
وبلاگ لحظه به لحظه از سیاست- شاید این سوال عجیب به نظر برسد و در بدو امر نتوان قرابتی میان آن دو یافت. اما اندکی تأمل دربارهی نقشهای شخصیتی و رفتاری آنها نزدیکی فراوانی را در میان آنها میتوان جستجو کرد. به طوری که به جرأت میتوان گفت هر دو دستآموز و مجری برنامههای دیکته شدهی فاعل خارجی هستند. اما شباهتهای بین آن دو نفر :
1ـ حسنی مبارک در حالی خود را رییس جمهور مادامالعمر میداند که بنا به گزارشهای رسمی از محبوبیت کمتر از 10 درصدی مردم برخوردار بوده و 90 درصد خواهان برکناری وی از قدرت هستند، در حال حاضر نیز همچنان در مقابل فریادهای مردم ایستادگی و حاضر نیست، به صورت مسالمتآمیز کنارهگیری کند. دقیقاً همین وضعیت در سال گذشته در جریان یک انتخابات پرشور و با مشارکت 85 درصدی مردم انقلابی ایران اسلامی برای موسوی پدید آمد. در آن انتخابات رقیبش با رأی قاطع پیروز شد. اما وی حاضر به تمکین در برابر رأی مردم و تن دادن به قانون (علیرغم ادعاهای قانونگرایی) نشد. با اتخاذ روشهای غیر دمکراتیک و مستبدانه میخواست بر خلاف جریان روند خروشان ملت حرکت نماید که سرعت توفنده و مواج حرکتهای مردم در 9 دی و 22 بهمن طومار ادعاهای وی را در هم پیچید. به همین خاطر بود که مردم وی را به دیکتاتور ملقب ساختند.
2ـ هر دو نفر مورد حمایت دولت آمریکا و کاخ سفید و برخودار از پشتیبانیهای نهان و آشکار رژیمهای مرتجع و خود فروخته بودهاند. جالبتر آنکه این دو در مقاطع حساس با یکدیگر نان قرض دادهاند. در واقع همانطور که در جریان فتنه سال گذشته حسنی مبارک، اقدامات ضدانقلابی و فتنهگرانهی موسوی و اطرافیانش را مورد پشتیبانی قرار داد، اکنون نیز در ادای دین و جبران بدهی خود، البته با نعل وارونه زدن و برای فروکش کردن قیام مردم مصر و نجات حسنی مبارک و انحراف افکار عمومی، در یک ترفند آمریکایی دیکته شده خواستار، راهپیمایی به اصطلاح حمایتی از مردم مصر آنهم بعد از راهپیمایی گسترده مردم در 22 بهمن شده است.
3ـ بارها صهیونیستها بدون رعایت قبح موضوع، از هر دو دفاع کردهاند. در جریان ادامه فتنه سال گذشته، بارها مقامات رژیم اشغالگر قدس از موسوی حمایت کرده و فتنهگران را سربازان پیاده نظام خود که در صف مقدم مبارزه با ج.ا.ا هستند خطاب کردهاند. این رژیم در حال حاضر نیز از مهره خود فروختهای که خدمات شایانی را برای دوام دولت پوشالی غاصب فلسطین از خود به نمایش گذاشت، پشتیبانی قاطع کرده و حضور او را در قدرت برای استمرار به اصطلاح صلح در خاورمیانه و به تعبیر درست، تعویق در فروپاشی این رژیم جعلی، ضروری دانستهاند و دقیقاً به همان گونه موسوی را برای خود مفید دانسته بودند.
4ـ هر دو نفر بارها به تمکین در برابر مدیریت موجود جهانی به رهبری آمریکای جنایتکار اذعان داشته و همراهی و تبعیت از نظام جهانی را برخود فرض دانسته و با هدایت پنهان و علنی دولت آمریکا در تلاش برای تحقق طرح "سازش با اسرائیل" بودهاند. به طوری که هواداران جریان فتنه در روز قدس با سردادن شعار "نه غزه نه لبنان ...." این خواسته درونی موسوی را هویدا ساختند.
5ـ البته مهمتر آنکه هر دو از کمکهای مادی صهیونیستها نیز بهرهمند شدهاند که اخیراً شبکه الجزیره اسناد غیرقابل انکار و تکاندهندهای از دریافت کمکهای مالی غیرمستقیم موسوی از عناصر خود فروخته و وابسته به رژیم صهیونیستی را افشاء نمود.
بنا براین آیا جا ندارد که مردم در راهپیمایی عظیم روز 22 بهمن شعار "موسوی، مبارک مرگ به نیرنگتان" ؛ "موسوی مبارک پیوندتان مبارک" را سر دهند؟