
اخیراً دوکو عمروف، رهبر شورشیان اسلامگرای چچن، ضمن بر عهده گرفتن مسئولیت بمبگذاری انتحاری ماه گذشته در فرودگاه دوموددوو ـ یکی از پر رفت و آمدترین فرودگاههای مسکو ـ تهدید کرده که حملاتی مشابهی از این گروه علیه روسیه در راه است. وی در پیام خود که در اینترنت منتشر شده، هدف از انجام چنین حملاتی را تشکیل کشوری مستقل و مسلمان در منطقه قفقاز روسیه و حکمفرما بودن قانون شریعت در آن ذکر کرده است. شورشیان چچن در حالی از سال «اشک و خون» برای روسیه سخن میگویند که پیشتر مقامات مسکو بارها تلاش کردهاند آنها را قلع و قمع کنند. با این حال ادامه فعالیتهای شورشیان چچن نشان میدهد که هیچ یک از راهکارهای زمامداران روسیه برای بازگرداندن آرامش به این منطقه عملا جواب مثبتی نداده است. از این رو همچنان بسیاری از مردم چچن به روسها به عنوان اشغالگرانی نگاه میکنند که با به راهانداختن حمام خون در این منطقه در طی چندین قرن بر این نواحی مسلط شدهاند.
تاریخچه درگیری
قفقاز منطقهای در غرب دریای خزر است که به وسیله رشته کوهی به دو منطقه ماورای قفقاز (قفقاز جنوبی) و قفقاز شمالی تقسیم میشود. ماورای قفقاز یا همان قفقاز جنوبی امروزه متشکل از سه کشور آذربایجان، گرجستان و ارمنستان است که هر کدام دارای زبان مخصوص و قومیت خاصی هستند. اما اوضاع در قفقاز شمالی پیچیدهتر است. زیرا این منطقه هم اکنون جزئی از خاک روسیه است و مرز مشترک روسیه با قفقاز جنوبی محسوب میشود. در این منطقه قومیتهای مختلف با زبانها و آداب مختلف زندگی میکنند که خود بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. در واقع وجود اقوام متعدد و تأکید آنها بر اصل خویش که از خصوصیات مردم این منطقه است باعث بروز بحرانهای مختلف در آن شده است که از جمله میتوان به درگیریهای مردم چچن با روسها در قفقاز شمالی اشاره کرد.
جمهوری چچن از شرق و جنوب شرقی با جمهوری خودمختار داغستان؛ از غرب با جمهوری خودمختار اینگوش و از جنوب غربی با کشور گرجستان مرز مشترک دارد. در قرن شانزدهم اسلام به وسیله آوارها و کومیکها به میان مردم چچن برده شد. در بین سالهای 59- 1834، چچنها از قیام مریدها که به رهبری شیخ شامل صورت گرفت، فعالانه حمایت کردند. بعد از شکست قیام، سرزمین آنها به تصرف روسها درآمد و باعث شد که تعداد زیادی از چچنها به ترکیه مهاجرت کنند و آنان نیز که باقی ماندند، در برابر وضع جدید چندین بار دست به شورش زدند. بعد از انقلاب اکتبر، جنگ سختی برای کسب قدرت در قفقاز درگرفت؛ نیروهای انقلابی در اواخر سال 1917 زمام منطقه را به دست گرفتند و جمهوری شوروی ترک در مارس 1918 تشکیل شد. در سال 1919 ارتش منطقه را تصرف کرد و نیروهای انقلابی بار دیگر در سال 1920 حکومت خود را در منطقه مستقر کردند. در اواخر دهه 1980 با توجه به نابسامانیهای موجود در مسکو که نتیجه اصلاحات گورباچف بود، تجمع خلقهای کوهنشین قفقاز در سالهای 1989و 1990 با شرکت چچن ـ اینگوش و دیگر جمهوریهای شمال قفقاز برگزار شد. اندک زمانی بعد جمهوری چچن از اینگوش جدا شد و استقلال خود را از روسیه اعلام کرد. کمتر از یک سال پس از استقلال، هرج و مرج به شکل ملموسی جمهوری چچن را در برگرفت. این در حالی بود که رایزنیهای سیاسی مقامات دولتی مسکو و چچن نیز با بن بست مواجه شده بود. با بی نتیجه ماندن تلاشهای سیاسی، زمینه برای استفاده روسیه از اهرم نظامی فراهم شد. در اواخر پاییز سال 1994 نیروهای روسی از 3 محور اینگوش، اوستیای شمالی و داغستان به چچن حمله کردند و در روزهای آغازین بهار سال 1995، کاخ ریاست جمهوری چچن را به تصرف خود در آوردند. بدین ترتیب مذاکرات صلح چچن آغاز شد و پس از چند دور مذاکره، سرانجام طرفین با برقراری آتش بس و مبادله اسرا موافقت کردند. مدتی از امضای این قرارداد نگذشته بود که گروهی از فعالان چچنی که همواره بر جداییطلبی از مسکو پافشاری میکردند اعلام استقلال کردند و در سال 1997 تحت نظارت نیروهای بینالمللی اقدام به برگزاری انتخابات نمودند که در نتیجه آن اصلاً مسخدوف که با حاکمیت روسیه بر چچن مخالف بود، به ریاست جمهوری رسید.
در تابستان 1999 بر اثر بمبگذاری انجام شده در روسیه چند صد نفر کشته شدند. دولت روسیه که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 بود این اعمال را به گروههای چچنی نسبت داد. پس از آن در فضایی که پس از 11 سپتامبر در خصوص مبارزه با تروریسم به وجود آمد، «ولادیمیر پوتین» رئیسجمهور وقت روسیه قاطعانه از سیاستهای اتخاذ شده توسط همتای امریکایی اش «جورج بوش» حمایت کرد و چچن را به بخشی از جبهه مقدم «جنگ جهانی علیه ترور» تبدیل نمود. چنانکه کشته شدن اصلان مسخدوف رهبر چچن توسط نیروهای روس در ٨ مارس ٢٠٠٥ و سپس ربودن جسد وی برای دفن در گوری بی نام و نشان، از تصمیم قاطع پوتین برای پیش بردن جنگی خونین با استفاده از سکوت جامعه بینالمللی حکایت داشت.
در این بین اگر چه حملات تروریستی به برجهای دو قلوی تجارت جهانی امریکا در 11 سپتامبر، موجب اولویت یافتن مبارزه با تروریسم شد و بدین ترتیب فرصت مناسبی را برای پوتین به وجود آورد تا به مبارزه علیه شورشیان چچنی در قالب مبارزه جهانی علیه تروریسم بپردازد، با این حال ریشههای تعارض و ناآرامی در منطقه هرگز از بین برده نشد. چنانکه شورشهای جدایی طلبان تا به امروز نیز ادامه یافته و زمامداران روسیه را با چالشهای عمیقی مواجه کرده است.