
به گزارش خبرنگار «جوان» نیمهشب 28 شهریور مردی از خانهاش در اتوبان شهید محلاتی با مأموران کلانتری 110 شهدا تماس گرفت و آنان را از ماجرای قتل زن و مرد جوانی در خانهاش باخبر کرد.
هنگامی که مأموران در محل حاضر شدند مرد صاحبخانه به آنان گفت: نیمههای شب بود که متوجه شدم در خانه باز است، مستأجر طبقه اول را صدا زدم اما جوابی نداد برای همین به طبقه پایین رفتم. وقتی جلوی در واحد رسیدم دیدم در باز است، داخل خانه رفتم که ناگهان با جسد فریده(مستأجر) و یک مرد غریبه در خانه روبهرو شدم و بلافاصله به پلیس خبر دادم.
او گفت فریده و شوهرش هادی چند روزی بود خانه را اجاره کرده بودند. موضوع قتل به بازپرس کشیک قتل دادسرای امور جنایی تهران گزارش شد و پس از آن پرونده برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
کارآگاهان در بازرسی از محل جنایت مقداری ماده مخدر شیشه و وسایل استفاده آن و اسناد و مدارک بسیاری کشف کردند که با بررسی این اسناد و شناسایی مالکان آنها مشخص شد همه اسناد متعلق به کسانی است که اموال آنها به سرقت رفته است. در تحقیقات بیشتر پلیس روشن شد پس از اسبابکشی فریده و هادی به این خانه تردد افراد مشکوک شروع شده که باعث اعتراض همسایگان و صاحبخانه شده بود و دامنه این اعتراضها تا آنجا پیش رفته بود که بنا به گفته مرد صاحبخانه آنها قرار بود بهزودی خانه را تخلیه کنند.
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه هادی -28 ساله- روز بعد از جنایت 31 شهریور در منطقه پیروزی دستگیر شد.
او به کارآگاهان گفت: من و فریده قصد داشتیم با هم ازدواج کنیم، به خاطر همین خانهای را برای او کرایه کردم. زمان حادثه هم برای ترک اعتیادم در کمپ بودم و اطلاعی از قتل ندارم.
او ادامه داد: همزمان با بستری شدنم در کمپ قرار شد خانه را تخلیه کنیم که من هم به برادرم وکالت دادم تا خانه را تحویل دهد و پول پیش را که پنج میلیون تومان بود بگیرد. برای همین برادرم «مهدی» را به همراه یکی از دوستانم به نام «بهزاد» که آدرس خانه را میدانست به آنجا فرستادم تا قولنامه را از فریده بگیرند.
با اظهارات هادی کارآگاهان تصویر مرد ناشناسی را که جسدش به همراه جسد فریده کشف شده بود به او نشان دادند. هادی که صاحب عکس را شناخته بود به کارآگاهان گفت: جسد متعلق به دوست معتادش «داوود» است.
بدین ترتیب فرضیه متهم بودن مهدی و بهزاد پررنگتر شد و هر دو آنها یازدهم مهر در منطقه خاوران دستگیر شدند.
(بهزاد- 25 ساله) به افسر پرونده گفت: چند بار برای مصرف مواد به خانه هادی رفتم اما اطلاعی از قتل ندارم، مهدی- 31 ساله نیز گفت: من با کارهای برادرم هادی مخالف بودم و رفت و آمدی با او نداشتم تا اینکه با من تماس گرفت و گفت میخواهد ترک کند. بعد از اینکه هادی در کمپ بستری شد، تصمیم گرفتم به او کمک کنم. بعد هم موضوع تخلیه خانه پیش آمد و قرار شد پول پیش را از صاحبخانه بگیرم و خانه را تحویل دهم و چون آدرس خانه او را بلد نبودم به همراه دوستش بهزاد به آنجا رفتم که فریده ادعا کرد قولنامه دست بنگاهدار است و من هم بدون اینکه موفق شوم قولنامه را از او بگیرم برگشتم و قرار شد فردای آن روز به همراه بهزاد به بنگاه برویم که بعد از آن هیچ خبری از او نشد.
* اعتراف به قتل
کارآگاهان در ادامه تحقیقات و با توجه به رفت و آمد مکرر بهزاد به خانه فریده روی او متمرکز شدند اما بهزاد همچنان منکر دخالت خود در قتل میشد.
سرانجام بنا بر شواهد به دست آمده و تحقیقات تکمیلی بهزاد به قتل «فریده» و «داوود» اعتراف کرد.
او گفت: ساعت 3 بعدازظهر 27 شهریور به همراه مهدی- برادر هادی- برای گرفتن قولنامه به در خانه او رفتیم که فریده به ما گفت قولنامه دست بنگاه است.
بعد از آن من و مهدی قرار گذاشتیم فردای آن روز به بنگاه برویم در حالی که من مطمئن بودم قولنامه دست فریده است، به خاطر همین ساعت 21 همان شب دوباره به در خانه او رفتم و زمانی که داخل خانه شدم داوود را دیدم که به علت مصرف زیاد مواد مخدر بیحال روی زمین افتاده بود. من که چند بار با داوود درگیر شده بودم درباره حضور او به فریده اعتراض کردم که در جوابم گفت به تو ربطی ندارد!
برای اینکه فریده را بترسانم به او گرفتم میخواهی او را جلو چشمانت بکشم تا بفهمی به من ربط دارد یا نه؟ بعد هم بدون اینکه بفهمم پارچهای را دور گردنش بستم و محکم فشار دادم که ناگهان متوجه شدم او مرده، بعد از ترسم که نکند فریده مرا لو دهد به همان شیوه او را هم کشتم و فرار کردم.
به گفته سرهنگ محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ با توجه به اعتراف صریح متهم، تحقیقات از او ادامه دارد و با صدور قرار بازداشت موقت وی در اختیار کارآگاهان اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی قرار گرفته است.