
صبا همتی | آیندهنگری و عقلمحوری لزوم بررسی فتنه 88 و برخی عوامل آن را مورد تأکید قرار میدهند تا نه تنها در آینده پیشگیری لازم از به وجود آمدن شبیه آن انجام شود بلکه در صورت حادث شدن، بتوان رفتار و عملکردی مناسب و شایسته را اتخاذ کرد. اگرچه امروز جریان نفاق در محاق کامل به سر میبرد اما برخی از سرکردگان آن با تحرکاتی برای به صحنه برگرداندن جریان مخالف تلاش میکنند. حجتالاسلام سیدعلیمحمد بزرگواری در گفتوگو با «جوان» در این باره پاسخگو است.
آقای بزرگواری! طرح نظارت مجلس بر نمایندگان چرا در مجلس شورای اسلامی به تصویب نرسید؟طرح نظارت مجلس بر نمایندگان از مطالبات به حق مقام معظم رهبری است كه در دیدار سالانه نمایندگان مجلس با مقام معظم رهبری، معظمله به صراحت این مطلب را به نمایندگان یادآوری كردند و نمایندگان اصولگرا مطالبه مقام معظم رهبری را به صورت یك طرح درآوردند و قریب 155 نفر از نمایندگان این طرح را امضا كردند و از طریق مركز پژوهشها، طرح آماده و از طریق كمیسیون اصل 90 به هیئت رئیسه ارائه شد كه متأسفانه پس از اعلام وصول و مطرح شدن آن در صحن علنی مجلس به خاطر لابیهایی كه برخی از اعضای هیئت رئیسه و همدستان آنها در مجلس انجام دادند یك فوریت آن رأی نیاورد ولی به خاطر مصر بودن نمایندگان ولایی و اصولگرا كه بر مطالبه به حق خود به عنوان لبیك گفتن به ندای مقام معظم رهبری اصرار دارند الان این طرح در دستور كار مشترك كمیسیونهای قضائی و اصل 90 و آییننامه در حال بازنگری است كه دوباره به صحن علنی بیاید و دلیل عمده رأی نیاوردن آن در مرحله اول اعمال نظر برخی از افراد هیئت رئیسه مجلس بوده است كه هر وقت بخواهند طرحی رأی نیاورد عوامل خود را بسیج میكنند تا با لابیگری آن طرح رأی نیاورد. به هر حال رأی نیاوردن طرح نظارت بر كار نمایندگان مجلس مایهسرافكندگی و سرشكستگی مجلس به ویژه نمایندگان مدعی اصولگرایی است. ما باورمان این بود كه اصولگرایان مدعی در مجلس ضرورت رأیآوری این طرح را حس میكنند و با اشتیاق و استقبال به طرح مذكور رأی میدهند نه اینكه به آن رأی مخالف دهند
مخالفان طرح مذكور چه كسانی بودهاند و دلایلشان چه بوده است؟1- برخی از كسانی كه دورههای قبلی در مجلس بودهاند به خاطر اینكه از راه نمایندگی منافع زیادی به هم زدهاند و به نمایندگی مردم در مجلس به عنوان راهكار ویژهخواری خود مینگرند با این طرح مخالفند.2- كسانی كه از نظارت شورای نگهبان وحشت دارند كه اگر خلافی مرتكب شوند مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگیرند این نوع افراد میخواهند از جایگاهی كه قانون اساسی برای نمایندگان در نظر گرفته است سوءاستفاده كرده و از تریبون مجلس آن طوری كه میخواهند استفاده كنند و از خلأ ضعفهای آییننامه داخلی مجلس برای غیبتها و عدم حضور خود در مجلس استفاده ببرند. 3- كسانی كه برای شأن و جایگاه مجلس ارزشی قائل نیستند و تنها از راه نمایندگی و حضور در مجلس میخواهند وزرا و دستگاههای اجرایی را بترسانند و مطامع خود را دنبال كنند و از این دوره برای دوره بعد زراندوزی كنند و چون با اجرایی شدن این طرح منافع آنها به خطر میافتد با این طرح مخالفت میكنند.
چرا مجلس طرحی مانند وقف دانشگاه آزاد را در فوریت قرارداد و آن را بهرغم مخالفت جامعه دانشگاهی كشور به تصویب رساند؟در مورد وقف دانشگاه آزاد كه در فوریت قرار گرفت و تصویب شد باید علت این مسئله را در ارتباط دانشگاه آزاد و به ویژه شخص آقای دكتر جاسبی با نمایندگان جستوجو كرد. دانشجویان حوزههای انتخابیه برای انتقال و یا تخفیف شهریه از وكیل و نماینده خود درخواست میكنند كه مطالبات آنها را برطرف كنند و نمایندگان هم ناچارند كه برای رفع مشكلات موكلین خود ارتباط تنگاتنگی با دانشگاه آزاد و شخص دكتر جاسبی داشته باشند و دانشگاه آزاد هم از این ارتباط به خوبی استفاده میكند و بخشی از نمایندگان را وامدار خود به حساب میآورد مخصوصاً آنجایی كه به خاطر نمایندهای رئیس واحدی را عزل یا نصب كنند و لذا شاهد هستیم كه وقتی دكتر جاسبی به مجلس میآید عدهای برای رفع مشكلات دانشجویان و دانشگاهیان حوزه انتخابیه خود پروانهوار اطراف او را میگیرند و متأسفانه شأن و منزلت نمایندگی ملت را نادیده گرفته و در حد یك وامدار دانشگاه آزاد و دكتر جاسبی درمیآیند و به همین خاطر وقف دانشگاه رأی میآورد ولی طرح نظارت بر نمایندگان چون از این قبیل رفتارها جلوگیری میكند رأی نمیآورد.
هفتههای پس از شروع فتنه 88 نمایندگان مجلس در نامهای به قوه قضائیه خواهان مجازات و محاكمه سران فتنه شدند، این مطالبات به كجا رسیده است؟پس از روشن شدن نقش سران فتنه در اغتشاشات و هتك حرمتهای فتنهگران در فتنه سال 88 نمایندگان اصولگرا و ولایی مجلس طی شكوائیهای از قوه قضائیه خواستار برخورد قاطع و قانونی با سران فتنه شدند. تاكنون قوه قضائیه فقط در قالب الفاظ و وعده و وعیدهای شفاهی به این امر بسنده كرده است و هیچ اقدام عملی را انجام نداده است و این مطالبه بهحق نمایندگان مردم در هالهای از ابهام مانده است و میتوان گفت كه یكی از دلایل راكد ماندن این مطالبه به حق ملت ایران، همكاری نكردن برخی از اعضای هیئت رئیسه مجلس است كه به وظایف قانونی خود در دفاع از وظایف نمایندگان بیتفاوت ماندهاند و به خاطر موضعگیریهای غلط خود در دوران فتنه فتنهگران حاضر نیستند در راستای برخورد قانونی با سران فتنه گامی بردارند.
آیا مجلس اقدامات دیگری در این راستا انجام داده است؟نمایندگان اصولگرا و ولایی و با بصیرت همچنان بر خواسته خود اصرار دارند و تاكنون نشستهایی با مسئولان قوه قضائیه برگزار كردهاند و همواره در مصاحبهها و موضعگیریها نمیگذارند كه این شكوائیه به دیار فراموشی سپرده شود و موضعگیریهای اخیر ریاست محترم قوه قضائیه و معاونان ایشان كه با شدت بیشتری از قبل صورت گرفته حكایت از پافشاری و اصرار نمایندگان ملت بر این مطالبه بهحق دارد كه البته میطلبد تا هیئت رئیسه مجلس بنا بر وظیفهای كه آییننامه داخلی مجلس بر عهده آنها گذاشته است درخصوص این موضوع قویتر برخورد كند و شأن و اقتدار مجلس را در راستای ایفای حق نمایندگی ملت به درستی عملی كند و به خاطر جایگاهی كه هیئت رئیسه دارد به خوبی میتواند نقشآفرینی كند.بنده در كنار دیگر نمایندگان بارها اعلام كردهایم كه باید به جرائم مهدی هاشمی و فائزه هاشمی رسیدگی شود و همانطور كه سربازان گمنام امام زمان(عج) عبدالمالك ریگی را در آسمان ایران به دام انداختند، میتوانند آقازادههای فراری را در آسمانهای كشورهای دیگر دستگیر كنند و به كشور بیاورند.بر همه و بر شخص آقای هاشمی نیز مبرهن و واضح است كه مهدی هاشمی از پایههای اصلی آشوب و جزو سران فتنه 88 بوده و هیچ فردی منكر این موضوع نیست، وزارت اطلاعات هم اسناد و مدارك كافی و متقن برای دستگیری و محاكمه وی دارد و تعلل بیش از اینها به جریتر شدن این فرد و آقازادههای دیگر میانجامد. نباید نادیده گرفت كه فتنهگران داخلی نیز به پشتوانه افرادی مانند مهدی هاشمی كماكان تلاش دارند تا تحركاتی را در داخل كشور انجام دهند.متأسفانه خانواده هاشمی رفسنجانی و به خصوص فرزندان وی از موقعیت و جایگاه خانوادگیشان سوءاستفاده كردهاند. البته تخلفات دختر هاشمی كمتر از پسر وی نیست، وی دربین خواص با موضعگیریهایش بذر تردید انداخت. عدالت اسلامی اقتضا میكند با توجه به سخنان سخیف فائزه هاشمی در دوره اصلاحات، قبل و بعد از انتخابات سال گذشته و نیز با توجه به پرونده قطورش ، با وی برخورد لازم شود. هر كس در هر جایگاه و منصبی كه باشد مطابق خیانتها و اعمال و رفتار منافقانهاش باید با او برخورد بشود تا اینكه این افراد متنبه شده و از رفتارهای خود دست بردارند. یقیناً اینگونه برخوردهای عدالت محورانه باعث خواهد شد تا در سالهای آینده كسانی كه به شخصیتهایی وابستهاند به مردم و انقلاب خیانت نكنند.
به عقیده شما تأخیر یك سال و اندی محاكمه سران آشوب چرا اتفاق افتاده است؟جواب این سؤال را باید از قوه قضائیه جویا شد كه چرا در حدود یك سال با توجه به خسارات جبرانناپذیری كه سران فتنه به نظام اسلامی چه در داخل و چه در مجامع بینالمللی وارد كردهاند و تمام ادله و براهین بر محكومیت سران فتنه هم موجود است كه دستگاههای امنیتی و انتظامی به قوه قضائیه ارائه دادهاند ولی تاكنون قوه محترم قضائیه از دایره شعار و وعده و وعیدها خارج نشده است كه البته مصلحتاندیشیهای بیجا و نفوذ برخی از عقبههای این فتنهگران را نباید نادیده گرفت كه متأسفانه با واسطههای مختلف همواره سعی میكنند كه با پروژه بحرانهراسی نمیگذارند كه قوه قضائیه به وظیفه عدالتمحوری خود عمل كند گرچه در سالگرد نهم دی ماه و پیروزی ملت بر فتنهگران مسئولان قوه قضائیه با بیانات خود بارقههای امیدی در دل مردم به وجود آوردند اما همچنان خبری از اقدامات عملی محاكمه و مجازات سران فتنه وجود ندارد.
چند هفته قبل خاتمی دیداری با فراكسیون اقلیت مجلس داشت كه حساسیتهای زیادی را در جامعه برانگیخت، چه اهدافی میتوان از این دیدار ترسیم كرد؟شواهد و مستندات بسیاری موجود است كه خاتمی از عوامل مؤثر درفتنه 88 میباشد و قطعاً موضوع محاكمه سران فتنه كه مطالبه بهحق ملت ایران است در كنار موسوی و كروبی و فرزندان هاشمی رفسنجانی محاكمه خاتمی را هم دربردارد و لذا خاتمی برای فرار از محاكمه و تجدید حیات سیاسی خودش این دیدار را تدارك دید تا صف خود را از مابقی سران فتنه جدا كند و به عنوان یك چهره سیاسی درون نظام برای حضور در صحنه انتخابات آینده شرایطی را مطرح كند ولی با سوابق دیدار خاتمی با عوامل بیگانه و گرفتن خط مشی سیاسی از آنها برای راهاندازی انقلاب مخملی در ایران و نقش مزورانه او در راهاندازی فتنهگریهای سالهای 78 و 88 بر هیچ كس پوشیده نیست كه این بار هم میخواهد برای فتنهگریهای آینده جریان اصلاحطلبی را كه به پایان مرگ سیاسی خود رسیده زنده نگه دارد و راه بازگشت خود را به درون نیروهای نظام هموار كند كه البته اینگونه حركتهای امثال خاتمی راه به جایی نخواهد برد و خاتمی باید در محكمه عدل الهی پاسخگوی خیانتهایی باشد كه به نظام اسلامی روا داشته است.
همانطور كه میدانید برخی از اعضای فراكسیون اقلیت نظیر آقای كواكبیان از دیدار با خاتمی امتناع كردند، دلیل عدم تمایل این افراد چه میتواند باشد؟آن دسته از نمایندگان فراكسیون اقلیت كه حاضر نشدهاند با خاتمی ملاقات كنند به دلایل مختلف این كار عاقلانه را انجام دادهاند؛ یكی برای اینكه خاتمی را دیگر به عنوان مهره سیاسی و تأثیرگذار در خط مشی سیاسی درون نظام نمیدانند و او را به عنوان یك مهره سوخته به حساب میآورند، دوم اینكه این دسته از فراكسیون اقلیت حاضر نیستند با ملاقات با خاتمی آینده سیاسی خود را به خطر بیندازند چون آنها هم به این نتیجه رسیدهاند كه آقای خاتمی در جریان حاكمیت اصلاحطلبی و مخصوصاً در راهاندازی فتنه سال 88 به عنوان یك ستون پنجم نظام سلطه عمل كرد و در جلسات سری و محرمانه در خطدهی برای براندازی نظام ولایت فقیه نقش اول را ایفا میكرد، سوم اینكه اگر خاتمی جزو سران اصلی فتنه نبود چرا پس از انتخابات 88 و روشن كردن آتش فتنه در ایران آقای خاتمی هیچ عكسالعمل مثبتی در راستای خاموش كردن این فتنه از خود نشان نداد بلكه همواره در جهت تشویش افكار مردم سخن گفته است.خاتمی نقش مؤثری را در فراهم كردن امكانات برای جریان فتنه و خط دهی به موسوی و كروبی و جریان فتنه سال گذشته داشته است و تلاشهای گهگاه وی و از جمله دیدار با نمایندگان ره به جایی نمیبرد. ایشان به عنوان رئیس دولت اصلاحات در هشت ساله حاكمیتشان عملكرد مناسبی از خود به جای نگذاشتند. یكی از مهمترین مؤلفههای دولت خاتمی كه باعث شد مردم و متدینین از وی رویگردانی كنند، گردآوری كسانی به دور خود بود كه اعتقادی به اصول و مبانی انقلابی و اسلامی نداشتند و به همین دلیل دینزدایی و روحانیت ستیزی را سرلوحه اهداف و برنامههای خود قرار دادند. آنها با هر فرصتی به ارزشهای دینی و اعتقادی مردم میتاختند و انواع توهین و اتهام را به اصول اسلامی روا میداشتند. مثلاً قیام ارزشمند و آگاهانه حسین بنعلی (ع) را نتیجه خشونت پیامبر در جنگهای صدر اسلام برمیشمردند و تبلیغ و گسترش فرهنگ عاشورایی را ترویج خون و خشونت می دانستند. خاتمی نه تنها در مقابل آنها سكوت نمیكرد بلكه آنها را حمایت هم میكرد. آنها در ادامه دینزدایی خود در وقایع سال گذشته به ارزشهای انقلابی نظیر روز قدس و ولایت فقیه توهین كردند و امروز در پی آنند كه بار دیگر به حاكمیت برگردند تا به ادامه فعالیتهای گذشته خود بپردازند.
با توجه به آنكه اصلاحطلبان تمام همت و نهمت خود را برای ورود به عرصه سیاسی كشور به كار گرفتهاند، آینده سیاسی این جریان كه در سالهای اخیر با عدم اقبال مردم مواجه شده است چگونه قابل ارزیابی است؟ انقلاب اسلامی ایران در طول 30 سال جریانهای فتنه زیادی را تجربه كرده است. سرگذشت جریان فتنه 88 و سران آن همانند سرگذشت منافقین و لیبرالها و جبهه ملی و نهضت آزادی است یعنی این جریان هم پیش ملت ما آبرویی ندارد كه در عرصههای سیاسی وارد شود و آنها همچنان بر طبل عناد خود با نظام و رهبری میكوبند و از هر فرصتی كه برای عرض اندام به دست آورند بر ادعای باطل خود اصرار میورزند و اگر عدهای از آنها چراغ خاموش حركت میكنند تا خود را در درون نظام جای دهند برای این است كه مترصد فرصتی هستند تا در مقام انتقامجویی از ملت و نظام برآیند به استثنای آنهایی كه واقعاً توبه كردهاند و در راستای تبعیت از ولایت فقیه حركت میكنند مابقی صلاحیت حضور در هیچ كدام از عرصههای سیاسی چه ریاست جمهوری و چه مجلس را نخواهند داشت و قطعاً شورای محترم نگهبان مجال حضور دوباره را برای فتنهگری به آنها نخواهد داد.
هاشمی در هفتههای پیش بیانیهای در دفاع از مرجعیت نگاشت، هدف ایشان از این كار چه میتواند باشد؟به عقیده تیزبینها و دلسوزان انقلاب گرچه آقای هاشمی رفسنجانی از آغاز نهضت امام خمینی (ره) تا رحلت امام حركتهای مثبت و قابل قبولی در راستای انقلاب انجام داده و معتمد امام و رهبری بوده است ولی به خاطر برخی ویژگیهای شخصی كه در ایشان وجود دارد همواره انقلاب و دستاوردهای آن را به نفع خود مصادره كرده است و در زیر تمام الفاظ، گفتهها و نوشتههای ایشان رموز سیاسی وجود دارد و میتوان گفت كه هدف ایشان از نامهنگاریهای اخیر آن است كه در جایگاه تكیهگاه جریان فتنه و اصلاحطلبان و كارگزاران، آب رفته را به جوی برگرداند و بار دیگر میخواهد مانند آن خطبههای كذایی كه بذر تردید را در جامعه افشاند، آب زلال انقلاب را به نفع فتنهگران گلآلود كند ولی باید گفت هیهات هیهات.
بسیاری از جامعه معتقد بودند پیوندی میان سران فتنه با برخی از چهرههای شاخص انقلاب برقرار بوده كه همچنان گسسته نشده است. نظر شما چیست؟شواهد و قرائن نشان میدهد به خاطر هدف مشتركی كه میان سران فتنه و آقای هاشمی رفسنجانی وجود دارد این پیوند گرچه در ظاهر رنگ باخته است اما در خفا و پنهان همچنان برقرار است چون الان تنها تكیهگاه مطمئن سران فتنه وجود آقای رفسنجانی است. او به خاطر جایگاهی كه هنوز پیش مسئولان نظام دارد با ترفندهای خاص خودش میخواهد به عنوان یك عامل واسط بین نظام و سران فتنه عمل كند و همچنان با حرفهای دو پهلو در جایگاه ریاست مجمع تشخیص و مجلس خبرگان رهبری در بذر تردید افشاندن نقشآفرینی كند ولی نباید فراموش كرد كه تمام هم و غم ایشان این است كه فرزندان خود مانند مهدی هاشمی و فائزه را از محاكمه نجات دهد و آنها را از عنوان سران فتنه 88 برهاند اما بر آگاهان سیاسی پوشیده نیست كه الان هدف مشترك سران فتنه و رفسنجانی به عنوان عامل عقبه فتنه این است كه به حاكمیت برگردند تا در موقع مناسب از بسیجیان انتقام بگیرند.
عواملی كه فتنه 88 را رقم زدند چگونه قابل بررسی است؟اگر به خوبی در بیانات و سخنان مقام معظم رهبری در طول یك سال گذشته دقت كرده باشیم به خوبی این عوامل را به دست خواهیم آورد.1- دنیا طلبی و ریاستطلبی عدهای كه نشان دادند تمام سوابق آنها در انقلاب برای رضای خدا نبوده است و فقط از حضور خود در انقلاب همان راهی را میرفتند كه منافقین میگفتند هدف وسیله را توجیه میكند یعنی آنها از این حضور و سابقه انقلابی برای رسیدن به اهداف مادی و دنیوی درحد یك راه و وسیله مینگریستند و با همین امیال و آرمانهای مادی بود كه آنها در فتنه 88 تبدیل شدند به سران فتنه. 2- سلطه جهانی و عوامل داخلی و خارجی آنها كه همواره درصدد ضربهزدن به نظام اسلامی ایران هستند با رسانهها و نیروهای نفوذی خود در كنار سران فتنه توانستند از بیبصیرتی و جهالت عدهای به عنوان پیادهنظام فتنهگران در كف خیابانها به خوبی استفاده كنند تا حدی كه سران فتنه خود را محق در انتخابات 88 میدانستند و حاضر شدند تا سر حد سرنگونی نظام اسلامی سرمایهگذاری كنند و گام بردارند.
نقش نخبگان بیبصیرت در این بین چه میزان بود؟از آنجایی كه همواره نقشآفرینی نخبگان و فرهیختگان جامعه در بصیرتدهی و آگاهیبخشی كارساز است هنگام روی آوردن فتنه به جامعه اسلامی از آنجایی كه در فتنه باطل هم لباس حق را به تن كرده است چنانچه نخبگان جامعه از بصیرت و تیزبینی خاصی برخوردار نباشند چه بسا كه بر اثر خاموشی نخبگان خسارات جبرانناپذیری بر جامعه اسلامی وارد شود همچنان كه در تاریخ مظلومیت علی (ع) و اولاد معصومش همواره نقش منفی نخبگان بیبصیرت را خواندهایم در فتنه 88 كه در واقع اساس نظام اسلامی را هدف گرفته بود نقش نخبگان بیبصیرت را نمیشود نادیده گرفت و تكیه كلام مقام معظم رهبری در بصیرتدهی و آگاهیبخشی در این خصوص میتواند شاهكلید راهنمای همگان باشد كه بیشترین مخاطبان حضرت آقا همین نخبگان بیبصیرت بوده است.
حضور پرشكوه مردم كشورمان در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی به رغم تبلیغات سوء رسانههای معاند چگونه میبینید؟پیوندی كه مردم كشورمان در سال 57 با حضرت امام (ره) بستهاند هرگز گسستنی نیست. مردم با شناخت، معرفت و آگاهی عهدی را با امام خود بستهاند و هر سال با حضور آگاهانه و حماسی خود ضمن آنكه تجدید پیمان با آرمانهای امام راحلشان میكنند با ولی فقیه زمان هم عهدی دوباره میبندند. مردم كشورمان همیشه نشان دادهاند در دفاع از اسلام، انقلاب و ولایت فقیه سنگ تمام میگذارند و امسال هم به مانند هر بار در این راه قدم برداشتند. معاندان انقلاب اسلامی سالها در تلاشند تا نظام مقدس جمهوری اسلامی را از پشتوانه عظیم خود كه همان مردم هستند خالی كنند اما هر بار به واسطه بصیرت مردم و رهنمودهای مقام معظم رهبری ناكام ماندهاند. دشمنان در این راه از بدبین كردن مردم نسبت به مسئولان و اختلافافكنی بین سران سه قوه استفاده میكنند تا بلكه مردم جامعه را نسبت به حاكمیت و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بدبین كنند. حضور حماسه مردم در ایامی مثل 13 آبان و 23 بهمن نقشههای شوم دشمنان را نقش بر آب كرده و هزینههای میلیاردی كه دشمنان در این راه مصروف میكنند به هدر داده است.
شما یكی از راههای دشمن را اختلاف افكنی بین سران سه قوه برشمردید، بهترین راه برای مقابله با این توطئه چه میتواند باشد؟اختلاف سلیقه و اختلاف دیدگاه در بین مسئولان هر كشوری طبیعی است و اگر این اختلاف سلیقهها نباشد كشور گام در جهت پیشرفت و توسعه كند میشود. پس به صفررساندن اینگونه اختلافها تقریباً غیرممكن است، چرا كه همه افراد دارای یك روش و یك نوع نگاه به موضوعات نیستند. اما راه و روشی كه این مشكلات را به حداقل میرساند و دشمن را به سر مقصد مقصود نمیرساند آن است كه مسئولان و سران قوا از رسانهای كردن و فراگیر كردن مشكلات و اختلافنظرها بپرهیزند.رسانهای كردن اختلافات سطحی نه تنها مشكلی را حل نمیكند و كار را پیش نمیبرد بلكه مشكلات را چند برابر میكند و حل كردن آن را با دشواریهای فراوانی مواجه میكند. در كنار آن ما به دست خود بستری فراهم میكنیم كه دشمنان و معارضان بتوانند در مسائل داخلی كشور دخالت كنند و به آن دامن بزنند و از همین طریق به نظام و جامعه ضربه بزنند و كشور را دستخوش التهاب و اضطراب كنند. البته سران قوا و مسئولان كشور مشكلات و اختلافات روبنایی را میتوانند با برگزاری جلسات مشتركی حل و فصل كنند و در همان جلسات آن را خاتمه دهند كه این كار پسندیده و عاقلانهترین حركت ممكن است. مقام معظم رهبری نیز با توجه به توطئهها و دسیسههای دشمن در این باره بارها به مسئولان و كارگزاران نظام و خصوصاً سران سه قوه تأكیداتی را داشتهاند. ایشان به بهرهبرداریهای دشمن هشدار دادهاند و خواستهاند تا مسئولان بهترین و كاملترین راه را برگزاری نشستها و جلسات مشترك و بیان اختلافات در این جلسات پسندیده فرمودهاند. البته همانطور كه معظم له بارها اشاره داشتهاند نباید فراموش كرد كه دولت به علت آنكه در پیشانی حركت جامعه و نظام در پیشرفت و توسعه است تمام مسئولان و قوای نظام به همكاری با دولت پیش بیایند و او را در این امر خطیر یاری كنند. دولت نهم و دهم به رغم برخی انتقادات كه داشته است با روحیه انقلابی و والایی در جهت آرمانهای حضرت امام (ره) و خط ولایت فقیه بسیار خوب عمل كرده است و وظیفه تمام دلسوزان و مسئولان نظام اسلامی است كه دولت پركار و فعال را در این جهت به بهترین نحو كمك و یاری كنند.