر است من درگیر لیگ نشوم. برگزاری لیگ به این شکل اصلاً خوب نیست و به مربیان بیاحترامی میشود. کاش کمی فکر شخصیت کشتی فرنگی را هم بکنند. اینگونه لیگ هیچ سودی ندارد.در کشتی آزاد هم دو سال پیش در 84 تا نجاتیان شد پدیده لیگ و همه را برد اما لشکری و میرزایی شدند ملیپوش؛ این چه لیگی است، نمیدانم! خودم مخالفم ولی خود را دخالت نمیدهم.
مشکلات شما را دوباره از فرنگی دور نکند. مانند آن دو سالی که از کشتی فرنگی دور ماندید؟اگر بازمیگشتم به آن زمان هیچگاه نمیرفتم. یزدانی خرم تازه آمده بود و افرادی که دور او بودند، رشد فرنگی برایشان گران تمامشده بود و سنگاندازی میکردند و باعث شد بروم و 18 ماه خانهنشین شوم.
مثل اینکه خاطرات آن دو سال هم شما را آزار میدهد؟بدترین زمان ممکن بود. باخت حمید بدترین لحظه عمرم به حساب میآید. آرزویم بزرگی تیمملی کشورم است. در المپیک ما بد کار کردیم و من هم هیچ کاری از دستم برنمیآید.
ولی اکنون تمام تلاشتان را میکنید تا المپیکی به یادماندنی و پرطلا به جا بگذارید؟آرزویم همین است.
فکر میکنید چند طلا در المپیک بگیریم؟طلا برای مردان حرام است نمیدانم چرا میگویند طلا بگیرید! ولی جدا از شوخی آرزویم چهار طلاست ولی غیرممکن است، چون شرایط مهیا نیست.
چه شرایطی؟شرایط همه جوره باید مهیا باشد. آن هم در المپیک. یک مرتبه کشوری مثل فرانسه میآید و طلای یک وزن را از آن خود میکند. امر داوری از همه مهمتر است. باید مدال بگیریم نه مدال بدهند.
برای کسب طلای المپیک به چه امکاناتی نیاز دارید؟اگر به ما امکانات بدهند به خدا ارزش دارد. 3میلیارد بدهند به کشتی تا المپیک لندن، من دو طلا تحویل میدهم. ندادم سر من را بزنند. در چند سال اخیر هر قولی دادم عملی شده است. عاجزانه از آقای احمدینژاد میخواهم توجه کند که 400 میلیارد هزینه لیگ فوتبال میتواند ورزش پایه را درست کند. کمی هم به کشتی اهمیت داده شود. با این شرایط همه ورزشها دارند ضربه میخورند. فوتبالیها یکسان مثل ما پول بگیرند، ببینم میتوانند زندگی کنند.
خودتان تا المپیک میمانید؟مرگ و زندگی مثل شاهرگ است. انشاءالله شرایط فراهم شود تا المپیک میمانم.
فکر میکنید طالقانی بهتر بود یا یزدانیخرم؟اگر طالقانی نبود به عرصه مربیگری نمیآمدم. طالقانی متخصص بود. یزدانیخرم تخصص کشتی نداشت ولی مدیریت سطح بالایش توانست امکانات بیشتری برای کشتی بگیرد. پول حرف اول را در ورزش میزند. برای ما یزدانیخرم از هیچ نظری کوتاهی نکرده است.
گفتید پول، اوضاع مالی بهتر نشده است؟بهتر شده است. بالاخره بودجه محدود است، ولی باید طوری تقسیم شود که مربیان زحمتکش بیرون هم حمایت شوند.
نظرتان راجع به خانه کشتی چیست؟بهترین جاست ولی حیف که کم است. شش گروه هستیم که هیچیک نمیتوانند پیش هم باشند.
راستی خیلی کم مصاحبه میکنید؟ولی در عوض وقتی میآیید من تلافی تمام دفعات را میکنم. در مجموع فضای مصاحبه را چندان مطلوب نمیبینم. سرمربی تیمملی شخصیت دارد، باید برای ما کنفرانس بگذارند تا همه سؤالات خود را بپرسند.
چطور شده که تاکنون ازدواج نکردهاید؟سر این موضوع مادرم کلی نفرینم میکند. علاقه به تیمملی سبب شده که به فکر ازدواج نباشم. خدا نقطه ضعیف زندگی من را برداشت و خریت را کرد حریت. به مادرم هم قول دادهام تا سال 2012 ازدواج کنم.
از لقب معمار کشتی ایران خوشحال میشوید؟هیچ زمانی به خودم القابی ندادم و این محبت کارشناسان بوده است و ادعایی ندارم. فقط یک ادعا دارم، مسئولیتی که به من سپرده شده به بهترین نحو انجام دادهام.
فکر میکنید مثل تختی باز هم به وجود بیاید؟مثل تختی دیگر نیست. سنبل همیشه یکدانه است. او در کشتی ابهت دیگری داشت.
به ریاست فدراسیون هم فکر میکنید؟نه به هیچ عنوان، تا المپیک ماندن در کشتی برای من بس است. خیلیها هستند مثل رنگرز که در امر مدیریتی میتواند قوی باشد. همه که نباید به مربیگری رو بیاورند. ولی در مجموع هدف من رسیدن به بالاترین نقطه المپیک است و آنجا بهترین نتایج را بگیریم تا پس از آن سفره گسترده فرنگی را به عهده نفر بعدی بگذارم.
لحظات تلخ و شیرین زندگی را چگونه گذراندهاید؟تلخترین لحظه زندگیام جدایی از فرزندم بود و تلخترین لحظه ورزشی باخت حمید در پکن. شیرینترین لحظه زندگی هم جایی بود که مادرم را پس از 15 سال دیدم. در عرصه ورزشی هم سال اول حضورم در تیمملی جوانان یادم نمیرود. جایی که عید بچهها را در خانه کشتی نگه داشتیم هفت سین را روی تشک چیدیم. در همان سال در قهرمانی آسیا در هر هشت وزن مدال گرفتیم که شش تایش طلا بود.
راستی فکر میکنید چه کسی لیاقت ریاست دوباره فدراسیون کشتی را دارد؟فکر کنیم در چنین شرایطی که 20 ماه تا المپیک مانده بهترین شخص همین یزدانیخرم است و تغییرات در مقطع کنونی جایز نیست. ما تمام ضربه را در تغییر مدیریت میخوریم.
عدهای قصد تفرقه بین آزاد و فرنگی را دارند نظرتان در این مورد چیست؟حساسیت به وجود آمده است. برای رسیدن به قله نباید از سنگریزهها ترسید و باید آنها را با پا کنار زد. آزاد و فرنگی دو رشته جدا از هم هستند و هر کدام راه خود را میروند. آزاد بزرگی داشته و فرنگی دارد بزرگی را یاد میگیرد.
رفتن شما به برنامه دایره طلایی سروصدای زیادی به پا کرد؟این برنامه تنها برنامه تخصصی کشتی است. چرا نروم؟ یکی مثل کوثری اینگونه میآید و بدون تخصص حرف میزند. رفتم تا از حق خودمان دفاع کنیم.
از بیمحبتیهای صدا و سیما به تنگ نیامدهاید؟فوتبال شده است زندگی صدا و سیما. به کره باختهایم بعد فوتبال بارسلونا را نشان میدهند. سیاست ورزش درآمدزایی است. همه آنهایی که در شورای ورزش صدا و سیما حضور دارد، فوتبالی هستند تا خودشان را بزرگ کنند.
آقای بنا شما حالا آبی هستید یا قرمز؟پرسپولیس علی پروین را خیلی دوست داشتم.