
به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاکمه متهم – حامد 26 ساله- در شعبه 71 دادگاه کیفری به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی برگزار شد. از آنجا که اولیای دم از قصاص قاتل گذشت کرده بودند قاضی برای متهم تقاضای مجازات کرد.
در ادامه «مهیا» خواهر ناتنی قاتل به دادگاه گفت: من ساعت 8 صبح روز حادثه تازه از خواب بیدار شده بودم که حامد وارد خانه ما شد.
او در حالی که یک بطری در دست داشت به آشپزخانه رفت و به مادرم اصرار میکرد از آن نوشیدنی بخورد اما مادرم میگفت به خاطر بیماریاش نمیتواند چیزی بخورد در این لحظه حامد متوجه حضور من در خانه شد و گفت برای آوردن مقداری وسایل از انبار خانه به او کمک کنم. با آسانسور به انبار رفتم که ناگهان حامد در آنجا طنابی به دور گردنم انداخت و میخواست مرا بکشد. من با صدای بلند جیغ کشیدم که ناگهان همسایهها سر رسیدند و حامد فرار کرد.
* حسادت
در ادامه جلسه یکی از همسران مقتول به دادگاه گفت: من همسر دوم مقتول هستم و از او صاحب دو دختر و یک پسر هستم. تصور میکنم حامد از سوی مادرش تحریک شده و از روی حسادت پدرش را به قتل رسانده است. من در طول 20 سال زندگی هرگز از حامد بدی ندیدهام و او را مثل فرزندم دوست داشتم. من برای اولین بار هوویم را هنگام قتل شوهرم دیدم.
* متهم در جایگاه
حامد به دادگاه گفت: من قبول دارم که پدرم را به قتل رسانده و قصد قتل خواهرم را داشتم. متهم گفت: پدرم مرد فداکاری بود و من قدردان زحمات او نبودم. من زمانی حرفهای پدرم را درک کردم که دستهایم به خون او آغشته شده بود. هیچ گاه تصور نمیکردم برادر و خواهران ناتنیام از قصاص من گذشت کنند.
متهم گفت: پدرم بازاری بود و اوضاع مالی مناسبی داشت. او 20 سال پیش با زن دیگری هم ازدواج کرد. او همواره اصرار داشت تا من کنار او کار کنم تا راه و رسم زندگی را به من بیاموزد اما من خواهان استقلال بودم و بر سر این موضوع همیشه با هم مشاجره میکردیم. متهم گفت: اصرار من باعث شد تا پدرم برایم یک خودرو بخرد. من شبها را در یک آژانس کار میکردم و روزها در یک شرکت خصوصی مشغول کار بودم.
حامد درباره شب حادثه گفت: مدتها بود که از پدرم کینه به دل گرفته بودم، بنابراین تصمیم گرفتم برای همیشه از دست نصیحتهایش خلاص شوم.
او درباره شب حادثه -27 فروردین سال گذشته- گفت: پدرم برای خرید کالا به بندرعباس رفته بود و قرار شد من برای بازگرداندن او به فرودگاه بروم. ساعت حدود 11 شب بود که او را سوار بر خودروی خودم کردم و به سمت منزل به راه افتادیم. وقتی به خیابان انقلاب رسیدیم به او نوشیدنی مسموم تعارف کردم. پدرم پس از نوشیدن آن بیهوش شد. من به شدت ترسیدم و از کارم پیشمان شدم. او را به بیمارستان بوعلی بردم که پس از یک ساعت پرستاری بر بالینش حاضر شد و از من خواست پدرم را به بیمارستان دیگری ببرم.
من پدرم را بار دیگر سوار بر خودرو کردم تا راهی بیمارستان لقمان شوم اما در راه وسوسهای شیطانی به سراغم آمد. با خودم فکر کردم اگر پدرم به هوش بیاید از من انتقام خواهد گرفت، بنابراین راهی انبارش که در زیرزمین منزل همسر دومش بود شدم. او را به گوشه انبار کشاندم و سپس نایلونی دور سرش پیچیدم و او را خفه کردم.
متهم گفت: بعد از آن تصمیم گرفتم هووی مادرم را نیز به قتل برسانم اما از بدشانسی دخترش در خانه بود و نقشهام ناکام ماند.
قاضی عزیزمحمدی پس از شنیدن آخرین اظهارات متهم ختم جلسه رسیدگی را اعلام کرد و پس از مشاوره با اعضای دادگاه حامد را برای ارتکاب قتل به 10 سال حبس و برای اقدام به قتل خواهرش به شش ماه حبس محکوم کرد.